فهرست کتاب


سیمای اخلاق در آثار علامه آیة الله حسن زاده آملی

عباس عزیزی

فصل چهارم دهم: اخلاق و قیامت

274- حشر با صورت واقعی
ملاصدرا در اسفار در مبحث حشر گفته است: در داخل بدن هز انسان، حیوانی با تمام اعضا و اشکال و قوا و حواسش نهفته است؛ که قائم بالفعل بوده، با مرگ بدن نمی میرد و در روز قیامت با صورتی مناسب معنایش، محشور می گردد.هموست که عقاب می شود و پاداش می گیرد. حیاتش، چون حیات بدن نیست که مرکب باشد و عارض؛ بلکه حیاتش مانند حیات نفس، ذاتی است. حیوانی است میان حیوان عقلی و حیوان حسی؛ و در روز قیامت به صورت هیئات و ملکاتی که نفس به دست خود کسب کرده اند، محشور می گردد(337).
275- حالات مردم در عرصه محشر
در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل است که:
بعضی از مردم با چهره هایی محشور می شوند که صورت میمون و خوک در مقایسه با آن، زیبا می نماید.
و در جایی فرموده است: در قیامت مردم به دو گروه محشور می شوند:
گروهی بر مرکب سوارند، و گروهی پیاده و با پای خود و گروهی بر وجه و صورتشان.
سر این مطلب آن است که هر یک از خلق و خوی رذیله و هر هیأت زشت و ناپسندی که در نفس تمکن یافته است، صورت نوعی است از انواع حیوانات، و بدنی بدان اختصاص یافته است؛ چون بدن شیر و مانند آن؛ برای خلق و تکبر و تهور و روباه برای حیله و نیرنگ، و میمون برای استهزاء و سخریه، و خوک برای آز و شهوترانی.
گاهی شخصی واحد، متخلق به اخلاق رذیله کثیری است که مراتب متفاوتی دارند؛ پس به حسب آن، در آخرت صورت های حیوانی متفاوت و متعدد می شوند. خداوند متعال فرموده است: یوم تشهد علیهم سمعهم وابصارهم وجلودهم بما کانوا یعملون (338)(339).
276- دستیابی به اعلا درجات بهشت
در حدیث زیان بن شبیب از امام رضا (علیه السلام) نقل است که آن حضرت فرمود: ای پسر شبیب!اگر می خواهی که به درجات اعلای بهشت رسی، با ما باش!به غم ما غمگین باش و به شادی ما شاد! بر تو باد ولایت ما!که هر کس سنگی را دوست داشته باشد، خداوند ددر روز قیامت با آن محشورش کند.
شبی در حشر و معاد خود فکر می کردم و به نامه اعمال خویش نظر می افکندم، و این که چگونه به اعمالم رسیدگی خواهد شد که دیدم چیزی، لازمه نفسم شده، با آن محشور گشته و از آن جدا نمی شود، وقتی دقت کردم دیدم کتابی خطی است که را به شدت دوست دارم.
در این وقت این حدیث را به یاد آوردم که هر کس سنگی را هم دوست داشته باشد با آن محشور می شود.
و کتاب هم مانند سنگ، از جمادات است و از این جهت با آن فرقی ندارد(340).
277- الاغ محشر
از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت شده است که: هر کس افعال نمازش جز آنچه باشد که امام در نماز انجام می دهد، با سری چون سرالاغ محشور می شود(341).
278- عقرب روز قیامت هر کس به باطن خود با چشم بصیرت بنگرد، آن را پر از درندگان و گزندگانی می بیند؛ چون غضب، شهوت، حقد، حسد، کبر، عجب، ریا و....که این ها همواره نفس را می درند و او را آزار می دهند.
لیکن از آنجا که اکثر مردم در حجابند، از مشاهده آن ها ناتوانند. ولی چون پرده کنار رود و به گور روند، آن ها را می بینند؛ که به صورت و اشکالی که از هر طرف آنان را احاطه کرده اند. در حالی که این جانوران وحشتناک، همان صفات دنیوی آنان هستند که نقاب از صورتشان برکنار رفته است.
حال، ای برادر!اگر می خواهی آن ها را کشته، غالب شوی، قبل از مرگ بر این کار قادری؛ والا نفس و قلبیت را نیز خواهند گزید، تا چه رسد به پوست و جسمت(342).
279- مورچگان قیامت
داود بن فرقد از برادرش نقل می کند که از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: متکبران در قیامت به صورت مورچگان در می آیند و مردم آنان را زیر پای خود می گذارند، تا این که خداوند از حساب مردم فارغ شود(343).
280- حشر در قیامت
از براء بن عازب نقل شده است که: معاذ بن جبل در خانه ابوایوب انصاری در حالی که نزدیک پیامبر نشسته بود از ایشان پرسید: ای رسول خدا!درباره آیه یوم ینفخ فی الصور فتأتون افراجاً چه می فرمایید؟
حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: ای معاذ!از امر عظیمی پرسش نمودی!
و اندکی بعد فرمود: ده گروه از امت من با صورت و شمایلی مبدل و ممسوخ، محشور خواهند شد و خداوند، میان آنان و مسلمین فاصله و جدای می اندازد. گروهی از آنان به صورت میمون و گروهی به صورت خوک و دسته ای پایشان به جای سرشان و سرشان به جای پایشان آمده نابینا محشور می شوند که نمی دانند به کجا بروند، و دسته ای آب دهان خود را می بلعند و زبان خود را می جوند و نایعی را قی می کنند که همه از آن گریزان و متنفرند، و گروهی دست و پایشان قطع شده و دسته دیگر بر شعله های آتش مصلوبند، و از عده ای چنان تعفن به مشام می رسد که از بوی مردار بدتر است و بعضی لباسی از قطران بر تن دارند که بدن آنان را احاطه کرده است.
اما آنانی که به صورت میمونند، سخن چینانند. آنانی که در شمایل خوکند، اعل سحت و حرام خواری اند، و آنانی که سرازیر و سرنگون می آیند، ربا خوارانند. کوران، ستمکارانند و کران، در دنیا به اعمال خود مغرور بوده اند و بدان مباهات می کرده و عجب می ورزیده اند. کسانی که زبان هایشان را می جوند، عالمان و قاضیانی اند که اعمالشان مخالف سخنانشان بوده است. آنانی که دست و پایشان بریده است، به همسایه خود آزار رسانده اند و کسانی که بر آتش آویخته شده اند، از مردم نزد سلطان بدگویی کرده اند. اشخاص بدبو کسانی هستند که از شهوات و لذات کامجویی می کرده و حق خداوند را در اموالشان ادا نمی کرده اند.و کسانی که آن لباس را بر تن دارند، اهل تکبر و خودپسندی بوده اند(344).
281- شب معراج
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل است که فرمود: همان طور که زندگی می کنید می میرید و همان گونه که می خوابید محشور می شوید.
و نیز فرمود: شب معراج مردمی را دیدم که لبانشان بریده شد و دوباره به شکل اول باز می گشت و دوباره بریده می شد.
جبرئیل مرا گفت: اینان خطیبان امت تو هستند که لبانشان بریده می شود؛ چون به آنچه که می گویند عمل نمی کنند!(345)
282- جزا در قیامت
این دو واقعه را از سفرنامه رسول الله صلی الله علیه و آله به اختصار و اجمال نقل می کنیم و تو خود حدیث مفصل بخوان از انی مجمل!
فرمود: در شب اسراء قومی را دیدم که لب هایشان با قیچی های آتشین قیچی می شود و به دور ریخته می شود. گفتم: ای جبرئیل!اینان چه کسانی اند؟
گفتن: خطبای امت تواند که مردم را به نیکی امر می کنند و خودشان را فراموش می کنند.(346)
و نیز فرمود:
شخصی را دیدم که پشته ای را می خواهد به دوش بگیرد، نمی تواند باز به این سو و آن سو می رود و چیزهایی فراهم می کند، و بر روی پشته می نهد و باز می خواهد آن را حمل کند قادر نیست و هکذا.
گفتم: این چه کسی است؟
گفت: کسی که مال از مردم قرض گرفته، هنوز آن را تأدیه نکرده از دیگری بازمالی قرض می کند، و هکذا.(347)
283- نشانه یقین
کلینی به اسنادش از اسحاق بن عماز نقل می کند(348):
از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: رسول خدا در مسجد، نماز صبح را با مردم خواند، جوانی را دید که کم خوابی از چهره و حرکاتش در گودی فرو رفته بود. پیامبر صلی الله علیه و آله بدو فرمود: ای فلانی!شبت را چگونه سپری کرده ای؟
جوان کفت: در حال یقین.
رسول خدا از سخن او به شگفت آمد و فرمود: هر یقینی را، حقیقتی و نشانی است. حقیقت و نشانه یقین تو چیست؟
گفت: ای رسول خدا!حقیقت یقین من آن است که مرا به حزن آورده و خوابم را ربوده و روزم را تشنه نموده است. پس از دنیا و مافی ها دوری جسته ام، گویی به عرش خدایم می نگرم، و می بینم که حساب و حشر خلایق برپاست و من در آنانم. اهل بهشت در بهشت اند و به تعارف و معارفه مشغول اند و بر بالش و تخت خود، تکیه داده اند و گویی اهل دوزخ را می شنوم و در گوش خود، حس می نمایم.
(چون سخن جوان بدین جا رسید) پیامبر صلی الله علیه و آله روی به اصحابش نمود و فرمود: این بنده ای است که خداوند دلش را به ایمان نورانی فرمود.
سپس رو به آن جوان کرد و بدو فرمود: خود را بر همین حال حفظ کن!
جوان عرض کرد: ای رسول خدا!من استدعا دارم که از خداوند طلب نمایید، تا در رکاب شما به شهادت رسم.
پس رسول خدا صلی الله علیه و آله خواسته او را اجابت نمود و از خداوند، شهادت او را طلبید. بدین ترتیب، آن جوان مدتی بعد در یکی از غزوات رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از نه نفر شهید به شهادت رسید، که او شهید دهمین بود(349)(350).
284- از هم اکنون راست باش
آقای عزیز!قیامت قیامتی است، هم اکنون راست خیز باش تا رستاخیز بشوی، درست قیام کن تا قیامت گردی. از عارف رومی بشنو:
زاده ثانی است احمد در جهان - صد قیامت بود او اندر عیان
زو قیامت را همی پریسده اند - کای قیامت تا قیامت راه چند
با زبان حال می گفتی بسی - که ز محشر حشر را پرسد کسی
پس قیامت شو قیامت را بین - دیدن هر چیز را شرط است این(351)
285- روزه سکوت
در روایت است که حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) به حوایون خود، دستور صوم سکوتی داد که افطار آن موت باشد!ما از بس جفنگ می گوییم، دلمان را زنگ فرا گرفته است!
باز در روایت است که حضرت آدم (علیه السلام)، با هده ای از اولادش نشسته بود و همه مشغول و سرگرم حرافی و صحبت بودند، یکی از ایشان پرسید که:
شما چرا سخن نمی گویید، شما هم حرفی بزنید!
حضرت آدم (علیه السلام) فرمود: ما که از بهشت خارج شدیم، خدا وعده ای داد که اگر می خواهید دوباره به بهشت بازگردید، از راه سکوت برگردید(352)!

...................) Anotates (.................
1) در آسمان معرفت، ص 26.
2) انسان و قرآن، ص 62.
3) قیصری، مقدمه شرح الفصول، چاپ ناصری، ص 11.
4) رساله لقاء، ص 137.
5) انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص 160.
6) الهی نامه، ص 57.
7) الهی نامه، ص 55.
8) هزار و یک نکته، ص 285.
9) الهی نامه، ص 37.
10) هود / 1.
11) ذکر ذاکر، ص 18.
12) در آسمان معرفت، ص 298.
13) بر گرفته از مقاله اندیشه و حیات علامه شعرانی نوشته آقای سعید رحیمیان، مندرج در کیهان اندیشه، شماره 45.
14) در آسمان معرفت، ص 154 - 153.
15) رساله لقاء الله، ص 184.
16) رساله لقاء الله، ص 146.
17) در آسمان معرفت، ص 27.
18) فرقان / 78.
19) نور / 38.
20) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 246 - 245.
21) نامه ها بر نامه ها، ص 76.
22) رساله لقاء الله، ص 192.
23) الهی نامه، ص 12.
24) رساله لقاء الله، ص 184.
25) برای خدا در روزگارتان نفحاتی است؛ خود را در معرض آن قرار دهید و از آن روی برنگردانید.
26) رساله لقاء الله، ص 186.
27) انسان و قرآن، ص 134 - 133.
28) قمر / 56.
29) وافی، ج 14، ص 65، رحلی.
30) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 431.
31) گلشن راز.
32) نامه ها بر نامه ها، ص 225.
33) نامه ها بر نامه ها، ص 224.
34) نامه ها بر نامه ها، ص 226.
35) نامه ها بر نامه ها، ص 264.
36) انسان در عرف عرفان، ص 33.
37) انسان در عرف عرفان، ص 47.
38) الهی نامه، ص 12.
39) رساله لقاء الله، ص 185.
40) خدا بر هر چیزی مراقب است.
41) رساله لقاء الله، ص 185 - 184.
42) یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله، (زمر/ 56)
43) رساله لقاء الله، ص 16.
44) رساله لقاء الله، ص 223.
45) هزار و یک کلمه، ج 2، ص 428 - 422.
46) رساله بقاء الله، ص 185.
47) رساله لقاء الله، ص 65.
48) نانه ها بر نامه ها، ص 76.
49) اعلی / 17 و 18.
50) القیامة / 21 و 22.
51) نامه ها بر نامه ها، ص 22.
52) یونس / 27.
53) ق / 36.
54) نامه ها بر نامه ها، ص 42.
55) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 182.
56) نامه ها بر نامه ها، ص 224.
57) دار آخرت را برای کسانی قرار دهیم که در زمین نه طالب برتری اند و نه طالب فساد و عاقبت از آن پرهیزگاران است.
58) رساله لقاء الله، ص 211.
59) حج / 72.
60) منزه است کسی که رحمتش بر دوستانش را، در شدت نقمتش قرار داد و نقمتش بر دشمنانش را، در شدت رحمتش.
61) بهشت با امور ناخوشایند محاصره شده است و دوزخ با شهوات.
62) رساله لقاء الله، ص 200.
63) نامه ها بر نامه ها، ص 47.
64) هزار و یک کلمه، ج ا، ص 175.
65) هزار و یک کلمه، ج 1، (ص) 178 - 177.
66) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 178.
67) هزار و یک نکته، ص 234.
68) رساله لقاء الله، ص 47.
69) هزار و یک نکته، ص 539.
70) قصص / 78.
71) نامه ها بر نامه ها، ص 75.
72) نامه ها بر نامه ها، ص 28.
73) نور / 38.
74) نامه ها بر نامه ها، ص 73.
75) نامه ها بر نامه ها، ص 113.
76) احزاب / 22.
77) نامه ها بر نامه ها، ص 57.
78) نامه ها بر نامه ها، ص 263.
79) هزار و یک کلمه، ج ا، ص 441.
80) هزار و یک کلمه، ج 2، ص 215.
81) اعراف / 32
82) نامه ها بر نامه ها، ص 24.
83) نامه ها بر نامه ها، ص 44.
84) نامه ها بر نامه ها، ص 72.
85) نامه ها بر نامه ها، ص 53.

86) آل عمران / 192.
87) نامه ها بر نامه ها، ص 76.
88) نامهاها بر نامه ها، ص 224.
89) اعراف / 132.
90) المکی، ابوطالب، علم القلوب، چاپ مصر، ص 215.
91) رساله لقاء الله، ص 183.
92) در آسمان معرفت، ص 110 - 107.
93) نامه ها بر نامه ها، ص 106.
94) هزار و یک نکته،ص 73-72.
95) معرفت نفس، دفتر سوم، ص 461.
96) اسفار، ج ا، ص 305 - 311، رحلی، چاپ سنگی.
97) نجم / 40.
98) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 97-96.
99) در آسمان معرفت، ص 69-68.
100) هزار و یک نکته، ص 63.
101) نامه ها بر نامه ها، ص 28.
102) اسراء/ 82.
103) حافظ.
104) دیوان نگارنده.
105) باباطاهر.
106) فرقان / 64.
107) نامه ها بر نامه ها، ص 58.
108) انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص 160.
109) هزار و یک نکته، ص 815.
110) رساله لقاء الله، ص 169.
111) هزار و یک نکته، ص 830.
112) معرفت نفس، ج 1، ص 16.
113) الهی نامه، (ص) 6.
114) هزار و یک نکته، ص 830.
115) سیر حکمت در اروپا، ص 14.
116) معرفت نفس، ج 1، 27.
117) هزار و یک نکته، ص 823.
118) هزار و یک کلمه، ج 2، ص 486.
119) هزار و یک نکته، ص 129.
120) یس / 54؛ آخر مطففین؛ بقره / 36.
121) سجده / 8.
122) حجر/26.
123) مؤمنون / 14.
124) هزار و یک کلمه، ج 3، ص 446 - 425.
125) معرفت نفس، دفتر سوم، ص 474 - 473.
126) سفینة البحار، ماده شریف.
127) معرفت نفس، دفتر دوم، ص 201.
128) رساله القاء الله، ص 160.
129) رساله لقاء الله، ص 146.
130) رساله لقاء الله، ص 16 - 145.
131) الهی نامه، ص 47.
132) هزار و یک نکته، ص 45.
133) هزار و یک نکته، ص 831.
134) رساله لقاء الله، ص 156.
135) عرر الفوائد و درر القلائد، ج 1، ص 274 و ج 2، ص 329، ط 1.
136) نامه ها بر نامه ها، ص 19.
137) هزار و یک نکته، ص 154.
138) الهی نامه، ص 51.
139) دیلمی، ارشاد القلوب، باب سیزدهم.
140) رساله لقاء الله، ص 199 - 198.
141) الهی نامه، ص 66.
142) رساله امامت، ص 213.
143) رساله القاء الله، ص 197.
144) بقره / 50 و 51.
145) انسان در عرف عرفان، ص 34.
146) در آسمان معرفت، ص 142.

147) هزار و یک کلمه، ج 3، ص 271 - 270.
148) هزار و یک کلمه، ج 3، ص 271 - 270.
149) نامه ها بر نامه ها، ص 52.
150) نامه ها برنامه ها، ص 44.
151) الهی نامه، ص 25.
152) معرفت نفس، ج 1، 41.
153) الهی نامه، ص 26.
154) معرفت نفس، ج 1، 41.
155) الهی نامه، ص 39.
156) الهی نامه، ص 52.
157) الهی نامه، ص 26.
158) سیمای نماز، ص 24.
159) در آسمان معرفت، ص 50.
160) هزار و یک نکته، ص 160.
161) هزار و یک نکته، ص 149 - 148.
162) معرفت نفس، دفتر دوم، ص 250.
163) انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص 127.
164) رساله حول الرویة، ص 128 - 127.
165) هزار و یک کلمه، ج 3، ص 254.
166) انسان کامل از دیدگاه نعج البلاغه، ص 102.
167) هزار و یک کلمه، ج 3، ص 6 - 7.
168) انسان کامل از دیدگاه نهج البلاغه، ص 126.
169) هزار و یک کلمه، ج 2، ص 63.
170) در آسمان معرفت، ص 371 - 369.
171) والضحی / 11.
172) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 395 - 394.
173) ج 2، ص 22، ط بیروت.
174) انسان و قرآن، ص 43.
175) مدثر / 8.
176) فصلت / 31.
177) انسان در عرف عرفان، ص 38.
178) انسان در عرف عرفان، ص 37.
179) مدثر / 8.
180) انسان در عرف عارفان، ص 37.
181) دیوان، چاپ دوم، ص 404.
182) انسان در عرف عرفان، ص 36.
183) نامه ها بر نامه ها، ص 174.
184) کلمه طیب به سوی او صعود می کند و او عمل صالح را بالا می برد.
185) ساله لقاءالله، ص 219.
186) هزار و یک نکته، ص 301.
187) و یاد کن ای رسول! خال ایوب را، وقتی که دعا کرد که ای پروردگار!مرا بیماری و رنج سخت رسیده است و تو از همه مهربانان عالم برتری. (انبیاء /83.)
188) رساله لقاء الله، ص 194.
189) هزار و یک نکته، ص 770.
190) آیات 20-24.
191) سیمای نماز، ص 31.
192) نامه ها بر نامه ها، ص 226.
193) ده رساله فارسی، ص 99 - 98.
194) الهی نامه، ص 11.
195) رساله لقاء الله، ص 143- 142.

196) الهی نامه، ص 33.
197) روحانیة السوس: یعنی طبیعت و سرشت روحانی دارد.
198) خزف: گل، مقصود طبیعت و بدن انسان
199) عقر: ره آورد و سوغات سفر.
200) اکلیل: چند ستاره در آسمان هستند شبیه به تاج که به آنها اکلیل می گویند.
201) نشریه بشارت، شماره چهارم، ص 33 - 31.
202) الهی نامه، ص 14.
203) الهی نامه، ص 46.
204) الهی نامه، ص 23.
205) الهی نامه، ص 54.
206) الهی نامه، ص 44.
207) الهی نامه، ص 38.
208) الهی نامه، ص 34.
209) الهی نامه، ص 43.
210) الهی نامه، ص 13.
211) الهی نامه، ص 13.
212) الهی نامه، ص 23.
213) ابراهیم /8.
214) هزار و یک کلمه، ج 3، ص 254.
215) هزار و یک کلمه، ج 3، ص 254.
216) هزار و یک کلمه، ج 3، ص 254.
217) الهی نامه، ص 45.
218) الهی نامه، ص 12.
219) الهی نامه، ص 37.
220) الهی نامه، ص 33.
221) الهی نامه، ص 45.
222) الهی نامه، ص 40.
223) الهی نامه، ص 15.
224) الهی نامه، ص 44.
225) الهی نامه، ص 24.
226) الهی نامه، ص 44.
227) الهی نامه، ص 33.
228) الهی نامه، ص 68 .
229) الهی نامه، ص 38.
230) الهی نامه، ص 11.
231) الهی نامه، ص 44.
232) الهی نامه، ص 59.
233) الهی نامه، ص 59.
234) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 288.
235) الهی نامه، ص 38.
236) الهی نامه، ص 38.
237) رساله امامت، ص 168.
238) در آسمان معرفت، ص 233.
239) نامه ها بر نامه ها، ص 103.
240) سیمای نماز، ص 25.
241) انسان در عرف عرفان، ص 117.
242) کهف /27.
243) هزار و یک کلمه، ج 3، ص 271 - 270.
244) در محضر استاد، ص 23.
245) فیض گرفتن.
246) بدون تعارف.
247) در محضر استاد، ص 70.
248) دگرگونی.
249) حکمت عملی یا اخلاق مرتضوی،
250) الهی نامه، ص 70.
251) الهی نامه، ص 47.
252) نامه ها برنامه ها، ص 64.
253) الهی نامه، ص 42.
254) الهی نامه، ص 41.
255) رساله لقاءالله، ص 226 - 225.
256) الهی نامه، ص 24.
257) الهی نامه، ص 24.
258) الهی نامه، ص 24.
259) الهی نامه، ص 16.
260) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 285.
261) الهی نامه، ص 7.
262) الهی نامه، ص 23.
263) هزار و یک نکته، ص 427.
264) الهی نامه، ص 8.
265) هزار و یک نکته، ص 228.
266) هزار و یک نکته، ص 78 - 77.
267) کهف / 104.
268) مائده / 27.
269) رساله لقاء الله، ص 224.
270) رساله لقاء الله، ص 214.
271) الهی نامه، ص 6.
272) الهی نامه، ص 57.
273) هزار و یک نکته، ص 171.
274) بقره / 27.
275) نحل / 94.
276) هزار و یک نکته، ص 804 - 803.
277) هزار و یک کلمه، ج 3، ص 258.
278) هر کس به خدا توکل کند خدایش کفایت کند.
279) آنان کسانی هستند که خدا به آنان نعمت ارزانی داشته است.
280) رساله لقاء الله، ص 152.
281) در محضر استاد، ص 99.
282) هزار و یک کلمه، ج 3 تص 36 - 35.
283) واقعه / 34.
284) مامه ها برنامه ها، ص 125.
285) رساله امامت، ص 30 - 31.
286) الهی نامه، ص 69.
287) هزار و یک نکته، ص 621.
288) سیمای نماز، ص 24.
289) انسان در عرف عرفان، ص 89.
290) نامه ها برنامه ها، ص 77.
291) نامه ها برنامه ها، ص 52.
292) هزار و یک نکته، ص 149.
293) هزار و یک کلمه، ج 3، صص 424.
294) نامه ها برنامه ها، ص 46.
295) و یا کن ای رسول! حال ایوب را، وقتی که دعا کرد که: ای پروردگار!مرا بیماری و رنج سخت رسیده است و تو از همه مهربانان عالم برتری. (انبیاء/ 83).
296) رساله لقاء الله، ص 194.
297) الهی نامه، ص 42.
298) ارشاد القلوب دیلمی، باب 49.
299) ارشاد القلوب دیلمی، باب 49.
300) چون بیمار شوم او شفایم دهد. (شعراء/ 80).
301) پروردگارا!شیطان مرا سخت، رنج و عذاب رسانیده است. (ص /41).
302) پروردگارا!ما به خود ظلم نمودیم، و اگر تو ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، همانا از زیانکاران خواهیم بود (اعراف /23).
303) شیطان کفت: پس، مرا به آنچه اغواء کرده ای، هر آینه رزندان آدم را از راه راست تو اغواء کنم و گمراه نمایم. (اعراف/14).
304) رساله لقاء الله، ص 194.
305) انسان و قرآن، ص 71.
306) هزار ویک کلمه، ج 3 ص 47.
307) اسراء/9.
308) انسان و قرآن، ص 67.
309) نامه ها برنامه ها، ص 226.
310) مجموعه مقالات، ص 16.
311) رساله لقاء الله، ص 160.
312) رساله لقاءالله، ص 163.
313) هزار و یک نکته، ص 311.
314) رساله لقاء الله، ص 158.
315) رساله لقاء الله، ص 214.
316) معرفت نفس، ج 1، 150.
317) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 455.

318) توبه /50.
319) هزار و یک نکته، ص 722.
320) هزار و یک نکته، ص 722.
321) زمر/23.
322) رساله نور علی نور، در ذکر و ذاکر و مذکور، ص 38.
323) در آسمان معرفت، ص 244-243.
324) هزار و یک کلمه، ج 2، ص 280-277.
325) رسائل کندی، ص 279، طبع مصر.
326) رساله لقاء الله، ص 172.
327) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 234-235.
328) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 440-439.
329) توبه، ص 41.
330) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 436.
331) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 436.
332) نور علی نور،ص 68.
333) هزار و یک کلمه، ج 3، ص 250.
334) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 287.
335) هزار و یک کلمه، ج 1، ص 287.
336) رساله لقاء الله، ص 12.
337) رساله لقاءالله، ص 166.
338) روزی که گوش و چشم و پوستشان علیه آنان گواهی می دهد.
339) رساله لقاءالله، ص 166.
340) رساله لقاءالله، ص 165.
341) رساله لقاءالله، ص 165.
342) رساله لقاءالله، ص 167.
343) رساله لقاءالله، ص 164.
344) رساله لقاءالله، ص 163.
345) سید مرتضی، غرر الفوائد و درر القلائد، چاپ مصر، مجلس اول، ج 1، ص 6.
346) ارشاد القلوب دیلمی، تصحیح مرحوم استاد شعرانی، آخر باب اول، ص 11.
347) معرفت نفس، دفتر سوم، ص 53-530.
348) اصول کافی، معرب، کتاب ایمان کفر، ج 2، ص 44.
349) کلینی، اصول کافی (معرب)، ج 2، باب حقیقت ایمان، کتاب ایمان و کفر، ص 44.
350) رساله لقاءالله، ص 173-172.
351) نامه ها برنامه ها، ص 77.
352) در محضر استاد، ص 39.