فهرست کتاب


سیمای اخلاق در آثار علامه آیة الله حسن زاده آملی

عباس عزیزی

فصل یازدهم: ادب

بخش اول: مودب بودن در برابر خدا

240- دراز بودن دست با ادب
الهی!دست با ادب دراز است و پای بی ادب یا باسط الیدین بالرحمة خذ بیدی(294).
241- ادب با خدا
ادب با خدا، عبارت است از: اقتدای به آداب الهی و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت پاکش صلی الله علیه و آله، که همان عمل به طاعت خداوند عزوجل است و نیز حمد و سپاس او در شدت و گشایش و صبر بر بلا. از این رو، ایوب (عیله السلام) خطاب به خدایش گفت: رب انی مسنی الضر وانت أرحم الراحمین(295).
حضرت ایوب در این دعا ادب را از دو جهت نگاه داشته است؛ اول این که نگفته است: خدایا!تو مرا به بلا انداخته ای، بلکه می گوید: مرا بیماری و سختی رسیده است.
و دیگر این که نگفته است: بر من رحم نما! بلکه خود را در معرض رحمتش قرار داده و گفته است: تو از همه مهربانان عالم برتری. او چنین گوید، تا مرتبه صبر را حفظ نماید(296).
242- بی ادبی نزد مولا
الهی! کدام بی شرمی از این بیشتر که بنده در حضور مولایش بی ادبی کند(297).
243- بهترین خلق
امام واد عع فرمود: هیچ دو مردی به گرد یکدیگر نیامدند، جز آن که بهترین شان نزد خدا، کسی است که مودب تر است.
پرسیدند: ای فرزند رسول خدا! ما آن را نزد مردم دانیم که چیست؛ اما بیان فرما که نزد خداوند چیست؟
فرمود: قرآن را همان گونه که نازل شده است قرائت کنید و سخن ما را همان طوز که گفته ایم، روایت کنید و خداوند را به حالتی که محتاج و نیازمند اویید بخوانید(298).
روایت شده است که: خدای تعالی در یکی از کتاب هایش فرموده است: بنده ام!آیا این خوب و زیباست که تو در حال مناجات با من، به چپ و راست توجه نمایی و با بنده ای چون خودت، تکلم کرده، مرا رها نمایی؟!آیا چون با یکی از برادرانت، تکلم می نمایی، از ادب به دوز نیست که به کسی جز او توجه و التفات نمایی؟! ولی تو با او چنین نمی کنی و در مقابلش ادب را نگاه می داری؛ در حالی که ادب را در محضر من رعایت نمی کنی!پش، چه بد بنده ای است، کسی که چنین باشد!(299)
244- ادب پیامبران
حضرت ابراهیم (عیله السلام) می گوید: واذا مرضت فهو یشفین(300). و برای حفظ ادب نمی گوید: تو مرا بیمار نموده ای.
و ایوب در جای دیگری گفته است انی مسنی الشیطان بنصب و عذاب(301).و بدین وسیله اشاره می نماید که این شیطان است که او را آزار و رنج می دهد؛ چرا که او مردم را فریب می دهد. تمام این اقوال و اشارات بر ادبی که ایشان در پیشگاه خداوند نگاه می داشته اند، دلالت می کند.
آدم و همسرش نیز در این سخن جانب ادب را رعایت کرده اند که می گویند: ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا وتر حمنا لنکونن من الخاسرین (302).ولی ابلیس ادب خداوند را نگاه نداشت و گفت: فبما أغویتنی لاقعدن لهم صراطک المستقیم(303)(304).

بخش دوم: مودب به آداب قرآن

245- کتاب ادب آموز
قرآن را مأدبة الله شناخته ایم به هر دو معنای مأدبة: یکی اینکه سفره پرنعمت و برکت الهی است، و دیگر اینکه ادب آموز و ادب کننده است(305).
246- قرآن ادب آموز است
حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله فرموده است:
ان هذا القرآن مأدبة الله فتعلموا مأدبته ما استطعتم، وان أصفر البیوت ابیت أصفر من کتاب الله .
مأدبه به فتح دال ادب است و ادب نگاهداشت حد هر چیز و راست و درست ایستادن آن است. یعنی قرآن ادب و دستور الهی است، از آن ادب فرا بگیرید و حد انسانی خودتان را حفظ کنید و نگاهدارید، و بدین دستور خودتان را راست و درست به بار بیاورید و به فعلیت برسانید، چنان که رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: ادبنی ربی فأحسن تأدیبی. و نیز فرمود: أدبنی ربی بمکارم الاخلاق. و درباب ادب، عمده ادب مع الله است(306).
247- ادب قرآنی
این دستر العمل های الهی ادب آموز و ادب کننده است، انسان را در حد انسانیتش نگاه می دارد، او را از اعوجاج و انحراف حفظ می کند، نمی گذارد که به سوی دیوی و ددی برود، او را به فعلیتش و کمال انسانیش می کشاند و می رساند؛ ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم(307). کسی که به آداب قرآن انسان ساز متادب نباشد، انسان نیست؛ هر چند، عامه هر حیوان مستوی القامه را انسان می پندارند(308).
248- طهارت
قرائت قرآن مجید در شب و روز ترک نشود هر چند به قدر پنجاه آیه بوده باشد. طهارت را حفظ کنید حتی با طهارت بخوابید(309).