فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

نماز جمعه سیزدهم شوال

عبدالله بن ابی این افتخار را بدست آورده است که هر جمعه پیش از نماز برخاسته چند کلمه ای سخن می گوید. چون رسول خدا از جنگ بدر(422)به مدینه باز می گردد، در اولین جمعه پیش از نماز عبدالله بن ابی برخاسته چنین می گوید: این پیامبر خداست که در میان شما حضور دارد و خدا شما را به وسیله او به کرامت رسانده است، او را یاری کنید و از او فرمان ببرید. چون در جریان جنگ احد آن کارها از او سر می زند، وقتی در اولین جمعه پس از جنگ احد بر می خیزد تا سخنی بگوید تنی چند از انصار- و نه از مهاجران- برخاسته به طرف او می روند و پرخاش می کنند که بنشین ای دشمن خدا! در آن میان ابو ایوب و عباده بن صامت با وی تندتر از دیگرانند. ابو ایوب ریش او را می گیرد و عباده بن صامت دست بر گردن او نهاده او را پیش می راند و به او می گویند: تو لایق این مقام و کار نیستی! در آنحال پسرش- عبدالله بن عبدالله بن ابی- همچنان در میان مسلمانان نشسته است و حتی روی خویش را هم به طرف پدر نمی گرداند. وقتی او را رها می کنند در حالیکه از بالای سر مسلمانانی که در مسجد نشسته اند می گذرد و می گوید:مثل اینکه من حرف بدی زده ام! پاشدم تا از او پشتیبانی کنم! بیرون مسجد، معوذ بن عفراءبه او برمی خورد و می پرسد: چه شده است؟ جواب می دهد: برخاستم تا مثل همیشه چند کلمه ای سخن بگویم، عده ای از هموطنانم مانع من شدند. از همه خشن تر عباده و خالد بن زید بودند. به او می گوید: برگرد تا رسول خدا برایت آمرزش بطلبد. می گوید: نمی خواهم برایم آمرزش بطلبد!(423)

بر مزار شهیدان احد

پیامبر با تنی چند از مسلمانان به مزار شهیدان احد می آید. همین که به دهانه دره می رسد با بانگ بلند می فرماید: السلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار. سلام بر شما بخاطر آن شکیبایی که کردید، پس خوشا سرای آخرتتان. و بر مزارشان می فرماید: شهادت می دهم که اینان در دوران رستاخیز شهیدان وشاهدان درگاه خدایند. بنابراین، به سراغشان بیایید و زیارتشان کنید و بر آنان سلام گویید. سوگند به آنکه جانم در دست اوست به هر کس که به آنان سلام گوید تا به دوران رستاخیز سلام می گویند و درود می فرستند. از آن پس، پیامبر هر ساله به زیارتشان می آید.
فاطمه دختر پیامبر خدا هر دو سه روزی یکبار به مزار شهیدان احد می آید و آنجا دعا می خواند و گریه می کند.
بعدها سعد بن ابی وقاص می خواهد به مزرعه ای که در بیشه زار دارد برود از پشت مزار شهیدان آمده سه بار: السلام علیکم. و به همراهانش می گوید: آیا به کسانی که جواب سلامتان را می دهند سلام نمی کنید؟ چه، هر کس به آنان سلام گوید تا به دوران رستاخیز جواب سلامش را تکرار می کنند. ابو سعید خدری نیز هرگاه به مزارحمزه می آید دعا می کند و به همراهانش می گوید: هر کس به اینان سلام گوید جواب سلامش را می دهند بنابراین پسوسته به آنان سلام گویید و به زیارتشان بیایید. محمد بن مسلمه و سلمه بن سلامه بن وقش نیز به احد می آیند و نخست بر مزار حمزه بر او سلام می گویند و لختی درنگ می کنند و سپس بر مزار عبدالله پسر عمرو بن حرام و مزار دیگر شهیدان آنجا می ایستند و سلام می گویند. ام سلمه- همسر پیامبر- هر ماه یک روز را در آنجا می ماند. روزی با خدمتکارش- نبهان- می آید. نبهان به آنان سلام نمی گوید. ام سلمه او را توبیخ می کند که بر آنان سلام نمی گویی؟ بخدا سوگند هر کس به آنان سلام گوید تا به دوران رستاخیز جواب سلامش راتکرار می کنند. عبدالله بن عمرو هرگاه می خواهد به بیشه زار برود همین که ذباب. می رسد راه خود را کج کرده به کنار مزار شهیدان می آید و سلام می گوید، آنگاه به ذباب برگشته روی به بیشه زار می نهد، و نمی پسندد که از روی مزارشان عبور کند. فاطمه خزاعیه- که محضر پیامبر را درک کرده است- می گوید: خواهرم همراه من بود و می رفتیم. آفتاب غروب کرده بود که به مزار شهیدان احد رسیدیم. به خواهرم گفتم: بیا تا مزار حمزه سلامی بگوییم و برویم. گفت: باشد. بر مزارش ایستاده گفتیم: سلام بر تو ای عموی پیامبر خدا! این بانگ بر آمد که بر شما دو نفر هم سلام و رحمت خدا باد! هیچکس هم در کنار ما دو نفر نبود.(424)

گزارش تاریخی جنگ احد