فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

بنام خداوند بخشاینده مهربان

هان ای پیامبر، از خدا پرواگیر و کافران و منافقان را فرمان مبر زیرا که خدا دانایی حکیم است، و آنچه را از پروردگارت به سوی تو وحی می شود پیروی کن زیرا خدا به آنچه می کنید آگاه است، و بر خدا توکل کن و خدا برای کارسازی بسنده است. خدا برای هیچ مردی دودل در اندرون او ننهاده است، و زنانتان را که به آنان پشت می کنید ظهار مادرانتان نساخته است و نه پسر خواندگانتان را پسرانتان قرارداده است، اینها سخنانی است که به زبان می آورید حال آنکه خدا حق را می گوید و او راه راست می نماید. آنان را بنام پدرانشان بخوانید، این نزد خدا درست تراست. پس اگر پدرانشان را نشناختند برادران دینی شما و آزاد شدگان شما باشند. و بر شما در مورد آنچه خطا کرده اید گناهی نباشد بلکه گناه آن باشد که دلهایتان قصد کند و خدا آمرزنده ای مهربان است. پیامبر به مومنان از خودشان نزدیک تر است، و همسرانش مادر ایشانند، و خویشاوندان نزدیک در کتاب خدا برخی به دیگران حقگیرترند از مومنان و مهاجران مگر این که وصیتی برای یاران خویش کنید، این حکم در کتاب رقم زده شده است. و چون از پیامبران پیمانشان را گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم، و از آنان پیمانی محکم گرفتیم تا راستگویان را درباره راستگوییشان بپرسد و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است. هان ای کسانی که ایمان آوردند که سپاهیانی بسراغتان آمدند پس بادی بر سرشان فرستادیم و سپاهیانی که آنها را ندیدند حال آنکه خدا به آنچه می کنید بیناست، آنگاه که از فرازتان و از فرودتان به سراغتان آمدند و آندم که چشم خیره گشت و جان به گلوگاه رسید و به خدا گمانها می بردید، آنجا بود که مومنان آزموده شدند و تکان خوردند تکانی سخت. و آنزمان که منافقان و کسانی که در دلهایشان بیماریی هست می گفتند خدا و پیامبرش به ما وعده های جز بفریب ندادند. و آنهنگام که دسته ای از آنان گفتند:ای مردم یثرب، جای ماندن نیست پس برگردید. در همانحال دسته ای از آنان از پیامبر مرخصی می خواهند، می گویند: خانهای ما قابل نفوذاست، حال آنکه قابل نفوذ نیست، قصدی جز کریختن ندارند. و اگر شهرشان از هر سویش به اشغال در میآمد آنگاه از آنان خواسته میشد که از دین بدر شوند البته بدر می شدند و جز اندک زمانی در آن شهر درنگ نمی کردند. و پیش از این با خدا پیمان بسته بودند که پشت به دشمن نکنند و پیمان خدا مسوولیت دارد. بگو: اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزید گریز هرگز فایده ای به شما ندهد و در آنصورت جز اندکی برخورداری نیابید. بگو:کیست آن که شما را در برابر خدا مانع شود اگر پیشامد ناگواری برایتان اراده کند یا رحمتی برایتان اراده کند، و برای خویش در برابر خدا ولی و یاوری نیابند. اینک خدا کسانی از شما را که کار شکنیدر جنگ می کنند و به همعشیره های خویش می گویند به ما بپیوندید، و جز اندکی به کارزار در نیایند در حالیکه بر شما بخیلند می شناسد، بطوریکه چون ترس آید آنان را می بینی که تو را می نگرند چشمهایشان می چررسول خداچنان کسی که از ترس مرگ مدهوش شده باشد، اما چون ترس برود شما را با زبانهایی تیز بیازارند، در مورد مال بخیلند، اینان ایمان نیاورده اند، پس خدا کارهایشان را به هدر داد و این برای خدا آسان است. می پندارند. قبائل مشرک مهاجم هنوز نرفته اند، و اگر قبائل مشرک مهاجم بیایند آرزو می کنند کاش آنان در میان اعراب بیابانگرد می گشتند و درباره اخبار شما می پرسیدند، و اگر در میان شما می بودند جز اندکی کارزار نمی کردند. بیقین برای شما در وجود پیامبر خدا سر مشق نیکویی است برای کسی که خدا و دوران آخرت را امید برد و خدا را بسیار آرد. و چون مومنان قبائل مشرک مهاجم را دیدند گفتند: این همان است که خدا و پیامبرش به ما وعده داده اند و خدا و پیامبرش به ما وعده داده اند و خدا و پیامبرش راست گفتند، و آنان را جز ایمان و تسلیم نیفزود. از مومنان مردانی هستند که آنچه را با خدا پیمان بستند راست آوردند بطوریکه از ایشان کسانی از عهده بر آمده در گذشتند و از ایشان کسانی منتظرند و هیچ تغییری در عهد خویش ندادند. تا خدا راستگویان را براستگوییشان پاداش دهد و منافقان را اگر بخواهد عذاب کند یا توبه آنان را بپذیرد زیرا خدا آمرزنده ای مهربان است. و خدا کسانی را که کافر شدند با خشمشان باز گردانید در حالیکه هیچ چیزی عایدشان نشده بود و خدا مومنان را از جنگ بی نیاز ساخت و خدا نیرومندی مقتدر است. و کسانی از اهل کتاب را که آنان کافران را پشتیبانی کردند از دژهایشان فرود آورد ووحشت به دلهایشان فرو افکند تا گروهی را بکشید و گروهی را اسیر کنید، و زمینشان و کشورشان و اموالشان و زمینی را که بر آن گام ننهادید به میراث شما داد، و خدا بر هر چیز تواناست. هان ای پیامبر، به همسرانت بگو:اگر زندگی دنیا و زیورش را می خواهید بیایید شما را چیزی دهم و رهایتان کنم رها کردنی زیبنده، و اگر خدا و پیامبرش و سرای آخرت را می خواهید بدانید که خدا برای زنان نیکوکار شما مزدی هنگفت آماده کرده است. ای زنان پیامبر، از شما هر کس کار زشت آشکاری بکند عذابش دو چندان افزوده شود، و این برای خدا آسان است، و از شما هر کس برای خدا و پیامبرش فرمانبرداری نماید و کار شایسته کند مزد وی را دو بار بدهیم و برای وی روزیی بزرگوارانه آماده کرده ایم. ای زنان پیامبر، شما مانند هیچیک از زنان نیستید، اگر از خدا پروا دارید درسخن نرمی نشان ندهید که آنکس که در دلش بیماریی است طمع کند و سخن پسندیده بگویید، و در خانه هایتان آرام بگیرید و زیور نمایی مکنید چون زیور نمایی جاهلیت، و نماز را بر پا دارید و زکات بپردازید و از خدا و پیامبرش فرمان برید.

خاندان پاک پیامبر

پنج تن آل عبا

پیامبر در خانه ام سلمه است. فاطمه سلام الله علیها هر کاره ای را که در آن آبگوشتی است می آورد. به او می فرماید:همسرت و دو پسرت را به خانه من دعوت کن. فاطمه رفته با علی و حسن و حسین علیهم السلام می آیند و در بهار خوابی که پیامبر در آن می خوابد می نشینند. زیر پای آنان چادر مشکی دستباف یمن گسترده است. از آن غذا می خورند. ام سلمه در اطاق مشغول خواندن نماز می شود که خداوند متعال این آیت را فرو می فرستد:
انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیراً.
بیگمان فقط خدا می خواهد تا پلیدی را از شما خاندانپیامبر بزداید و شما را پاک گرداند پاک گرداندنی.
بلافاصله پیامبر گوشه آن چادر مشکی را بلند کرده بر روی آنان می کشد و دستهایش را به آسمان می برد و می فرماید:خدایااینان خاندان منند و نزدیکان من. پلیدی را از آنان بزدای و آنان را پاک گردان پاک گرداندنی. ام سلمه که نمازش را به پایان برده است سر خود را به زیر چادر کرده می گوید:من هم با شمایم ای رسول خدا. می فرماید:تو عاقبت به خیری.(493)