انسان شناسی جلد سوم

استاد جلال الدین فارسی

جهانی میان دو جهان برین و طبیعی

جهان انسانی، جهانی است که در نظام هستی و نفس الامر، میان جهان برین جهان طبیعی - الارض - قرار دارد. با این حقیقت، اندکی پیش در آیه 26 سوره مبارکه ص آشنا شدیم: و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما باطلاً... أم نجعل المتقین کالفجار... در سوره مبارکه انبیا هم می خوانیم: و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما لاعتبین او اردنا ان نتخذ لهواً لا تخذناه من لدنا ان کنا فاعلین. بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق و لکم الویل مما تصفون.(207)
لَعب یا لعِب - بازی - عملی طبق قواعد قراردادی است که به نتیجه معقولی و پسند نمی رسد و اگر هم نتیجه ای داشته باشد بدرد آدم یا موجود محتاجی می خورد که سرش را گرم کند. و محرک درونی چنین اعمالی جز علاقه ای و محرکی پست نیست. خدا در رد اتهام کفار و سنت الحادی که جهان - انسان شناسی باطلش بر پیشفرض بازی بودن گردش جهان و کارهای انسان نهاده است می فرماید: اتخاذ رفتار بازی مثل هر رفتار یا فعلی باید نیاز - احتیاج، نقص - یا محرکی در ذات رفتار کننده یا فاعل داشته باشد: ... لاتخذناه من لدنا . و علائق پست و احتیاج درباره ذات اقدس الهی محال و قول به آن باطل است. آنگاه می فرماید: فعل ما - نه بازی بلکه - این است که حق را بر پیکر باطل می زنیم تا از فرق سرش تا پایین بشکافد در نتیجه ره زوال گیرد. و وای به حال شما با این وصفی که از ذات اقدس الهی و از فعلش - آفرینش جهان برین، جهان طبیعی، و جهان انسانی - می کنید.
این کشمکش و رخدادهایش در جهان انسانی - و نه جهان برین و نه جهان طبیعی جریان دارد. چه، می دانیم که باطل جز فرآورده های عوامل پست چهار محیط طبیعی درونی، اجتماعی، و بین المللی نیست. باطل، جهان انسان شناسی ها، و فلسفه های توجیه گر زندگی های استکباری، دنیاداری، جانوری محض، و دون جانوری است. فرضیه ها نظریه ها، و تئوریهایی است برای توجیه یا به تعبیر قرآنی تزیین سلطه گری و سیاستهای ظالمانه جباران، مالکان حرامخوار و زالو صفت، شهوترانان، مترفین، کاهنان باستان و مدرنیته، کشورگشایان مسلح و خونخوار، و دگرتباهگران، و در یک جمله: مفسدان فی الارض.
این گروهها و طبقات اجتماعی، و اقران نامرئی آنها که مخل و مفسد زیستن و رشد معنوی بشریت اند علاوه بر سایر روشهای تهاجمی و عدوانی، دست به تهاجم فرهنگی - سیاسی هم می آلایند و باطلسازی و باطل رسانی(208) هم می کنند. بر اثر آن کشمکش و مبارزه ای میان دو نیروی انسانی در می گیرد. نیروی انسانی متعالی مجهز به معارف حقه و سنت توحیدی - وحیانی، با آن دار و دسته ها و گروههای اجتماعی و بین المللی که مجهز به سنت الحادی - طاغوتی یعنی باطلاند. دو سنت الحادی طاغوتی و توحیدی - وحیانی رو در روی هم قرار دارند. و دو نیروی حق و باطل پیوسته در ستیزه و کشمکش اند. اراده الهی بر این تعلق گرفته است که با مددرسانی به نیروی اجتماعی و بین المللی حق، نیروی باطل، و فرآورده های باطل را از فرق سر تا به پاشنه پا بشکافد و ازاله کند، ازاله ای که به فرو افتادن و سقوطش به لایه های جهان پست - دوزخ - می انجامد.
با این بیانی که خداوند می فرماید برهان بر مبدأ هستی و حکمت و عزت مطلقه اش و بر جهان برین، جهان طبیعی، جهان انسانی، و لایه هایش و جهان پست، و معاد و بالضروره بر نبوت، تمام می شود. آنگاه بلافاصله می افزاید که در آنچه در جهان انسانی میان دو نیروی حق و باطل می گذرد همه قوای جهان برین - از جمله واسطه وحی که ذی قوة عند ذی العرش مکین باشد - مداخله دارند: و له من فی السموات و الارض و من عنده لایستکبرون عن عبادته و لایستحسرون. یسبحون اللیل و النهار لایفترون(209) و از امداد غیبی ذات اقدسش چنین یاد می فرماید: و یمح الله الباطل و یحق الحق بکلماته انه علیم بذات الصدور. و هو الذی یقبل التوبة عن عباده و یعفوا عن السیئات و یعلم ما تفعلون. و یستجیب الذین آمنوا و عملوا الصالحات و یزیدهم من فضله و الکافرون لهم عذاب شدید.(210)
خداوند، نیروی باطل را که مستکبران، دنیاداران، و کاهنان قدیم و جدید باشند و فلسفه های چهار راه زندگی پست، و جهان - انسان شناسی موهوم و خیالی و گمراهگر، و سنت فرهنگی - سیاسی الحادی و طاغوتی، محو و ازاله می کند. اما با ترتیب دادن سنت های تکوینی حاکم بر جهان انسانی که به صورت کشمکش میان گروههای اجتماعی و بین المللی تظاهر می نماید. بواسطه کلماتش که پدیدارهای متعالی و رشید و آگاه به معارف حقه و مؤمن به آن و مجاهد در راه خدا باشند. و از طریق اجابت دعوت و خواسته های عالی و مقدس یا آرمانهای کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و افاضه فضلش بر آنان؛ و نیز از طریق مقدر کردن عذاب شدید در جریان همین کشمکش و جهان طبیعی، و پس از مرگ - و در دو زندگی برزخی و قیامت.
و با مشرکان بصورت دسته جمعی بجنگید همانطور که بطور دسته جمعی با شما می جنگند و بدانید که خدا با پرهیزگاران است... هان ای کسانی که ایمان آوردند، ما را چه می شود که وقتی به شما دستور الهی می رسد که در راه خدا بسیج شوید به پستی گراییده به زمین می چسبید؟ آیا بجای زندگی پس از مرگ به زندگی پست دل بستید حال آنکه بهره مندی زندگی دنیا در مقایسه با زندگی پس از مرگ - آخرت - جز اندکی نیست. اگر بسیج نشوید شما را عذاب دردناکی کند و بجای شما گروه انسانی دیگری آورد و هیچ زیانی به او نرسانید و خدا بر هر چیز بسیار تواناست. اگر او (یعنی پیامبر) را یاری ندهید بدانید که خدا او را یاری داده است آن زمان که کسانی که کافر شدند او را بیرون راندند چنانکه وی یکی از دو تن بود آندم که هر دو غار بودند آندم که به یار خویش می گفت: غم مدار که خدا با ماست. پس خدا آرامشش را بر وی فرو فرستاد و او را با سپاهیانی که آنان را ندیدید پشتیبانی کرد؛ و خدا سنت فرهنگی - سیاسی کسانی را که کافر شدند به لایه های پست هستی فرو برد و سنت و دین خداست که فر است و برین، و خدا شکست ناپذیری حکیم است. سبکبار و سنگین بار بسیج شوید و با مال و جان در راه خدا جهاد کنید. آن کار برای شما بهتر است اگر دانسته باشید.(211)

...................) Anotates (.................
1) غافر، 26.
2) اعراف، 51.
3) حدید، 20.
4) در رد بیدینان، ارنو بیوس - نویسنده لاتین سده های سوم و چهارم میلادی - فصل هفتم، H - 507.
5) بقره، 256.
6) جن، 15-14.
7) انفعال، 24.
8) انفال، 39. بقره، 193 بدون لفظ کله.
9) نحل، 52.
10) صافات، 9-7.
11) قلم، 4-2.
12) حدید، 25.
13) انعام، 164-161.
14) شوری، 15-2.
15) مؤمنون، 17.
16) سوره حجر آیه 21
17) جاثیه، 24-18.
18) مفردات، ص 309.
19) فتح، 28، صف 9. توبه، 33.
20) معجم الفاظ القرآن الکریم، مجمع اللغة العربیة، ج 2، ص 452: القیمة: ذات القیمة الرفیعة. مفردات، راغب، ص 418: و تقویم السلعة بیان قیمتها. لسان العرب، ج 12، ص 500: و القیمة: وحدة القیم... و القیمة: ثمن الشی ء بالتقویم... و یقال: کم قامت ناقتک أی کم بلغت. و قد قامت الأمة مائة دینار أی بلغ قیمتها مائة دینار... و قیل: الهاء فی القیمة للمبالغة. و دین
21) شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج 30، ص 202.
22) کهف، 2-1.
23) بینه، 2 و 4.
24) اصل الزکاة النمو الحاصل عن برکة الله تعالی... یقال زکا الزرع یزکو اذا حصل منه نمو و برکة. مفردات راغب، ص 213.
25) یوسف، 40.
26) آیات 30-29.
27) همان، 42.
28) ملک، 22.
29) روم، 30 - یونس، 105: و أن أقم وجهک...
30) نور، 2.
31) نساء، 125.
32) آل عمران، 19.
33) جن، 14.
34) بقره، 112.
35) انعام، 14.
36) نحل، 52.
37) فصلت، 46 - جاثیه، 15.
38) نحل، 97.
39) غافر، 40.
40) جن، 14.
41) بقره، 112.
42) اعراف، 195 تا 197.
43) ذاریات، 6.
44) صافات، 9.
45) راغب در مفردات، 524 می نویسد: وصب وصوباً دام.
46) ر.ک: لسان العرب، ج ، ص 170.
47) اگساندروس، آثنودوروس، و پولیدوروس، هنرمندان مکتب رودس در قرن دوم پیش از میلاد.
48) فصلت، 53.
49) اسراء، 1.
50) بقره، 2-1.
51) شعراء، 2.
52) طه، 5.
53) شعراء، 192.
54) سجده، 5.
55) طه، 5.
56) المیزان، ج 27، ص 198-199.
57) شوری، 11.
58) صافات، 159.
59) مومنون، 86.
60) طه، 73.
61) اعراف، 54.
62) الم سجده، 4.
63) حدید، 4-5.
64) علم خدا به هر رخداد و هر چیز را لایه برینی از هستی در بر دارد که آن را کتاب مبین خوانده است و تحت عنوان جهان برین از آن بقدر کفایت سخن خواهیم گفت.
65) تحریم، 6: لایعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون.
66) مریم، 64-65.
67) بزودی تعریف خواهد شد.
68) نحل، 89.
69) بقره، 2.
70) بروج، 22.
71) هود، 2.
72) اعراف، 54.
73) ر.ک: پیامبری و انقلاب، ص 63-53. کتابم حوادث دوره مکی را با رخدادهای نزول آیات و سوره مکی در بر دارد دو جلد دیگرعلیهم السلام- پیامبری و جهاد؛ و پیامبری و حکومت - حاوی حوادث دوره مدتی باستناد کهن ترین و معتبرترین منابع تاریخ اسلام است با نزول آیات و سور مدنی و تتمه های سور مکی باستناد ترتیب نزول محقق و صحیح.
74) 18-1.
75) عبس، 16-11.
76) جمله معترضه ای است اشاره به این حقیقت جهان انسانی خود مختار که دعوت خدا و بالضروره دعوت پیامبرانش و امامان معصوم و دینشناسان متقی دعوت به یادگیری معارف حقه و راه و رسم حیات طیبه و سیر تقرب الی الله یا رشد معنوی و فرجام نیک است نه یبش. تعیین کننده اصلی همانا اراده آدمی است که بخواهد رشد کن یا بعد از خدا پیدا کند.
77) آیات 7-1.
78) بعدها می آید که و ما أمرنا الا واحدة کلمح بالبصر (قمر، 50) و و ما امر الساعة الا کلمح البصر او هو اقرب (نحل، 77).
79) آیات 13 - 14
80) حجر، 21.
81) آیات 17 و 49 و 50 سوره قمر.
82) آیات 10-1.
83) به دلیل آیه 12 سوره صافات: و زینا السماء الدنیا بمصابیح. و آیه 10 صافات: انا زینا السماء الدنیا بزینة الکواکب و حفظاً من کل شیطان ما رد لایسمعون الی الملأ الاعلی و یقذفون من کل جانب (حوراً و لهم عذاب واصب الا من خطف الخطفة فاتبعه شهاب ثاقب.
84) نحل، 96.
85) رعد، 8.
86) حجر، 21.
87) نمل، 57.
88) انعام، 96.
89) یس، 38.
90) قمر، 49.
91) حدید، 25: وانزلنا الحدید فیه بأس شدید زمر، 6: و انزل لکم من الانعام شمانیة ازواج و برای شما از چارپایان هشت جفت نازل کرد.
92) عبس، 19.
93) یس، 39.
94) یونس، 5.
95) مزمل، 20.
96) زخرف، 4.
97) واقعه، 79.
98) اسراء، 106
99) انعام، 59
100) انعام، 75.
101) تکاثر، 7.
102) فصلت، 54.
103) کهف، 110.
104) مطفقین، 15.
105) قیامت، 23.
106) اعراف، 143.
107) شمس، 3-1.
108) لیل، 2-1.
109) اعراف، 187.
110) همان، 143.
111) اعلی، 3.
112) فصلت، 54.
113) نساء، 126.
114) بقره، 20.
115) تسویه آسمانها یا مراتب هستی برین.
116) بقره، 29.
117) اعراف، 89.
118) بقره، 116.
119) یس، 83.
120) زمر، 62.
121) اسراء، 44.
122) رعد، 13.
123) حج، 17.
124) آل عمران، 98.
125) فصلت، 53.
126) راغب اصفهانی - متوفای 502 - می گوید: گفته اند طوی نام دره ای است که واقعه در آن رخ داده است. نیز گفته اند: اشاره به حالتی است در طریق اصطفا یعنی برگزیده شدن برای پیامبری گویی مسافتی طولانی با مجاهدت طی کرده باشد.
127) طه، 9-21.
128) نظر ارسطو، و فلسفه عربی از سنتی تا مدرن که دکارت و کانت و نوکانتی ها را در بر می گیرد.
129) اعراف، 118.
130) یونس، 32.
131) هود، 21.
132) فیل، 2.
133) رعد، 22-16.
134) رعد، 24-16.
135) همان، 19.
136) همان.
137) همان، 25-18.
138) همان، 24-23.
139) همان.
140) حجر، 21.
141) انبیاء، 104.
142) آیات 18-17.
143) ذاریات، 1 - 10 و 20 - 23
144) آیه 12.
145) انعام، 59.
146) حدید، 22.
147) یونس، 61.
148) سبا، 3.
149) طه، 52.
150) مزمل، 18.
151) نمل، 67-68.
152) تکویر، 14-12.
153) کهف، 48-46.
154) آل عمران، 29-28.
155) در بیان جهان انسانی، آیات دیگری خواهد آمد.
156) یس، 12.
157) جاثیه، 37-26.
158) رعد، 11-10.
159) انفطار، 10 - 16
160) سوره مبارکه طارق
161) جن، 28.
162) عنکبوت، 3.
163) حجر، 9.
164) آیات 192 تا 195. برای اطلاع از ترتیب نزول این سوره با سوره مبارکه اسراء ر.ک: پیامبری و انقلاب، صص 187-226.
165) آیه 85.
166) شوری، 52.
167) نحل، 2.
168) شعرا، 195.
169) احزاب، 45-44.
170) ر.ک: اراده معطوف به حیات طیبه (جلد سوم تعالی شناسی).
171) حجر، 29 - ص 72.
172) فاطر، 10.
173) نحل، 97.
174) انبیاء، 91.
175) لاتجد قوماً یومنون بالله و الیوم الآخر، یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آباءهم اوا بناءهم او اخوانه او عشیرتهم. اولئک کتب فی قلوبهم الایمان و ایدهم بروح منه (مجادله، 22).
176) طه، 3.

177) همان، 44.
178) نازعات، 26.
179) انبیا، 20-19 و 29-26.
180) حج، 75.
181) نساء، 166.
182) نحل، 2.
183) تحریم، 5-4.
184) احزاب، 56.
185) همان، 43-42.
186) فقولا له قولاً لیناً.
187) حجر، 30، ص 73.
188) اعراف، 206.
189) یوسف، 4.
190) آل عمران، 82-80. مشابه آن: بقره 158-156.
191) فصلت، 33-30.
192) نحل، 34.
193) تحریم، 6.
194) مدثر، 31-26.
195) نساء، 100-99.
196) انعام، 94-93.
197) انفال، 51-50.
198) فرقان، 24-21.
199) همان، 30-25.
200) سجده، 12-9.
201) در سوره نجم یکی از از آنها را شدیدالقوی می خواند.
202) یونس، 4-3.
203) سجده 6-5.
204) علامه طباطبائی - رضوان الله تعالی علیه - المیزان، ج 13، ص 187.
205) همان، ص 231.
206) ص، آیات 28-26.
207) آیات 18-16.
208) همانچه اطلاع رسانی می نامند.
209) انبیاء، 20-19.
210) شوری، 26-24.
211) توبه، 41-36.