سیمای متهجدین

نویسنده : سید حسن موسوی

سوره آل عمران، آیه 17

الصابرین و الصادقین و القانتین و المنفقین و المستغفرین بالاسحار ؛
آنان صابران و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و استعمار کنندگان در سحرگاهانند.
در تفسیر المیزان، در ذیل این آیه شریفه آمده است: منظور از کلمه استغفار در سحرها نماز شب و استغفار در آن است و روایات وارده، استغفار در اسحار را به نماز شب و استغفار در قنوت آخرینش که همان یک رکعت و تر است تفسیر نموده اند.خدای تعالی در سوره مزمل آیه نوزده، بعد از یاد آوری قیام در شب و تهجد و عبادت در آن، استغفار را راه انسانهابه سوی پروردگارشان خوانده و فرموده:
ان هذه تذکره، فمن شاء اتخذ الی ربه سبیلا یعنی (به درستی که لزوم استغفار و یاد آوری آن به شما برای این است که هر کس بخواهد، راهی به سوی پروردگار خود بگیرد.)(103)
در تفسیر نمونه زیر این آیه آمده است که در این آیه و آیه بعد، پرهیز کاران را که در آیه قبل، مشمول نعمتهای بزرگ جهان دیگر بودند، معرفی می کند و شش صفت ممتاز آنان را بر می شمارد
هنگام سحر و آخر شب، یعنی آن هنگامی که آرامش و صفای خاص همه جا را فرا گرفته، در آن هنگام که غافلان و بی خبران در خوابند و غوغای جهان مادی فرو نشسته و طبعا توجه خاصی که به ارزشهای اصیل هستی در سر مردان خدا و قلب زنده دلان پیدا می شود، به یا خدا به پا می خیزد و در پیشگاه با عظمتش، استغفار و طلب آموزش می کنند و محو پرتو نور و جلال پروردگار می شوند و با تمام وجودشان زمزمه توحید دارند والمستغفرین بالأسحار .
از امام صادق (علیه السلام) در تفسیری این آیه نقل شده که فرمود: کسی که در نماز هفتادبار بگوید استغفر الله ربی و اتوب الیه و تا یک سال بر این عمل مداومت نماید، خداوند او را جزو استغفار کنندگان در سحر و المستغفرین بالأسحار قرار می دهد و حتما او را مشمول عفو خود قرار می سازد(104)
سحر چیست؟ واژهسحردر اصل به معنی پوشیدن و پنهان بودن است و چون در آخر شب، پوشیدگی خاصی بر همه چیز حکومت می کند، نام آن سحرگذاشته شده است.لغت سحرنیز از همین ماده است زیرا شخص ساحر دست به کارهایی می زند که اسرار آن از دیگران پوشیده و پنهان است.عرب به ریهوششنیز گاهیسحرمی گوید، این هم به خاطر پوشیده بودن درون آن می باشد.
چرا در اوقات شبانه روزی تنها به وقت سحر اشاره شده است، در حالی که استغفار و بازگشت به سوی خدا در همه حال مطلوب است؟ این برای آن است که سحر به خاطر آرامش و سکوت و تعطیل کاری های مادی و نشاطی که بعد از استراحت و خواب به انسان دست می دهد، آمادگی بیشتری برای توجه به خداوند به او می بخشد و این معنی را به آسانی با تجربه می توان دریافت.حتی بسیاری از دانشمندان برای حل مشکلات علمی از آن وقت استفاده می کند زیرا چراغ فکر و روح انسان در آن وقت از هر زمان پر فروغ تر و درخشان تر است و از آنجا که روح عبادت و استغفار، توجه و حضور دل می باشد، عبادت و استغفار در چنین ساعتی از همه ساعات گرانبهاتر است.(105)
خواجه عبدالله انصاری در تفسیر عرفانی خویش آورده است:
الصابرین و الصادقین... جودن مردانی که به دل شکیبایانند بر فرمان حق، به روح راست و روانند در عهد با حق، به تن فرمان برانند در حق حق، به مال هزینه کنانند در راه حق، به زبان آموزش خواهانند از کرم حق! بر بلاها صبر کنند و شکوی بگذارند و از دنیا و عقبی روی برتافتند تا به مولی رسیدند.جامه فقر پوشیدند، بر در سرای کرم دست نیاز برداشتند و گفتند: تا نگشایی نروم! تا ننوازی برنگردیم،گاه در سجود و گاه در قیام،گاه با بیم و گاه با امید!
... و المستغفرین بالأسحار... تا در روش باشد، آن سان باشد صفت ایشان، و چون به کشش رسند آموزش خواهند و از آن شواهد خوف و رجاء و صدق و صبر استغفار کنند.از اینجاست که که مصطفی (صلی الله علیه و اله) فرمود:من روزی هفتار مرتبه استغفار می کنم. چون از معرفت بگذرند و فراگذرند تا به معرف رسند و از دوستی برتر شوند تا دوست ببیند .(106)
در فصل اول که به فضیلت سحر و سحرخیزی اشاره شد به روایتی گرانبها از حجج طاهرین (علیه السلام) تبریک جستیم و لیکن در ادامه تفسیر این آیه شریفه به برخی از آنها اشاره می کنیم:
پیامبر (صلی الله علیه و اله) فرمود: نماز شب نور است و علی (علیه السلام) فرمود از آن موقع که این سخن را از رسول خدا (صلی الله علیه و اله)شنیدم هرگز نماز شب را ترک نکردم و در سفارش های رسول مکرم به اسوه متقین است که ای علی! بر تو باد بر خواندن نماز شب و از ما نیست کسی که به نماز شب اهمیت ندهد.هم چنین امام صادق (علیه السلام) فرمود: از شیعیان ما نیست کسی که نماز شب را به جای نیاورد و گویند شب زنده داری، شعار پرهیزکاران و روش مشتاقان است و سرگرمی مومن در نماز شب است.سنت انبیاء سلف و تابعین خلف ایشان است.سیره اوصیاء و صلحا و موجب جلای دیده مومنان است.مایه افتخار مومن و زینت وی در دنیا و عقبی است.آن که فیضش محروم گردد مغبون و پریشان است و آن که بدان مشغول از جمله بهشتیان و مقربین است.موجب خشنودی پروردگار و مودت ملائکه است و به هیچ چیز مثل آن نمی توان شیطان مردود را غضبناک کرد.(107)

سوره آل عمران، آیه 113

لیسوا سواء من اهل الکتاب امه قائمه یتلون آیات الله آناء اللیل و هم یسجدون یعنی ( همه اهل کتاب یکسان نیستند، طایفه ای از آنها در دل شب به تلاوت آیات خدا و نماز و طاعت حق مشغولند.)
نکات مهم این آیه شریفه در تفسیر راهنما این گونه بیان است:
1 - اطاعت خداوند، خواندن آیات الهی به هنگام شب و در حال سجده، ملاک ارزشمندی انسانها است.لیسو سواء من اهل الکتاب امه قائمه... و هم یسجدون
2 - ارزش والای اطاعت و بندگی خدا، تلاوت آیات الهی (قرآن و...) به هنگام شب و در حال سجده به درگاه وی است.یتلون آیات الله آناء اللیل و هم یسجدون
بنابراین که جمله و هم یسجدون حال باشد
3 - ترغیب به عبادت و تلاوت آیات الهی (قرآن و...) در هنگام شب به همراه سجده امه قائمه یتلون آیات الله آناء اللیل و هم یسجدون
4 - تلاوت آیات خدا و سجده به درگاه او، قیام به امر خداوند است.
امه قائمه یتلون... و هم یسجدون ت بنابر اینکه یتلون تفسیر قائمه باشد.
5 - اطاعت خداوند، تلاوت آیات الهی و سجده به درگاه او، از اصول رفتاری مشترک بین ادیان الهی است.من اهل الکتاب امه قائمه یتلون... و هم یسجدون.(108)

سوره الأسراء، آیه 79

و من اللیل فتجهد به نافله لک عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا،
(و بعضی از شب بیدار و متهجد باش و نماز شب را که خاص تو است، به جای آور، باشد که خدایت تو را به مقام محمود مبعوث گرداند.)
در تفسیر نمونه آمده است: مفسران معروف اسلامی این تعبیر را اشاره به نافله شب که در فضیلت آن روایات بی شماری وارد شده است، دانسته اند.آیه صراحتی در این مسئله ندارد ولی با قرائن مختلفی که در دست است این تفسیر، روشن به نظر می رسد.سپس می گوید:این یک برنامه اضافی است، علاوه بر نمازهای فرضیه برای تو نافله لک . بسیاری این جمله را دلیل بر آن دانسته اند مه نماز شب بر پیامبر (صلی الله علیه و اله) واجب بوده است؛ زیرا نافلهبه معنی زیادهاست، اشاره به این که این فرضیه اضافی مربوط به تو است.بعضی دیگر معتقدند که نماز شب بر پیامبر (صلی الله علیه و اله) قبلا واجب بوده است به قرینه آیات سوره مزمل سپس آیه فوق آن رانسخ کرده و مستحب بودن آن را اعلام کرده است ولی این تفسیر، ضعیف به نظر می رسد چرا که نافله در اصل به معنی مصطلح امروز؛ یعنی نماز مستحب نبوده بلکه به معنی زیاده و اضافه است و می دانیم که نماز شب هرگاه بر پیامبر (صلی الله علیه و اله)واجب بوده باشد اضافه بر فرایض یومیه است.به هر حال در پایان آیه، نتیجه این برنامه الهی روحانی و صفابخش را چنین بیان می کند:(باشد که در پرتو این عمل، خداوند ترا به مقام محمود مبعوث کند) عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا.(109)
در تفسیر منهج الصادقین آمده است:
... یعنی البته حق تعالی ترا در مقام محمود در آورد و آن مقام شفاعت است که حضرت رسالت (صلی الله علیه و اله) را در آن مقام، خلق اولین و آخرین ستایش کنند و او بر همه مشرف باشد بر وجهی که جمیع بندگان او را ببینند.در زادالمسیر آورده که حق تعالی وی را در روز قیامت بر عرش نشاند. و در لباب از عمر نقل می کند که حضرت رسالت (صلی الله علیه و اله) در تفسیر مقام محمود فرموده که نزدیک گردانید خدا مرا و بنشاند با خود در عرش؛ مراد کمال قرب مرتبه است و نهایت رفعت درجه و لفظ حدیث این است که یدنینی الله فیقعدنی معه علی الفرش و معیت به معنی عندیت است.در آیه دیگر فرموده که ان الذین عند ربک ؛ پس مراد مکانت است و منزلت، نه مکان و منزلا اله الا الله
مولای عارفان و سرور اوصیا، حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام)، در مناجات با حضرت (حق جلت عظمته و شأنه) می فرماید: خدایا! عاشقان همگام، هنگام شب بیدارند، با تو راز و نیاز می کنند و ترا می خوانند؛ ولی بی خبران در خواب غفلت فرو رفته اند.و از رسول اکرم (صلی الله علیه و اله)رسیده که نماز شب سبب نفرت و ناخشنودی شیطان می گردد و سلاحی است در مقابل اعداء و سوزش آتش را در قیامت از انسان دفع می کند و گویند چشمی که شب زنده داری کند و در دل شب از خوف خدا به شک آغشته گردد، هرگز در قیامت گریان نشود.نماز شب به روزی انسان برکت می دهد، وجه آدمی را زیبا می نماید، انسان را خوش خلق می کند، دیده را جلا می بخشد، هم غم را برطرف و دیون را ادا می نماید. از وحشت قبر صاحبش را نجات می بخشد و برای به جا آورده اش چراغی است در تاریکی قبر که بدان از ظلمات برزخ نجات می یابد.و در روز قیامت سایه ای است بر بالای سر صاحبش و تاجی است بر سرش و لباسی است بر بدنش و نوری است که پیشاپیش وی راروشن می دارد و پرده ای است که ما بین وی و آتش سوزنده دوزخ فاصله می اندازد و برهانی است محکم، برای مومندر پیشگاه حضرت عزت و وزنه ای است ثقیل، موقف میزان و جوازی است برای عبور از صراط و مفتاحی است برای جنت.(110)