سیمای متهجدین

نویسنده : سید حسن موسوی

شهید مدرس (رضوان الله تعالی علیه)

مدرس اهل عرفان، نیایش و نماز شب بوده و همیشه در جهت تهذیب هر چه بیشتر نفس می کوشیده است، مرحوم آیت الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی که خود از شاگردان برجسته ملا محمد کاشانی و آقا سید صادق خاتون آبادی بوده است، و در نجف اشرف نیز به دنیا آمده است،؛ در اواخر عمر خود مقیم مشهد رضوی گردید و کرامات او زبانزد مردم و خواص آن دیار است.
درباره عرفان، تقوا و تهجد شهید مدرس می گوید: مدرس اهل تهجد و نماز شب بود، تمام ایام که من با او بودم، نماز شبش ترک نشد، از جمله اکثرا در پشت بام مدرسه صدر شبها را به سر می بردیم، او اهل نماز و مطالعه بود (300)

شیخ محمد حسین مطهری (ره)

استاد شهید مرتضی مطهری(ره) درباره پدر بزرگوارش شیخ محمد حسین مطهری می گوید: ما یک سلسله لذتهای معنوی داریم که معنویت ما را بالا می برد. برای کسی که اهل تهجد و نماز شب باشد، جزء صادقین و صابرین و مستغفرین بالاسحار باشد، نماز شب لذت و بهجت دارد.
لهذا کسانی که چنین توفیقاتی داشته اند و ما چنین اشخاصی را دیده ام، به لذتهایی مادی که ما دل بسته ایم، هیچ اعتنا ندارند.چه مانعی دارد که من ذکر خیری از پدر بزرگوار خودم بکنم؟ از وقتی که یادم می آید (حداقل از چهل سال پیش) من می دیدم این مرد بزرگ و شریف هیچ وقت نمی گذاشت و نمی گذارد که وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تاخیر بیفتد.شام را سر شب می خورد و سه ساعت از شب گذشته می خوابید و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده و در شبهای جمعه از سه ساعت به طلوع صبح مانده بیدار می شود و حداقل قرآنی که تلاوت می کند یک جزء است و با چه فراغت و آرامشی نماز شب می خواند.حالا تقریبا صد سال از عمرش می گذرد و هیچ وقت من نمی بینم که یک خواب نا آرام داشته باشد.همان لذت معنوی است که این چنین نگهش داشته، یک شب نیست که پدر و مادرش را دعا نکند.یک نامادری داشته که به او خیلی ارادتمند است و می گوید که او خیلی به من محبت کرده است.شبی نیست که او را دعا نکند.یک شب نیست که تمام خویشاوندان و ذی حقان و بستگان دور و نزدیکش را یاد نکند.اینها دل را زنده می کند.آدمی اگر بخواهد از چنین لذتی بهره مند شود ناچار از لذتهای مادی تخفیف می دهد تا به آن لذت عمیق الهی برسد.(301)

استاد مرتضی مطهری (ره)

از خصوصیات آن بزرگوار عنایت زیاد به تهجد و شب زنده داری بود و از دوران طلبگی تا آخر عمر، بدان پایبند بودند.حضرت آیت الله خامنه ای (دام ظله العالی) درباره آن بزرگوار می فرماید:مرحوم مطهری یک مرد اهل عبادت و اهل تسویه و تزکیه اخلاق و روح بود.من فراموش نمی کنم، ایشان وقتی به مشهد می آمد خیلی از اوقات به منزل ما وارد می شود.گاهی هم ورودشان در منزل خویشاوندان همسرشان بود.این مرد نیمه شب تهجد با آه و ناله داشت؛ یعنی نماز شب می خواند و گریه می کرد، به طوری که صدای گریه و مناجات او افراد را از خواب بیدار می کرد.یک شب ایشان منزل ما بودند، نصف شب از صدای گریه ایشان خوانواده ما از خواب پریده بودند.البته او ملتفت نشده بودند صدایی کیست، اما بعد فهمیدند که صدای آقای مطهری است.بله ایشان نصف شب نماز می خواند همراه با گریه، با صدایی که از آن اتاق می شد آن را شنید(302).
فرزند استاد شهید ضمن تشریح وقایع شب شهادت استاد، چنین می گوید:
آن شبی که خبر ترور پدر را شنیدیم همگی تا صبح بیدار بودیم.ساعت دو و بعد از نیمه شب بود که زنگ ساعتی که ایشان را مطابق معمول برای نماز شب بیدار می کرد به صدای در آمد ولی دیگر او در قید حیات نبود.او نماز شبش را در میان خون مطهرش، زودتر از موعد نماز شب در تاریکی خیابان خوانده بود(303).
یکی از دوستان ایشان درباره آن بزرگوار می گوید:از ویژگیهای آن مرحوم، تقید و علاقه مفرط ایشان بود به ذکر و دعا و شب بیداری. به یاد دارم که در همان اوایل آشنایی ما با یکدیگر، او به نماز شب مقید بود و مرا نیز بدان تحریص می کرد.من به بهانه این که آب حوض مدرسه شور و کثیف و برای چشمانم مضر است از آن شانه خالی می کردم.تا این که شبی در خواب دیدم که در خوابم و مردی مرا بیدار کرد و گفت: من عثمان بن حنیف نماینده حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) می باشم.آن حضرت به تو دستور داده اند بپای خیز و نماز شب را بپای دار و این نامه را نیز آن حضرت برای تو فرستاده اند.در آن نامه با حجم حجم کوچکی که داشت با خط سبز روشن نوشته بود:هذا برائه لک من النارمن در عالم خواب با توجه به فاصله زمانی حضرت علی (علیه السلام) متحیرانه نشسته بودم که ناگاه در همان حال تحیر، مرحوم آیت الله مطهری مرا از خواب بیدار کرد و در حالی که ظرف آبی در دست داشت، گفت: این آب را از رودخانه تهیه کرده ام.برخیز و نماز شب بخوان و بهانه مجوی(304).
آیت الله سید علی محقق داماد(ره) در مورد شهید مطهری(ره) آورده اند:در اینجا جنبه مهمی را که می خواهم به آن پردازم و در وجود ایشان با درخشندگی تمام جلوه داشت، روح تعبد و تسلیم آن شهید بزرگوار بود.خشوع و خضوع در عبادت و نیایش و مناجات با پروردگار، به طوری که بعد از سن تکلیف، هیچگاه نماز شب ایشان ترک نشده بود.ما که با آن بزرگوار مانوس بودیم، می دیدیم که قبل از خواب مقید بودند که مقداری از آیات قرآن را با دقت و تدبر بخوانند.حالت خاص ایشان هنگام نیایش شبانه با خداوند توصیف ناپذیر است(305).
هم چنین در کتاب جلوه های معلمی استاد از قول دکتر علی لاریجانی نقل شده است که ایشان اولا در تمام شئونات زندگی، فرد بسیار منظم و منظبطی بودند.اوقات ایشان با برنامه، برای کارهای مشخصی تنظیم شده بود.ساعاتی برای عبادت و ساعاتی برای مطالعه تنظیم نموده بودند. معمولا دو ساعت به طلوع فجر، ایشان مشغول عبادت بودند و این برنامه حتی در مسافرتها نیز تغییر نمی کرد.
هر چند اگر به خاطر کثرت کار در برخی ایام مجبور می شدند که دیر وقت به بستر استراحت بروند ولی استراحت ایشان هم منظم بود و معمولا ساعت حدود نه و نیم یا ده بعد از ظهر برای استراحت مهیا می شدند، البته این توفیق الهی در عبادت با این نظم لایتغیر جز در سایه عشق و انس با حضرت حق حاصل نمی شد(306).
هم چنین فرزند ایشان معتقد است:تقوا و تهجد، ویژگی دیگران و ایشان است. طبیعی است که کسی که این همه آثار عمیق و پر محتوا از خود به جا گذاشته نمی تواند یک آدم بی بند و بار باشد و نوری از انوار معنویت در او نباشد، خصوصا که این آثار جنبه مذهبی دارد و همه اش دعوت به خدا و احکام خدا و دفاع از قوانین اسلام است(307).
حجت الاسلام طاهری خرم آبادی نیز درباره ایشان می گویند:مرحوم استاد از خصوصیاتش این بود که مرد متعهد بود.یک روحانی متعبد به تمام معنی،... ما که بیشتر با ایشان سرو کار داشتیم می یافتیم از آنهای بود که نماز شبش ترک نمی شد.از آنهایی بود که تا مقداری از قرآن را در آخر شب تلاوت نکند به بستر نمی رفت و تقیدی داشت.ضمن این که در زندگی اش خیلی منظم بود، این که می گویم در زندگیش یعنی بعد عبادی مثلا فرض کن آدمی که معمولا ممکن است اهل نماز شب باشد ولی یک شب تا ساعت یک نصف شب، دو نصف شب نشسته، دیگر حال ندارم که آن دو صبح بلند شود و نماز بخواند،(ولی ایشان) این جور نبود.کرارا، در سالهای اخیر که به قم برای تدریس می آمد و در خانه های دوستان قرار داشت، همه این مطلب را می یافتیم که اگر در ساعت یک هم گاهی جلسات طول می کشید و صحبت می کرد باز آن آخر شب حتی در شبهای کوتاه فصل بهار باید بلند شود و نماز شبش را بخواند، راز و نیازش را بکند؛ کارهای عبادیش کاملا منظم بود.(308).