فهرست کتاب


مروارید عفاف

سید محسن عظیمی

8. زنان عفیف

گروهی از زنگیان و اوباش بصره، دختری علوی را گرفتند و خواستند با او بی عفتی کنند. گفت: من دعائی می دانم که اگر بخوانید شمشیر بر شما کارگر نیست. برای این که سخن مرا آزمایش کنید به هر زوری که دارید شمشیری بر من بزنید، اگر کارگر نیفتاد بدانید به سبب این دعاست. یکی از آنها شمشیری بر وی زد، وی افتاد و مرد و آنها فهمیدند که غرض دختر، حفظ عفت بوده و جان خویش بر سر آن نهاده است. جملگی از حرکت خود پشیمان شدند.(157)
در زمان یکی از خلفای بنی عباس دستور اکید داده بودند که از مردم، مالیات گرفته شود. خانواده ای در بلخ، توانایی پرداخت مالیات را نداشت. زن این خانواده لباس زر بافتی داشت و به گفته شوهرش خواستند این لباس را به جای مالیات بدهند؛ در حالی که ارزش آن بیش از مالیات تعیین شده بود. شوهر، لباس را از طریق زن خلیفه به خلیفه رسانید. خلیفه وقتی آن لباس با ارزش و همت بلند را دید و گفت. لباس را باز گرداند زن گفت آیا این لباس را خلیفه دید یا نه؟ گفتند: دید. گفت: من دیگر آن را نمی پوشم (لباسی را که نامحرم دیده باشد.) این لباس را بفروش و مسجدی بساز در بلخ و چنین هم شد.(158)
زنی از صالحات قریش آمد درب منزل را ببندد، در حالی که سرش برهنه بود نامحرمی او را دید. وقتی برگشت از شدت ناراحتی سرش را با وجود زیبایی، تراشید. گفتند: چرا چنین کردی؟ گفت: من مویی را که نامحرم ببیند هرگز نمی خواهم و نمی گذارم باشد.(159)

فصل چهارم: آفات عفاف

هان گونه که در گذشته، مفهوم عفت را مقاومت در برابر امیال و شهوات ذکر کردیم؛ بنابراین هر آنچه موجب تحریک شهوات گردد، آفت عفت محسوب می شود و پرهیز از آن به منظور پیشگیری از انحرافات، بخصوص در مورد جوانانی که قدرت ازدواج ندارند واجب و لازم است. در این جا مهمترین آفات عفت را بطور اختصار بیان می کنیم:

1. چشم چرانی

خطرناک ترین و قویترین آفت عفت، چشم چرانی و تماشای مناظر شهوت انگیز است؛ از جمله تماشای فیلمها، مجله ها، نشریات، عکسها، و مجسمه های مبتذل و یا نگاه کردن به نامحرم به قصد لذت جنسی. این عمل تا اندازه ای خطرناک است که در دستورات اسلامی، حتی با ایمان ترین افراد نیز از آن نهی شده اند و برای حفظ ایمان خود باید از آن پرهیز کنند.
به فرموده علی علیه السلام: چشمها دامهای شیطانند.(160)
و دام شیطان، چیزی نیست که بتوان به راحتی از آن خلاصی یافت؛ پس قبل از اینکه به دام افتیم باید به فکر چاره باشیم و از این دامها که همانا چشمها و نگاههای آلوده ما هستند دوری جوییم و بدین ترتیب خویش را از بندگی و اسارت دل رها سازیم؛ چرا که انسان، اسیر دل است و دل، در گرو دیده؛ که گفته اند: از دل برود هر آنچه از دیده برفت.
بابا طاهر، این مضون را چه خوش سروده است:
ز دست دیده، هر دو فریاد - هر آنچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد - زنم بر دیده تا دل گردد آزاد