فهرست کتاب


سیمای اخلاق در آثار علامه آیة الله حسن زاده آملی

عباس عزیزی

بخش ششم: جهاد با نفس

50- جهاد اکبر
امام امیر المومنین علی (علیه السلام) فرمود که: حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله پاره ای از لشکر (برای جهاد با دشمن) فرستاد، چون بازگشتند رسول خدا بدیشان گفت: خوش آمدند گروهی که جهاد اصغر کردند و جهاد اکبر بر ایشان باقی است.
گفته شد: ای رسول خدا! جهاد اکبر چیست؟
فرمود: جهاد نفس.
سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: برترین جهاد آن است که کسی با نفس خود که در میان دو پهلوی اوست جهاد کند(64).
51- جهاد با نفس
حسن حسن زاده آملی گوید: جهاد با نفس به لحاظ تعلق آن با بدن است که اوصاف سبعی و بهیمی و شیطانی از این تعلق پدید می آید، وگرنه روح انسانی با قطع نظر از این تعلق، عقل است و صفات عقل ملکی است و به اقتضای سرشت خود ناظر به کمال و دیار مناسب خود است که العقل ما عبد به الرحمن واکتسب به الجنان (حدیث سوم کتاب عقل کافی).
و چون جهاد با نفس به این عنایت تعلق با بدن است فرمود: أفضل الجهاد من جاهد نفسه التی بین جنبیه باید با آن دشمنان همخانه که قوای حیوانی اند جهاد کرد تا نفس مطمئنه و آرمیده و آسوده خاطر به تکامل و اعتلای خود رو آورد؛ وگرنه در خانه او از تهاجم و تنازع این قوای متضاده حیوانی غوغا و ضوضائی است که همیشه گرفتار آنها است، و با آن مشغله هرگز مشعله ای به دست نمی آورد. شیخ اجل سعدی چه نیکو سروده است:
تو با دشمن نفس همخانه ای - چه در بند پیکار بیگانه ای
و آن حدیث شریف أعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک نیز به همین منوال است که گفته ایم - یعنی نفس به لحاظ تعلق به بدن و متعلقات آن که زخارف این نشاه اند أعدی عدو و أمارة بالسوء می گردد وگرنه با لحاظ مرتبه عقلی خود عبادت رحمان و کسب جنان می کند و آن مجرد بی رنگ چون اسیر این گونه رنگ ها گردد جنگ ها پیش آید(65).
52- بدترین دشمن
سعدی در باب هفتم گلستان گوید: بزرگی را پرسیدم از معنی این حدیث که أعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک؟ گفت: به حکم آن که هر دشمنی را که بر وی احسان کنی دوست گردد، مگر نفس را که هرچند مدارا بیشتر کنی مخالفت زیادت کند(66).

بخش هفتم: تفکر و تحقیق

53-عواید سالک
آنچه در احوال و اطوار سالک در خواب و بیداری عائدش می شود میوه هایی است که از کمون شجره وجودش بروز می کند(67).
54- ای سالک بنگر!
ای سالک! بنگر که وحدت و کثرت را چگونه می بینی. تنها وحدت بینی یا فقط کثرت؛ یا هر دو را. اگر تنها وحدت را می بینی، پس تو، تنها با حقی و دوگانگی را از میان برداشته ای، و اگر تنها کثرت را در وحدت فانی، در این صورت بین دو کمال را جمع کرده ای و به مقام نیکویی رسیده ای(68).
55- بهترین سرمایه سالک
شیخ اجل پورسینا در مقامات عارفان اشارات، فکر لطیف و عشق عفیف در ریاضت نفس قوی ترین سبب برای تلطیف سر، و اعداد به وصول عشقی حقیقی که بهترین سرمایه سالک در تقرب به حسن مطلق است دانسته است(69).
56- به فکر باشید
انسان باید بیشتر به فکر بنشیند و به نماز برخیزد دنیا را به اهل دنیا واگذارد و نصیب خود را فراموش نکند. خدای تعالی فرمود: و لا تنس نصیبک من الدنیا(70)(71).

بخش هشتم: آفت زبان

57- اول قدم
برادرم! قدم اول در سلوک توبه و پاکی از گناه و دوری از گفتار نا پاک، و کردار و اندیشه های ناشایسته و خوی های نکوهیده است. در کلام خدای غفور رحیم نیکو تدبر کن که فرمود: ان الله یحب التوابین ویحب المتطهرین. سعی کن تا محبوب کردگار شوی.
از شیخ عارف شبستری یادی شود:
موانع تا نگردانی ز خود دور - درون خانه دل نایدت نور
موانع چون درین عالم چهار است - طهارت کردن از وی هم چهار است
نخستین پاکی از احداث و انجاس - دوم از معصیت وز شر وسواس
سیم پاکی ز اخلاق ذمیمه است - که با وی آدمی همچون بهیمه است
چهارم پاکی سر است از غیر - که اینجا منتهی می گرددش سیر(72)
58- از مزاح بپرهیز!
سوره مبارکه اخلاص را با اخلاص بر زبان داشته باش.
با خلق خدا مهربان باش.
از سخنان ناهنجار اگر چه به مزاح باشد بر حذر باش.
خلاف مگو اگر چه به مطایبت باشد.
از قسم خوردن اگر چه به راست باشد احتراز کن.
چه ایستاده ای دست افتاده گیر.
تا می توانی نماز را در اول وقت به جا آور.
اجارت را مغتنم بشمار که انسان بی کار از دنیا و آخرت هر دو می ماند.
داد و ستد مانع بندگی نیست رجال لاتلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلوة وایتاء الزکوة(73)(74).
59- صادرات و واردات دهان
عاقل را اشاره کافی است. از سلیمان نبی (علیه السلام) روایت است که به مردم می فرمود: مواظب واردات و صادرات دهن خودتان باشید(75).
60- اگر زبان رها شود!
در سوره والنجم از او صاف رسول الله صلی الله علیه و آله است که: و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحیاز آن بزرگوار باید سرمشق گرفت که میزان قسط است لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة(76) که زبان اگر یله و رها شود از مار گزنده تر است، در زیان زبان داستان ها گفته اند(77).
61- تا دهان بسته نشد
تا دهن بسته نشد دل باز نمی شود. از سید کائنات صلی الله علیه و آله روایت است که:
چون فرزندان و نبیره های آدم (علیه السلام) بسیار شدند در نزد وی سخن می گفتند و وی ساکت بود، گفتند: ای پدر!چه شد شما را که سخن نمی گویی؟
گفت: ای فرزندان من! چون خدا جل جلاله مار از جوارش به بیرون فرستاد با من عهد کرد و گفت گفتارت را کم کن تا به جوار من برگردی.
نکته: ظاهرت باید طاهر باشد تا توانی ظاهر قرآن را مس کنی و باطنت باید پاک باشد تا توانی باطنش را دریابی لا یمسه الا المطهرون(78).
62- از کلام بیهوده بپرهیز!
از سخن بسیار پرهیز کن! شیخ الطایفه در امالی، به اسنادش از ابوعمر نقل می کند که: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: جز به ذکر خدا، زیاده مگویید؛ چه سخن بسیار که در آن ذکر خداوند نباشد، قلب را قساوت بخشد و دورترین مردم از خداوند، شخص قسی القلب است.
شیخ این روایت را اولین حدیث کتاب امالی خود قرار داده و در این کار مقصودی خاص داشته است.
63- آسیب لغزش زبان
آدمی از لغزش زبانش آسیبی می بیند که هرگز از لغزش پایش چنان آسیب نمی بیند، چه این که لغزش او در گفتار سرش را بر باد می دهد و لغزش پایش به آرامی بهبود می یابد(79).
64- زایش گفتار از خاموشی
از خاموشی، گفتار زاید و از اندیشه، کردار(80).