فهرست کتاب


بامداد بشریت

محمد جواد مروجی طبسی

2. احمد بن اسحاق:

وی می گوید: روزی به خدمت امام حسن عسکری علیه السلام رسیدم، قصد داشتم از جانشینش بپرسم. آن حضرت پیش از آن که در این باره از او سوال کنم، فرمود: ای احمد بن اسحاق! خداوند متعال از هنگامی که آدم را آفرید تا روز قیامت، هرگز زمین را از حجت خالی نگذاشته و نمی گذارد. به برکت وجود مقدس امام و حجت است که بلاها از زمین بیرون می رود باران می بارد...
احمد بن اسحاق می گوید: عرض کردم: یابن رسول الله! امام جانشینش شما کیست؟
آن حضرت داخل اتاق شد، سپس در حالی که کودک 3 ساله ای را که همانند ماه شب چهاردهم بود و او را بر شانه گرفته بود، خارج شد و فرمود: احمد! اگر تو نزد خدا و امامان، گرامی نبودی هرگز فرزندم را به تو نشان نمی دادم.(52)

3. یعقوب بن منقوش:

وی می گوید: خدمت ابو محمد حسن بن علی عسکری علیه السلام رسیدم. آن حضرت بر سکوی خانه نشسته بود و در سمت راست وی اتاقی بود که پرده ای آن را پوشانده بود. به حضرت عرض کردم: مولای من! وارث امامت شما کیست؟
امام فرمود: پرده را کنار بزن.
یعقوب بن منقوش می گوید: آن را کنار زدم. نوجوانی به قامت 5 وجب که حدود 8 یا 10 سال بود، بیرون آمد. او پیشانی درخشان، چهره ای نورانی، چشمانی براق، کف های ستبر، زانو هایی برگشته، خالی برگونه راست و گیسوانی مجعد داشت. کودک آمد و روی زانوی ابو محمد علیه السلام نشست. آن حضرت به من فرمود: این پیشوا و امامت شماست...(53)

4. نسیم، خدمتکار امام عسکری علیه السلام .