فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

خبر فرجام بنی قریظه در میان یهودیان خیبر

پس از اعدام بنی قریظه، حسیل بن نویره اشجعی با دو روز راهپیمایی، خود را به خیبر می رساند. سران یهودبنی نضیر- سلام بن مشکم، کنانه بن ربیع ابی الحقیق- با یهودیان خیبر در انجمن خویش نشسته اند و در پی خبری از فرجام کاربنی قریظه اند. آنها می دانند که پیامبر خدا لشکر به محاصره آنها برده است و پیش بینی می کنند که عاقبت کار چه باشد؟ از او می پرسند:چه خبر داری؟ می گوید:خبر بسیار بدی! همه جنگجویان بنی قریظه دستگیر و به ضرب شمشیر کشته شدند! کنانه می پرسد:از حیی بن اخطب چه خبر؟ حسیل می گوید:نگونسار شد گردنش را زدند. و شروع می کند به بر شمردن یکایک سران آنها:کعب بن اسد، غزال بن سموئیل، و نباش بن قیس، که شاهد بودم در حضور محمد کشته شدند. سلام بن مشکم می گوید:همه اینها از چشم حیی بن اخطب بود که اول ما را بیچاره کرد و نظر ما را نپذیرفت تا از کشتزار و نخلستان و خانه مان بیرون رانده شدیم و ثروتمان را از دست دادیم و حالا هم که همکیشان ما به کشتن رفتند. و این که زن و بچه هایشان به بردگی رفتند از کشته شدن خودشان بدتر است! دیگر هیچ زن یهودی در حجاز نخواهد ماند. یهودیها دیگر قادر به اتخاذ تدبیر درست و گرفتن تصمیم قاطع نیستند.
خبر به زنهای یهودی می رسد. شیون سر می دهند و چاک بر گریبان می زنند و موهای خود را می کنند و بنا می کنند به عزاداری. زنهاء عشایر بیابانگرد عرب هم در مجالس عزای آنها شرکت می کنند. مردها نگران و غمدار به دور سلام بن مشکم جمع شده از او می پرسند:چه باید کرد؟
- شما که به کلمه ای از راهنمایی ها و تدابیر پیشنهادی من عمل نمی کنید چه فایده ای دارد که اظهار نظر کنم!
کنانه: حالا وقت عتاب و سرزنش نیست. می بینی که چه پیشامد سهمگینی رخ داده است.
- محمد کار یهودیان یثرب را یکسره کرده است. حالا وقت آن رسیده است که به طرف شما لشکر بکشد و به درون خانه تان بتازد و با شما همان کند که با بنی قریظه کرده است.
- خوب، حالا چه باید کرد؟
- همه یهودیان خیبر که تعدادشان زیاد است در لشکری متحد بر او بتازیم، یهودیان تیماءو فدک و وادی القری را نیز بسیج کنیم و از هیچیک از قبائل عرب کمک نگیریم. دیدید در جنگ خندق عربها با شما چه کردند؟ بعد از این که با آنها پیمان بستید که محصول خرمای خیبر را به آنها بدهید پیمان خود را نقض نمودند و شما را بیدفاع گذاشتند و با محمد به مذاکره نشستند که بخشی از محصول خرمای اوس و خزرج را به آنها بدهد. بعد هم دست از جنگ کشیده، بازگشتند. علاوه بر این، نعیم بن مسعود که یهود بنی قریظه آنقدر به او خوبی و از او پذیرایی کرده بودند آن نیرنگ را به نفع محمد به آنها زد! آری باید در حالی که آتش انتقام خونهایی که به تازگی و در گذشته ریخته است می سوزیم، لشکر به درون خانه اش بکشیم!
- تدبیر درست همین است.
در آن میان فقط کنانه مخالف است، و می گوید:من با قبائل عرب تجربه دارم و می دانم که آنها سخت با او دشمنند. دژهایی که ما در اینجا داریم مثل دژهای کنار یثرب نیست و بسیار مستحکم تراست. بهمین جهت، محد که از این حقیقت آگاه است هرگز برای جنگ با ما لشکرکشی نخواهد کرد. سلام بن مشکم اشاره به او می گوید:این آدمی است که نمی جنگد تا بیایند گردنش را ببندند!(492)

سوره مبارکه احزاب

تاریخ دو جنگ خندق و بنی قریظه از زبان وحی بر خوانده می شود:

بنام خداوند بخشاینده مهربان

هان ای پیامبر، از خدا پرواگیر و کافران و منافقان را فرمان مبر زیرا که خدا دانایی حکیم است، و آنچه را از پروردگارت به سوی تو وحی می شود پیروی کن زیرا خدا به آنچه می کنید آگاه است، و بر خدا توکل کن و خدا برای کارسازی بسنده است. خدا برای هیچ مردی دودل در اندرون او ننهاده است، و زنانتان را که به آنان پشت می کنید ظهار مادرانتان نساخته است و نه پسر خواندگانتان را پسرانتان قرارداده است، اینها سخنانی است که به زبان می آورید حال آنکه خدا حق را می گوید و او راه راست می نماید. آنان را بنام پدرانشان بخوانید، این نزد خدا درست تراست. پس اگر پدرانشان را نشناختند برادران دینی شما و آزاد شدگان شما باشند. و بر شما در مورد آنچه خطا کرده اید گناهی نباشد بلکه گناه آن باشد که دلهایتان قصد کند و خدا آمرزنده ای مهربان است. پیامبر به مومنان از خودشان نزدیک تر است، و همسرانش مادر ایشانند، و خویشاوندان نزدیک در کتاب خدا برخی به دیگران حقگیرترند از مومنان و مهاجران مگر این که وصیتی برای یاران خویش کنید، این حکم در کتاب رقم زده شده است. و چون از پیامبران پیمانشان را گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم، و از آنان پیمانی محکم گرفتیم تا راستگویان را درباره راستگوییشان بپرسد و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است. هان ای کسانی که ایمان آوردند که سپاهیانی بسراغتان آمدند پس بادی بر سرشان فرستادیم و سپاهیانی که آنها را ندیدند حال آنکه خدا به آنچه می کنید بیناست، آنگاه که از فرازتان و از فرودتان به سراغتان آمدند و آندم که چشم خیره گشت و جان به گلوگاه رسید و به خدا گمانها می بردید، آنجا بود که مومنان آزموده شدند و تکان خوردند تکانی سخت. و آنزمان که منافقان و کسانی که در دلهایشان بیماریی هست می گفتند خدا و پیامبرش به ما وعده های جز بفریب ندادند. و آنهنگام که دسته ای از آنان گفتند:ای مردم یثرب، جای ماندن نیست پس برگردید. در همانحال دسته ای از آنان از پیامبر مرخصی می خواهند، می گویند: خانهای ما قابل نفوذاست، حال آنکه قابل نفوذ نیست، قصدی جز کریختن ندارند. و اگر شهرشان از هر سویش به اشغال در میآمد آنگاه از آنان خواسته میشد که از دین بدر شوند البته بدر می شدند و جز اندک زمانی در آن شهر درنگ نمی کردند. و پیش از این با خدا پیمان بسته بودند که پشت به دشمن نکنند و پیمان خدا مسوولیت دارد. بگو: اگر از مرگ یا کشته شدن بگریزید گریز هرگز فایده ای به شما ندهد و در آنصورت جز اندکی برخورداری نیابید. بگو:کیست آن که شما را در برابر خدا مانع شود اگر پیشامد ناگواری برایتان اراده کند یا رحمتی برایتان اراده کند، و برای خویش در برابر خدا ولی و یاوری نیابند. اینک خدا کسانی از شما را که کار شکنیدر جنگ می کنند و به همعشیره های خویش می گویند به ما بپیوندید، و جز اندکی به کارزار در نیایند در حالیکه بر شما بخیلند می شناسد، بطوریکه چون ترس آید آنان را می بینی که تو را می نگرند چشمهایشان می چررسول خداچنان کسی که از ترس مرگ مدهوش شده باشد، اما چون ترس برود شما را با زبانهایی تیز بیازارند، در مورد مال بخیلند، اینان ایمان نیاورده اند، پس خدا کارهایشان را به هدر داد و این برای خدا آسان است. می پندارند. قبائل مشرک مهاجم هنوز نرفته اند، و اگر قبائل مشرک مهاجم بیایند آرزو می کنند کاش آنان در میان اعراب بیابانگرد می گشتند و درباره اخبار شما می پرسیدند، و اگر در میان شما می بودند جز اندکی کارزار نمی کردند. بیقین برای شما در وجود پیامبر خدا سر مشق نیکویی است برای کسی که خدا و دوران آخرت را امید برد و خدا را بسیار آرد. و چون مومنان قبائل مشرک مهاجم را دیدند گفتند: این همان است که خدا و پیامبرش به ما وعده داده اند و خدا و پیامبرش به ما وعده داده اند و خدا و پیامبرش راست گفتند، و آنان را جز ایمان و تسلیم نیفزود. از مومنان مردانی هستند که آنچه را با خدا پیمان بستند راست آوردند بطوریکه از ایشان کسانی از عهده بر آمده در گذشتند و از ایشان کسانی منتظرند و هیچ تغییری در عهد خویش ندادند. تا خدا راستگویان را براستگوییشان پاداش دهد و منافقان را اگر بخواهد عذاب کند یا توبه آنان را بپذیرد زیرا خدا آمرزنده ای مهربان است. و خدا کسانی را که کافر شدند با خشمشان باز گردانید در حالیکه هیچ چیزی عایدشان نشده بود و خدا مومنان را از جنگ بی نیاز ساخت و خدا نیرومندی مقتدر است. و کسانی از اهل کتاب را که آنان کافران را پشتیبانی کردند از دژهایشان فرود آورد ووحشت به دلهایشان فرو افکند تا گروهی را بکشید و گروهی را اسیر کنید، و زمینشان و کشورشان و اموالشان و زمینی را که بر آن گام ننهادید به میراث شما داد، و خدا بر هر چیز تواناست. هان ای پیامبر، به همسرانت بگو:اگر زندگی دنیا و زیورش را می خواهید بیایید شما را چیزی دهم و رهایتان کنم رها کردنی زیبنده، و اگر خدا و پیامبرش و سرای آخرت را می خواهید بدانید که خدا برای زنان نیکوکار شما مزدی هنگفت آماده کرده است. ای زنان پیامبر، از شما هر کس کار زشت آشکاری بکند عذابش دو چندان افزوده شود، و این برای خدا آسان است، و از شما هر کس برای خدا و پیامبرش فرمانبرداری نماید و کار شایسته کند مزد وی را دو بار بدهیم و برای وی روزیی بزرگوارانه آماده کرده ایم. ای زنان پیامبر، شما مانند هیچیک از زنان نیستید، اگر از خدا پروا دارید درسخن نرمی نشان ندهید که آنکس که در دلش بیماریی است طمع کند و سخن پسندیده بگویید، و در خانه هایتان آرام بگیرید و زیور نمایی مکنید چون زیور نمایی جاهلیت، و نماز را بر پا دارید و زکات بپردازید و از خدا و پیامبرش فرمان برید.