فهرست کتاب


بامداد بشریت

محمد جواد مروجی طبسی

19 - آیا بین نشانه های حتمی و ظهور امام فاصله زمانی تعیین شده است؟

1 - کم تر از یک سال: بنابر روایات، بین آمدن سفیانی و ظهور حضرت امام علیه السلام یک سال فاصله نیست. امام باقر علیه السلام فرمود: سفیانی و قائم علیه السلام در یک سال هستند(121).
در روایات آمده است: اگر سفیانی بر 5 شهر حکومت کرد، از همان روز تا 9 ماه حساب کنید، سپس امام مهدی ظهور می کند(122).
2 - 15 شب: بین کشته نفس زکیه و ظهور امام زمان علیه السلام 15 شب فاصله است. امام صادق علیه السلام می فرماید: لیس بین قیام قائم آل محمد علیه السلام و بین قتل النفس الزکیه الاخمسه عشر لیله(123).
3 - دو شب پیش از ظهور: عبدالله علی حلبی می گوید: امام محمد باقر علیه السلام فرمود: برای صاحب این غیبتی در برخی این دره ها می باشد. سپس دست خود را به طرف کوه ذی طوی اشاره نمود. دو شب پیش از ظهور، پیشکار آن حضرت به عده ای از یاران ملاقات می کند و می گوید: عده شما به چند نفر رسیده است؟
می گویند 40 نفر.
به آن ها می گوید: چه می کنید که اگر صاحب خود را ملاقات کنید؟
پاسخ می دهند: اگر ما را به سوی کوه ها ببرد، همراه او خواهیم بود.
در شب بعد، 10 نفر از آن ها را به انتخاب خودشان، به حضور امام مهدی علیه السلام می برد که آن حضرت پس از ملاقات با آن ها، وعده شب آینده را می دهد(124).
4 - فاصله بسیار کم: امام صادق علیه السلام فرمود: اذا رایتم علامه فی السماء نارا عظیمه من قبل المشرق تطلع لیال فعندها فرج الناس و هی قدام القائم بقلیل ؛ اگر علامتی در آسمان از سوی مشرق پدیدار خواهد شد، پس از آن فرج مردم خواهد بود و این آتش پیش از آمدن حضرت قائم خواهد بود به فاصله بسیار کم(125).

20 - آیا ایرانیان در دوران غیبت و ظهور امام مهدی (علیه السلام) نقشی دارند؟

از دیگر نشانه های ظهور حضرت مهدی (عج) تلاش گسترده ایرانیان مسلمان در دوران غیبت کبری است.
در روایات، از تلاش گسترده ایرانیان برای تشکیل حکومت حضرت مهدی (عج) بسیار تجلیل شده است، این تلاش ها عبارتند از:

1. حمایت همه جانبه از اسلام

در روایات آمده است که ایرانیان تنها گروهی هستند که در زمان غربت اسلام، از دین و قرآن پاسداری می کنند.
عبایه بن عبد الله اسدی می گوید: روز جمعه ای در محضر علی نشسته بودم و ایشان بر فراز منبر نشسته بود و خطبه می خواند و ابن صوحان نیز حضور داشت. اشعث آمد و گفت: ای امیر مومنان! اینم سرخ پوستان - مقصودش ایرانیان بود که ساکن کوفه بودند و به حمراء شهرت داشتند از توجه ویژه ای که به آن ها می کنی، بر ما مسلط گشته اند.
امیر مومنان علیه السلام که از سخنان اشعث به چشم آمده بود، فرمود: امروز در باره عرب چیزی را روشن کنم که پیش از این پنهان بود. سپس فرمود: چه کسی سخن ما را در باره ظلم این انسان های راحت طلب و سبک مغز، منصفانه می پذیرد که شب ها را تا صبح روی فرش های خود می غلتید، آن گاه پیش من آمده و درباره گروهی که پیوسته به یاد خدا بوده و هستند، طعنه می زنند و دستور داده تا آن ها را از کنار خود برانم و بدین وسیله در صف ظالمین قرار گیرم
قسم به آن که دانه را شکافت و بنده را آفرید، از پیامبر شیندم که می فرمود: به خدا قسم! اینان در آینده به خاطر پذیرش دین، بر شما خواهند کوبید! همچنان که در روزهای نخست برای پذیرش اسلام با آن ها به مقابله پرداختند(126).
ایرانیان در زمان معصومین علیه السلام با عناوین فرس، اعجم، موالی، بنوالحمراء، قوم سلمان و چند عنوان دیگر، می شناختند. در روایات، گاه از ایرانیان با عناوین اهل خراسان، اهل قم، اهل طاقان و دیگر شهرهای مشهور ایران در آن دوره، یاد می کردند.
روایت، از مردمی با عنوان اهل مشرق سخن گفته شده است که بنابر نظر بسیاری، منظور از آن ها مردم ایران هستند.
نکته دیگر این است که اشعث بن قیس و عده ای که از دشمنان علی علیه السلام و گروه خوارج بودند، همیشه از حضور ایرانیان در کنار علی علیه السلام ناراحت بودند و پیوسته تلاش می کردند تا حضرت علی علیه السلام آنان را رها سازد.