سیمای متهجدین

سید حسن موسوی

سوره الفرقان، آیه 64

و الذین یبیتون لربهم سجدا و قیامایعنی (آنان هستند که شب را به سجده و قیام نماز رضای خدا روز کنند.)
در المیزانآمده است: کلمه بیتوته به معنای رسیدن به شب است، چه این که بخوابد یا نه، و کلمه لربهم متعلق است به کلمه سجداو دو کلمه سجد و قیام جمع ساجد و قائم است و مراد به این بیتوته در شب ( در حال سجده و حال ایستاده) این است که شب را به عبادت خدا به آخر می رسانند که یکی از مصادیق عبادتشان همان نماز است که هم افتادن به خاک جزء آن است و هم بپا ایستادن، و معنای آیه این است که بندگان رحمان کسانی هستند که شب را درک می کنند در حالی که برای پروردگار خود سجده کنان و یا بپا ایستادگانند؛ یعنی پشت سر هم سجده می کنند و برمی خیزند، ممکن است که مراد متهجد به نوافل شب باشد.(111)
در تفسیر نمونه ذیل آیه شریفه آمده است: در دومین آیه (آیه مزبور) به سومین ویژگی آنها ( عبادالرحمن) که عبادت خالصانه پروردگار است پرداخته است پرداخته، می گوید: در آنها کسانی هستند که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می کنندوالذین یبتون ربهم سجدا و قیاما.
در ظلمت شب که چشم غافلان در خواب است و جایی برای تظاهرات و ریا وجود ندارد.پیشگاه با عظمت او است می پردازد، پاسی از شب را مناجات با محبوب می گذرانند و قلب و جان خود حرام کرده و به خوش تر از آن که ذکر خدا و قیام و سجود در پیشگاه با عظمت او است می پردازند، پاسی از شب را به مناجات با محبوب می گذرانند و قلب و جان خود را با یاد و نام او روشن می کنند. گر چه جمله یبیتون دلیل بر این است که آنها شب را با سجود و قیام به صبح می آورند؛ ولی معلوم است که منظور بخش قابل ملاحظه ای از شب است و یا اگر تمام شب باشد در بعضی مواقع چنین است.ضمنا تقدیم سجودبر قیامبه خاطر اهمیت آن است هر چند در موقع نماز عملا قیام مقدم بر سجود است.(112)
در اطیب البیان ذیل آیه شریفه آمده است: شب بیدارند و در پیشگاه احدیت یا به خاک می افتند یا به نماز قیام می کنند.شب زنده دارند که عبادت در شب و خلوت با خدا و ذکر و مناجات تا چه اندازه اهمیت دارد. بسا ائمه اطهار در یک شب هزار رکعت نماز می کردند. بسا سجده های طولانی چندین ساعت ادامه داشت.
در خبر است حضرت زین العابدین (علیه السلام) کنیزی داشت، سه سال در خدمت حضرت بود، بعد آزاد شد.بعضی از او پرسیدند که رفتار حضرت در داخل منزل چه نحو بوده است؟ گفت: مفصل بگویم یا مختصر؟ گفتند مختصر.گفت: این سه سال که در خدمت بودم یک شب بستر خواب بر او نینداختند و یک روز سفره ناهار؛ کنایه از این که شب بیدار و روز صائم است.
حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) یک سال در بصره در حبس بود.نصف شب برمی خاست و بعد از فراق از نمازها به سجده می رفت تا طلوع صبح و پس از نماز صبح به سجده بود تا زوال ظهر و پس از نماز ظهر و عصر و نوال به سجده بود تا مغرب و با همان وضوی نصف شب، نماز مغرب و عشاء و نوافل را به جای می آورند و پس از آن افطار می کردند و استراحت تا نیمه شب.
امیرالمومنین (علیه السلام) پای پانصد نخله دو رکعت نماز می کرد در یک شب.
حضرت رضا (علیه السلام) در سفر خراسان شبی هزار رکعت نماز می خواند و علاوه بر آن به در خانه فقرا طعام می بردند و بسا یک شب یک ختم قرآن داشتند و گریه ها و مناجاتها.(113)

سوره السجده، آیه 16

تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقنا هم ینفقون .
(شبها پهلواز بستر تهی می کنند و با بیم و امید خدای خود را بخوانند و از آنچه روزی آنها کردیم به منسکینان انفال کنند.)
در تفسیر نمونه ذیل شریفه آمده است: در تفسیر جمله تتجافی جنوبهم عن المضاجع شبانگاه پهلوی آنها از بستر دور می شود) دو تفسیر در روایات اسلامی وارد شده؛ تفسیری به نماز عشاء و اشاره به این که مومنان راستین بعد از نماز مغرب و قبل از نماز عشا به بستر نمی روند، مبادا خواب آنها را بگیرد و نماز عشایشان از دست برود؛ زیرا در آن زمان معمول بوده است که در آغاز شب به استراحت می پرداختند و نماز مغرب و عشا را طبق دستور استجابت جدایی میان نمازهای پنج گانه، از هم جدا می کردند و هر کدام را در وقت فضیلت خود به جا می آورند.هرگاه بعد از نماز مغرب و قبل از وقت عشا می خوابیدند ممکن بود برای نماز عشا بیدار نشوند.این تفسیر را ابن عباس طبق نقل در المنثور از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله)نقل کرده و در امالی شیخ نیز از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است؛ اما در بیشتر روایات و کلمات مفسران به برخاستن از بستر و برای ادای نماز شب تفسیر شده است.(114)
در روایتی از امام باقر (علیه السلام) چنین می خوانیم که به یکی از یارانش فرمود: ألا أخبرک بالا سلام اصله و فرعه و ذروه سنامه آیا ریشه و شاخه و بلندترین قله اسلام را به تو معرفی کنم؟ روای عرض کرد: بفرمایید، فدایت شوم.فرمود: اما اصله الصلوه و فرعه الزکاه و ذروه سنامه الجهاد ریشه اش نماز است و شاخه اش زکات و قله مرتفعش جهاد است.سسپس فرمود: اگر بخواهی، تمام ابواب خیر را به تو معرفی کنم؟ روای گوید: بفرمایید، فدایت شوم.امام فرمود: الصوم جنه، والصدقه تذهب بالخطیئه، و قیام الرجل فی جوب اللیل بذکر الله، ثم قرا: تتجافی جنوبهم عن المضاجع روزه سپری است در مقابل آتش و صدقه محو کننده گناه است و برخاستن انسان در دل شب او را به یاد خدا می اندازد، سپس آیه تتجافی جنوبهم عن المضاجع را تلاوت فرمود.(115)
در تفسیر مجمع البیان از معاذبن جبل چنین نقل شده: در غزوه تبوک در خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و اله)بودم، گرما همه را سخت ناراحت کرده بود و هر کس به گوشه ای پناه می برد.ناگهان دیدم پیامر (صلی الله علیه و اله)از همه به من نزدیکتر است. خدمتش رفتم، عرض کردیم:ای رسول خدا! عملی به من بیاموز که مرا وارد بهشت کند و از آتش دوزخ دور سازد.فرمود: سوال بزرگی کردی امام پاسخ آن برای کسی که خدا بر او آسان کرده است، مشکل نیست.سپس افزود: خدا را پرستش کن و چیزی را شریک خود قرار مده.نمازهای واجب را انجام ده و ذکات واجب (حق مستمندان) را اداء کند و ماه رمضان را روزه بگیر. و بعد فرمود: و اگر بخواهی از ابواب خیرات به تو خبر می دهم.عرض کردم:ای پیامبر! بفرمایید فرمود: روزه سپری است در برابر آتش و انفال در راه خدا کفاره گناهان است و قیام انسان در دل شب، برای خوشنودی خدا سپس آیه تتجافی جنوبهم را قرائت فرمود .(116)
گر چه هیچ مانعی ندارد که آیه مفهوم وسیعی داشته باشد؛ هم بیدار ماندن در آغاز شب را برای نماز عشا شامل شود و هم برخاستن در سحرگاه را برای نماز شب؛ ولی دقت در فهوم تتجافی معنی دوم را بیشتر در ذهن منعکس از آن دور می شود وای مناسب قیام در آخر شب برای نماز شب است؛ بنابراین دسته اول از روایات از قبیل توسعه در مفهوم و القاء خصوصیت است.
گرچه درباره اهمیت این نماز پر برکت همان چند روایت فوق کافی به نظر می رسد، ولی این نکته قابل ذکر است که در روایات اسلامی، آنقدر اهمیت به این عبادت داده شده است که درباره کمتر عبادتی چنین سخن گفته شده است. دوستان حق و رهروان راه فضیلت به این عبادت بی ریا که قلب را روشنایی و دل را نور و صفا می بخشد همواره اهمیت فراوان می دادند.ممکن است بعضی همیشه توفیق بهره گیری از این عبادت پر برکت را نداشته باشند ولی چه مانعی دارد که در بعضی از شبها که این توفیق حاصل شده است بهره گیرند و در آن هنگام که خاموشی همه جا را فراگرفته و اشتغالات روزانه همه تعطیل است، کودکان در در خواب و محیط آماده حضور قلب و راز و نیاز با خداست، برخیزند و به در خانه خدا روند و دل را به نور عشق دوست روشن سازند.(117)
در تفسیر منهج الصادقین ذیل آیه شریفه چنین آمده است: و از سهیل یمانی (اویس قرنی) منقول است که در شب می گفت که هذه لیله الرکوع و به یک رکوع به سر می برد و در شبی دیگر می فرمود که هذه لیله السجود و به یک سجده به صبح می رسانید.گفتند:ای اویس! چون طاقت داری که شبها بدین درازی بر یک حال می گذرانی؟ گفت: کجاست شب دراز! کاشکی ازل و ابد یک شب بودی تا به یک سجده به آخر مردمی و در آن سجده گریه های زار زار و ناله های بیشمار کردمی.(118)
از مولای متقین، حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) روایت شده که فرمود:پرهیزکاران دسته دسته سوی بهشت رهنمون می شوند و از عذاب آسوده و از سرزنش ایمن و از آتش دورند و بهشت بخاطر آنان آرامش یافته و آنان از این قرارگاه خشنودند.کسانی هستند که در این جهان کردارشان پاک، چشمانشان گریان و شبهایشان در دنیا در اثر فرتنی و استغفار، روز و روز ایشان از بیم گناه، شب بوده است.پس خداوند بزرگ، بهشت را جای بازگشت و ثواب کردار آنان گردانیده است.و به بهشت و اهل بهشت در سلطنت جاوید و نعمت پایدار سزاوار ترند.(119)

سوره الذرایات، آیات 17 و 18

کانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون، و بالا سحار هم یستغفرون یعنی: و از شب اندکی را می خوابیدند در حالی که سحرگاهان از درگاه خدا طلب آمرزش و مغفرت می کنند.
در تفسیر نمونه چنین آمده است: یهجعون از ماده هجوع به معنی خواب شبانه است.بعضی گفته اند منظور این است که آنها اکثر شب را بیدار بودند و کمی از شب را می خوابیدند و به اصطلاح همواره شب زنده دار بودند.ولی از آنجا که این حکم به صورت یک دستور عمومی برای پرهیزکاران و محسنین بعید به نظر می رسد. این تفسیر مناسب نیست بلکه منظور این است که آنها کمتر اتفاق می افتاد تمام شب را بخوابند و به تعبیر دیگر لیل به صورت جنس و عموم در نظر گرفته شده.بنابراین همه شب بخشی را بیدار بودند و به عبادت و نماز شب می پرداختند و شبهایی را که تماما در خواب باشند و عبادت شبانه از آنها به کلی فوت شود، کم بوده است.این تفسیر در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نیز نقل شده است.
و بالاسحار هم یستغفرون آنها پیوسته در سحرگاهان استغفار می کردند.
در آخر شب که چشم غافلان در خواب است و محیط از هر نظر آرام، قال و غوغای زندگی مادی فرونشسته و عواملی که فکر انسان را به تو مشغول دارد خاموش است، بر می خیزد و به درگاه خدا میروند، در پیشگاه معبود به راز و نیاز می پردازند، نماز می خوانند و مخصوصا از گناهان خود استغفار در اینجا همان نماز شب است، از این جهت که قنوت نماز وتر، مشتمل بر استغفار است.
و در بعضی از تفاسیر و روایات صحیحه آمده است که روزی ضرار که یکی از اصحاب شاه اولیاء بوده به مجلس معاویه حاضر شد و معاویه می دانست که او یکی از خواص شاه مردان است. پس معاویه توجه به او نمود.گفت:ای ضرار! از ابوالحسن علی بن ابیطالب (علیه السلام) حکایتی بگو و آنچه از سیره او مشاهده نموده ای مرا از آن آگاه کن.ضرار فرمود که که ای معاویه مرا از این سخن معاف بدار.معاویه گفت: تو را از این سخن چاره ای نیست و آنچه از خصال حمیده اش دیده ای به من بگو و اخفاء مکن.ضرار فرمود:ای معاویه: بدان و آگاه باش! به خدای (عزوجل) سوگند می خورم که من دیده ام او را در میانه های شب که در محراب مسجد ایستاده بود و می نالید همچون نالیدن کسی که او را مارگزیده باشد و به سوز تمام می گریست و دست در محاسنش زده بود و می فرمود یا دنیا غری غیری قد طلقتک ثلثا لا رجعه لی فیک ؛ یعنی ای دنیا دیگری را مغرور ساز که من فریفته تو نشوم و به تو رجوع نکنم و من تو را سه( بار) طلاق دادم.در مطلقه ثلث، رجعت روا نبود و بعد از آن فرمود: لعمرک قصیر و خطرک یسیر و املک حقیر، آه آه من قله الزاد و بعد السفر و وحشته الطریق و عظم المورد ؛ یعنی ای دنیا زندگانی تو به غایت کوتاه است و امر خطیر تو اندک و آرزوی تو حقیر و زبون، آه آه از کمی توشه راه و دوری سفر آخرت و وحشت و ترس آن راه و بزرگی آن منزلگاه. معاویه چون این سخن بشنید بگریست و گفت رحم الله اباالحسن. آنگه روی ضرار کرد و گفت: ای ضرار! تو در فراق او چونی و چگونه می گذرانی؟ فرمود که ای معاویه حال من در فراق او چون حال ضعیفه ای است که طفل او را در کنارش ذبح کنند پس بنگر که حال او چه باشد.(120)