سیمای متهجدین

نویسنده : سید حسن موسوی

مرحوم الهی قمشه ای (ره)

علامه حسن زاده آملی (دام ظله العالی) در وصف استاد خود آیت الله دکتر مهدی الهی قمیشه ای(ره) می گوید:الهی سحری بود.الهی الهی شب با ستارگان گفتگو داشت.الهی را مناجاتهای آتش سوز است.الهی گریه ها داشت.الهی عالم ربانی بود.الهی اهل ایقان بود.الهی مفسر قرآن بود.الهی سوز و گداز داشت.الهی راز و نیاز داشت.الهی مراقب بود.الهی عارف بود.الهی عاشق بود.الهی مهربان بود و حسن زاده را آرام جان.الهی محب خالص پیغمبر و آل پیغمبر بود.الهی صاحب تالیفات بود.الهی نغمه حسینی بسرود.الهی تربیت شده آقا بزرگ حکیم و عارف یزدی بود.الهی الهی بود.
در جای دیگر می فرماید:به خلوت شب و بیداری سحر گفتگوی با ماه و ستارگان بسیار انس داشت و قسمت اعظم غزلیاتش در این موضوع است؛
بیا تا ساعتی در شام تاریک - زاشک دیده پیماییم ساغر
بیا تا در دل شب با دل خویش - سخن گویم از آن پر ناز دلبر
در نغمه های الهی چهل و چهار بیت درباره شبآورده که چشم شب نشینانبساط قرب دوست بدان روشن می گردد و مطلهش این است:
شب آمد شب رفیق دردمندان - شب آمد شب حریف مستمندان
شب آمد شب که نالد عاشق زار - گهی از دست دل گاهی ز دلدار
در این اواخر به قم مشرف شده بودند و به بنده افتخار خدمت دادند. قضا را یکی از دوستان نیز مهمان بنده بود.چون صبح فرا رسید آن دوست چقدر از سحر الهی سخن گفت(310).

علامه حسن زاده آملی (دام ظله العالی)

استاد علامه، حسن زاده آملی (دام ظله العالی) در زندگینامه خود می نویسد: در عنفوان جوانی و آغاز درس زندگانی که در مسجد جامع آمل سرگرم به صرف ایام در اسم و فعل و حرف بودم، و محو در فرا گرفتن صرف و نحو، در سحر خیزی و تهجد عزمی راسخ.ارادتی ثابت داشتم، در رویای مبارک سحری، به ارض اقدس رضوی تشریف حاصل کرده ام و به زیارت جمال دل آرای ولی الله الاعظم ثامن الحجج، علی بن موسی الرضا(علیه و علی آبائه و ابنائه آلات التحیه و الثناء نائل شده ام.)
در آن لیله مبارکه قبل از آن که به حضور با ههرالنور امام (علیه السلام) مشرف شوم مرا به مسجدی بردند که در آن مزار حبیبی از احباءالله بود و به من فرمودند:در کنار این تربت دو رکعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه که برآورده است.من از روی عشق و علاقه مفروطی که به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم.سپس به پیشگاه والای امام هشتم سلطان دین رضا (روحی لتربته الفداء و خاک درش تاج سرم) رسیدم و عرض ادب نمودم.بدون این که سخن بگویم، امام که آگاه به سر من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگی مرا برای تحصیل آب حیوه علم می دانست، فرمود: نزدیک بیا.نزدیک رفتم و چشم بروی امام گشودم، دیدم با دهانش آب دهانش را جمع کرد و بر لب آورد و به من اشاره فرمود که بنوش و امام خم شد و من زبانم را در آوردم و با تمام حرص و ولع که گویی خواستم لبهای امام را بخورد، از کوثر دهانش آن آب حیوه را نوشیدم و در همان حال به قلبم خطور کرد که امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمود: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله)آب دهانش را به لبش آورد و من آن را بخوردم که هزار در علم و از هر دری هزار در دیگری به روی من گشوده شد.(311)
همچنین از فرمایش های آن بزرگوار است که:گفته اند که وقت سحر وقت مسافرت رهروان است و نسیم آن چون دم عیسوی علاج بیماران.
وقت سحر رسیده یعنی سفر رسیده - بیدار باش بیدارقم ایها المزمل
در مسافرت فوائد بسیار است.آب که یک جا بماند بدو بو می شود مگر به دریا برسد تا دریا شود و بو نگیرد.
چو ما کیان به در خانه چند بینی جور - چرا سفر نکنی چو کبوتر طیار
و در پاسخ به نامه یکی از تشنگان معرفت چنین نگاشته است:
آقای عزیز! هیچ موهبتی از نعمت ترک علاقه دنیوی بزرگتر نیست که همه مفاسد به این علاقه متعلق است.
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود - ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
اگر دستو العمل می خواهی مگر این آیه را تلاوت نکرده ای و من اللیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محموداو مگر نشنیده ای؟!
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند - و ندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
و مگر برایت نخوانده ام؟!
در خلوت شبهای تارت می توانی - آری به کف سرچشمه آب بقا را
خلاصه مرد سحرباش که:
صوم و جوع و سحر و خلوت و ذکر به دوام - ناتمامان جهان را کند این پنج تمام
و دست از دامن دوست برمدار:
به والله به بالله به تالله - به حق آیه نصر من الله
که مو از دامنت دست برندیدم - اگر کشته شوم، الحکم لله
اگر دست شب نگرفتی در روز بگیر، و اگر روز را به رایگان از دست دادی، شب را دریاب.این راه و رسم گدایی را خود جناب دوست به ما یاد داد که فرمود:و هو الذی جعل اللیل و النهار خلفه لمن اراد ان یذکرا او اراد شکورا. سرش این است که جواد است وجود گدایی می خواهد.
و نیز فرمود:قدر شب را بدان که بزرگترین نزول، و شریف ترین عروج در شب بوده است.
اما نزول؛انا انزلناه فی لیله القدرو ما اروج؛ سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله.. ددر روز مشغله و آمد و شد و اسباب انصراف انسان بسیار است؛ به خلاف شب که هنگام آرامش است.قوله سبحانه:انا سنلقی علیک قولا ثقیلا،ان ناشئه اللیل هی اشد وطئا و اقوم قیلا ان لک فی النهار سبحا طویلا.لذا اذکار و او راد و خلوت را در شب تاثیری خاص است که در روز نیست، به خصوص در ثلث آخر لیل که هوا تصفیه شده و با روح بخاری مزاج انسان مسانخ است و بدن هم از خستگی بدر آمده است که انتقالات و تمثلات و مکاشفات زودتر و بهتر و قوی تر روی می آوردند؛و من اللیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبثک ربک مقاما محمودا. مقام محمود انسان که حامد دانشمندان و فرشتگان و بلکه خدای سبحان است، اراک حقایق کلمات نوری موجودات کماهی از راه نظر و برهان است و کمال آن به نحو شهود و عیان است.(312)

شهید مصطفی خمینی (ره)

آقای گرامی راجع به تعبد و تقید شهید بزرگوار حاج آقا مصطفی خمینی (ره) چنین می گویند:حاج آقا مصطفی که در ایران که بودند تقریبا همه صبح به زیارت حرم حضرت معصومه (علیه السلام) می رفتند و شبها نیز به دعا تقید داشتند و حالت عرفان و نزدیکی با خدا در ایشان به وضوح دیده می شد و تمامی حالات و افکارش تحت تاثیر مستقیم این نیرو قرار داشت. در عراق به غیر از کارهای معمول همه روزه، سفرهایی پیاده به کربلا داشتند که به قصد زیارت شهدا و حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) انجام می گرفت. گروههایی چند نفری به راه می افتادند و تمامی این مسیر را که هفده فرسخ می باشد، می پیمودند، تا به زیارت امام نائل شوند.
آقای حلیمی کاشانی اضافه می کنند:شب که همه دوستان می خوابیدند - در بین راه نجف به کربلا - ایشان یک کاسه آب کنار خود می گذاشتند و وضو می گرفتند و تا نماز صبح مشغول عبادت می شدند و بعد از آن مقداری استراحت می کردند.(313)