فهرست کتاب


سیمای اخلاق در آثار علامه آیة الله حسن زاده آملی

عباس عزیزی

بخش سوم: شکر نعمت

164- شکر نعمت دیدار
الهی!مرا به نعمت لقایت متنعم فرموده ای، چگونه شکر آن بگذارم.
الهی شکرت که به جنت لقایت در آمدم(208).
165- از دست و زبان که برآید
الهی!نعمت هایی که به حسن داده ای تا قیامت نه تواند احصا کند و نه تواند از عهده شکر یکی از آن ها برآید(209).
166- شکر نعمت ارشاد
الهی!نعمت ارشادم عطا فرموده ای، توفیق شکر آن را هم مرحمت بفرما(210)!
167- شکر نعمت ایثار
الهی!شکرت که نعمت صفت ایثارم بخشیدی(211).
168- شکر نعمت شکر
الهی!شکرت که می گویم شکرت(212).
169- شکر در طلب زیادی نعمت
شکر گوی از پی زیادت را - عالم الغیب و الشهادت را
یعنی برای زیادت، خدای هالم الغیب و الشهادة را شکر گوی. اشاره است به کریمه لئن شکرتم لأزیدنکم(213).
ص 99، س 20، قوله:
گیرم از مویها زبان گردد هر زبان صد هزار جان گردد
تا بدان شکر او فزون گویند - شکر توفیق شکر چون گویند(214)
170- توفیق شکر
توفیق شکر مقتضی شکر دیگر است. در خبر است: أشکرک حق شکرک، و شکری ایاک نعمة منک و رب کم من نعمة.. قل لک عندها شکری . این شاعر به این مضمون گفته است:
اذا کان شکری نعمة الله نعمة - علی لها فی مثلها یجب الشکر
فکیف بلوغ الشکر الا بفضله - وان طالت الایام و اتصل العمر(215)
171- شکر موجب مزید نعمت
سعدی در خطبه گلستان چه نیکو گفته است:
منت خدای را (عز وجل) که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
از دست و زبان که برآید - کز عهده شکرش به در آید
و همو در بوستان گوید:
گر به هر مویی زبانی باشدت - شکر یک نعمت نگویی از هزار
و به این مضمون دیگری گفته است:
گر بر تن من زبان شود هر مویی - شکرت یکی از هزار نتوانم گفت(216)
172- شکر دیدگان بینا
الهی!شکرت که دیدگان بینایم دادی که پرتو جمال دل آرایت را در مرایی و مجالی اسمای حسنی و صفات علیایت تماشا می کنم و از آن لذتی می برم که خود دانی(217).
173- خدایا شکرت
الهی! شکرت که کور بینا و کر شنوا و گنگ گویایم(218).
174- شکر آزادگی
الهی!شکرت که بنده آزادم(219).
175- شکر سر و سامان یافتن الهی!چگونه از عهده شکر برآیم که این بی نام و نشان را سر و سامان داده ای(220).
176- شکر سعادت
الهی! شکرت که همه کواکب و ایام را برای حسن سعد گردانیدی(221).
177- شکر نعمت گویندگی
الهی!شکرت که تاکنون خواننده بودم و اینک گوینده(222).

بخش چهارم: شکر بی اعتنایی به ریاست و فقر

178- شکر پابست شدن
الهی!شکرت که این تهیدست پابست تو شد(223).
179- شکر دار غیر متناهی
الهی!چگونه حسن از عهده شکر جودت برآید که دار غیرمتزاهد وجودت را به او بخشیدی(224).
180- شکر خلوت
الهی!شکرت که از تنهایی و خلوت لذت می برم، چه تنها از خلوت وحشت دارد(225).
181- شکر کسوت
الهی!شکرت که در کسوتیم، که اهل معصیت از آن شرم دارند(226).
182- شکر حقارت نه امارت
الهی!شکرت که حقیر و فقیرم نه امیر و نه وزیر(227).
183- شکر گمنامی
الهی!شکرت که به بلای شهرت مبتلا نشده ام(228).
184- شکر صاحب منصب
الهی! شکرت که صاحب منصب بی زوالم(229).
185- شکر صبر
الهی!شکرت که دولت صبرم دادی تا به ملکت فقرم رساندی(230).
186- شکر خدمتگزار
الهی!شکرت که از شرق تا غرب عالم به حسن خدمت می کنند(231).

بخش پنجم: عبد شکور

187- شکر پروردگار
الهی!شکرت که دل بی دردم را به درد آوردی.
الهی!شکرت که اولم را به آخر مأ ول کردی و آخرم را به اول مبدل.
الهی!شکرت که تا خودم را شناختم، تن خسته و دل شکسته دارم(232).
الهی!آدم شبکور کجا و عبد شکور کجا؟ که شبکور نباشد(233)!
188- نوح، عبد شکور
از امام صادق (علیه السلام) نقل است که: نوح نبی (علیه السلام) در هر صبح و مساء ده بار این دعا را می خواند از این رو بعد شکور نامیده است: اللهم انی أشهدک انه ما اصبح و أمسی بی من نعمه و عافیة فی دین أو دنیافمنک وحدک لا شریک لک، لک الحمد و لک الشکر بها علی حتی ترضی و بعد الرضا(234).