فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

دین فروشی یهود

عده ای از علمای یهود که فقیرند دچار قحطی می شوند و به مدینه پیش کعب بن اشرف می آیند. کعب از آنها می پرسد: بنظر شما بنابر نوشته کتابهایتان این مرد پیامبر خداست؟ می گویند: آری،، مگر تو این را نمی دانی؟ می گوید: نه! می گویند: ما گواهی می دهیم که او بنده خدا و فرستاده اوست. می گوید: با این حرف، خدا شما را از نعمت بسیاری محروم ساخت. وقتی شما پیش من آمدید من تصمیم گرفتم به شما خواروبار بدهم و به افراد خانواده تان لباس بدهم. اما خدا شما وافراد خانواده تان را محروم ساخت. می گویند: امر او بر ما مشتبه شده است. اجازه بده تا با او ملاقات کنیم! آنگاه رفته خصوصیاتی را در کتاب می نویسند که با خصوصیات پیامبر موعود تفاوت دارد، و به خدمت پیامبر آمده با او گفتگو کرده سوالهایی را مطرح می سازند. بعد پیش کعب برگشته می گویند: ما فکر می کردیم او فرستاده خداست. اما وقتی پیش او رفتیم دیدیم او خصوصیاتی را که برای ما شرح داده شده بود ندارد و دیدیم خصوصیات وی بر خلاف آن چیزهایی است که در کتابهای ما مکتوب است. و آنچه را بدست خویش نگاشته اند بیرون آورده و به او نشان می دهند. کعب، خوشحال می شود و به آنها خواروبار و پول خرجی می دهد. اشاره به این واقعه، چنین وحی می رسد:
ان الذین یشترون بعهدالله و ایمانهم ثمناًقلیلاًاولئک لا خلاق لهم فی الآخره و... (280)
بیگمان، کسانی که عهد خدا و سوگند هایشان را به بهای اندکی می فروشند آنان نصیبی در آخرت ندارند و خدا در دوران رستاخیز با آنان سخن نگوید و به آنان نظر نکند و آنان را بی آلایش نگرداند و عذابی دردناک دارند. و بیشک از آنان دسته ای هستند که زبان با کتاب چنان می چرخانند که شما آن را از کتاب آسمانی بپندارید در حالیکه آن از کتاب آسمانی نیست. و می گویند: این از جانب خداست، حال آنکه آن از جانب خدا نیست، و به خدا دروغ می بندند در حالیکه آگاهند. هیچ انسانی را نسزد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبری دهد آنگاه به آدمیان بگوید: بجای خدا بنده من باشید! بلکه باید بگوید: بخاطر این که کتاب آسمانی می آموختید و بخاطر این که مطالعه و تدریس می کردید باید خدا پرست باشید. و نه به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را ارباب خویش گیرید. آیا پس از اینکه شما مسلمان شده اید شما را به کفر فرمان می دهد؟! و آنگاه که خدا از پیامبران پیمان گرفت که آنچه از کتاب و حکمت به شما دادم آنگاه پیامبری نزدتان آمد که تصدیق کننده آن بود که با شماست باید که به وی ایمان آورید و باید که به وی کمک کنید، فرمود: آیا اقرار دارید و قید پیمانم را به گردن گرفتید؟ گفتند: اقرار داریم. فرمود: گواه باشید که من هم با شما گواهم. پس کسی که بعد از آن روی بگردانید، آنان هستند که زشتکارند. آیا با وجود این جز دین خدا دینی می جویند؟ حال آنکه هر کس در آسمانها و زمین است خواه و نا خواه تسلیم وی است و بسوی او باز گردانده میشوند. بگو: به خدا و آنچه بر ما فرود آمده و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از طرف پروردگارشان داده شده است ایمان آوردیم، میان هیچیک از آنان با دیگران جدایی قایل نمیشویم، و ما به او تسلیم هستیم. و هر کس دینی جز اسلام بجوید هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است. چگونه خدا قومی را که پس از ایمانشان و این که شهادت دادند به این که پیامبر حق است و دلائل روشن به ایشان رسید کافر شدند هدایت می کند؟ حال آنکه خدا قوم ستمکار را هدایت نمی کند. آنان کیفرشان این است که لعنت خدا و فرشتگان و آدمیان همگی بر آنان باشد. در آن آتش ماندگارند، عذاب از آنان کاستی نپذیرد و نه آنان مهلت داده شوند، مگر کسانی که پس از آن توبه آوردند و کار شایسته کردند که بیگمان خدا آمرزنده ای مهربان است. بیگمان کسانی که پس از ایمانشان کافر شدند آنگاه بر کفر خویش افزودند هرگز توبه شان پذیرفته نشود و ایشان همان گمراهانند. بیشک کسانی که کافر شدند و در حالیکه کافر بودند مردند هرگز از هیچیک از آنان اگر همه زمین را آکنده از طلا فدیه بدهد پذیرفته نشود، اینان عذابی دردناک دارند و هیچ یاری کننده ای ندارند. هرگز به نیکوکاری نرسید مگر آنگاه که از آنچه دوست میدارید انفاق کنید، و هر چیز که انفاق کنید بیگمان خدا به اان داناست. هر خوراکی برای بنی اسرائیل حلال بود مگر آنچه اسرائیل یعقوب پیش از آنکه تورات فرود آید بر خود حرام کرد. بگو: تورات را بیاورید آنگاه آنرا بر خوانید اگر راست می گویید. پس هر کس بعد از آن دروغی را به خدا بهتان بست آنان ستمکاران باشند. بگو: خدا راست گفت. پس کیش توحید گرایی ابراهیم را پیرویی کنید که از مشرکان نبود. بیشک، نخستین پرستشکده ای که برای این آدمیان بنا نهاده شد همان است که در بکه است، مبارک است. مقام ابراهیم. و هر که بدان در آید در امان باشد، و برای خدا بر عهده آدمیان حج آن خانه است بر هر کس که راه به سویش تواند برد. و کسی که کافر شود بیگمان خدا از عالمهای آفریدگان بی نیاز است. بگو: ای اهل کتاب، چرا به آیت های خدا کفر می ورزید حال آنکه خدا بر آنچه می کنید شاهداست؟ بگو: ای اهل کتاب، چرا کسی را که ایمان آورده از راه خدا باز میدارید و آن را کژ می خواهید حال آنکه شما گواهید و خدا از آنچه می کنید غافل نیست؟ (281)

توطئه یهود

برای برهم زدن وحدت مسلمانان

شاس بن قیس یهودی سالخورده ای است که رگ و ریشه اش در جاهلیت رشد کرده است و در کفر سر سخت است و نسبت به مسلمانان کینه ای شدید دارد و سخت حسد می ورزد. بر انجمنی متشکل از یاران پیامبر که از دو قبیله اوس و خزرج هستند می گذرد. آنان سر گرم گفتگویند. وقتی می بیند مردان اوس و خزرج پس از آنهمه جنگ و ستیز که در دوره جاهلیت داشته اند چنین با الفت و مهربانی ووحدت در سایه اسلام گرد هم جمعند به خشم می آید و با خود می گوید: مردم یثرب در این متحد و همدرد شده اند و ما یهودیان در صورتی که آنان متحد باشند آرامش و آسایش نخواهیم داشت! آنگاه به جوان یهودیی که همراه اوست می گوید: برو در جلسه آنها شرکت کن، آنوقت داستان جنگ بعاث را پیش بکش و حوادث آن جنگ را داستان کن، و پاره ای از اشعاری را که علیه یکدیگرساخته بودند بخوان- جنگ بعاث جنگی است که از میان اوس و خزرج اتفاق افتاده است و غلبه با اوس و شکست با خزرج بوده است. جوان یهودی همی کار را می کند. آنان هم سخن از وقایع و اشعار آن جنگ را بر زبان می آورند تا کارشان به کشمکش و تفاخر می کشد و اوس بن قیظی از قبیله اوس با جابر بن صخر از قبیله خزرج بنای پرخاش را می گذارند و گلاویز می شوند، و یکی به دیگری می گوید: اگر دلت بخواهد آن جنگ را تکرار خواهیم کرد! بطوریکه هر دو قبیله بر آشفته و خشمگین می گردند و به همدیگر می گویند برویم به سراغ اسلحه مان! وعده ما با شما فردا در حره. این را می گویند و به طرف میدا موعود پیش می روند در حالیکه افراد عشایر مختلف اوس و خزرج مثل همان ادعاهای جاهلی به خویشاوندان خود می پیوندند و در برابر هم صف آرایی می کنند. خبر به پیامبر می رسد. با عده ای از مهاجران که همراه او هستند شتابان به طرف آنها می رود و بانگ بر می دارد: آی مردم مسلمان! شعارهای جاهلی می دهید حال آنکه من در میان شما هستم آنهم پس از این که خدا بوسیله اسلام شما را به کرامت و عزت رسانده است و کینه ها و آثار جاهلیت را از میان شما ببرده است و دلهای شما را به هم الفت بخشیده است تا به صورت یک عده کافر بر می گردید به اوضاع و احوالی که داشتید؟! خدایرا به یاد آورید! خدایرا به یاد آورید! مسلمانان که به خود می آیند می فهمند که این وسوسه شیطان و توطئه ای از طرف دشمنان بوده است. اسلحه را به زمین می افکنند و گریه سر می دهند و همدیگر را در آغوش می گیرند، و بعد همراه پیامبر خدا با نهایت فرمانبرداری و انضباط به شهر بر می گردند. جابر بن عبدالله انصاری که شاهد واقعه است بعدها می گوید: ابتدا برای ما ناخوشایندتر از این نبود که سر و کله رسول خدا پیدا شود. او با دست به ما اشاره کرد و ما را به آرامش و سکوت خواند، و ما دست از پیکار نگهداشتیم و خدا میانه ما را به آشتی آورد، تا چهره ای خوشایندتر از رسول خدا برای ما نبود. من روزی را به یادندارم که ابتدای آن زشت تر و وحشتناک تر از آن روز و پایانش زیباتر و خوش تر از آن روز باشد! در این باره، خداوند چنین وحی می فرستد:
یا ایها الذین آمنوا ان تطیعوا فریقاًمن الذین اوتوالکتاب یردوکم بعد ایمانکم کافرین و... (282)
هان ای کسانی که ایمان آوردند، اگر دسته ای از کسانی را که کتاب آسمانی دریافت کرده اند پیروی کنید شما را پس از ایمانتان بصورت جمعی کافر بر می گردانند. و چگونه کافر میشوید حال آنکه آیت های خدا بر شما خوانده میشود و پیامبرش در میان شماست و هر کس به خدا چنگ آویزد قطعاًبه راهی راست ره برده باشد؟ هان ای کسانی که ایمان آوردند از خدا پروا گیرید انسان که در خور پروا گرفتن باشد و جز در حالیکه مسلمان باشید نمیرید. و همگی چنگ به ریسمان خدا بزنید و از هم مپراکنید و نعمت خدا را بر خویشتن بیاد آورید آنگاه که دشمن یکدیگربودید و دلهایتان را بهم الفت بخشید تا در پرتو نعمتش برادر شدید و بر لبه پرتگاهی از آتش بودید تا شما را از آن برهانید، بدینسان خدا آیاتش را برای شما بیان میدارد تا مگر شما راه یابید. و باید که از شما گروهی باشند که دعوت به خیر می کنند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند، و ایشانند که رستگارند. و مانند کسانی مباشید که پراکنده شدند و پس از آنکه دلایل روشن به ایشان رسید اختلاف پیدا کردند، و اینان عذابی سهمگین دارند، در دورانی که رویهایی سپید گردد و رویهایی سیاه گردد، اما کسانی که رویهایشان سیاه گشت به آنان گفته شود: آیا پس از ایمانتان کافر شدید! پس اینک عذاب را بسبب آن کفر که می ورزید بچشید. و اما کسانی که رویهایشان سپید گشت در رحمت خدا قرار دارند، آنان در آن ماندگارند.
این، آیت های خداست که آن رابر تو می خوانیم و خدا آن نیست که ستمی برای عالمهای آفریدگان بخواهد. و آنچه در آسمانها ست و آنچه در زمین است از آن خداست و کارها بسوی خدا باز برده میشود. شما بهترین امتی هستید که برای آدمیان پدید آورده شده است، امر به معروف می کنید و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان می آورید. و هرگاه اهل کتاب ایمان آورده بودندالبته برای آنان بهتر بود، از آنان عده ای مومنند و بیشترشان زشتکارند. هرگز زیانی به شما نزنند جز رنجاندن، و اگر با شما بجنگند پشت به شما کرده بگریزند آنگاه هیچ یاری نشوند. ذلت بر آنان مقررگشت هر جا که یافته شوند مگر به سببی از خدا و سببی از آدمیان، و گرفتار خشمی از خدا گشتند و بیچارگی و فقر بر آنان سیطره یافت. آن بدین سبب است که به آیات خدا کفر می ورزیدند و پیامبران را بنا حق می کشتند، آن بسبب نافرمانیی است که ورزیدند و تجاوز از احکام خدا می کردند. برابر نباشند، از اهل کتاب گروهی هستند که به پرستش ایستاده آیات خدا را سراسر شب تلاوت می کنند در حالیکه آنان در سجده اند، به خدا و دوران آخرت ایمان میآورند و امر بمعروف می کنند و نهی از منکر می کنند و در کارهای خیر شتاب می ورزند، و آنان از شایسته کردارانند، و هر چه از خیر کنند هرگز ناسپاسی نبینند و خدا به احوال پرهیزگاران داناست. بیگمان کسانی از اهل کتاب که کافر شدند اموالشان و فرزندانشان در برابر خدا هیچ بکارشان نیاید و ایشان همدم آتشند، آنان در آن ماندگارند، مثل آنچه در این زندگی دنیا انفاق می کنند چون مثل بادی است که در آن سرما باشد و به کشتزار عده ای که بر خود ستم کردند بورزد تا آن را از بین ببرد، و خدا به آنان ستم نکرده باشد بلکه به خودشان ستم کنند. هان ای کسانی که ایمان آوردند همرازی جز از خودتان مگیرید، در تباهی اندیشه تان هیچ کوتاهی نکنند، آنچه شما را به زحمت اندازد دوست میدارند، اینک کینه از دهانشان آشکار است و آنچه دلهایشان در بر دارد سهمگین تر است. اینک آیات را برای شما روشن ساختیم اگر شما به خرد دریابید. هان این شمایید. که آنان را دوست میدارید حال آنکه شما را دوست نمیدارند و به همه کتابها ی آسمانی ایمان می آورید، و چون با شما دیدار کنند گویند: ایمان آوردیم. و چون به خلوت روند علیه شما انگشت از خشم بدندان گزند. بگو: از خشمتان بمیرید، زیرا که خدا به آنچه در ضمیر است بسیار داناست. اگر پیشامد خوبی برایتان رخ دهد آنان را ناراحت میسازد و اگر پیشامدبدی به شما برسد از آن شادمان شوند. و اگر شکیبایی ورزید و پرهیزگاری کنید حیله بد خواهانه آنان هیچ آسیبی به شما نرساند زیرا که خدا به آنچه می کنند احاطه دارد. (283)