فهرست کتاب


سیمای اخلاق در آثار علامه آیة الله حسن زاده آملی

عباس عزیزی

فصل سوم: صفات دوست و همنشین

بخش اول: دوستی و همنشینی به خدا

105- از همنشین خو می گیرد
همنشین از همنشین خو می گیرد و بدان شناخته می شود، خوشا به حال آنکه مصاحب حق تعالی است(137).
106- همنشینی خدا
الهی!عیان تر از من کیست، که با تو همنشینم(138).
107- همنشینی با خدا
نقل است که پیامبر اکرم فرمود: در باغ های بهشت بخرامید!.
پرسیدند: باغ های بهشت چیست؟
فرمود: ذکر خدا در صبح و شب. پس به یاد خدا و ذکر خدا باشید.
هر کس که خواهد بداند، چه قدر منزلتی نزد خدای دارد، بنگرد که قدر و منزلت خدای نزد او چه قدر است؟ چون خداوند بنده اش را همان اندازه قدر می نهد، که بنده او را. بدانید که بهترین و پاکیزه ترین و والاترین اعمالتان نزد خداوند، و بهتر از هر چیزی که خورشید بر آن تابیده است، ذکر و یاد خداوند سبحان است. خدای تعالی فرموده است: من همنشین کسی هستم که به ذکر و یاد من باشد، و چه منزلت و ارزشی بالاتر از همنشینی با خدای سبحان؟!(139)(140).
108- رنگ همنشینی
الهی! همنشین از همنشین رنگ می گیرد. خوشا آن که با تو همنشین است! صبغة الله و من الله صبغة(141).
109- دوستی در راه خدا
علی بن ابی طالب (علیه السلام) فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به یمن فرستاد؛ پس به وصیت، مرا گفت: ای علی!...نام خدا استعاذه کن!چرا که خداوند متعال، بسم الله را بر امت من در صبحگاهان مبارک گردانید، می فرمود: هر کس در راه خدا برای خود دوستی وستی برگزیند، خداوند در بهشت برای او خانه ای برگزیند(142).
110- دوستدار واقعی
شیخ صدوق در امالی، از مفضل نقل می کند که گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: از جمله سخنان خداوند با موسی (علیه السلام) این بود که خطاب به او فرمود: ای پسر عمران!دروغگوست کسی که بگوید: مرا دوست دارد ولی چون شب فرا رسد، در خواب باشد. آیا محب، مایل نیست که با محبوبش خلوت کند؟! ای پسر عمران!من دوستانم را می شناسم، وقتی که شب فرا رشد دیده آنان، از قلبشان متحول شود و عقوبتم برابر چشمانشان مجسم گردد. از روی مشاهده مرا خطاب نمایند و از روی حضور با من تکلم کنند.
ای پسر عمران!از قلبت مزا خشوع ده و از بدنت خضوع و از چشمت، در ظلمات شب، اشک! مرا بخوان که قریب و مجیبم خواهی یافت!(143).
111- شرط هم صحبتی با خدا
ای عزیز! بعد از آن که فرعون هلاک شد، حق تعالی با کلیمش (علیه السلام) بنای مواعده گذاشت، قوله سبحانه:واذ فرقنا بکم البحر فانجیناکم و اغرقنا آل فرعون و انتم تنظرون، واذ واعدنا موسی اربعین لیلة..(144).
تا فرعون نفس را نکشتی از اربعین کلیمی لوحی بر موسی روح لائح نخواهد شد(145).

بخش دوم: دوستی و همنشینی با مردم

112- عملی در تهذیب نفس
شایسته است بر تو که از معاشرت های خالی از تعلیم با مردم بکاهی، به ویژه با ثروتمندان و مترفین و دنیا خواهان، باید آنچه را که آخرت را از یاد تو می برد و میل و رغبت به دنیا را در تو ایجاد می کند، رها کنی، و با صالحان و پارسایان و اهل عبادت همراه گردی؛ زیرا این عمل به طور کلی در تهذیب نفس مؤثر است(146).
113- همنشینی با درویشان
جمعی از مؤلفة القلوب چون عیینة بن حصین واقرع بن حابس و امثال ایشان فتند : یا رسول الله! ما اشراف عربیم با سلمان و ابوذر و سایر فقرای مسلمانان همنشینی نتوانیم کرد، اگر تو ایشان را دور سازی ما نزدیک تو آمده به تعلم احکام شرع قیام نماییم! آیه آمد که: صبر کن بر صحبت درویشان که در اوقات صبح و شام برای رضای خدای به پرستش او می گذانند باید که در نگذرد چشم های تو از ایشان - یعنی باید که نظر از ایشان برنداری و به غیر التفات نکنی - در حالتی که به آن نگریستن تو به غیر، خواهی آرایش زندگانی دنیا را، و فرمان مبر آن را که غافل گردانیده ایم دل او را از یاد کردن خود، و او پیروی کرده است آرزوهای خود را و هست کار آن پیش افتاده بر حق و در گذشته از صواب...(147).
114- از معاشرت بد بپرهیز
از مشروب برای لهو و لعب استفاده مکن؛ بلکه برای دوا و شفا از آن بهره جو!با هر گروهی با هادت و رسمشان برخورد کن و مقداری از مالت را برای کمک به مردم معین کن و در احکام شرعیه و تعظیم سنن الهی و مواظبت بر عبادات جسمانی، کوتاهی مکن! پیوسته از معاشرین دور باش تا عمرت طولانی شود، و با فکر و تامل در پادشاهان بنگر!لغزش های مردم را بپوشان!و با خدا عهد کن که بر این سیره باشی و به آن دیانت، متدین. والله ولی الذین آمنوا، حسبناالله و نعم الوکیل(148).
115- ناگزیر از ساختن با مردم
چاره ای جز زیستن با مردم و راهی جز ساختن با آنان نیست، ولی دل را به دست دلدار ده و آزاد باش و سر را به پای دوست نه و شاد باش. دیده به درگاهش بدار تا چشم روشنت روشن تر شود، و دست امید به پیشگاهش بر تا جان خرمت خرم تر گردد(149).
116- امان از دغل دوستان
حبیبم! حسنا!دغل دوستان گرفتارت نکنند، مبادا روزانه با قرآن کریم که عهد خدای متعال است تجدید عهد نکنی(150).
117- همنشین دیو
الهی!وای بر آن که در شب قدر فرشته بر او فرود نیامده با دیو همدم و همنشین گردد(151)!
118- خذر از دوست نا اهل
شما فرزندان و دوستان گرامی من هم اکنون درپی تحصیل کمال بوده باشید، آتیه ای سعادتمند داشته باشد؛ زیرا که باور کرده اید هر چیز تا به کمال نرسیده است قدر و قیمت ندارد، باید از همسالان و همزادان خود که شب و روز را به بی کاری و ولگردی و هرزگی به سر می برند سخت دوری گزینید که رهزن شمایند، این گروه روی سعادت را نخواهد دید، چند روزی در مقام خیال به تازگی رنگ و رخسار خود سرگرم و به پوشاک های گوناگون بوقلمونی و طاووسی دل خوشند و به زودی نه آن را دارند و نه این را و نه کمالی تحصیل کرده اند که بدان دلگرم باشند، ناچار بعداً یا باید تن به گدایی در دهند و یا به دزدی و دیگر بیچارگی ها مزاحم اجتماع باشند و زندگی را بگذرانند. با آنان همنشین نشوید که هم از اکنون به شما بگویم نطفه و مربی و اجتماع و معاشر از اصولی اند که در سعادت و شقاوت انسانی دخلی بسزا دارند.
جوانا سر متاب از پند پیران - که پند پیر از بخت جوان به(152)
119- همنشین شدن با یزید
الهی!دهن آلوده را با کتابت چه کار که لایمسه الا المطهرون. وای بر آن مرشدی که دهنش پلید است، چه آن نارشید خود شیطان مرید است؛ اگر در آشکار با یزید است، در پنهان با یزید است(153).
120- دوری از دوست نابخرد
یک پزشک زحمت کشیده انسان را در نظر بگیرید؛ او به هر شهری قدم نهد با یک قلم و چند برگ کاغذ به دیدن چند بیمار و نوشتن چند نسخه در مدت کمی مردم آن شهر را به سوی خویش می کشاند و از هز آشنایی آشناتر و از هر عزیزی گرامی تر می شود.
این موقیعت میوه درخت وجود اوست که آن درخت را از اوان نهال بودنش درست به بار آورده است؛ و این کمال ذاتی است که چون طراوت چهره و لباس های الوان دستخوش فرتوتی و کهنگی نمی گردد.
این ادیسون مخترع برق اگر چون همسالان نابخردش روزگار می گذرانید و سرگرم به خوش گذرانی ها و بیهودگی ها می بود، از چه رو می توانست سرمایه هوش و بینش خود را به کار ببرد و از نور اندیشه خود به جهانیان نور دهد؟! باید دوستانم از روش نابخردان همواره دوری گزینند و بدانند که اکثر بزرگسالان عصر ما به حد بلوغ انسانی نرسیده اند و در راه آن نیستند، بکوشند که هر روزشان بهتر از روز پیش باشد(154).
121- همنشین دونان
الهی! دنی تر از دنیا ندیدم، که همواره همنشین دونان است(155).
122- شکر دوست دانا
الهی شکرت که دوستانم عاقل اند و دشمنانم احمق(156).
123- شکر همنشینی پیامبر
الهی! مرا در سایه خاتم صلی الله علیه و آله داشتی، که تو را یابم و بندگانت را دریابم؛ شکر این موهبت چگونه گذارم.
بارالها!ناپاک را به سویت بار نیست و با بندگانت کار نیست؛ دستم را بدار تا در راهم استوار باشم(157)!
124- با بدان همنشین نمی شود!
آری!نمارگزاری که به راستی و درستی نماز می خواند، هیچ گاه دروغ نمی گوید، دزدی نمی کند، دشنام نمی دهد، خودبین و گردنکش نیست، به دنبال هرزگی نمی رود، با بدان همنشین نمی شود، همواره در راه به دست آوردن دانش و بینش است، در اندیشه پیشرفت خویش است و دور از مردم بداندیش است(158).
125- با چه کسی همنشینی کنیم؟
حواریون عیسای پیامبر به او گفتند: ما با چه کسی همنشینی کنیم؟ حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود: کسی که دیدار او شما را به یاد خدا بیندازد و وقتی به سخن می آید، حرف او موجب فزونی دانش شما بشود، چیزی به شما یاد بدهد...رفتار و کردار او شما را در کار آخرت ترغیب و تحریص کند(159).
126- از ایشان بر حذر باش!
عزیز نسفی در انسان کامل گوید (ص 227): در ولایت خود بودم در شهر نسف، شبی پیغمبر صلی الله علیه و آله را به خواب دیدم فرمود که یا عزیز! دیو اعوذ خوان و شیطان لا حول خوان را می دانی؟ گفتم: نی یا رسول! فرمود که: فلانی دیو اعوذ خوان است و فلانی شیطان لا حول خوان است، از ایشان برحذر باش. هر دو را می شناختم و با ایشان صحبت می داشتم ترک صحبت ایشان کردم(160).