سیمای متهجدین

نویسنده : سید حسن موسوی

حضرت امام علی (علیه السلام)

از امیرالمومنین علی (علیه السلام) منقول است که فرمود: شب زنده داری، شعار پرهیزگاران و روش مشتاقان است.در مورد خویش فرمود: من از کسانی هستم که در راه خدا از هیچ ملامتی نمی ترسند، از کسانی که سیمایشان سیمای صدیقان و سخنانشان سخنان نیکان است، شب زنده دارانند و روشنی بخش نور، به دامن قرآن تمسک جسته اند و سنتهای خدا و رسولش را احیاء می کنند، نه تکبر می ورزند و نه علو و برتری پیشه می سازند، نه خیانت می کنند، نه فساد به راه می اندازند، دلهاو قلبهایشان را در بهشت و بدن و پیکرهایشان در انجام وظیفه و عمل می باشد.
در مناجات منظوم خود خطاب به دلدار سرمدش عرضه می دارد:الهی حلیف الحب فی اللیل ساهر، یناجی و یدعوا و المغفل یهجع؛ یعنی خدایا عاشقان همگام در شب بیدارند، با تو راز و نیاز می کنند.ترا می خوانند؛ اما بی خبران در خواب غفلت فرو رفته اند.(234)به همین دلیل است که وقتی جماعتی پیرو آن حضرت در حرکت بودند خطاب به ایشان پرسید: شما کیستید؟ گفتند: یا امیرالمومنین! ماشیعیان شماییم.فرمود: پس چرا نشان شیعه را در شما نمی بینم؟ گفتند: یا امیرالمومنین! نشانه های شیعه چیست؟ فرمود: شیعیان من چهره شان از بسیاری عبادت و شب زنده داری زرد است و اندامشان از روزه داری لاغر، پیوسته ذکر حق را بر لب دارند و لبانشان از بسیاری ذکر خشکیده است و بر صورتشان گرد ترس خدا نشسته است.(235)
علی (علیه السلام) در بندگی الحاح و زاری بسیار داشت و گاهی محاسن به دست گرفته، چون مار گزیده ای به خود می پیچد و چون غم رسیده ای اشک می ریخت.ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید: علی (علیه السلام) از هر کس عبادت و بندگیش بیشتر بود.او غالب روزها، روزه و شبها به نماز اشتغال داشت.او بود که با تهجید و نوافل و ادعیه و اذکار، مستحبات نماز را به مردم می آموخت.اگر علی (علیه السلام) نبود کسی نمی دانست و نمی توانست چنین رهبری عالم و عامل باشد.به علاوه که علی (علیه السلام) با خلوص نیت. کمال ایمان و تقوا به عبادت می پرداخت و حتی جنگ هم مانع از عبادت او نبود.
علی (علیه السلام) در اواخر شب قدری استراحت می کرد و آنگاه بر می خاست، نگاهی به آسمان می کرد و پنج آیه از سوره آل عمران را تلاوت می نمود و به نماز مشغول می شد.آنها که در نخلستانها خواب بودند، یک یک را بیدار می کرد وسپس به مسجد می رفت.اهل مسجد را بیدار می کرد و در نماز سر به سجده می گذاشت.آن قدر گریه می کرد که خشت زیر سرش گل می شد و از خوف خدا می گریست و در همین حال بود که پیکان از پایش کشیدند و قسم خورد که نفهمیدم.آن قدر از خود منصرف و به خدا متوجه بود.
ابن ابی الحدید معتزلی درباره عبادت علی (علیه السلام) در جای دیگر آورده است: او عابدترین بود ونماز و روزه اش از تمام مردم بیشتر بود و مردم نماز شب و توجه به او راد اذکار الهی و نماز های مستحبی را از حضرت آموختند.او بزرگ مردی است که آن قدر شیفته نماز و عبادت بود که در سخت ترین شب جنگ صفین (لیله الهریر) جا نماز خود را میان دو صف لشکر پهن کرد و در حالی که تیرها مانند باران در جلو رویش فرو می ریخت و از چپ و راست می گذشت به نماز ایستاده و هراسی به دل راه نداد و تا فرجام نیایش تکان نخورد. او آن قدر سجده کرد که پیشانی اش به واسطه سجده های طولانی پینه بسته بود و اگر در دعاها و مناجاتهای آن حضرت تامل نمای و از نکات برجسته و لطایف آن که خدا را با عظمت و جلال بی مانندی یاد کرده است، آگاه شوی و از خضوع و خشوع و تسلیم و انقیاد وی در پیشگاه با عزت و پر مهابت ذات احدی واقف گردی میزان اخلاص آن حضرت را خواهی شناخت و خواهی دانست که آن سخنان آتشین و کلمات دلنشین از چه دلی برخاسته و بر کدام زبان جاری گشته است.(236)
در منتهی الأمال درباره علی (علیه السلام) آمده است:... آن حضرت اعبد مردم و سید عابدین و مصباح متهجدین بود.نمازش از همه کس بیشتر و روزه اش فزونتر بود.بندگان خدا از آن جناب نماز شب و ملازمت در اقامت نوافل را آموختند و شمع یقین را در راه دین از مشعل او افروختند، پیشانی نورانیش از کثرت سجود پینه کرده بود و محافظت آن بزرگوار بر ادای نوافل به حدی بود که نقل شده در لیله الهریر در جنگ صفین ین الصفین نطعی برایش گسترده بودند و بر آن نماز می کرد و تیر از چپ و راست او می گذشت و بر زمین می آمد و ابدا آن حضرت را در ساحت وجودش تزلزلی نبود و به نماز خود مشغول بود.وقتی تیری به پای مبارکش فرو رفته بود خواستند آن را بیرون آورند به طریقی که درد بر آن جنابت اثر نکند.صبر کردند تا مشغول نماز شد.آنگاه بیرون آوردند.چه، آن وقت توجه کلی آن جناب به حق تعالی بود و ابدا به غیر او التفاتی نداشت.به صحت پیوسته که آن جناب در هر شب هزار رکعت نماز می گذارد و گاهگاهی از خوف و خشیت الهی آن حضرت را غشی طاری می شد.حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) با آن کثرت عبادت و نماز که او را ذوالثفنات و زین العبادین می گویند فرموده: و من یقدر علی عباده علی بن ابیطالب (علیه السلام)؟ ؛ یعنی که را توانایی است بر عبادت علی بن ابیطالب (علیه السلام) و چه کس قدرت دارد که مثل علی (علیه السلام) عبادت خدا کند؟(237)
علی (علیه السلام) چنان شیدای وصل محبوب بود که فرمود:هبنی صبرت علی عذابک فیکف أصبر علی فراتکو چنان مشتاق مجالست با او بود که شب هنگام پس از بازگشت از آن همه کار و تلاش روزانه و با آن خستگی و فرسودگی بدن، پس از مختصر استراحتی راهی مکان خلوتی می شد تا در آن گوشه خلوت آزادانه سخن بگوید و با تمام وجود بگرید. گریه هایش عاشقانه و از سر سوز بود و از شدت بی کسی سر درون چاه می برد و با چاه زمزمه می کرد.
امیرالمومنین علی (علیه السلام) در خطبه ای فرموده اند:ای پیر سالخورده! ای که ناتوانی پیری دامنگیرش شده، چگونه خواهی بود زمانی که طوقهای آتش به استخوانهای گردنها چسبیده شود و غل و زنجیرها بچسبد تاگوشتهای بازوها را بخورد؟ پس ای گروه بندگان از خدا بترسید، از خدا بترسید، در حالی کخ تندرستی پیش از بیماری و در فراخی و آسایش پیش از تنگی و سختی آسوده هستید، پس در آزاد کردن گردنها خودتان بکوشید پیش از آنکه گردنها در گرو برود و اموالتان را ببخشید و اندامتان را فدای جانهایتان نمایید و در این کار بخل نورزید.(238)
و نیز از آن سرور نقل شده که فرمود:سوگند یاد می کنم به ذات خدا، که به خواست خدا نفس خویش را چنان ورزیده سازم و گرسنگی بدهم که به قرص نانی و اندکی نمک قناعت بورزد و آن را مغتنم بشمارد. همانا آن قدر (در خلوتهای شب) بگریم که آب چشمه چشمم خشک شود.شگفتا، آیا این درست است که شتران در چراگاهها شکم خویش را انباشته کنند و در خوابگاه خویش بخسبند و گوسفندان در صحراها خود را سیر کنند و در جایگاه خویش آرام گیرند، علی نیز شکم خویش را سیر کند و در بستر خود استراحت کند؟ چشم علی روشن! پس از سالیان دراز به چهارپایان اقتدار کرده است!؟(239)

حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام)

درباره امام حسن مجتبی (علیه السلام) آورده اند که در نماز او را حالی فوق العاده در مرز از خود بیگانگی بود و در شرح حال او در نماز نوشته اند: اانگاه که به نماز می ایستاد از خود بیگانه و در جمال جبروت الهی محو و فانی می شد.و در نماز شب او می لرزید و تمام اندامش رعشه داشت. به هنگامی که ایاک نعبد می گفت چنان بود که گویی از همه ماسوی بریده است و فقط و فقط در جهان یک منشا و مبدا هستی و یک وجود قابل ذکر شناخته است و یا به عبارتی دیگر چنان بود که گویی همه خواری و ذلت و ناداری و فقر خود را عرضه می کرد و خود را با تمام وجود محتاج عنایت او می دانست.احتیاج و نیازمندی از کل وجود او می بارید و راه نجات را جز باگشایش دریچه رحمتی از سوی او به خود بسته می دید.هر شب سوره کهف را تلاوت می فرمود و چون به نماز سحرگاهی می پرداخت، با هیچکس سخن نمی گفت و یاد خدا می کرد تا آفتاب برآید.

حضرت امام حسین (علیه السلام)

شهید مطهری(ره) درباره امام حسین (علیه السلام) و اشتیاق وافر آن سرو ر به ورد سحری و مناجات شبانگاهی چنین آورده است: در عصر تاسوعا، لشکر عمر طبق دستور عبیدالله زیاد حمله کردند. همین شبانه می خواهند با حسین (علیه السلام) بجنگند.حسین (علیه السلام) به وسیله برادرش ابوالفضل العباس (علیه السلام) از اینها می خواهد که یک شب را مهلت بدهند. می گوید: برادر جان! به اینها بگو همین امشب را به ما مهلت بدهند، بعدا برای این که گمان نکنند که حسین (علیه السلام) می خواهد دفع الوقت بکند، این جمله را گفت: برادر! خدا خودش می داند که من مناجات با او را دوست دارم.من می خواهم امشب را به عنوان شب آخر عمرم با خدای خود مناجات بکنم و شب توبه و استغفار خودم قرار بدهم.آن شب عاشورا اگر بدانید چه شبی بود، معراج بود؛ یک دنیا شادی و بهجت و مسرت حکمفرما بود.در آن شب خودشان را پاکیزه می کردند، حتی موهای بدنش را ستردند، خیمه ای بود به نام خیمه تنظیف. یک کسی داخل خیمه بود، دو نفر دیگر بیرون خیمه نوبت گرفته بودند.یکی از آنها ظاهرا بریراست، با دیگری شوخی و مزاح می کرد.دیگری به او می گفت: امشب که شب مزاح نیست.اساسا من اهل مزاح نیستم؛ ولی امشب مزاح است.
وقتی که دیگران آمدند اینها را دیدند، این توابین را، این مستغفرین را، می دانید درباره شان چه گفتند؟ وقتی آمدند از کنار خیمه های حسین بگذرند، گفتند: (دشمن این حرف را می گوید)لهم النحل ما بین رافع و ساجد ؛ مثل این که از کندوی زنبور عسل گذاشته باشد، صدای زمزمه زنبور چگونه بلند است؟ صدای زمزمه حسین و اصحابش به ذکر و دعا و نماز و استغفار این گونه بلند بود. حسین (علیه السلام) می گوید: من امشب را می خواهم شب توبه خودم قرار بدهم، شب استغفار خودم قرار بدهم، (شب معراج خودش می خواهد قرار بدهد، آن وقت ما نیازی به توبه نداریم؟) آنها نیاز دارند و ما نیاز به توبه نداریم؟ بله، آن شب را حسین بن علی (علیه السلام) با این وضع به سر برد.با حال عبادت به سر برد.کارهای خود و اهل بیتش رسیدگی کرد و در آن شب بود که آن خطابه غرا را برای اصحاب خودش قرائت کرد.(240)
در منتهی الآمال نیز به نقل از کتاب عقدالفریداز ابن عبدربه روایت شده که خدمت حضرت سجاد (علیه السلام) عرض شد که: چرا کم است اولاد پدر بزرگوار شما؟ فرمود: تعجب است که چگنه مثل من اولادی از برای او باشد.چه آنکه پدرم در شبانه روز هزار رکعت نماز می کرد، پس چه زمان فرصت می کرد که نزدزنها برود.(241)