فهرست کتاب


بامداد بشریت

محمد جواد مروجی طبسی

21 - چرا هنگام شنیدن نام قائم آل محمد از جای برمی خیزیم؟

این سیره پسندیده شیعیان جهان که همچنان که ادامه دارد، بدون شک از معصومین علیه السلام به دست ما رسیده است. مرحوم میرزا حسین نوری در این باره می نویسد: بعضی از دانشمندان نقل کرده اند که این مطلب را از عالم متبحر، سید عبد الله سبط محدث جزائری سوال کردند و آن مرحوم در بعضی از تصانیف خود، جواب داد که در خبری از امام صادق علیه السلام نام نقل شده است: روزی در مجلس امام صادق علیه السلام نام مبارک حضرت مهدی (عج) برده شد و امام صادق علیه السلام به جهت تعظیم و احترام، از جای برخاست(137).
نیز در روایات آمده است روزی شاعر معروف اهل بیت دعبل خزاعی خدمت امام رضا علیه السلام رسیده و اشعارش را قرائت کرد. وقتی که به ابیاتی که در باره امام زمان علیه السلام(138) سروده بود رسید، امام رضا علیه السلام دست خود را بر سر خویش گذارد و به احترام، از جای بر خاست(139) و سپس فرمود: ای خزاعی! بدان که روح القدس این دو بیت را بر زبانت جاری ساخته است. در روایتی دیگر آمده است که آن حضرت به دعبل فرمود: خداوند دیدنش را به تو روزی کند و با او محشور گرداند. آن حضرت صد دینار به عمل عطا کرد(140).
میرزای نوری اضافه می کند: روایات شده است: وقتی نام حضرت حجت بن الحسن علیه السلام در مجلس امام رضا علیه السلام برده شده، آن حضرت از جای برخاست و دو دست مبارکش را روی سرش گذاشت و فرمود: اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه(141)
از امام صادق علیه السلام سوال شد: چرا هنگام شنیدن نام امام زمان (عج) از جای خود برمی خیزیم؟
حضرت فرمود: چون غیبت مهدی طولانی است، از شدت محبتی که به دوستان خود دارد، هر زمانی که شخص آن را یاد کند، نگاهی به او می نماید و سزاوار است که یاد کننده به جهت احترام وتعظیم، از جای خود بر می خیزد. هنگامی که مولای خویش او را به نظر مهر و عطوفت نگاه می کند. پس از جای خود برخیزد و از خدای تبارک و تعالی تعجیل فرج او را بخواهد(142).
برخی از بزرگان در خصوص این موضوع کتاب های نوشته اند و این کار یک امر مستحب موکد دانسته اند، از جمله آیه الله طبسی که رساله السیف المشتهر فی استحباب القیام عند سماع القائم المنتظر نوشته اند.

22 - آیا بردن نام امام زمان (عج) حرام است

علامه مجلسی 13 روایات را از 9 امام معصوم علیه السلام ذکر کرده است که در آن ها معصومین فرموده اند نام امام زمان برده نشود.
امیر مومنان در پاسخ عمر بن الخطاب که پرسیده بود: نام امام زمان چیست؟
فرمود: نام او را نمی توانم ببرم؛ چون پیامبر صلی الله علیه و آله از من پیمان گرفته، و این نام در نزد رسول خدا به ودیعت گذاشته شده است(143).
امام باقر علیه السلام فرمود به ابوخالد کابل فرمود: از من سوالی کردی که تاکنون اگر به کسی گفته بودم، به تو نیز پاسخ می دادم(144).
امام صادق علیه السلام فرمود: بر شما جایز نیست که نامش را ببرید(145).
امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: جایز نیست که نامش را ببرید، تا خداوند او را ظاهر گرداند(146).
امام زمان علیه السلام نیز فرمود: از رحمت خدا دور باد کسی که نام مرا در اجتماع مردم ببرد!(147).
با در نظر گرفتن روایات یاد شده، باید دید نظر اهل بیت و هدف آن ها در باره نبردن نام امام زمان (عج) چیست. آیا سخنان امامان معصوم اختصاص به زمان خاص و شرایط خاصی دارد؟
بزرگانی همانند شیخ صدوق (148) و علامه مجلسی به استناد همین روایات، از بردن نام صریح امام زمان علیه السلام نهی کرده اند.
علامه مجلسی در شرح روایات امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود است: این تحدید ( تا خداوند او را ظاهر گرداند) به روشنی دلالت می کند که هرگز این نهی مربوط به دوران غیبت صغری نمی شود که برخی به آن استناد جسته اند(149).
اگر نام امام زمان (عج) رازی بود که به رسم ودیعه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله بود، چرا آن حضرت این را راز را فاش کرد؟ بنابر روایات متعددی، آن حضرت فرمود: مهدی نام و کنیه مرا را دارد(150).
در برخی از روایات ائمه اثناعشر معروف هستند، به ویژه روایتی که جابر بن عبد الله انصاری از فاطمه زهرا علیه السلام نقل می کند ( معروف به حدیث لوح)(151) نام های 12 امام برده شده است که از جمله آن ها نام صریح امام (عج) است. همچنین به پیامبر بزرگوار اسلام علیه السلام پس از بردن نام های 11 امام معصوم به سلمان فارسی، می فرماید. ... ثم ابنه مخمد بن الحسن المهدی القائم بامرالله.(152) نیز امام حسن عسکری علیه السلام به نام صریح فرزند خود اشاره می کند(153)
شاید منع امامان معصوم علیه السلام از بردن نام امام زمان (عج) مربوط به دوران خاصی بود که معصومین علیه السلام می خواستند با خود داری از بردن نام حضرت مهدی علیه السلام پیروان خود را از گزند حوادث محفوظ نگه دارند شاهدش همان نامه ای است مه در دوران غیبت صغری، از امام زمان صادر شده و در آن آمده است: از رحمت خدا دور باد کسی که نام مرا در میان مردم ببرد.(154) که ممکن است کلمه ناس اشاره به دشمنان اهل بیت باشد.
اگر این نامه در غیبت کبری صادر شده بود- مانند نامه های امام زمان (عج) به شیخ مفید - بدون شک می گفتیم اتفاق نظر بر این است که نام صریح حضرت مهدی (عج) برده نشود، اما این نامه در دوران غیبت صغری صادر شده است.
نگر از همه این احتمالات بگذریم، آنچه که ما را بر آن می دارد تا به هر علت و جهت که شده، از ذکر نام صریح امام مهدی علیه السلام خود را داری کنیم، این است که تعدادی از این روایات مربوط به پس از ولادت و برخی دیگر مربوط به دوران غیبت صغری است و در تمام آن ها نهی شده است که نام صریح امام زمان علیه السلام برده شود، که نشان دهنده این است که این ممنوعیت مربوط به دوران غیبت صغری نیست.
شاید هدف و مقصود امامان این بوده که نام این خلیفه و این ذخیره الهی باید با رعایت ادب برده شود و سزاوار است که از القاب امام مهدی علیه السلام همانند حجت، قائم، بقیه الله و... استفاده شود، همان گونه که خودشان چنین یاد می کردند؛ چنانچه در حدیثی امام حسن عسکری علیه السلام به ابو هاشم چنین فرمود: چه خواهید کرد در روزهای که نه شخص او را می بینید و نه جایز است نامش را ببرید.
ابو هاشم می گوید: عرض کردم: پس چگونه نام او را یاد کنیم؟ حضرت فرمود: بگویید: الحجه من آل محمد(155).

23 - چرا به امام زمان (عج) منتقم گفته می شود

هر یک از معصومین علیه السلام به یک لقب مشهور شده اند، مثلا حضرت علی علیه السلام به امیر مومنان و امام حسین علیه السلام به سید الشهداء مشهور گشته اند. تمام این لقب ها ریشه در روایات دارد.
امامان معصومین علیه السلام در برخی روایات و دعاها، لقب منتقم را به حضرت مهدی علیه السلام اختصاص داده اند، بلکه این لقب را خداوند به امام عصر علیه السلام داده است. در روایات از امام زمان به عنوان انتقام گیرنده از دشمنان خدا و دشمنان پیامبر و امامان به ویژه منتقم خون امام حسین علیه السلام نام برده است.
از جمله احادیثی که نام معصومین را بر می شمرد، حدیث معراج است. در این حدیث آمده است: وقتی که حضرت محمد صلی الله علیه و آله به دعوت پروردگار، به دیدار ملک و ملکوت و عالم اعلی، ندا رسید: سر خود را بالا بگیر و نگاه کن.
آن حضرت سرش را بلند کرد، نگاهش به نورهای خیره کننده و مقدسی افتاده و به خداوندا! این نورهای مقدس چه کسانی هستند؟
ندا رسید: این ها امامان می باشند و این که - در بین آن ها قرار گرفته و - ایستاده است؛ آن که حلال مرا حلال و حرام را حرام می کند و به وسیله او از دشمنانم انتقام می گیرم(156).
عایشه می گوید: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در رسول خدا دیدار با فرشته وحی، به من دستور داد هیچ کس نزد او نرود. در این هنگام، حسین علیه السلام نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت.
جبرئیل پرسید: این کودک کیست؟
پیامبر فرمود: فرزندم، سپس او را گرفت و بر زانوی خود نشانید.
جبرئیل گفت: او کشته خواهد شد.
پیامبر فرمود: چه کسی او را می کشد؟
جبرئیل گفت: امت تو وی را خواهند کشت
پیامبر فرمود: او را می کشند؟
جبرئیل گفت: آری
رسول خدا گریست.
جبرئیل گفت: ای رسول خدا، گریه مکن! خداوند به وسیله قائم شما اهل بیت، از آن ها انتقام خواهد گرفت.
پیامبر فرمود: حبیب من، جبرئیل! قائم ما اهل بیت کیست؟
گفت: او نهمین فرد از نسل حسین است.(157)
امام باقر علیه السلام تفسیر آیه و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا(158) ؛ و آن کس که مظلوم کشته شده، برای و لیش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم؛ اما در قتل، اسراف نکند، چون او را مورد حمایت است فرمود: مقصود، حسین بن علی علیه السلام است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم و حضرت قائم علیه السلام از ماست و هرگاه قیام کند، انتقام خون حسین علیه السلام را می گیرد.
پس آن ها می کشد که برخی می گویند: در کشتن و انتقام گرفتن از قاتلان اسراف کرده است،(159) اما قرآن می فرماید: هرگز در کشتن و انتقام گرفتن اسراف نمی کند.
امام صادق علیه السلام نیز در تفسیر آن فرمود: این آیه در باره امام حسین نازل شده است. پس اگر ولی او (امام زمان) تمام اهل زمین را بکشد، هرگز مسرف نخواهد بود(160).