انسان شناسی جلد سوم

استاد جلال الدین فارسی

کارهای ما در زندگی

رخدادهای ارادی و آگاهانه ای که جمعاً نوعی زندگی یا دین را تشکیل می دهند از لحاظ زمانی تقدم و تأخر دارند. چه محال است همزمان روی دهند. دلیل این تقدم و تأخر زمانی آنها رابطه علیت است که میان برخی با سایر رخدادها برقرار است. نخستین رخداد، گزینش نوعی از زندگی - دین است. دومین رخداد، تسلیم شدن به، و اطاعت از یک شارع یا قانونگذار و مجموعه قوانین است. به ملاحظه همین حقیقت خداوند متعال از طاعت یا اطاعت با لفظ دین تعبیر می فرماید تا بفهماند که ما با اسلام یا تسلیم شدن به او و اطاعت از اوامر و نواهیش و رعایت احکام وضعی او به نوعی از زندگی که همان حیات طیبه باشد و به فرجامی معین نائل می گردیم و با تسلیم شدن به او اطاعت از غیر او، یا طاغوت، به نوعی متضاد از زندگی، استکباری، دنیاداری، دامواره، و دون جانوری و به فرجامی می رسیم نقطه مقابل فرجام مردمی که احکام الهی را اطاعت کرده و وجودشان را به شریعت سپرده اند. و بفهماند که هیچیک از انواع زندگی بدون طاعت از یک مصدر امر و نهی یا حاکمیت و حکومت و سازمان سیاسی - فرهنگی روی نمی دهد.
می بینیم در آیات بسیاری برای اشاره به طاعت و اطاعت از لفظ دین استفاده می شود. برای مثال: و قاتلوهم حتی لاتکون فتنة و یکون الدین کله لله(8) با مستکبران و دنیاداران سلطه گر بجنگید و سلطه و تخت و تاجشان را براندازید تا شرایط فرهنگی - سیاسی لغزنده فریبنده گمراه کننده ای نمانده مستضعفان - یا مردم دامواره و مردم دون جانور - بتوانند فارغ از ترس و تهدید، نوع زندگی انسانی یا نوع دیندارانه را برگزیده راه آزادی - عزت - بسپارند و اطاعت - دین - فقط برای خدا باشد.

نوع زندگی ما، و نوع زندگی کافران

هر یک از ما و کافران نوعی زندگی داریم، بطوری که خدا به پیامبرش می آموزد تا به کافران بگوید... لکم دینکم ولی دین. شما راه و رسمی از زندگی دارید و من راه و رسم دیگری.
در عین حال، زندگی پیامبر اکرم و ما با زندگی های مستکبران، دنیاداران، دامواره ها، دون جانورها وجوه مشترکی هم دارد. برای مثال زندگی ما و زندگی آنها را یک مجموعه قوانین و یک قانونگذار - یا شارع - شکل می دهد و ما مطیع یک شارع و اوامر و نواهیش هستیم و آنها هم مطیع یک قانونگذار و مجموعه احکام وضعی و احکام تکلیفی او هستند. اطاعت از این مجموعه احکام یا قوانین و این قانونگذار، یا آن مجموعه احکام یا قوانین و آن قانونگذار کار بسیار مهمی و جزء بنیادین شیوه زندگی است. سرنوشت ما و سرنوشت کفار هر دو با همین تصمیم گیری و کار رقم می خورد. در این نقطه عطف زندگی است که راه ما از راه آنها جدا می شود و هر یک از ما و آنها چیزی می شویم که دیگری نمی شود. ما قانونگذاری و ولایت طاغوت را مردود و نامشروع شمرده به آن کافر می شویم و خدا را شارع و ولی خویش می گیریم، و کافران، طاغوت را ولی و حاکم خویش گرفته به خدا کافر می شوند: فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لا انفصام لها...
در زندگی نسل حاضر کفار، طاغوت های زنده و اسلاف مرده آنها که بیشترین احکام و اوامر را وضع کرده و بصورت سنت فرهنگی - سیاسی الحادی - طاغوتی بجا نهاده اند مشارکت دارند، مشارکتی بر سر اثم و عدوان. در زندگی ما مسلمانان از زندگی پیامبران که نخستین مسلمان و مؤمن قوم و جامعه خویش اند خدا از دو طریق مشارکت ولایت دارد.

مشارکت - ولایت تکوینی