فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

نیرنگ و توطئه یهود

دوازده نفر از احبار یهود خیبر توطئه می چینند و می گویند: بامدادان بدون اعتقاد و فقط به زبان وارد دین محمد شوید و شامگاهان به آن کافر شوید و بگویید ما در کتابهایمان مطالعه کردیم و با علمای خویش مشورت نمودیم و دیدیم محمد پیامبر نیست و دروغگویی وی و باطل بودن دینش بر ما آشکار گشت. چون اگر چنین کنید پیروانش در دین او دچار شک و تردید خواهند گشت و با خود خواهند گفت: اینها صاحب کتاب آسمانی هستند و بهتر از ما حقیقت پیامبری و پیامبران خبر دارند. و از دین خویش بدر گشته به دین شما در خواهند آمد. خداوند متعال در این خصوص آیه ای فرو فرستاده پیامبرش محمد ص و مومنان را از این توطئه آگاه می سازد:
و قالت طائفه من اهل کتاب آمنوا بالذی انزل علی الذین آمنوا وجه النهار و اکفروا آخره لعلهم یرجعون... (278)
گروهی از اهل کتاب گفتند: در آغاز روز به آنچه بر آنان که ایمان آوردند و فرو فرستاده شد ایمان آورید و در پایان روز بدان کافر شوید شاید آنان مومنان بر گردند، و جز کسانی را که دین شما را پیروی کردند باور مکنید- بگو: هدایت، هدایت خداست- و نه این را که به کسی مثل آن دهند که به شما داده شد یا کسانی بتوانند نزد پروردگارتان علیه تان حجت آورند. بگو: فزونی و برتری به دست خداست آنرا به هر که خواهد بدهد و خدا فراخی دهنده ای داناست، هر که را خواهد به رحمت خویش اختصاص دهد و خدا دارای دهشی بیکران است. و کسانی ازاهل کتاب هستند که اگر او را گنجینه ای به امانت بسپاری آنرا به تو باز می دهد، و از آنان کسانی هم هستند که اگر او را دیناری به امانت بسپاری آنرا به تو باز ندهد مگر تا زمانی که بالای سرش ایستاده باشی، این بدان سبب است که گفتد: در حق مردم بی کتاب آسمانی هر چه کنیم بر ما گناهی نباشد! و بر خدا دروغ می بندند در حالیکه آنان میدانند. آری، کسی که به عهد خویش وفا کند و پر هیز گاری نماید بیشک خدا پرهیزگاران دوست میدارد. (279)

دین فروشی یهود

عده ای از علمای یهود که فقیرند دچار قحطی می شوند و به مدینه پیش کعب بن اشرف می آیند. کعب از آنها می پرسد: بنظر شما بنابر نوشته کتابهایتان این مرد پیامبر خداست؟ می گویند: آری،، مگر تو این را نمی دانی؟ می گوید: نه! می گویند: ما گواهی می دهیم که او بنده خدا و فرستاده اوست. می گوید: با این حرف، خدا شما را از نعمت بسیاری محروم ساخت. وقتی شما پیش من آمدید من تصمیم گرفتم به شما خواروبار بدهم و به افراد خانواده تان لباس بدهم. اما خدا شما وافراد خانواده تان را محروم ساخت. می گویند: امر او بر ما مشتبه شده است. اجازه بده تا با او ملاقات کنیم! آنگاه رفته خصوصیاتی را در کتاب می نویسند که با خصوصیات پیامبر موعود تفاوت دارد، و به خدمت پیامبر آمده با او گفتگو کرده سوالهایی را مطرح می سازند. بعد پیش کعب برگشته می گویند: ما فکر می کردیم او فرستاده خداست. اما وقتی پیش او رفتیم دیدیم او خصوصیاتی را که برای ما شرح داده شده بود ندارد و دیدیم خصوصیات وی بر خلاف آن چیزهایی است که در کتابهای ما مکتوب است. و آنچه را بدست خویش نگاشته اند بیرون آورده و به او نشان می دهند. کعب، خوشحال می شود و به آنها خواروبار و پول خرجی می دهد. اشاره به این واقعه، چنین وحی می رسد:
ان الذین یشترون بعهدالله و ایمانهم ثمناًقلیلاًاولئک لا خلاق لهم فی الآخره و... (280)
بیگمان، کسانی که عهد خدا و سوگند هایشان را به بهای اندکی می فروشند آنان نصیبی در آخرت ندارند و خدا در دوران رستاخیز با آنان سخن نگوید و به آنان نظر نکند و آنان را بی آلایش نگرداند و عذابی دردناک دارند. و بیشک از آنان دسته ای هستند که زبان با کتاب چنان می چرخانند که شما آن را از کتاب آسمانی بپندارید در حالیکه آن از کتاب آسمانی نیست. و می گویند: این از جانب خداست، حال آنکه آن از جانب خدا نیست، و به خدا دروغ می بندند در حالیکه آگاهند. هیچ انسانی را نسزد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبری دهد آنگاه به آدمیان بگوید: بجای خدا بنده من باشید! بلکه باید بگوید: بخاطر این که کتاب آسمانی می آموختید و بخاطر این که مطالعه و تدریس می کردید باید خدا پرست باشید. و نه به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را ارباب خویش گیرید. آیا پس از اینکه شما مسلمان شده اید شما را به کفر فرمان می دهد؟! و آنگاه که خدا از پیامبران پیمان گرفت که آنچه از کتاب و حکمت به شما دادم آنگاه پیامبری نزدتان آمد که تصدیق کننده آن بود که با شماست باید که به وی ایمان آورید و باید که به وی کمک کنید، فرمود: آیا اقرار دارید و قید پیمانم را به گردن گرفتید؟ گفتند: اقرار داریم. فرمود: گواه باشید که من هم با شما گواهم. پس کسی که بعد از آن روی بگردانید، آنان هستند که زشتکارند. آیا با وجود این جز دین خدا دینی می جویند؟ حال آنکه هر کس در آسمانها و زمین است خواه و نا خواه تسلیم وی است و بسوی او باز گردانده میشوند. بگو: به خدا و آنچه بر ما فرود آمده و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از طرف پروردگارشان داده شده است ایمان آوردیم، میان هیچیک از آنان با دیگران جدایی قایل نمیشویم، و ما به او تسلیم هستیم. و هر کس دینی جز اسلام بجوید هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است. چگونه خدا قومی را که پس از ایمانشان و این که شهادت دادند به این که پیامبر حق است و دلائل روشن به ایشان رسید کافر شدند هدایت می کند؟ حال آنکه خدا قوم ستمکار را هدایت نمی کند. آنان کیفرشان این است که لعنت خدا و فرشتگان و آدمیان همگی بر آنان باشد. در آن آتش ماندگارند، عذاب از آنان کاستی نپذیرد و نه آنان مهلت داده شوند، مگر کسانی که پس از آن توبه آوردند و کار شایسته کردند که بیگمان خدا آمرزنده ای مهربان است. بیگمان کسانی که پس از ایمانشان کافر شدند آنگاه بر کفر خویش افزودند هرگز توبه شان پذیرفته نشود و ایشان همان گمراهانند. بیشک کسانی که کافر شدند و در حالیکه کافر بودند مردند هرگز از هیچیک از آنان اگر همه زمین را آکنده از طلا فدیه بدهد پذیرفته نشود، اینان عذابی دردناک دارند و هیچ یاری کننده ای ندارند. هرگز به نیکوکاری نرسید مگر آنگاه که از آنچه دوست میدارید انفاق کنید، و هر چیز که انفاق کنید بیگمان خدا به اان داناست. هر خوراکی برای بنی اسرائیل حلال بود مگر آنچه اسرائیل یعقوب پیش از آنکه تورات فرود آید بر خود حرام کرد. بگو: تورات را بیاورید آنگاه آنرا بر خوانید اگر راست می گویید. پس هر کس بعد از آن دروغی را به خدا بهتان بست آنان ستمکاران باشند. بگو: خدا راست گفت. پس کیش توحید گرایی ابراهیم را پیرویی کنید که از مشرکان نبود. بیشک، نخستین پرستشکده ای که برای این آدمیان بنا نهاده شد همان است که در بکه است، مبارک است. مقام ابراهیم. و هر که بدان در آید در امان باشد، و برای خدا بر عهده آدمیان حج آن خانه است بر هر کس که راه به سویش تواند برد. و کسی که کافر شود بیگمان خدا از عالمهای آفریدگان بی نیاز است. بگو: ای اهل کتاب، چرا به آیت های خدا کفر می ورزید حال آنکه خدا بر آنچه می کنید شاهداست؟ بگو: ای اهل کتاب، چرا کسی را که ایمان آورده از راه خدا باز میدارید و آن را کژ می خواهید حال آنکه شما گواهید و خدا از آنچه می کنید غافل نیست؟ (281)

توطئه یهود