سیمای متهجدین

نویسنده : سید حسن موسوی

حضرت امام باقر و امام صادق (علیه السلام)

امام صادق (علیه السلام) درباره مناجاتهای شبانه پدر چنین فرموده است:پدرم در دل شب، همیشه با حال تضرع و مناجات به درگاه الهی عرض می کرد:الهی! امر تنی فلم ائتمر و نهیتنی فلم انزجر فها اناذا عبدک بین یدیک و لا اعتذر ؛ یعنی خداوندا! تو فرمان دادی ولی فرمانت را اطاعت نکردم، مرا نهی کردی ولی از آنچه نهی کردی دور نگشتم.اکنون این من، بنده توام که در برابرت قرار دارم و معذرت می طلبم (و یا از شدت غفلت حتی در اندیشه معذرت خواهی هم نیستم.(248)
و زیر ابوالفتح اربلی درباره اوصاف حضرت صادق (علیه السلام) می گوید:نیکی ها صادق (علیه السلام) بسیار، و خصایل شریف او کامل است.وی از سخن و شیوه های پدران ارجمند خویش پیروی می کرد و خود را وقف عبادت واطاعت و زهد کرده بود.چنان او به شب زنده دار و نماز عبادتش دل بسته و مشغول بود که فلک نیز نمی توانست با وی به رقابت برخیزد.(249)
نیز شیخ صدوق از مالک بن انس روایت کرده که گفت:... و چنان بود آن حضرت که خالی نبود از یکی از سه خصلت: یا روزه دار بود و یا قائم به عبادت بود و یا مشغول به ذکر و آن حضرت از بزرگان عباد و اکابر زهاد بود و از کسانی بود که دارا بودند خوف و خشیت از حق تعالی را... (250)

حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام)

گویند از جمله جلوه های طاعت حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) این بود که اول شب وارد مسجد النبی می شد و یک سجده می کرد و در حال سجده زمزمه ای داشت که حکایت از اخلاص و ترس او می نمود؛عظم الذنب عندی، فلیحسن العفور من عندک، یا اهل التقوی و یا اهل المغفره؛ گناه من بزرگ است اما عفو و بخشش تو نیکو، ای اهل تقوا و آموزش! امام (علیه السلام) این کلمات را با حال زاری و شکستی و گریه تکرار می کرد تا وقتی که صبح می شد(251)و درباره آن حضرت وارد شده که نوافل شب را می خواند و تا هنگام اذان صبح، مشغول نمازها مستحبی بود.(252)
شخصی درباره نیایش آن حضرت نقل می کند که آن امام در آخرین رکعت از نماز شب خود با معبودش چنین نیایش می کرد:خدایا تو خود در کتابت فرموده ای: اهل بهشت چنان بودند که اندکی از شب را خوابیده و سحرگاهان به استغفار بر می خواستند.به خدا سوگند، که خواب من طولانی و شب زنده داری من کم است.اکنون این سحر است.و من به طلب بخشش از گناهانم برخاسته ام؛ بخشش کسی که نه مالک سود و زیان خود است ونه اختیار مرگ و زندگی و نشورش را دارد.(253)
کمال الدین محمدبن طلحه شافعی در حق او گفته:اوست امام کبیر القدر عظیم الشان کثیرالتجهد، مجدد ددر اجتهاد، مشهور به عبادات، مواظب بر طاعات، مشهور به کرامات، شب را به روز می آورد به سجده و قیام و روز را به آخر می رساند به تصدق و صیام. در منتهی الامال آمده که حضرت امام موسی (علیه السلام) عابدترین اهل زمان خود و افقه و از همه سختی تر و گرامی تر بود و روایت شده که شبها برای نوافل شب بر می خاست و پیوسته نماز می گذاشت تا نماز صبح.نیز آمده... و چندان گریه می کرد از خوف خدا که محاسنش از اشک چشمش تر می شد...(254).
در خبری از مامون نقل شده در ورود حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) بر هارون الرشید، مامون گفته:اذا دخل شیخ مسخد قدا نهکته العباده کانه شن بال قدکلم السجود و جهه و انفه ؛ یعنی وارد شد بر پدرم پیرمردی که صورتش از بیداری شب و عبادت زرد و ورم دار شده بود و عبادت او را رنجور و لاغر کرده بود؛ به حدی که مانند مشک پوسیده شده بود و کثرت سجده صورت و بینی او را مجروح کرده بود...(255).

حضرت امام رضا (علیه السلام)

ابراهیم بن عباس در وصف عبادت پیشوای هشتم شیعیان حضرت امام رضا(علیه السلام) می گوید:حضرت رضا (علیه السلام) شبها کمتر می خوابیدو بیشتر شب را به شب زنده داری سپری می کرد.بعضی شبها نیز از اول شب تا صبح بیدار می ماند(256).
حضرت رضا (علیه السلام) علاوه بر آن که با عمل و رفتارش دیگران را به عبادت خدا سوق می داد، با زبان وگفتار نیز آنان را، به ویژه اعضای خانواده خود را به تهجد و شب زنده داری فرا می خواند.یکی از کنیزان امام (علیه السلام) می گوید: روش امام (علیه السلام) این بود که هر شب ما را برای عبدت و نماز شب بیدار می کرد(257).
شیخ صدوق از رجاءبن ابی ضحاک روایت کرده است که گفت مامون مرا فرستاده تا حضرت رضا (علیه السلام) را از مدینه به مرو آورم و امر کرد مرا که آن جناب را از راه بصره و اهواز و فارس حرکت دهم نه از طریق قم نیز امر کرد مرا که آن جناب را در شب وروز حفظ کنم تا به او برسانم، پس من در خدمت آن حضرت بودم از مدینه تا به مرو.به خدا سوگند، که ندیدم مردی را که مثل آن حضرت؛ در تقوا و کثرت ذکر خدا در جمیع اوقات خود و شدت خوف از حق تعالی، و عادت آن جناب چنان بود.
ونیز درباره آن بزرگوار آمده است:... و به جهر و آشکارا می خواند قرائت نمازهای مغرب و عشاء و نماز شب و شفیع و وتر و صبح را...
... وترک نمی کرد نافله مغرب و نماز شب و شفع و وتر و دو رکعت نافله فجر را نه در سفر و نه در حضر؛ امانوافل نهاریه را در سفر ترک می کرد...(258)
شیخ صدوق در عیون روایت کرده از حاکم ابو علی بیهقی از محمدبن یحیی صولی که گفت:حدیث کرد مرا مادر پدرم و نام او. عذر بود.گفت که مرا با چند کنیز از کوفه خریدند و من خانه زاد بودم در کوفه ، پس ما را نزد مامون آوردند و گویا در خانه او در بهشتی بودیم از راه اکل و شرب طیب و زر بسیار.پس مرا او به امام رضا (علیه السلام) بخشید.چون به خانه او آمدم، آنها را نیافتم و زنی بر ما نگهبان بود که ما را درشب بیدار می کرد و به نماز وا می داشت و این از همه بر ما سخت تر بود(259).