سیمای متهجدین

نویسنده : سید حسن موسوی

پیشگفتار

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند - گرد در و بام دوست پرواز کنند
هر جا که دری است به شب می بندند - الا در دوست را که سب باز کنند
انسان در دوران زندگی پر شر و شور خود دستخوش جریانات و القائات فکری گوناگونی قرار می گیرد و به تناسب استعدادهای درونی و محیط و زمینه فکری واکنشهای مختلفی نشان می دهد و در مسیری که نشأت گرفته از جهان بینی اوست قرار می گیرد.آنچه که در طول تاریخ بشر همواره دستگیر او در تمام پستی و بلندیهای زندگی وی بوده، میزان و نوع رابطه وی با خالق بی همتاست. این خداشناسی است که به بشر یاد می دهد چگونه حرکت کند و کدام مسیر، او را به سر منزل سعادت و خوشبختی و کمال واقعی خود می رساند. انسان همواره طالب کمال است و تاریخ نشان داده هرگز انسانهایی که از مسیر حقیقت دور افتاده اند نتوانسته اند به آن کمال مطلوب دست یابند. لذا مذاهب و عقاید گوناگونی تشکیل یافته که اساس اکثریت قریب به اتفاق آنها اقناع حس پرستش بوده است. بشر غرق شده در هوی هوس می خواسته لجامی از حقیقت بر هوس باطل خود بزند.
کسانی که در مسیر خداشناسی زحمات طاقت فرسایی را تحمل شده اند و به لب توحید و مغز آن دست یافته اند درکی ماورای دیگر انسانها نسبت به طبیعت و جهان اطراف خود و عقایدی کاملا متفاوت از اهل باطل و عصیان داشته اند
یکی از بزرگان می گوید:اگر انسان تسلیم خدا شود، رای و سلیقه خود را کنار بگذارد و خود را به تمام معنا به خدا واگذار نماید، خداوند او را برای خود تربیت می کند.کسی که برای خدا تربیت شده با کسی که صبح تا به شب مشغول امور دینی است و با خدا و خداپرستان کاری ندارد تفاوت بسیار دارد.
و باز می گوید:اگر چشم برای خدا کار کند، می شودعین الله و اگر گوش برای خدا کار کند، می شود یدالله تا می رسد به قلب انسان که جای خداست که فرموده اند:قلب المومن عرش الرحمن قلب مومن، عرش خداوند رحمان است.
کارها را بایستی برای او بکنی، آن هم با محبت او؛ ینی او را دوست داشته باشی و اعمالت را به دوستی او انجام دهی. داشتن محبت به خدا، و انجام عمل برای خدا سر همه ترقیات معنوی بشر است و این در سایه مخالفت با نفس است؛ بنابراین تمام ترقیات بشر در مخالفت با نفس است، تا با نفس کشتی نگیری و زمینش نزنی، ترقی نمی کند.
و از جمله روشهای نیل به آن کان عظمت و سرچشمه زلال معرفت، تهجد و شب زنده داری است. پروردگار عظیم الشان را سپاس می گویم که بر این بنده کمترین منت نهاد تا به قلم قاصر و بیان الکن خویش مجموعه ای ناقابل را به دوستاران حق و حقیقت و متهجدین شب زنده دار تقدیم دارم؛ تا بلکه با دعای خیر خود من حقیر عاصی را نیز دستی گیرند و از ظلمات معاصی نجات بخشند.
خدای تعالی را شاکرم که اجلم را تا تکمیل نهایی این مجموعه به تأخیر انداخت و با الطاف بیکران خویش بنده نوازی نمود. و اینک این هدیه ناقابل در مقابل شما عزیزان صاحب بصیرت قرار دارد.امیدوارم بزرگان و سروران معزز به دیده اغماض نگریسته، اشکالات این مجموعه را به این حقیر گوشزد نمایند تا در نوبت های چاپ بعدی رفع شده و در اختیار عزیزان قرار گیرد.ان شاالله تبارک و تعالی
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
سید حسن موسوی

فصل اول - فضیلت تجهد

محبت

محبت کیمیایی است که مس وجود را به زر سرخ مبدل می کند و یگانه دارویی است که شفابخش تمام آلام درونی بشر محسوب می شود. همان گونه که در قرآن کریم نیز بدان اشاره شده الا بذکر الله تطمئن القلوب(1)،این امر حکایت از آن دارد که با یاد و ذکر حضرت حق می توان به آن کان عظمت و آن سرچشمه زلال عزت و قدرت دست یافت.
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم(2)
محبت اساس تمام حرکات و سکنات زندگی بشر است و اگر با دیده تامل بدان نگریسته شود روشن می شود که هیچامری بدون وجود آن میسر نیست و هیچ فعلی بدون دخالت آن به جایی نمی رسد. به همین دلیل به جرأت می توان گفت تنها ابزار نیل به سعادت دنیا و عقبی نیز همین واژه شیرین می باشد.
آن که به کمال عشق رسید و وارد اقیانوس بیکران محبت گشت هرگز به غیر از یار یادی ندارد و هیچ گاه جز به او به فکری نمی پردازد. تمام لحظات و آنات زندگیش در یاد و خاطره یار سپری می گردد و طرف العینی از وی غفلت نمی کند که اگر چنین شود جهنمی سوزان و نقمتی عظیم را در پیش رو می بیند.
خدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویت - دری دیگر نمی داند رهی دیگر نمی گیرد