فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

ادامه سوره مبارکه نور

خدا نور آسمانها و زمین است. داستان نور وی چون چراغدانی است که در آن چراغی باشد، چراغ در آبگینه ای، آبگینه گویی اختری رخشنده باشد که مایه فروزش آن از درخت زیتون فرخنده ای است که نه شرقی است نه غربی، روغن آن گرچه آتشی به آن نرسیده باشد رود که بیفروزد، نوری است بر نوری. خدا هر که را بخواهد سوی نور خویش ره نماید و خداوند مثلها برای آدمیان می زند و خدا به هر چیزی داناست. در عبادتکده هایی که خدا اجازه داد تا برافرازد و نامش در آنها یاد شود هر بامداد و شامگاه مردانی در آن تسبیح وی می گویند که تجارت و خرید و فروش آنان را باز نمی دارد از یاد خدا و بر پاداشتن نماز و دادن زکات، از دورانی می ترسند که دلها و دیده ها در آن دگرگون می شود تا خدا به آنان بهترین آنچه را که انجام دادند پاداش دهد و به آنان از فضل خویش بیافزاید و خدا هر که را بخواهد بی حساب روزی بدهد. و کسانی که کافر شدند کارهایشان مانند سرابی است در زمینی هموار که تشنه آنراآب پندارد تا چون به سراغ آن رود آنرا چیزی نیابد و خدا را نزد خویش یابد پس خدا حساب وی را به وی تمام دهد و خدا زود به حساب می رسد. یا چون تاریکهایی که در دریایی عمیق باشد که آنرا موجی فرو پوشاند که از فرازش موجی باشد و بر زبرش ابری، تاریکهایی است بر رویهم انباشته، چون دستش را بدر آورد آنرا تنواند دید. و هر کس که خدا برایش نوری قرار نداد هیچ نوری نداشته باشد. آیا ندانستنی که خدا را هر کس در آسمانها و زمین است و پرندگان صف کشیده تسبیح می گویند و خدا نماز و تسبیح هریک را می داند و خدا به آنچه می کنند داناست. و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداست و سوی خداست بازگشت. آیا ندانستی که خدا ابری را می راند آنگاه توده اش می کند سپس آنرا متراکم می سازد تا باران را بینی که از لا بلایش برون می آید و از آسمان از کوههایی که در آن است تگرگی فرو می فرستد تا آنرا به هرکه بخواهد می زند و از هر که بخواهد بگرداند، نزدیک است روشنایی برق آن بینایی دیده را ببرد. خدا شب و روز را وارونه کند، بیگمان در آن البته عبرتی است برای خداوندان بصیرت. و خدا هر جنبنده ای را از آبی آفریده است، پس برخی از آنان هستند که بر شکم خویش راه می روند و بعضی از آنان بر دو پایش راه می رود و پاره ای از آنان بر چهار پا راه می روند، خدا آنچه بخواهد بیافریند، بیگمان خدا بر هر چیزی تواناست. بیقین آیاتی روشنگر فرو فرستادیم و خدا هر که را بخواهد به راهی راست هدایت می کند. و می گویند به خدا و به پیامبر ایمان آوردیم و فرمان بردیم، آنگاه دسته ای از آنان پس از آن روی می گردانند و اینان گرونده نیستند. و چون سوی خدا و پیامبرش دعوت شدند تا میانشان داوری کند به ناگهان دسته ای از آنان روی بر می تابند، و اگر حق باایشان باشد گردنگزارانه سوی او می آیند. آیا در دلهایشان بیماریی است یا شک آورده اند یابیم آن دارند که خدا و پیامبرش حقی از آنان پایمال کنند؟ در واقع آنان همان ستمگرانند. در حقیقت گفته مومنان چون سوی خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میانشان داوری کند جز این نباشد که بگویند:نیوشیدیم وفرمان بردیم. و اینان همان رستگاران باشند. و هر کس خدا و پیامبرش را فرمان برد و از خدا بترسد و از او پروا گیرد پس آنان همان برندگان باشند. و به خدا با سخت ترین سوگند هایشان سوگند خورند که اگر به آنان فرمان دهی حتماًدر لشکر بدر شوند. بگو: سوگند مخورید، فرمانبرداریی پسندیده بیاید، زیرا خدا از آنچه می کنید آگاه است. بگو:از خدا فرمان برید و پیامبر را فرمان برید، پس اگر رویگردان شدند بدانید که بر عهده وی تکلیفی است که بر او نهاده شده و بر عهده شما تکلیفی که بر شما نهاده شده است، و اگر از وی فرمان برید راه یابید و بر عهده پیامبر جز پیام رسانیدن آشکار نیست. خدا به کسانی که از شما ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند وعده داده است که آنان را در زمین جانشین کند همانگونه که کسانی را که پیش از اینان بودند جانشین کرد و البته دینشان را که برای آنان پسندید بمصلحت ایشان اقتدار بخشد و ترسشان را به ایمنی دل کند تا مرا بپرستند و چیزی را با من انباز نگیرند، و هر کس پس از آن کافر گشت چنین کسانی همان زشتکاران باشند. و نماز را بر پادارید و زکات بپردازید و از پیامبر فرمان برید باشد که بر شما رحمت آید. کسانی را که کافر شدند مپندارید که در زمین بستوه آوردنده اند، و آشیانشان آتش است و براستی چه بد سر نوشتی است. هان ای کسانی که ایمان آوردند، باید کسانی که در قبضه شمایند و کسانی از شما که به حد احتلام نرسیده اند پیش از نماز صبح و هنگام نیمروز که جامه از تن فرو می نهید و پس از نماز عشاءسه بار از شما اجازه ورود بگیرند، سه هنگام شرم است برای شما که از آنها گذشته گناهی نه بر شماست و نه بر ایشان که به گرد شما بگردند و بگرد هم بگردید، بدینسان خدا آیات را برای شما بیان می کند و خدا دانایی حکیم است. و چون کودکان شما به حد بلوغ رسند باید از شما اجازه ورود بگیرند همانگونه که کسانی که پیش از آنان بودند اجازه ورود می گرفتند، بدینسان خدا آیاتش را برای شما بیان می دارد و خدا دانایی حکیم است. و زنان زمینگیری که امید ازدواجی ندارند گناهی بر آنان نباشد که جامه خویش از تن فرو نهند بی آنکه آرایشی از خویش را به نمایش گذارند، و اگر عفت ورزند برای آنان بهتر باشد و خدا شنوایی داناست. گناهی بر نابینا نیست ونه بر لنگ گناهی است و نه بر بیمار گناهی است و نه بر خودتان که از خانه تان چیزی بخورید یا از خانه پدرانتان یا خانه مادرانتان یا خانه برادرانتان یا خانه خاله هایتان یا خانه ای که کلیدهایش را به شما سپرده اند یا خانه دوستتان، گناهی بر شما نیست که با هم بخورید یا جدا جدا، پس چون به خانه ای در آمدید باید بر خودهاتان اهل آن که همکیش و خویشاوند شما هستند سلام گویید به درودی از جانب خدا فرخنده پاکیزه، اینچنین خدا آیات را برای شما بیان میکند مگر شما به خرد دریابید. در واقع، مومنان کسانی هستند که به خدا و پیامبرش ایمان آوردند و چون با وی در برابر کاری گرد آمده باشند تا از وی اجازه نگرفته اند از نزدش نروند، بیگمان کسانی که از تو اجازه می گیرند همانها هستند که به خدا و پیامبرش می گروند، پس چون از تو برای یکی از امورشان اجازه خواستند به هریک از آنان که خواستی اجازه بده و برای آنان از خدا آمرزش بخواه زیرا خدا آمرزنده ای مهربان است. فرا خواندن پیامبر در میان خودتن را چون فراخواندن یکدیگرتان قرار مدهید، بیقین خدا کسانی از شما را که دزدانه از پی هم بیرون می روند می شناسد، پس کسانی که بر خلاف فرمان وی عمل می کنند باید بر حذر باشند از این که گرفتار بلایی شوند یا گرفتار عذابی دردناک شوند. هان بدانید که آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، بیقین حال و نیتی را که بر آنید می داند، و نیز دورانی را که سوی او بازگردانیده شوند تا به آنان آنچه را که کرده اند خبر دهد، و خدا به هر چیزی داناست.


...................) Anotates (.................
1) 1.سیره ابن اسحاق 2/ 139- 138.می افزاید: علی این واقعه از سر گذشت سهل بن حنیف را تا زمانی که در خدمت وی در عراق از دنیا برفت داستان می کرد.
2) 2. سیره 2/ 139.
3) 3. سیره 2/ 146.
4) 1. لیسو بالذین یقتلونک، انما تقتلک الفئه الباغیه.
5) 2.سیره ابن اسحاق 2/ 143- 140.
6) 1. از چند منبع: طبقات،ابن سعد1/ 238- 237. امتاع الاسماع،مقریزی، ص 49.
7) 2. عکرمه می گوید: اولین سوره ای که در مدینه نازل شده است سوره بقره است. رک: اسباب النزول، واحدی،12.
8) 3.آیات 5-1.
9) 1. سیره ابن اسحاق 2/145-144.
10)
11) 1. سیره ابن اسحاق 2/150-147.
12) 1.سیره ابن اسحاق 2/153-150.
13) 2.سیره ابن اسحاق 2/153.
14) 2.سیره ابن اسحاق 2/164-163.
15) 2.سیره ابن اسحاق 2/153.
16) 1.سیره ابن اسحاق 2/156.
17) 1.سیره ابن اسحاق 2/163-160،نقل باختصار.
18) 2.سیره ابن اسحاق 2/165.
19) 1.سیره ابن اسحاق 2/173-166.
20) 2.سیره ابن اسحاق 2/174.
21) 3.سیره ابن اسحاق 2/177.
22) 1.سیره ابن اسحاق 2/238-234.
23) 2.اسباب النزول،واحدی،12:بگفته مجاهد.
24) 1.آیات 20-8.
25) 1.شامه و طفیل دو کوهند در مکه.
26) 2.سیره ابن اسحاق 2/240-238،باتصحیح روایت وی.
27) 1.آیات 24-21.
28) 1.طبقات،ابن اسعد8/21.
29) 2. طبقات، ابن اسعد8/20.
30) 3.آیه 25.
31) 1.طبقات،ابن اسعد
32) 1آیات 24-21.
33) 1.آیات 79-26.
34) 1. بعضی گفته اند که پیامبر تا لشکر کشی بدر هیچک از انصار را به مأموریت جنگی نفرستاد، چه گمان می کرد که آنان فقط در منطقه مدینه از او دفاع خواهندکرد. رک: المغازی، واقدی متوفای 207 هجری 1/10.
35) 2.المغازی،واقدی 1/9.
36) 1. اسباب النزول، واحدی، 16- سیره ابن اسحاق 2/186: بگفته ابن عباس.
37) 2.آیات 84-80.
38) 1. المغازی،واقدی 1/10.
39) 1.سیره ابن اسحاق 2/188.
40) آیات 88 - 85
41) سیره ابن اسحاق 2/ 196: به روایت ابن عباس.
42) آیات 97-89.
43) اسباب النزول، واحدی، 17: به روایت ابن عباس.
44) آیات 101-97.
45) ابواءدهکده ای است در اطراف مدینه که تا جحفه 23 میل فاصله دارد. رک: معجم البلدان، یاقوت حموی متوفای 626 هجری 1/92.
46) المغازی 1/12.

47) اسباب النزول، 19: به روایت کلی.
48) آیات 103- 102.
49) اسباب النزول، 21: به روایت ابن عباس.
50) آیه 104و 105.
51) آیات 123- 106.
52) از شهرستان ینبع میان مکه ومدینه. رک: معجم البلدان 6/181.
53) دهکده ای به فاصله 19 میلی جحفه. رک: معجم البلدان 5/94.
54) المغازی 1/12.
55) آیات 137- 124.
56) اسباب النزول، 26: به روایت ابن عباس.
57) آیات 141- 138.
58) اعلام الوری، طبرسی، 82- 81- طبقات، ابن سعد1/244- 241.
59) آیات 177- 142.
60) نخله بستانی است از آن عبیدالله بن معمر. رک: معجم مااستعجم، 577.
61) با استفاده از نامهای آنان افعالی بکار برده اند که قابل ترجمه نیست.
62) المغازی 1/17-13.
63) آیات 213-178.
64) افزوده من است بنا بر اتفاق مورخان ومحدثان.
65) سیره ابن اسحاق 2/154.
66) اسباب النزول، واحدی، 40: به گفته عطاء.
67) اسباب النزول، 40: به روایت ابن عباس- آیه 215.
68) آیه 216.
69) آیه 217.
70) اسباب النزول، 44
71) آیات 266- 219.
72) اسباب النزول، 56: به شهادت براءبن معرور.
73) آیات 273- 267.
74) اسباب النزول، 58: به روایت ابن عباس.
75) آیات 277- 274.
76) اسباب النزول، 59: به روایت عطاءو عکرمه.
77) رک: المغازی، واقدی 1/28.
78) المغازی 1/27.
79) واقدی می گوید: پیامبر، طلحه و سعید را ده روز پیش از حرکت خویش از مدینه به مأموریت می فرستد. المغازی 1/19. تاریخ حرکت از مدینه را نیز روز یکشنبه داوزدهم رمضان می داند. المغازی 1/21.
80) المغازی 1/20.
81) المغازی 1/19.
82) و در همین جنگ به افتخار شهادت نائل می آید.
83) المغازی 1/21-20.
84) 1/101.
85) و می گویند: نامش عبدالله بن ام مکتوم است از عشیره بنی عامر بن لوی.
86) بگفته واقدی. رک: المغازی 1/21.
87) بگفته ابن هشام. رک: سیره 2/264.
88) سیره ابن اسحاق 2/264.
89) وی در همین جنگ به شهادت می رسد.
90) المغازی 1/23-21.
91) سمهودی می گوید: خربی منزلی است از آن بنی سلمه میان مسجد قبلتین و مذاد. رک: وفاءالوفا2/ 298.
92) المغازی 1/23.
93) این که زبیر هم اسبی در آن جنگ همراه داشته باشد تنها به گفته بعضی از مورخان است.
94) المغازی 1/25.
95) رک: طبقات، ابن سعد2/6.
96) المغازی 1/26.
97) چون مادر پیامبر از عشیره بنی نجار- یکی از عشایر مدینه- است از او چنین یاد می کنند.
98) المغازی 1/47.
99) المغازی 1/47.

100) المغازی 1/27-26.
101) المغازی 1/46.
102) سیره ابن اسحاق 2/265-با اندک تفاوتی در المغازی 1/46.
103) المغازی 1/28.
104) سیره ابن اسحاق 2/260-258-المغازی 1/31-29.
105) سیره ابن اسحاق 2/260.
106) المغازی 1/31.
107) المغازی 1/33-32.
108) 1/37.
109) المغازی 1/33.
110) معجم البلدان 8/21.
111) المغازی 1/35-34.
112) المغازی 1/36-35- این شتر را در همین جنگ مسلمانان به غنیمت می گیرند و جزو سهمیه خبیب بن یساف می شود.
113) در هشت میلی مکه. رک: معجم البلدان 8/490.
114) المغازی 1/37-36.
115) المغازی 1/37.
116) سیره ابن اسحاق 2/262-261.
117) المغازی 1/39.
118) آیه 47سوره انفال.
119) المغازی 1/39.

120) المغازی 1/60-رک:سیره ابن اسحاق 2/273.
121) رک: معجم البلدان 3/62.
122) بن مخرمه بن مطلب بن عبد مناف.
123) المغازی 1/43-41.
124) سیره ابن اسحاق 2/269.
125) المغازی 1/40.
126) المغازی 1/41.
127) المغازی 1/44-43.
128) موضعی است میان مکه ومدینه. رک: معجم ما استعجم،494.
129) المغازی 1/45-44.
130) المغازی 1/144.
131) المغازی 1/46.
132) 1/47.
133) رک: معجم البلدان 4/34.
134) سیره ابن اسحاق 2/267-266.
135) و بروایتی عبدالله بن کعب مازنی، و بروایتی دیگر معاذ بن جبل.
136) سیره ابن اسحاق 2/268.
137) المغازی 1/50.
138) المغازی 1/51.
139) المغازی 1/52.
140) المغازی 1/53-52- باختصار در سیره ابن اسحاق 2/269-268.
141) المغازی 1/54-53-رک:سیره ابن اسحاق 2/272.
142) المغازی 1/55.
143) المغازی 1/57-56.
144) المغازی 1/72.
145) المغازی 1/58.
146) سوره مومنیا غافر آیه 10.
147) المغازی 1/59-58.
148) المغازی 1/59.
149) المغازی 1/60.
150) 1/61.
151) 1/61.
152) المغازی 1/62.
153) المغازی 1/63.
154) المغازی 1/64.
155) المغازی 1/66.
156) المغازی 1/64.
157) المغازی 1/66.
158) المغازی 1/65.
159) المغازی 1/67.
160) المغازی 1/103.
161) المغازی 1/98و99.
162) المغازی 1/70.
163) 1/91.
164) المغازی 1/86.
165) 1/92.
166) 1/88.
167) المغازی 1/87-86.
168) المغازی 1/91.
169) المغازی 1/93.
170) المغازی 1/112.
171) 1/91.
172) 1/105.
173) 1/95.
174) 1/96.
175) سمت چپ سقیا که با فرع یک شب و با مدینه هشت منزل فاصله دارد.
176) المغازی 1/97.

177) 1/95و96.
178) 1و2المغازی 1/95.
1
179) -
180) المغازی 1/91-90- بعدها ابوسلمه بخاطر آنچه درباره ابوجهل گفته است پیوسته آمرزش می طلبد.
181) 1/91.
182) 1/91.
183) المغازی 1/112-111.
184) آیه اول سوره مبارکه انفال.
185) المغازی 1/98-بسم الله الرحمن الرحیم افزوده من است.
186) المغازی 1/99.
187) 1/98.
188) 1/99.
189) 1/112.
190) المغازی 1021.
191) 1/113.
192) المغازی 1/113.

193) المغازی 1/114.
194) 1/106.
195) المغازی 1/107.
196) المغازی 1/115-114.
197) المغازی 1/114.
198) 1/117.
199) المغازی 1/117.
200) سلامه بن وقش.
201) المغازی 1/116:وی بعدها از اصحاب بزرگ می شود.
202) المغازی 1/116.
203) المغازی 1/118.
204) خالد بن هشام بن المغیره و امیه بن ابی حذیفه بن المغیره.
205) المغازی 1/119-118.
206) المغازی 1/94.
207) المغازی 1/122-121.
208) المغازی 1/146.
209) 1/147.
210) 1/152.
211) برادر معاویه بن ابی سفیان.
212) رک: المغازی 1/152-147.
213) رک:المغازی 1/152-147.
214) المغازی 1/121.
215) 1/124.
216) المغازی 1/124.
217) المغازی 1/123.
218) 1/122.
219) المغازی 1/121.
220) المغازی 1/172.
221) المغازی 1/102.
222) واعلموا انما غنمتم من شی فان الله خمسه وللرسول ولذی القربی... و بدانید که هر چیزی را که به غنیمت گرفتید خمس آن مال خدا و پیامبر خدا و خویشاوندان پیامبر و یتیمان و بیچارگان و راه ماندگان است...
223) المغازی 1/102.
224) ص 103.
225) ص 102.
226) ص 100.
227) ص 103.
228) ص 104.
229) ص 104.
230) حوراءپشت ذوالمروه قرار دارد و میان آندو از راه ساحلی دو منزل فاصله است. ذوالمروه تا مدینه هشت منزل یا کمی بیشتر فاصله دارد.
231) دهکده ای است در منطقه مرتفع بالای مدینه. رک: وفاءالوفاء2/357.
232) المغازی 1/101.
233) 1/102.
234) المغازی 1/144.
235) 1/106.
236) 1/123.
237) 1/129.
238) 1/129.
239) 1/138.
240) 1/141.
241) 1/142.
242) 1/142.
243) 1/139.
244) 1/139.
245) 1/139.
246) 1/141.
247) 1/140.
248) 1/143.
249) افزوده من است.
250) 1/140.
251) 1/130.
252) 1/128. روایتی است از زبان جبیر بن مطعم.
253) المغازی 1/174.
254) 1و2. افزوده من است.
255) 1و2.افزوده من است.
256) المغازی 1/128-125.
257) سیره ابن اسحاق 2/308.
258) المغازی 1/176.
259) سیره ابن اسحاق 3/50.
260) المغازی.
261) سیره ابن اسحاق 3/51.
262) انفال 58.
263) المغازی 1/177-176.
264) المغازی 1/179-178-رک:سیره ابن اسحاق 3/52.
265) در متن، شام آمده است که شامل اردن و فلسطین و لبنان و سوریه کنونی می شود.
266) رک: معجم البلدان 1/162.
267) المغازی 1/179-177.
268) اسیران جنگ بدر.
269) پایان سوره مبارکه انفال.
270) اسباب النزول، 67.
271) اسباب النزول،68: به روایت جابر بن عبدالله انصاری.
272) سیره ابن اسحاق 2/225-222-ابن عباس در معنی الف. لام. میم. صد سوره آل عمران می گوید: اناالله اعلم بخبر وفد بنی نجران. رک: تنویر المقیاس من تفسیر ابن عباس، 42.
273) آیه 62.
274) سیره ابن اسحاق 2/233.
275) اسباب النزول،68:به روایت جابر بن عبدالله انصاری.
276) اسباب النزول: بگفته شعبی.
277) آیات 71-63.
278) اسباب النزول،71:به روایت حسن وسدی.
279) آیات 76-72.
280) اسباب النزول،73:به روایت کلبی.
281) آیات 99-72.
282) اسباب النزول،77:به روایت زید بن اسلم.
283) آیات 100-120.
284) بروایت ابن شهاب زهری دویست و بروایت محمد بن کعب چهل نفر. رک: المغازی 1/181.
285) واقدی.
286) المغازی 1/181.
287) سیره ابن اسحاق 3/47.
288) المغازی 1/182.
289) بقره 104.
290) المغازی 1/192-184-رک:سیره ابن اسحاق 3/54.
291) رک:وفاءالوفاء2/379.
292) رک:معجم مااستعجم،306.
293) المغازی 1/193.
294) ازبخش فرع دراطراف مدینه.
295) المغازی 1/196.
296) رک:معجم البلدان 6/154.
297) المغازی 1/197.
298) طبقات،ابن سعد8/81.

299) 8/115.

300) المغازی 1/282.
301) المغازی 1/282.
302) شنبه هفتم شوال سال سوم هجری، 32 ماه پس از هجرت.
303) المغازی 1/200-199.
304) المغازی 1/201.
305) المغازی 1/205.
306) المغازی 1/203-202.
307) المغازی 1/205-204.
308) المغازی 1/205.
309) 1/206.
310) المغازی 1/266.
311) المغازی 1/207.
312) 1/208.
313) المغازی 1/213-208.
314) المغازی 1/214-213.
315) 1/214.
316) المغازی 1/264.
317) المغازی 1/291.
318) المغازی 1/217-215.
319) المغازی 1/218.
320) المغازی 1/221.
321) 1/223.
322) المغازی 1/273.
323) المغازی 1/263.
324) المغازی 1/222-221.
325) المغازی 1/224.
326) 1/259.
327) 1/225.

328) 1/223.
329) 1/223.
330) کبش الکتبیه، قوچ یا پرچمدار سپاه دشمن که پیامبر خدا در خواب می بیند قوچی را بر ترک خویش نهاده است و چنین تعبیر می فرماید که قوچ سیاه یا پرچمدار آن را خواهد کشت.
331) 1/277-225.
332) المغازی 1/243-241.
333) المغازی 1/266.
334) المغازی 1/259.
335) المغازی 1/259.
336) 1/261.
337) المغازی 1/245.
338) ذوالمجاز یکی از بازارهای موسمی عرب جاهلی است که در سمت راست موقف عرفه در نزدیکی کبکب بر پا می شده است. رک: معجم ما استعجم، ص 508.
339) المغازی 1/251.
340) المغازی 1/288.
341) المغازی 1/228.
342) 1/229.
343) 1/273.
344) المغازی 1/231-229.
345) المغازی 1/234-232.
346) المغازی 1/238.
347) 1/237.
348) 1/239.
349) 1/240.
350) 1/265.
351) 1/241.
352) بن مالک بن المضرب.
353) المغازی 1/255.
354) 1/256: به روایت امیرالمومنین علی علیه السلام.
355) سیره ابن هشام 3/106- تاریخ طبری- تاریخ الکامل، ابن اثیر- شرح ابن ابی الحدید بر نهج البلاغه.
356) به شهادت امیرالمومنین. رک: المغازی 1/256.
357) تعبیری مشابه منهم من قضی نحبه...
358) المغازی 1/254.
359) اشاره به توطئه دارالندوه که مقدمه هجرت پیامبر شد.
360) المغازی 1/238. به شهادت یکی از مهاجران که حضور داشته است.
361) المغازی 1/260:به گفته کعب بن مالک که شاهدصحنه است.
362) المغازی 1/269.
363) 1/270.
364) 1/272.
365) 1/271-270:قسمت اخیر آن روایتی است از زبان عبدالله بن زید.
366) 1/254.
367) 1/275.
368) المغازی 1/244.
369) 1/257-بعدهاپیامبرمی فرماید:شماس را به چیزی جز سپر نمیتوانم تشبیه کنم.
370) 1/244.
371) 1/246.
372) ابن علاج ثقفی.
373) المغازی 1/283.
374) 1/282.
375) المغازی 1/255. این دو ضربه، ضربه بدری بر سر او می گذارد که تا آخر عمر نمایان است. و ضرار بن خطاب که مسلمان شده است در عمره ای به نزدیک مروه این علامت را بر سر او می بیند و ماجرا را بیان می کند.
376) المغازی 1/238.
377) قبلاًعبدالله بن جحش او را در بطن نخله اسیر کرده و با دادن فدیه آزاد شده است.
378) المغازی 1/253-252.
379) افزوده من است.
380) 1/237: به گواهی خالد بن ولید پس از مسلمان شدن.
381) المغازی 1/280.
382) عثمان به این گریز و گناه معترف است. رک:المغازی 1/278.عمربن خطاب نیز عثمان را از فراریان احد می شمارد، و عبدالله بن عمرو می گوید: عثمان در جنگ احد گناه سهمگینی مرتکب گشت و خدااز او در گذشت، و او از فراریان جنگ بود.رک:المغازی 1/279-عبدالله بن عباس در تفسیر آیه ان الذین تولوا منکم یوم التقی الجمعان... می گوید: عثمان بن عفان و اصحابه رک: تنویر المقیاس من تفسیر ابن عباس،59.
383) 1/278-277.
384) المغازی 1/258-257.
385) 1/281.
386) 1/236.
387) 1/241.
388) 1/279.
389) بعدها آیه 154 سوره آل عمران در بیان اظهار وی فرود می آید.
390) المغازی 1/296.

391) المغازی 1/237-236.
392) المغازی 1/274.
393) 1/299-298.

394) 1/247.
395) 1/250.
396) 1/289-288.
397) 1/266-265.
398) 1/291.
399) 1/292.
400) 1/310.
401) 1/267.
402) المغازی 1/311-310.
403) 1/291.
404) 1/311.
405) 1/277.
406) 1/262.
407) 1/315-314.
408) 1/248.
409) 1/316-315.
410) 1/248: مشاهدات ابو سعید خدری است.
411) 1/317-249-248.

412) 1/263.
413) 1/309.
414) 1/317.
415) 1/312.
416) 1/333.
417) 1/309-307.
418) 1/332.
419) 1/299.
420) آل عمران 173.
421) المغازی 1/340-334.
422) در متن جنگ احد است که خطاست.
423) المغازی 1/318.
424) المغازی 1/314-313.
425) مسور بن مخرمه از عبدالرحمن بن عوف می خواهد ماجرای جنگ احد را برای او تعریف کند. عبدالرحمن می گوید: از آیه 120 آل عمران به بعد را بخوان چنان است که با ما شاهد آن جنگ بوده ای.رک:اسباب النزول،80-ابن اسحاق می گوید: از جمله آیاتی که خدای تبارک و تعالی درباره جنگ احد فرو فرستاده است شصت آیه از سوره آل عمران است... و اذغدوت من اهلک تبوی المومنین مقاعد للقتال و الله سمیع علیم... سیره 3/112.
426) آیات 180-121.
427) المغازی 1/266.
428) 1/268.
429) 1/274.
430) المغازی 1/305-304.
431) محله یکی از عشایر است در غرب مسجد قبا. رک: وفاءالوفاء2/346.
432) المغازی 1/344-340.
433) اسباب النزول،88:به روایت عکرمه و سدی و مقاتل و ابن اسحاق.
434) آیات 189-181.
435) الطبقات الکبری، ابن سعد2/50.
436) المغازی 1/353-346.
437) آیه 115بقره.
438) زید بن حارثه که یکی از اصحاب و شاهدان است نقل کرده است.
439) المغازی 1/362-354.
440) آیات 195-190.
441) سیره بن هشام 4/284: ابن هشام می گوید: این از مأموریتهای جنگی است که ابن اسحاق در سیره نیاورده است و من آن را می افزایم.
442) اسباب النزول،94: به روایت انس.

443) آیه 199.
444) آیه 200.
445) سیره ابن اسحاق 3/202-المغازی، واقدی 1/380- المغازی، محمد بن مسلم بن عبیدالله بن شهاب زهری، متولد51 و متوفای 124 هجری،ص 71.
446) المغازی 1/380-363.
447) به فاصله چند میلی مکه در مر الظهران.رک:معجم البلدان 7/389.
448) المغازی 1/389-384-به اختصاردر سیره ابن اسحاق 3/220و با این اشاره که آن را در شعبان سال چهارم دانسته است.
449) المغازی 1/394-391.
450) این روایت واقدی در المغازی با روایت شیعه در چگونگی نماز خوف مطابقت دارد، و روایاتی که ابن اسحاق و عده ای دیگر آورده اند مطابقت ندارد.رک:تبیان،شیخ طوسی 3/309.

451) المغازی 1/402-395.
452) المغازی 1/404-402.
453) رک:وفاءالوفاء2/264.
454) خود مسعود بن هنیده که این واقعه را نقل می کند نمی داند که پیامبر آن را از مجموعه غنائم به او داده است یا از خمس. و می گوید: رفتم پیش خانواده و عشیره ام و تا کنون همچنان در بهزیستی بوده ایم.
455) المغازی 1/412-404.
456) جلا بیب قریش! جلابیب یعنی پیراهن های کلفت، لقبی است که مشرکان مکه به مسلمانان شهرشان داده اند بجهت این که پیراهن کلفتشان را بر خود پیچیده می خفتند.
457) المغازی 2/420-415.
458) افزوده من است.
459) این چراگاه در زمان ابوبکر، همچنان قرق می ماند. در دوره عمر، بیشتر اسب در آن است تا شتر. در دوره عثمان نیز قرق است.رک: المغازی 2/426.
460) المغازی 2/426-415.
461) المغازی 2/440-439.
462) آیه 18سوره یوسف.
463) المغازی،واقدی 2/434-426-با اندکی تفاوت و به اختصار در المغازی، ابن شهاب زهری، متولد51و متوفای 124هجری،ص 122-116-اسباب النزول، واحدی،217-214.
464) المغازی 2/434.
465) آیه 20.
466) آیه 11:...والذی تولی کبره منهم،له عذاب عظیم.
467) المغازی 2/434.
468) المغازی 2/438-435.
469) آیه 21.
470) التبیان،شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه 7/373-اسباب النزول، واحدی،217-کشاف، زمخشری 3/56.
471) آیه 34.
472) نساء،50.
473) رک:وفاءالوفاء2/370.
474) رک:وفاءالوفاء2/310.
475) حدودسال 200هجری.
476) رک:معجم البلدان 4/336.
477) احزاب،10.
478) اینها مشاهده ام سلمه- همسر گرامی پیامبر است که برای دیگران نقل کرده و در تاریخ ثبت شده است.
479) محمدبن مسلمه یکی از مجاهدان نامور می گوید: شب ما، در جنگ خندق روز بود تا آنکه خداوند گشایشی پدید آورده آن را پایان بخشید.المغازی 2/468.
480) به روایت ابن عباس از پیامبر، فقط نماز عصر را نمی توانند بخوانند، و پیامبر می فرماید: مشرکان ما را مشغول داشتند تا از نماز میانه- یعنی عصر- باز ماندیم. خدا شکم و گورشان را پر از آتش کند! رک:المغازی 2/474.
481) بدیهی است مقصود از نماز در این گفتگو نماز بشکل عادی و حالت امنیت است و گر نه هم پیامبر و هم مسلمانان چه پیاده و چه سواره در همان حال جنگ به خواندن نماز به شکل میسور پرداخته اند و به گفتن اذکار آن زبان گشوده اند، چنانکه در بعضی از جنگها خود آنان نقل کرده اند که نمازمان همه تکبیربود! یعنی همانمقدار و بدانگونه که میسر بوده است و این بحکم آیه 239 سوره مبارکه بقره است که پیشتر فرود آمده است. واقدی در2/473 به خطا می گوید که این نماز پیش از نزول حکم نماز خوف در آیه 239 بقره است!
482) افزوده من است.
483) در روایتی که واقدی از قول جابر بن عبدالله انصاری آورده آمده است کهروز چهارشنبه! حال آنکه واقدی روز پایان جنگ را چهارشنبه می داند و درست هم هست. پس باید اجابت دعا بعد از ظهر سه شنبه 22 ذیقعده باشد و گردباد و بازگشت سپاه کفار شب چهار شنبه. عجیب تر این که واقدی می گوید:در شب شنبه باد ورزید!رک:المغازی 2/488.
484) 2و3.سیره ابن اسحاق 3/243.
485) 2و3.سیره ابن اسحاق 3/243.
486) رک:وفاءالوفاء2/370.
487) سیره ابن اسحاق 3/244.
488) المغازی 2/496-440-که باختصار در سیره ابن اسحاق 3/244-224-به ایجاز در المغازی، ابن شهاب زهری متوفای 124 هجری،ص 83-79.
489) سیره ابن اسحاق 3/245.
490) به روایت ابن عباس.
491) صحاری، منسوب به دهکده ای در یمن.
492) المغازی 2/531-496نقل به نص.
493) اسباب النزول، واحدی،239-الدرالمنثور، جلال الدین سیوطی 5/198: به گفته ام سلمه که واقعه در خانه او اتفاق افتاده است. ابن جریر طبری، ابن المنذر، ابن ابی حاتم، طبرانی، و ابن مردویه ثبت کرده اند. بجای چادری دستباف یمن حبری کلمه خیبری منسوب به خیبر آمده است که گمان می رود تصحیف باشد. بعضی از محدثین نامبرده از چندین طریق از قول ام سلمه نقل کرده اند. ابن مردویه و خطیب با مختصر تفاوتی از ابو سعید خدری روایت کرده اند. ترمذی و حاکم نیشابوری به اختصار از زبان ام سلمه روایت کرده و آن را صحیح شمرده اند. ابن جریر و ابن المنذر و ابن مردویه و بیهقی در السنن الکبری از چندین طریق از زبان ام سلمه به شکل مختصرش ثبت کرده اند. ابن جریر طبری و ابن ابی حاتم و طبرانی از قول ابو سعید خدری ثبت کرده اند که پیامبر خدا فرمود:این آیه درباره پنج تن نازل شده است: درباره من و علی و فاطمه و حسن و حسین، این آیه که انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً. رک:الدرالمنثور5/199-198.
494) آیات 36-34.
495) طیقات ابن سعد3/40.
496) طبقات 8/110.
497) طبقات 8/108.
498) طبقات 8/114به گفته عائشه ام المومنین.
499) اسباب النزول، واحدی،241-طبقات، ابن سعد8/105.
500) آیات 37تانیمه 52.

501) افزوده من است. در بیشتر روایات آمده است که مردی... بایکی از همسران پیامبر که دختر عموی او بودبه گفتگو می نشیند.رک:الدرالمنثور5/214-در تفسیر ابن عباس،ص 356،صریحاًآمده است که این آیه درباره طلحه بن عبیدالله آمده است که خواست پس از در گذشت رسول خدا علیه الصلوه و السلام با عائشه ازدواج کند.

502) به گفته قتاده و بطوریکه عبدالرزاق و عبد بن حمید و ابن منذر ثبت کرده اند.
503) الدرالمنثور5/214،ابن ابی حاتم از قول سدی ثبت کرده است. سیوطی روایات بسیاری بهمین مضمون ولی بدون ذکر نام طلحه بن عبیدالله و عائشه یا یکی از آن دو آورده است. واحدی نیشابوری، متوفای 468هجری، در اسباب النزول،243 بدین عبارت آورده است:ابن عباس به روایت عطا می گوید:مردی از بزرگان قریش گفت:اگر رسول خدا صلی الله علیه وسلم از دنیابرود با عائشه ازدواج خواهم کرد. پس این آیت فرود آمد.
504) تیره ای از بنی بکر.رک:شرح زرقانی برالمواهب الدنیه 2/173.
505) رک:وفاءالوفاء2/328.
506) المغازی 2/534.