فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

سوره مبارکه حشر

درباره لشکرکشی برسربنی نضیر همه سوره مبارکه حشر فرود می آید.(445)

بنام خداوند بخشاینده مهربان

آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمین است خدا را به پاکی ستودند و او مقتدر حکیم است. اوست که کسانی از اهل کتاب را که کافر شدند از دیارشان بیرون راند برای اولین کوچاندن، باور نمی کردید که بیرون روند، و گمان بردند که دژهایشان در برابر خدا از آنان حفاظت خواهد کرد، پس خدا از جایی در رسیدشان که حسابش را نکرده بودند و وحشت به دلهایشان افکند تا خانه هایشان را بدست خویش و بدست مومنان خراب می کردند، اینک عبرت آموزید ای خداوندان بصیرت. و اگرنه آن بود که خدا کوچیدن را بر آنان مقدر کرده بود حتماًآنان را در دنیا عذاب می کرد و در آخرت برای آنان عذاب آتش است. آن بدین سبب است که با خدا و پیامبرش مخالفت کردند، و هر کس با خدا مخالفت ورزد بداند که خدا سخت کیفر است. هر چه از خرما بنان بریدید یا آن را ایستاده بر ریشه اش رها ساختید به اذن خدا بوده است و تا زشت کاران را سر افکنده گرداند. و آنچه خدا از اموال آنان به پیامبرش به غنیمت داد نه بر آن اسب تازانید و نه شتر بلکه خدا پیامبرانش را بر هر کس بخواهد مسلط گرداند و خدا بر هر چیزی تواناست. آنچه خدا از اموال اهالی آن دهکده ها به پیامبرش به غنیمت داد از آن خداست و از آن پیامبر است و از آن خویشاوندان و یتیمان و بیچارگان و راه ماندگان تا میان توانگران شما دست بدست نگردد، و آنچه پیامبر به شما داد باید آن را بگیرید و از آنچه شما را از آن بر حذر داشت دست بدارید و ازخدا پروا گیرید زیرا خدا سخت کیفر است. از آن فقیران مهاجری است که از دیار و خانه و مزارعشان بیرون رانده شدند در حالیکه بخشایشی و خشنودیی از خدا می جستند و خدا و پیامبرش را یاری می دادند، اینان هستند که راستگویند. و کسانی که پیش از ایشان جای در مدینه و در ایمان گرفتند در حالیکه هر کس را که سوی آنان هجرت می کرد دوست می داشتند و در دل خویش نسبت به آنچه داشتند نیازی احساس نمی کردند و دیگران را بر خویشتن مقدم می داشتند گر چه آن چیز اختصاصی ایشان می بود و کسانی که بخل و آز درون مهار کنند آری اینان همان رستگارانند. و کسانی که پس از ایشان آمدند بگویند: پروردگار ما، ما را بیامرز و برادران ما را که در ایمان بر ما پیشی جستند و در دلهای ما کینه ای نسبت به کسانی که ایمان آوردند منه زیرا تو مهر پویی مهربانی. آیا ننگریستی به آنان که نفاق ورزیدند که به برادران خود- آنعده از اهل کتاب که کافر شدند- می گویند: اگر بیرون رانده شدید حتماًما همراه شما بیرون خواهیم آمد و هیچگاه در مورد شما از هیچکس فرمان نخواهیم برد و اگر با شما جنگیده شود حتماًشما را یاری خواهیم کرد، در حالیکه خدا شهادت می دهد که آنان قطعاًدروغگویند. اگر آنان بیرون رانده شوند اینان همراهشان بیرون نخواهند رفت و اگر با آن جنگیده شود آنان را یاری نخواهند کرد و اگر هم آنان را یاری کنند البته به هزیمت پشت بگردانند آنگاه یاری هم نشوند. براستی شما در دلهای آنان وحشت انگیزتر از خدایید. آن بدین سبب است که آنان مردمی هستند که دینشناسی ندارند. با جمع شما نمی جنگند مگر در دهکده های با حصار یا از پشت بارو، آسیب رسانی آنان در میان خودشان شدید است، آنان را متحد پنداری حال آنکه دلهایشان پراکنده است. آن بدین سبب است که آنان مردمی هستند که به خرد در نمی یابند. مثل سرگذشت کسانی که اندکی پیش از اینان بودند و نتیجه کارشان را به کیفر چشیدند و برای آنان عذابی دردناک است. چون سر گذشت شیطان که به انسان گفت: کافر شو. پس وقتی کافر شد شیطان گفت: من از تو بیزارم زیرا من از خدا که پروردگار عالمهای آفریدگان است بیم دارم. پس سرانجام آن دو این شد که هر دو در آتش باشند در آن جاودان بمانند و این سزای ستمکاران باشد. هان ای کسانی که ایمان آوردند، از خدا پروا گیرید زیرا خدا از آنچه می کنید آگاه است. و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند در نتیجه خدا خودشان را از یاد ببرد، اینان همان زشتکارانند. همدمهای دوزخ با یاران بهشت یکسان نیستند، یاران بهشت همان برندگانند. اگر این قرآن را بر کوهی فرود آورده بودیم البته آنرا می دیدی که تن فروهشته و پاره پاره از ترس خدا گشته است، و این مثلها را برای آدمیان می زنیم مگر آنان بیاندیشند. او خدایی است که معبودی جز او نیست دانای غیب و مشهودی که او بخشاینده مهربان است. او خدایی است که معبودی جز او نیست، فرمانروای منزه بری از نقص ایمنی بخش سیطره دار مقتدر بقهر گرداننده بس عظیم، برترآمد خداوند از آنچه با وی انباز گیرند. او خدای آفریننده گونه پرداز نقش آفرینی است که نامهای نیکو همه او راست، آنچه در آسمانها و زمین است او را به پاکی می ستاید و او مقتدر حکیم است.

غنائم و املاک بنی نضیر

عمر به پیامبر می گوید: خمس آنچه را که از بنی نضیر به دست آورده ای مثل غنائم بدر جدا نمی کنی؟ می فرماید: در مورد آنچه خدای عزوجل از میان مومنان به من اختصاص داه است آنگونه عمل نمی کنم که در مورد آنچه مسلمانان در آن سهیم اند. در سالهای آخر، پیامبر سه ملک اختصاصی دارد. بگفته عمربن خطاب یکی مزارع و نخلستانهای بنی نضیر است که وقف پیشامدها و امور عمومی است، دیگری فدک است که صرف راه ماندگان می شود، سومی خیبر است که آن را به سه بخش تقسیم کرده است دو بخش را به مهاجران اختصاص داده است و از بخش سوم خرج خانواده و خویشاوندانش می کند واگر چیزی زیاد آمد به مهاجران فقیر می دهد. اما بگفته ابو عفیر خرجی خانواده و خویشاوندانش را از مزارع و نخلستانهای بنی نضیر می دهد، و اینها ملک اختصاصی اوست، از در آمد آن به هر کس می خواهد می دهد و از هر کس می خواهد باز می دارد. زیرا نخلها هم زراعت می کنند و کشته بسیار هست بطوریکه نیاز سالیانه همسرانش و همه افراد بنی عبدالمطلب به جو و خرما از محصولات همین نخلستانها و مزارع است و آنچه را که از خرجی آنان زیاد آمده است صرف پرورش و نگهداری اسب و خرید اسلحه می کند چنانکه در دوره حکومت ابوبکر و عمر مقادیری از سلاحهایی که رسول خدا خریده است باقی است. مسوولیت نگهداری و سرپرستی املاک بنی نضیر با رافع آزاد شده پیامبر است که گاهی نوبر آنها را به خدمت پیامبر می آورد. صدقه های پیامبر از این املاک است و از مزارع و اموالی که مخیریق به پیامبر داده است. اینها هفت باغ بزرگ است: میثب، صافیه، دلال، حسنی، برقه، اعواف، و مشربه ام ابراهیم که مادر ابراهیم- همسر پیامبر- در آنجا زندگی می کند و پیامبر در آنجا نزد این همسرش می رود.
وقتی پیامبر از محله بنی عمرو بنی بن عوف به مدینه منتقل شده است مهاجران نیز منتقل شده اند. انصار بر سر این که مهاجران به خانه آنها بیایند به رقابت برخاسته اند تا ناچار متوسل به قرعه کشی شده اند بطوریکه هر یک از آنان بقید قرعه به خانه مردی از انصار در آمده است. بعدها، مادر علاءمی گوید: عثمان بن مظعون در در قرعه کشی نصیب ما شد، و تا هنگام مردنش در خانه مابود. مهاجران همچنان در خانه و مزرعه انصار زندگانی و کار می کنند. پس از جنگ بنی نضیر، پیامبر، ثابت بن قیس بن شماس را فرا می خواند و به او می فرماید: هموطنانت را به اینجا دعوت کن. می پرسد: ای رسول خدا، منظورتان خزرج است؟ می فرماید: همه انصار. ثابت بن قیس، همه مردان اوس و خزرج را به خدمت پیامبر دعوت می کند. پیامبر پس از سپاس و ستایش خداوند، از انصار یاد می کند و از رفتاری که با مهاجران داشته اند و این که آنان را در خانه های خویش منزل داده اند و در مورد آنچه از نعمت داشته اند نسبت به آنان ایثار نموده آنان را بر خویشتن مقدم داشته اند. آنگاه می افزاید: اگر مایل باشید دارایی بنی نضیر را که خدا به من اختصاص داده است میان شما و مهاجران تقسیم می کنم ولی مهاجران همینگونه که اکنون در خانه و مزارع شما جای دارند می مانند. و اگر هم مایل باشید اینها را به آنان می بخشم تا از خانه های
شما بیرون روند؟ سعد بن عباده و سعد بن معاذ می گویند: ای پیامبر خدا، بالاتر از این، آنها را در میان مهاجران تقسیم کن و در عین حال آنان مثل سابق در خانه های ما بمانند. انصار هم فریاد بر می آورند که ای رسول خدا، ما این پیشنهاد را قبول داریم و خوشحال هم هستیم. پیامبر می فرماید: خدایا، بر انصار و بر فرزندان انصاررحمت آر. آنگاه آنچه را خدا نصیب او فرموده است به مهاجران می بخشد و هیچ از آنها به کسی از انصار نمی دهد جز به دو انصاری نیازمند: سهل بن حنیف و ابودجانه. شمشیر سلام بن ابی حقیق را نیز- که شمشیر معروفی است- به سعد بن معاذ عطا می فرماید. سهم عده ای از مهاجران از مزارع و نخلستانها و چاههای آب بنی نضیر در تاریخ ثبت است.(446)