سیمای متهجدین

نویسنده : سید حسن موسوی

مناجات شبانگاهی

همان طور که شد یکی از علایم محب الهی آن است که که به مناجات الهی شوق داشته باشد به خصوص در خلوت و در دل شب؛ زیرا در ساعات آخر شب و نزدیک اذان صبح صفای عجیبی به انسان دست می دهد و راز و نیاز با حضرت حق در این لحظات ملکوتی راحت تر و در فضای با شکوه تر انجام می گیرد.قرآن کریم نیز عبادت شبانگاهی را پا بر جا تر و با استقامت تر نسبت به عبادت و مناجات در سایر اوقات شبانه روزی می داند.
چو شب گردد به راه عشق می تاز ز دیده پرده غفلت بر انداز
چو شب گردد اگر هشیاری ای دوست - نباشد خوش تر از بیداری ای دوست
چو شب گردد به ساز عشق برخیز - رها کن دل به زلف دلبر آویز
چو شب گردد چو شمع محفل ای جان - به دل سوز و به چشم اشکی برافشان
به خاک از آب چشمان آتش افروز - دل از مه طلعتان آسمان سوز
به دیده باش چون ابر گهر بار - به دل سوزان تر از شمع شرربار
گهی با فکر و گه با ذکر سبوح - صبحی زن مگر روشن شود روح
چو مرغ حق ز دل با ناله زار - به ذکر حق سحر گردان شب تار(24)
خلوت شب فرصت مناسبی است که ددر اختیار دلداده حضرت حق قرار گرفته است و در آن ساعت که روح آدمی کاملا مستعد پرورش و رشد تعالی است، اگر متهجد عاشق کمی با خود خلوت کند و قدر فرصت های طلایی را بداند می تواند به نحوا حسن خود را در مسیر رشد و کمال به پیش ببرد و در طریق سلوک الی الله قدمهای موثری بردارد.
چنانچه یکی از بزرگان فرموده است:
در خلوت شب شکار می باید کرد - از بوالهوسی کنار می باید کرد
دل را به حریم یار می باید می برد - تن را به فدای یار می باید کرد(25)
و باز در جای دیگر اشاره می فرماید:
دلا بر خیر و طاقت کن که طاقت به ضهر کار است - سعادت آن کسی دارد که وقت صبح بیدار است
خروسان در سحر گویند قم یا ایها الغافل - تو از مستی نمی دانی، کسی داند که هشیار است (26)
روایت شده که پروردگار عظیم الشان به یکی از صدیقان در گهش وی نمود که من بنده هایی در میان بندگانم دارم که آنها مرا دوست دارند و من هم آنها را دوست دارم. آنها دلشانم به هوای من پر می کشد، من هم هوای آنها دارم.آنها از من یاد می کنند و من هم به یاد آنها هستم.آنها نظرشان به من است و من هم به آنها نظر دارم؛ تو هم اگر راه آنها را در پیش بگیری و دنبالشان بروی تو را هم دوست خواهم داشت و اگر از آنان کنار بگیری مورد نفرت و دشمنی من قرار می گیری. پرسید: خدایا نشانه آنها چیست؟ خداوند فرمود: همچون چوپان دلسوزی که مواظب گله خود باشد، مواظب تارک شدن روز هستند و همچون پرنده ای که هنگام غروب مشتاق است به آشیانه خویش باز گردد برای غروب خورشید لحظه شماری می کنند و فریاد شوق سر می دهند. چون تاریکی شب آنها را فرو پوشد و تاریکی مغرب بیشتر شود و بسترها گسترده گردد و سراپرده ها زده شود و هر دلداده ای با دلدارش خلوت کند پاهایشان را محکم و استوار به طرف من بر پا می کنند و صورت هایشان را بر زمین می چسبانند، و به زبان خود با من سخن می گویند و نسبت به نعمت ها و بخششهای من برایم چاپلوسی می نمایند و تملق می گویند. حالی دارند، گاهی فریاد می کشند و گاه می گریند؛ گاه آه می کشند و گاه شکوه می کنند. گاه ایستاده اند و گاه نشسته؛ گاه در رکوع اند و گاه در سجود. خودم می بینم که برای من چه رنجی به دوش می کشند. خودم می شنوم که از دوستی من چه شکوه ها دارند.سه چیز به آنها می دهم؛ اول آن که در دلشان نور خودم را حک می کنم، آن وقت همان طور که من از آنها با خبر می شوم آنها هم از من با خبر می شوند. دوم آن که اگر به قدر آسمانها و زمینها و به سنگینی تمام موجودات آنها در مزانشان باشد دامیرالمؤمنین نظرشان کم و بی مقدار می نمایم.سوم آن که با روی خودم روی به آنها می کنم، به خیالت کسی می داند که من به کسی که با روی خودم روی به آنها کرده باشم. می خواهم چه بدهم؟!(27)
شب آمد شب رفیق دردمندان - شب آمد و شب حریف مستمندان
شب آمد شب که نالد عاشق راز - گهی از دست دل گاهی ز دلدار
شب آمد کاروان عشق را میر - شب آمد قلزم پر موج تقدیر
شب آمد حکم آموز دل پاک - شب آمد گوهر افروز نه افلاک
شب است آینه زلف نکویان - حجاب افکن ز روی ماه رویان
سب از زلف نکویان راز گوید - حدیث عشق با دل باز گوید
شب مردان که در ره تیز گامند - به سان شمع سوزان درقیامند
به شب مرغان حق را سوز و ساز است - به خاک عشق شب روی نیاز است(28)
موری است که خدای تعالی به داود وحی فرمود: ای داود! بر یو باد به استغفار در تاریکی شب تا هنگام سحرها. ای داود! چون تاریکی شب تو را فرا گرفت نگاهی به بالا آمدن ستارگان در آسمان بینداز و تسبیح گوی من باش تا من به یاد تو باشم.ای داود! همانا مردان با تقوا شب هایشان را نخوابند مگر آن که نمازشان را برای من بگذارند و روزهایشان را به پایان نرسانند مگر با یاد من.ای داود! همانا عارفان سرمه بیداری شب به چشم هایشان کشیده اند و شب را در قیام اند و رضای مرا از این رهگذر طالبند.. ای داود! هر کس به شب نماز گذارد، آن گاه که مردم در خوابند و فقط به خاطر من باشد پس من به فرشتگان دستور می دهم تا برای او استغفر کنند و بهشت من مشتاق او گردد.پس هر تر و خشکی برای او دعا می کند.(29)
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ - از یمن دعای شب و ورد سحری بود
با آن که سالک آگاه یقین دارد که اگر تمام اوقات شبانه روز را درطاعت و عبادت الهی به سر برد و تمام شبها را تا به صبح در ذکر و طاعت الهی و تمام روزها را در روزه و یاد و ذکر پروردگار سپری کند، باز همه پروردگار جلیل - جلت عظمته و شانه - می توان وی را به هر عذابی که می خواهد معذب نماید و بنده عاصی اجازه هیچ گونه اعتراضی نخواهد داشت دد لیکن این را هم می داند که پروردگار غفور و مهربان به رحمت بی پایان خویش گناه عاصیان را به دیده اغماق نگریسته، قلم عفو بر گناهان توابین می کشد.
حضرت سجاد (علیه السلام) در مناجات خویش عرضه می دارد: ای خدای من! اگر آن قدر بر تو گریه کنم که مژه های چشمم بریزد و آن قدر ناله کشم که صدایم فرو نشیند و آن قدر در پیشگاه تو بایستم تا هر دو پایم ورم کند و آن قدر رکوع کنم که بندهای کمرم از هم بگسلد و آن قدر سجده کنم که حدقه های چشمم از از کاسه بیرون بیاید و در همه عمر خاک زمین را بخورم و تا پایان زندگی آب گل آلود بنوشم و در خلال این حالات آنقدر ذکر تو را بگویم تا زبانم از کار بیفتد و سپس از سرافندگی شرمم آید که سر برداشته و گوشه چشمی به اطراف آسمان بر اندازم با همه این احوال استحقاق آن را نخواهم داشت که فقط به یک گناه از گناهان من قلم عفو کشیده و از سحیفه اعمالم محوش کنی.(30)

مویه سحری

مرا در این ظلمات آنک رهنمایی کرد - نیاز نیم شبی بود و گریه سحری
دیلمی از ارشاد القلوب از حضرت رسولا (صلی الله علیه و اله) روایت کرده که فرمود: هیچ مومنی نیست که از چشمش به قدر بال مگسی اشک بیرون آمده و به صورتش برسد مگر این که خدای تعالی او را بر آتش جهنم حرام می کند.(31)
و بارحمةالله از آن رسول گرامی روایت شده که فرمود:چشمی که از خوف خدای تعالی گریه کند آتش را نخواهد دید.(32)
و باز آن سرور مروی است که فرمود: هیچ قطره ای نزد خدا محوب تر از قطره اشکی نیست که از خوف خدای تعالی از چشم بیرون آمده باشد و از قطره خونی که در راه خدا ریخته باشد و هیچ بنده ای نیست که از خوف خدای تعالی بگرید مگر آن که خدای تعالی او را از شراب بهشتی رحمتش سیراب می گرداند و گریه او را به خنده و سرور در بهشت تبدیل می کند و اطرافیان او را مورد مرحمت قرار می دهد؛ هر چند بیست هزار نفر باشند.هیچ چشمی از خوف خدا پر از اشک نمی شود مگر آن که خداوند پیکرش را بر آتش حرام می کند و اگر اشک از دیدگانش جاری شد و به رخساره اش رسید آن رخساره هرگز فقر و خواری نمی بیند و اگر بنده ای در میان امتی بگرید هر آینه خدای تعالی آن امت را به خاطر گریه او نجات می بخشد.(33)
هم چنین فرمود:کسی که از گناهی بگرید آمرزیده شود و کسی که از ترس آتش بگرید خدای تعالی از آن پناهش دهد و کسی که به شوق بهشت بگرید خدای تعالی او را در بهشت جای دهد و برای او ایمنی از وحشت بزرگ نوشته می شود و کسی که از خوف خدا تعالی گیه کند خدای تعالی او را با پیامبران و راستان و شهیدان و صلحاء محشور می کند و این ها رفقای خوبی می باشند.(34)
و هم چنین از پیامبر نقل شده که فرمود: خدای تعالی چون چون بنده را دوست داشت دل او را از اندوه نالان می کند که خدای تعالی هر دلی را که اندوهگین باشد دوست می دارد و کسی که از خوف خدا بگرید به آتش نمی رود تا آن شیر دوشیده شده دوباره به پستان باز گردد.(35)
در واقع پیامبر عظیم الشان با این جمله نورانی به ما عاصیان تعهد می دهند که اگر منظور و مقصودمان از گریه فقط و فقط خدا و رضایت او باشد حتما مورد توجه قرار و مشمول رحمت بی منتهای الهی قرار خواهیم گرفت.
چنانچه فرموده اند:گریه از خوف خدای تعالی کلید رحمت و نشانه پذیرش و مستجاب شدن دعا است.(36)و نیز فرموده اند:هنگامی که بنده از خوف خدا گریه کرد گناهان از او همچون برگ درخت می ریزد.پس چون روزی می شود که از مادر زاییده شده است.(37)
و اما چگونه می توان دریافت که گریه مورد مورد توجه قرار گرفته و آیا به هدف اجابت رسیده است یا نه؟ در این زمینه روایت زیبایی از صادق آل محمد (علیه السلام) به ما رسیده که فرمود:همین که پوست بدنت جمع شد و چشمانت اشک ریخت و قلبت تپید، پس به هوش باش به هوش! که مقصد و مقصودت مورد توجه قرار گرفته است.(38)
آنچه مسلم است رسیدن به این حالت وصف ناپذیر از الطاف بی کران الهی است که شامل هر بند روسیاهی که بخواهد می فرماید و امید است ما عصیان بیچاره نیز مشمول الطاف واسعه آن جمیل قرار بگیریم.ان شاء الله
سوز دل، اشک روان، آه سحر، ناله شب - این همه از نظر لطف شما می بینم
کس ندیدست چو مشک ختن نافه چین - آنچه من هر سحر از باد صبا می بینم
و سخن در این بحث فراوان است و روایات زیادی در این باب به ما رسیده است که جهت جلوگیری از اطاله کلام از ذکر بقیه آنها خودداری می شود.

نافله شب از نظر قرآن

از میان 34 رکعت نافله شبانه روز، به نافله شب سفارش موکدتری شده است و در این زمینه آیات و روایات زیادی به چشم می خورد که خود بیانگر این امر است که نافله شب از ارزش والای برخوردار است و برای آن که به غربت الهی می اندیشد دست آویزی محکم و ستونی استوار است. با این بال و پر می تواند از ثری به ثریا پرید و از حضیض ذلت و خواری- اوج عزت و سربلندی رسید. نافله شب مرکبی است رهوار که سالک حقیقت جو با عنات پروردگار بر آن سوار شده و تا سرمنزل هستی را بدین وسیله می پیماید.
از یازدهمین امام همان (علیه السلام) نقل که فرمود:رسیدن و واسل گشتن به خداوند عزوجل - سفری است که جز با مرکب شب، پیمودن راه نیل به مقصد ممکن نیست.(39)
در آیات و روایات زیادی نیز ارزش شب زنده داری و منجات شبانگاهی به طور مستقیم یا غیر مستقیم مشخص شده است که در فصل دوم و سوم مورد بحث و تحقیق بیشتری قرار خواهد گرفت.
در آیه شریفه 29 از سوره مبارکه اسراء آمده است:و من اللیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا، در این آیه شریفه خداوند خطاب به رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) می فرماید:و بعضی از شب را بیدار و متهجد باش و نماز شب را که خاص تو است، به جای آور، باشد که خدایت به مقام محمود مبعوث گرداند.
ددر این آیه شریفه با صراحت به شب زنده داری پرداخته شده و آن را یک کار اضافه بر واجبات معرفی نموده است اگر به این کار بپردازد خداوند ترا به مقام محمود می رساند و گویند مقام محمود همان شفاعت کبری است که حضرت رسول( صلی الله علیه و اله) در روز قیامت بدان نائل شده و به وسیله آن امت خویش را شفاعت می کند.ابن بابویه از حضرت باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: روز قیامت منادی از طرف پروردگار ندا می کند: ای محمد! پاداش دوستاران خود و اهل بیتت را به آن چه خواهی عطا کن. عرض کند: پرورگارا! آنها را وارد بهشت گردان.ایشان وارد بهشت شوند.پیغمبر فرمود: این پاداش همان مقام محمودیست که خدای تعالی به من وعده داده بود.(40)
در آیه 16 از سوره مبارکه سجده نیز آمده است:تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ینفقون : یعنی شبها پهلواز بستر خواب حرکت دهند و با بیم و امید خدای خود را بخوانند و از آن چه روزی آنها کردیم به مسکینان انفاق کنند.اگر چه برخی در مورد تفسیر این آیه، منظور آن را نماز عشا دانسته اند؛ لیکن نظر اکثر مفسران اسلامی بر این است که اشاره به کسانی دارد که شبهای فراش گرم خویش را ترک گفته و در راه عبادت خاضعانه پروردگانشان، قدمهایشان را جفت کرده، سر به خاک عبودیتش ساییده اند.(41)
عاصم ابن حمید از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:هیچ کار خوبی نیست که انسان انجام دهد جز این که برای آن در قرآن پاداشی بیان شده است مگر نماز شب که خداوند پاداش آن را مشخص نکرده، به خاطر بزرگی و عظمت آن پیش خودش بلکه فرموده است:تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ینفقون.فلا تعلم نفس ما أخفی لهم من قره اعین جزاء بما کانوا یعملون ؛ یعنی:
(پهلو از بستر خواب حرکت دهند و با بیم و امید خدای خود را بخوانند و از آنچه روزی آنها کردیم به مسکینان انفاق کنند.هیچ کس نمی داند که پاداش نیکو کاریش چه نعمت و لذت های بی نهایت که روشنی بخش دیده است، در عالم غیب برای او ذخیره شده است؟!)(42)
در این آیات نخستین سوره مبارکه مزمل آمده است:یا ایها المزمل، قم اللیل الا قلیلا، نصفه أوانقص منه قلیلا، أو زد علیه و رتل القرآن ترتیلا، ان سنلقی علیک قولا ثقیلا، ان ناشئه اللیل هی أشد وطئا و اقوم قیلا؛ یعنی الا ای رسولی که در جامه (فکرت و خاموشی) خفته ای،هان شب را به نماز و طاعت خدا برخیز مگر کمی، که نصف یا چیزی کمتر از نصف باشد یا چیزی بر نصف بیفزا و به تلاوت آیات قرآن با توجه کامل مشغول باش، ما به وحی خود کلام بسیار سنگین را بر تو القا می کنیم، البته نماز شب بهترین شاهد اخلاص قلب و دعوی صدق ایمان است.)