فهرست کتاب


سیمای اخلاق در آثار علامه آیة الله حسن زاده آملی

عباس عزیزی

فصل نهم: خوی نیک

229- تبسم استاد فاضل
آیت الله علامه محمد حسین فاضل تونی رحمة الله در همه مدتی که با آن سالار و سرور و پدر روحانیم محشور بودم و از محضرش استفاده می کردم، یک کلمه حرف تند و درشت، و یک باز اخم و ترش رویی از او ندیده ام، فقط یک روز که می بایستی اول طلوع آفتاب سر درس حاضر باشیم، چند دقیقه دیر شد؛ فرمود: چرا دیر آمدید؟
عرض کردیم: اختلاف افق از مدرسه مروی تا اینجا موجب این تفاوت شده است، تبسم فرمود و شروع به درس نمود(282).
230- شوخی پیامبر
فخرالدین علی صفی در لطائف آورده است که:
مروی است صفیه بنت عبدالمطلب که عمه آن حضرت است (یعنی حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله) روزی نزد حضرت آمد در حالی که پیر شده بود گفت: یا رسول الله!دعا کن تا من به بهشت روم.
حضرت بر سبیل طیبت فرمود که: زنان پیر به بهشت نخواهد رفت!
صفیه از مجلس حضرت برگشت و می گریست.
حضرت تبسم فرمود و گفت: او را خبر دهد که اول پیر زنان جوان شوند، آنگاه به بهشت روند.
و این آیت بخواند: انا انشأناهن انشاء فجلعناهن ابکارا(283).
یعنی به درستی که ما بیافریدیم زنان را در دنیا آفریدنی پس خواهیم گردانید ایشان را دختران بکر و دوشیزه در آخرت که ایشان را به بهشت درآریم(284).
231- خوشرویی عارف
شیخ الرئیس در مقام عارفان می گوید: عارف، خوشرو و خندان و متبسم است و از روی تواضع به کوچک تر، همان قدر خوشحال می شود که از دیدن افراد نامدار؛ چگونه شاد نباشد و به وجد نیاید در حالی که به حق و همه چیز به این سبب که خداوند را در آن می بیند شادمان است، و چگونه برای او همگان یکسان نباشند، در حالی که همه نزد او اهل رحمت اند که مشغول باطل اند.
تا آن جا که می گوید: عارف، شجاع است و چگونه شجاع نباشد در حالی که او از مرگ هراسی ندارد، و بخشیده است و چگونه بخشنده نباشد در حالی که از محبت باطل بر کنار است، و او حقد و کینه ها را فراموش می کند و چگونه چنین نکند در حالی که ذکرش مشغول به حق است(285).
232- طلب خوی نیکو
الهی!رویم را نیکو کردی، خویم را هم نیکو گردان(286)!
233- شوخی استاد قمشه ای
مرحوم استاد آیت الله حامع المعقول و المنقول حاج شیخ محمد تقی آملی قدس سره فرمود که:
کسی به آقا میرزا محمد رضای فمشه ای (عارف بزرگ معروف) گفت:
آیا این حرف هایی را که عرفاء می زنند یافتند خوب یافتند(287)!
234- نمازگزار فرشته خواست
نماز انسان را فرشته خو می کند؛ زیرا که نمازگزار از همه بدی ها پاک است. هر کس که نمازگزار است پاکیزه خوی و نیکوکردار و نیکو رفتار است، از درنده خویی، بدگویی، تنبلی و ولگردی بیزار و برکنار است(288).

فصل دهم: راز داری و کتمان

235- حرف دل بر زبان راندن بود دشوار
ای عزیز!آنچه که ندر دل بود اظهار آن مشکل بود؛ این اصل اگر در دست انسان زبان فهم افتد به تنهایی خود موضوع رساله ای مستقل است، والله سبحانه فتاح القلوب و مناح الغیوب(289).
236- صندوق اسرار هر کس
کتاب هر کس صندوق اسرار اوست، نباید اسرار اشخاص را به بیگانگان وانمود(290).
237- راز داری، پیشه اولیاء الله
راز را باید پوشیده داشت که در آشکار شدنش دردسر دراز است.
راهرو باید چنان رند باشد که رندان را به بازی گیرد، و بدانسان جا گرفته و سنگین که سبکساران و سبکسران سر خویش گیرند و راه خود در پیش که راز داری پیشه دوستان خدا است(291).
238- رازداری
کتاب هر کس صندوق اسرار اوست، نباید اسرار اشخاص را به بیگانگان ارائه داد. نمی نگری که حق جل و علی می فرماید: ولا تشتر وا بآیاتی ثمناً قلیلا ؛ و فرمود: و ما کان الله لیطلعکم علی الغیب؛ و فرمود: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه أحداً الامن ارتضی من رسول . و چه قدر در روایات امر به کتمان شد؛ و تا اندازه اصحاب ائمه (علیه السلام) که خواص بودند راز دار بودند(292).
239- رازداری
خرم آن دل بیابد این رمز - نکند فاش رموزات به غمز
ای عیانی چون تو این کشف رموز - کردی و یافته ای نقد کنوز
بیش از این کاشف این راز مباش - راز پنهان کن و غماز مباش
هر که اهلیت این حالش هست - به دعا حاصل از این قالش
هست
دم فروبند که نااهل شریر نشود زین روش خاص خبیر
من به توفیق خداوند غفور طالبان را بنمودم دستور
اصل و فرعش بنمودم به رموز - فاش کردم به همه نقد کنوز
به عیانی همه از صدق و صفا - بکنند از سر اخلاص دعا(293)

فصل یازدهم: ادب