سیمای متهجدین

نویسنده : سید حسن موسوی

مقدمه

از امام صادق (علیه السلام) مروی است که حب الهی اگر به خلوتخانه الی پرتو افکند، او را از هر فکر و ذکری جز او خالی می سازد؛ چنانچه نه به هیچ یادی به جز یاد او می پردازد و نه به چیزی جز او مشغول می گردد.از امیرالمومنین علی (علیه السلام) منقول است که فرمود: دوستی خدا آتشی است که به هیچ چیز نمی گذرد مگر اینکه آن را می سوزاند.نیز از آن حضرت که خود مولای عارفان و دلدادگان حضرتش می باشد روایت شده که فرمود: خدای تعالی را شرابی است که به دوستان خود می آشاماند مست می گردند.و چون مست شدند به طرب و نشاط می آیند وچون به طرب آمدند پاکیزه می شوند و چون پاکیزه شدند، از هر غل و غشی خالص شوند و چون خالص شدند در مقام طلب محبوب بر می آیند و چون او را طلبیدند، می بینند و چون یافتند به او می رسند و چون رسیدند به او متصل می شوند و چون وجود خودشان را در نزد وجود محبوب مضمحل دیدند از خود غافل می شوند و به جز محبوب چیزی نمی بینند.
و گویند حق تعالی به داود نبی (علیه السلام) وحی فرمود که ای داود! بگو به دوستان من که اگر مردم از کنار گیری کنند چه باک: چون پرده و حجاب از میان من و شما برداشته شد؛ تا این که به چشم بصیرت مرا مشاهده نمودید.بهد از آنکه دین خود را به شما دادم چه ضرری به شما می رسد از آنچه که از دنیای شما از شما گرفتیم و چون شما راضای مرا طالبید چه خوفی از عداوت مردم دارید؟
ای داود! بگو هر که مرا دوست بدارد، دوستش دارم و هر که با من انس گیرد با او انس گیرم و هر که همنشین من گردد با او مجالست کنم و هر که مرا از دیگران برگزیند من هم او را بر می گزینم و هر که اطاعت امر من کرد فرمانبرش هستم. هیچ بنده ای مرا دوست نمی دارد مگر اینک او را مقبول درگاه خود می کنم.ای داود! هر گاه مرا طلب کند، می یابدم.به اهل زمین بگو که دوستی غیر مرا از دل خود بیرون نمایند وبه سوی من بشتابند.هر که مرا دوست دارد طینتش از طینت ابراهیم، خلیل من، و موسی، کلیم من، خلق شده است.(230)
هم چنینبه او وحی فرمود که ای داود! بر تو باد به استغفار در تاریکی شب تا هنگام سحرها. ای داود! چون تاریکی شب تو را فراگرفت نگاهی به بالا آمدن ستارگان در آسمان بینداز و تسبیح گوی من باش تا من به یاد تو باشم.ای داود! همانا مردان باتقوی شب هایشان را نخوابند مگر آن که نمازشان را برای من بگذارند و روزهایشان را به پایان نرسانند مگر با یاد من.
ای داود! همانما عارفان سرمه بیداری شب به چشمهایشان کشیده اند و شب را در قیام اند و رضای مرا از این رهگذر طالبند.ای داود! هر کس که به نماز شب نماز گذارد، آنگاه که مردم در خوابند و فقط به خاطر من باشد.پس من به فرشتگانم دستور می دهم تا برای او استغفار کنند و بهشت من مشتاق او گردد.پس هر تر و خشکی برای او دعا می کند.(231)

حضرت خاتم الانبیاء؛ محمد مصطفی صلی الله علیه و آله

پیامبر عظیم الشان اسلام همواره به امت خویش دعا می فرمود بدین مضمون که اللهم بارک لامتی فی بکورها؛ یعنی خداوند! برای امت من در سحرگاهانشان برکت قرار ده؛ و پیوسته بر سحر خیزان درود و صلوات می فرستاد.(232)هرگز نماز شب را ترک نکرد، اگر بیمار بود، نشسته به جای می آورد.(233)گویند چنان نافله می خواند که پاهای مبارکش ورم می کرد و هر گاه به وی می گفتند: چرا این همه رنج وتعب را بر خود روا می داری، در حالی که خداوند همه لغزشهای گذشته و آینده ترا بخشیده است می فرمود: آیا در مقابل این همه نعمت، بنده شکرگزار نباشم؟!
گویند پس از بعثت نیز پاره ای از شب، گاهی ثلث و گاهی دو ثلث شب را به عبادت می پرداخت. با این که تمام روزش خصوصا در اوقات توقف در ودینه در تلاش بود، از وقت عبادتش نمی کاست.وی آرامش کامل خویش را در عبادت و راز و نیاز با حق می یافت.عبادتش به طمع بهشت یا خوف دوزخ نبود. در تنهایی ساعتها مشغول عبادت بود و گاهی ساعتها در تهجد خویش با معشوق حقیقیش مشغول راز و نیاز بود.
خداوند در چندین جای قرآن خطاب به ایشان نموده، عبدت شبانگاهی وراز و نیاز نیم شبی را بر ایشان فرض و لازم دانسته است و حتی بدین مناسبت مقام عظمای محمود را به آن حضرت اعطا می نماید؛ مقامی که بنا بر نظر مفسرین شیعه و سنی همان شفاعت کبرا است که در روز قیامت به آن حضرت اجازه داده می شود به شفاعت امت خود بپردازد و به قول خود آن بزرگوار ا: قدر شفاعت می کند تا هر که گویندهلا اله اللهباشد و در دل او ایمان باشد، حق تعالی او را از دوزخ بیرون آورد.

حضرت امام علی (علیه السلام)

از امیرالمومنین علی (علیه السلام) منقول است که فرمود: شب زنده داری، شعار پرهیزگاران و روش مشتاقان است.در مورد خویش فرمود: من از کسانی هستم که در راه خدا از هیچ ملامتی نمی ترسند، از کسانی که سیمایشان سیمای صدیقان و سخنانشان سخنان نیکان است، شب زنده دارانند و روشنی بخش نور، به دامن قرآن تمسک جسته اند و سنتهای خدا و رسولش را احیاء می کنند، نه تکبر می ورزند و نه علو و برتری پیشه می سازند، نه خیانت می کنند، نه فساد به راه می اندازند، دلهاو قلبهایشان را در بهشت و بدن و پیکرهایشان در انجام وظیفه و عمل می باشد.
در مناجات منظوم خود خطاب به دلدار سرمدش عرضه می دارد:الهی حلیف الحب فی اللیل ساهر، یناجی و یدعوا و المغفل یهجع؛ یعنی خدایا عاشقان همگام در شب بیدارند، با تو راز و نیاز می کنند.ترا می خوانند؛ اما بی خبران در خواب غفلت فرو رفته اند.(234)به همین دلیل است که وقتی جماعتی پیرو آن حضرت در حرکت بودند خطاب به ایشان پرسید: شما کیستید؟ گفتند: یا امیرالمومنین! ماشیعیان شماییم.فرمود: پس چرا نشان شیعه را در شما نمی بینم؟ گفتند: یا امیرالمومنین! نشانه های شیعه چیست؟ فرمود: شیعیان من چهره شان از بسیاری عبادت و شب زنده داری زرد است و اندامشان از روزه داری لاغر، پیوسته ذکر حق را بر لب دارند و لبانشان از بسیاری ذکر خشکیده است و بر صورتشان گرد ترس خدا نشسته است.(235)
علی (علیه السلام) در بندگی الحاح و زاری بسیار داشت و گاهی محاسن به دست گرفته، چون مار گزیده ای به خود می پیچد و چون غم رسیده ای اشک می ریخت.ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید: علی (علیه السلام) از هر کس عبادت و بندگیش بیشتر بود.او غالب روزها، روزه و شبها به نماز اشتغال داشت.او بود که با تهجید و نوافل و ادعیه و اذکار، مستحبات نماز را به مردم می آموخت.اگر علی (علیه السلام) نبود کسی نمی دانست و نمی توانست چنین رهبری عالم و عامل باشد.به علاوه که علی (علیه السلام) با خلوص نیت. کمال ایمان و تقوا به عبادت می پرداخت و حتی جنگ هم مانع از عبادت او نبود.
علی (علیه السلام) در اواخر شب قدری استراحت می کرد و آنگاه بر می خاست، نگاهی به آسمان می کرد و پنج آیه از سوره آل عمران را تلاوت می نمود و به نماز مشغول می شد.آنها که در نخلستانها خواب بودند، یک یک را بیدار می کرد وسپس به مسجد می رفت.اهل مسجد را بیدار می کرد و در نماز سر به سجده می گذاشت.آن قدر گریه می کرد که خشت زیر سرش گل می شد و از خوف خدا می گریست و در همین حال بود که پیکان از پایش کشیدند و قسم خورد که نفهمیدم.آن قدر از خود منصرف و به خدا متوجه بود.
ابن ابی الحدید معتزلی درباره عبادت علی (علیه السلام) در جای دیگر آورده است: او عابدترین بود ونماز و روزه اش از تمام مردم بیشتر بود و مردم نماز شب و توجه به او راد اذکار الهی و نماز های مستحبی را از حضرت آموختند.او بزرگ مردی است که آن قدر شیفته نماز و عبادت بود که در سخت ترین شب جنگ صفین (لیله الهریر) جا نماز خود را میان دو صف لشکر پهن کرد و در حالی که تیرها مانند باران در جلو رویش فرو می ریخت و از چپ و راست می گذشت به نماز ایستاده و هراسی به دل راه نداد و تا فرجام نیایش تکان نخورد. او آن قدر سجده کرد که پیشانی اش به واسطه سجده های طولانی پینه بسته بود و اگر در دعاها و مناجاتهای آن حضرت تامل نمای و از نکات برجسته و لطایف آن که خدا را با عظمت و جلال بی مانندی یاد کرده است، آگاه شوی و از خضوع و خشوع و تسلیم و انقیاد وی در پیشگاه با عزت و پر مهابت ذات احدی واقف گردی میزان اخلاص آن حضرت را خواهی شناخت و خواهی دانست که آن سخنان آتشین و کلمات دلنشین از چه دلی برخاسته و بر کدام زبان جاری گشته است.(236)
در منتهی الأمال درباره علی (علیه السلام) آمده است:... آن حضرت اعبد مردم و سید عابدین و مصباح متهجدین بود.نمازش از همه کس بیشتر و روزه اش فزونتر بود.بندگان خدا از آن جناب نماز شب و ملازمت در اقامت نوافل را آموختند و شمع یقین را در راه دین از مشعل او افروختند، پیشانی نورانیش از کثرت سجود پینه کرده بود و محافظت آن بزرگوار بر ادای نوافل به حدی بود که نقل شده در لیله الهریر در جنگ صفین ین الصفین نطعی برایش گسترده بودند و بر آن نماز می کرد و تیر از چپ و راست او می گذشت و بر زمین می آمد و ابدا آن حضرت را در ساحت وجودش تزلزلی نبود و به نماز خود مشغول بود.وقتی تیری به پای مبارکش فرو رفته بود خواستند آن را بیرون آورند به طریقی که درد بر آن جنابت اثر نکند.صبر کردند تا مشغول نماز شد.آنگاه بیرون آوردند.چه، آن وقت توجه کلی آن جناب به حق تعالی بود و ابدا به غیر او التفاتی نداشت.به صحت پیوسته که آن جناب در هر شب هزار رکعت نماز می گذارد و گاهگاهی از خوف و خشیت الهی آن حضرت را غشی طاری می شد.حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) با آن کثرت عبادت و نماز که او را ذوالثفنات و زین العبادین می گویند فرموده: و من یقدر علی عباده علی بن ابیطالب (علیه السلام)؟ ؛ یعنی که را توانایی است بر عبادت علی بن ابیطالب (علیه السلام) و چه کس قدرت دارد که مثل علی (علیه السلام) عبادت خدا کند؟(237)
علی (علیه السلام) چنان شیدای وصل محبوب بود که فرمود:هبنی صبرت علی عذابک فیکف أصبر علی فراتکو چنان مشتاق مجالست با او بود که شب هنگام پس از بازگشت از آن همه کار و تلاش روزانه و با آن خستگی و فرسودگی بدن، پس از مختصر استراحتی راهی مکان خلوتی می شد تا در آن گوشه خلوت آزادانه سخن بگوید و با تمام وجود بگرید. گریه هایش عاشقانه و از سر سوز بود و از شدت بی کسی سر درون چاه می برد و با چاه زمزمه می کرد.
امیرالمومنین علی (علیه السلام) در خطبه ای فرموده اند:ای پیر سالخورده! ای که ناتوانی پیری دامنگیرش شده، چگونه خواهی بود زمانی که طوقهای آتش به استخوانهای گردنها چسبیده شود و غل و زنجیرها بچسبد تاگوشتهای بازوها را بخورد؟ پس ای گروه بندگان از خدا بترسید، از خدا بترسید، در حالی کخ تندرستی پیش از بیماری و در فراخی و آسایش پیش از تنگی و سختی آسوده هستید، پس در آزاد کردن گردنها خودتان بکوشید پیش از آنکه گردنها در گرو برود و اموالتان را ببخشید و اندامتان را فدای جانهایتان نمایید و در این کار بخل نورزید.(238)
و نیز از آن سرور نقل شده که فرمود:سوگند یاد می کنم به ذات خدا، که به خواست خدا نفس خویش را چنان ورزیده سازم و گرسنگی بدهم که به قرص نانی و اندکی نمک قناعت بورزد و آن را مغتنم بشمارد. همانا آن قدر (در خلوتهای شب) بگریم که آب چشمه چشمم خشک شود.شگفتا، آیا این درست است که شتران در چراگاهها شکم خویش را انباشته کنند و در خوابگاه خویش بخسبند و گوسفندان در صحراها خود را سیر کنند و در جایگاه خویش آرام گیرند، علی نیز شکم خویش را سیر کند و در بستر خود استراحت کند؟ چشم علی روشن! پس از سالیان دراز به چهارپایان اقتدار کرده است!؟(239)