فهرست کتاب


سیمای اخلاق در آثار علامه آیة الله حسن زاده آملی

عباس عزیزی

بخش ششم: شکر دوستی و دشمنی در راه خدا

189- شکر دوستی خدا
الهی!کرت که از دوستان دشمنانت و از دشمنان دوستانت نیستم(235).
190- شکر دشمنی در راه خدا
الهی!شکرت که دوستانت را دوست دارم و دشمنانت را دشمن.
الهی!نمی گویم که از دوستانم، ولی شکر که از دشمنان نیستم(236).

فصل ششم: تواضع

بخش اول: تواضع بزرگان

191- تواضع به مادر
زین العابدین، نسبت به مادرش بسیار نیکو کار بود؛ به طوری که به او گفتند: تو نسبت به مادر، از همه کس نیکو کارتری، ولی نمی بینیم که با او در یک ظرف غذا بخوری!
امام در جواب فرمود: چون ترسم که دستم را به سوی چیزی برم که مادرم قصد خوردن آنرا داشته است و او را ناراحت کنم(237).
192- قناعت در زندگی
مرحوم استاد آیت الله الهی قمشه ای در حالی که یکی از افراد شاخص در علم و فرهنگ و ادب بودند مع ذلک زندگی ساده و بی آلایشی داشتند.
مرحوم استاد الهی قمشه ای با آنکه می توانست زندگی مرفهی فراهم آورد لیکن همواره سعی داشت از ظواهر دنیوی چشم بپوشد.
یکی از شاگردانش در این باره گفته است: به ظواهر دنیا بسیار بی علاقه بود مثلاً علاقه ای نداشت در منزلش تلویزیون و یا رادیو باشد تا مبادا وقت فرزندانش هدر رود. کلاً یک روحیه بی نیازی و استغنا و دوری از تعلقات مادی در ایشان وجود داشت که انسان هر وقت به منزلش وارد می شد تمام تعلقات دنیوی را فراموش می کرد(238).
193- ساده زیستی الهی قمشه ای (ره)
مرحوم قمشه ای بسیار بی قید بودند، وقتی در مشهد رضوی (علیه السلام) در محفل کذاکره و مباحثه ما با کلاه شب خوابی آمد مردم پنداشتند که او یک فرد عادی است(239).
194- دستگیری از افتادگان
نمازگزار افتادگان را دستگیری می کند، و با بیچارگان مهربانی می کند، و با مستمندان دلسوزی می نماید، و با همه فروتنی دارد و خود گذشتگی نشان می دهد و از دشمنان دین و آیین خدایی چشم می پوشد(240).
195- خضوع اویس قرنی
قاضی نورالله شهید در مجلس چهارم مجالس المؤمنین در شرح حال اویس قرنی گوید: از آن سهیل یمن با یمن منقول است که در بعضی شب ها می گفت: هذه لیلة الرکوع این شب، شب رکوع است، و به یک رکوع شب را به سر می برد؛ و در شب دیگر می فرمود: هذه لیلة السجود این شب، شب سجود است، و به یک سجود به صبح می رسانید.
یکی با او گفت: ای اویس!چون طاقت طاعت داری که شب های بدین درازی بر یک حال می گذرانی؟
گفت: کجاست شب دراز؟ کاشکی از ازل تا ابد یک شب بودی تا به یک سجود به آخر بردمی و در آن ناله های زار و گریه های بی شمار کردمی...(241).
196- مرافقت با درویشان
با شهنشاه خواجه لولاک - گفت لاتعد عنهم عیناک
اشاره است به کریمه و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغدوة و العشی یریدون و جهه و لاتعد عیناک عنهم ترید زینة الحیوة الدنیا و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هویه و کان أمره فرطا(242).
آیه در شان سلمان و ابوذر و صهیب و هباب و غیر آنان از فقرای اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله نازل شده است. و به عبارت تفسیر منهج الصادقین: جمعی از مولفة القلوب چون عیینة بن حصین و اقرع بن حابس و امثال ایشان گفتند: یا رسول الله! ما اشراف عربیم با سلمان و ابوذر و سایر فقرای مسلمانان همنشینی نتوانیم کرد، اگر تو ایشان را دورسازی ما نزدیک تو آمده به تعلم احکام شرع قیام نمییم، آیه آمد که صبر کن بر صحبت درویشان که در اوقات صبح و شام برای رضای خدای به پرستش او می گذرانند باید که در نگذرد چشم های تو از ایشان - یعنی باید که نظر از ایشان بر نداری و به غیر ایشان التفات نکنی - در حالتی که به آن نگریستن تو به غیر، خواهی آرایش زندگانی دنیا را، و فرمان مبر آن را که غافل گردانیده ایم دل او را از یاد کردن خود، و او پیروی کرده است آرزوهای خود را و هست کار آن پیش افتاده بر حق و در گذشته از صواب...
حافظ را در مدح درویشان غزلی بدین مطلع است: روضه خلد برین خلوت درویشان است.... و متاله سبزواری نیز به استقبال از حافظ غزلی بدین مطلع سروده است: جام جم مظهر اعظم دل درویشان است(243).
197- اخلاص در عمل
مقتول است که: مرحوم حاجی سبزواری (رضوان الله علیه) برای عیادت بیماری می رفت و عده ای هم با او بودند. نزدیک منزل بیمار که رسید، برگشت و نرفت.
اطرافیان پرسیدند: آقا!چرا تا این جا آمدید و حالابر می گردید؟
آقا جواب داد که خطوری به قلبم کرد که بیمار وقتی مرا ببیند، از من خوشش خواهد آمد و می گوید که سبزواری، چه انسان والا و بزرگی است که به عیادت من بیمار آمده است. حالا برمی گردم تا هنگامی که اخلاص اولیه را بیابم و تنها برای خدا به عیادت بیمار بیایم(244).