فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

بنام خداوند بخشاینده مهربان

الف. لام. میم. خدای یگانه، جز او که زنده بر پا دارنده است معبودی نیست. کتاب را با حق بر تو فرستاد که تصدیق کننده آن کتاب است که پیش از آن بود، و بیشتر تورات و انجیل را که هدایتی برای آدمیان است فرو فرستاد و فرقان را اینک فرو فرستاد. بیگمان کسانی که به آیات خدا کافر شدند عذابی شدید دارند و خدا مقتدری انتقامگیر است. بیشک هیچ چیز چه در زمین باشد و چه در آسمان بر خدا پوشیده نیست. اوست که شما را در رحم چنانکه بخواهد شکل می دهد، جز او که مقتدر حکیم است معبودی نیست. اوست که آن کتاب قرآن را بر شما فرو فرستاد، از آن آیاتی محکم است و اصل کتاب را تشکیل میدهند و آیات دیگری متشابه است، اما کسانی که در دلهایشان کژیی هست آنچه از آن را که متشابه است بمنظور از دین بیرون بردن و بمنظور تأویل آن پیروی می کنند حال آنکه تأویل آن را جز خدا نمی داند و راسخان در علم گویند: بآن ایمان آوردیم، همه اش از جانب پروردگار ماست. و جز خردمندان پند نگیرند. ای پروردگار ما، دلهای ما را پس از آنکه ما را هدایت کردی به کژی مایل مساز، و از درگاهت رحمتی نصیبمان فرما زیرا نعمت بخش تویی تو. پروردگارما، بیگمان تو آدمیان را برای دورانی که درباره آن تردیدی نیست گرد آوری زیرا که خداوند وعده را خلاف نکند. بیشک کسانی که کافر شدند نه اموالشان و نه فرزندانشان در برابر خدا هیچ بکارشان نیاید و اینان هستند که هیمه دوزخند. مانند رویه کسان فرعون و کسانی که پیش از اینان بودند، آیات ما را دروغ شمردند در نتیجه خدا آنان را به کیفر گناهانشان بگرفت و خدا سخت کیفر است. به کسانی که کافر شدند بگو: بزودی شکست می خورید و بسوی دوزخ فراهم بر انگیخته می شوید و بد گسترده گاهی است. بیقین در دو سپاهی که با هم روبرو شدند برای شما آیتی است: سپاهی در راه خدا می جنگد، و سپاه دیگر کافر که آنان را به چشم دو برابر خویش می دیدند، و خدا با یاری خویش هر که را بخواهد پشتیبانی می کند، بیگمان در آن عبرتی است برای صاحبان بصیرت. عشق به خواسته ها از زن و فرزند و گنجینه های زر و سیم و اسبان نشاندار و رمه و کشتزار برای آدمیان آراسته جلوه کرده است حال آنکه اینها بهره وریهای زندگی دنیاست و فرجام نیک نزد خداست. بگو: بهتر از آنها را به شما خبر دهم؟ برای کسانی که پرهیزگاری کردند نزد پروردگارشان بوستانهاست که از زیر آنها جویباران روان است، در آن جاویدانند و همسرانی پاک است و خشنودیی از جانب خدا، و خدا به حال بندگان بیناست. آنکسان که می گویند: پروردگارما، براستی ما ایمان آورده ایم، پس از گناهانمان در گذر و ما را از عذاب آتش محفوظ دار. آن شکیبایان و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و بسحر آمرزش خواهان. خدا گواهی داده است که معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش دینشناسی هم، آن دادگستر که جز آن مقتدر حکیم معبودی نیست. دین نزد خدا اسلام است و کسانی که کتاب آسمانی دریافت کردند تنها پس از اینکه علم به آنان رسید ازره حسد و تجاوز میان خویش اختلاف کردند، و هر کس به آیات خدا کافر شود بداند که خدا زود حساب است. ازینرو اگر با تو بهانه آوردند بگو: من همه وجود را تسلیم خدا کرده ام و هر کس که پیروی من کرده است نیز. و به کسانی که کتاب آسمانی دریافت کرده اند و به مردم بی کتاب آسمانی بگو: آیا اسلام آورده اید؟ پس اگر اسلام آوردند بیقین راه یافته اند، و در صورتیکه رو گردانیدند بدان که بر عهده تو جز پیام رسانی نیست و خدا به حال بندگان بیناست. بیگمان، کسانی که به آیات خدا کافرمی شوند و پیامبران را بنا حق می کشند و کسانی از آدمیان را که دستور دادگری می دهندمی کشند، پس آنان را به عذابی دردناک مژده بده. اینان هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت بر باد رفته است و هیچ یاورانی ندارند. آیا ننگریستی به کسانی که پاره ای از کتاب آسمانی دریافت کرده اند به کتاب خدا فرا خوانده می شوند تا میانشان حکم رود آنگاه عده ای از آنان در حالیکه رویگردانند پشت می کنند. آن بدینجهت است که گفتند: آتش جز چند روزی با ما تماس نیابد. و آنان را آنچه بافترا می گفتند از دینشان بفریفت. پس چگونه باشد اگر آنان را برای دورانی که تردیدی در آن نیست گرد آوریم و به هر کس هر چه را انجام داده بتمامی پاداش دهیم بی آنکه ستمی بر آنان رود؟ بگو: ای خدای صاحب شهریاری، شهریاری را به هر که خواهی دهی و شهریاری از هر که خواهی بازگیری، هر که را خواهی اقتدار بخشی و هر که را خواهی خوار سازی، دارایی بدست قدرت تو است زیرا که تو بر هر چیزی قادری. شب را در روز، در آوری و روز را در شب، و زنده را از مرده بیرون آوری و مرده را از زنده، و هر که را خواهی بیشمار روزی دهی. مومنان، کافران را بجای مومنان، ولی نگیرند، و هر که چنین کند نزد خدا هیچ نیارزد، مگر این که از آنان کافران پروایی داشته باشید و خدا شما را از خودش بر حذر می دارد و سر انجام بسوی خداست. بگو: چه آنچه را که در اندرون شماست پنهان سازید و چه آنرا آشکار نمایید خدا آنرا میداند و آنچه را در آسمانهاست و آنچه را در زمین است میداند و خدا بر هر چیزی تواناست. دورانی که هر کس آنچه را از خوبی کرده است حاضر یابد و هر چه از بدی کرده است آرزو می کند که میان آن و وی فاصله ای دور باشد، و خدا شما را از خودش بر حذر می دارد و خدا با بندگان پر رأفت است. بگو: اگر خدا را دوست میداشتید اینک از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد و خدا آمرزنده ای مهربان است. بگو: از خدا و پیامبر فرمان برید. آنگاه اگر روی گردانیدند بدانند که خدا کافران را دوست نمیدارد. بیگمان، خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر عالمهای آفریدگان برگزید، ذریه ای که از یکدیگرند و خدا شنوایی داناست. بیاد آر آنگاه را که زن عمران گفت: پروردگار من، من آنچه را در شکم دارم آزاد شده نذر تو کردم، اینک از من بپذیر زیرا شنوای دانا تویی تو. پس وقتی دختری بزاد گفت: پرودگار من، من دختری زاده ام- و خدا داناتر است بآنچه آنزن زاد- و پسر مثل دختر نیست و من او را مریم نام نهادم و من او و فرزندانش را از شر شیطان مطرود به پناه تو می سپارم. پس پروردگارش آندختر را به نیکی پذیرفت و او را به نیکی پرورش داد و سر پرستی او را زکریا بعهده گرفت. هر گاه زکریا در محراب بر او وارد میشد می دید که خوراکی نزد اوست، گفت: ای مریم، از کجا این به تو رسیدک گفت: آن از جانب خداست، بیگمان خدا هر که را خواهد بیشمار روزی دهد. در این هنگام بود که زکریا پروردگارش را بخوانده گفت: پروردگار من، فرزندانی پاک از درگاهت نصیب من ساز، زیرا که تو شنونده دعایی. پس فرشتگان او را در حالیکه در محراب ایستاده نماز می گزارد ندا دادند که خدا ترا به یحیی مژده میدهد که به گفته ای از خدا تصدیق کننده است و سرور است و خوددار است که پیر شده ام و زنم نازا است کجا مرا پسری تواند بود؟ گفت: همینگونه است، خدا آنچه را که خواهد بانجام رساند. گفت: پروردگار من، برایم آیتی قرار بده. فرمود: آیت تو این است که سه روز با آدمیان سخن نگویی مگر به اشاره، و پروردگارت را بسیار یاد کن و هر شبانگاه و بامدادان تسبیح گوی. و آنگاه که فرشتگان گفتند: ای مریم، بیگمان خدا ترا برگزید و ترا پاک گردانید و ترا بر همه بانوان عالمهای آفریدگان برتری بخشید. ای مریم، پیوسته بفرمان پروردگارت باش و سجده برو با رکوع کنندگان رکوع کن. آن از سر گذشتهای گذشته نهان غیب است، آنرا به تو وحی می کنیم حال آنکه تو نزد آنان نبودی بهنگامی که قلمهای خود را برای قرعه می انداختند تا کدامیک مریم را سرپرستی کند، و نزدشان نبودی بگاهی که با هم دعوا داشتند. آنگاه که فرشتگان گفتند: ای مریم، خدا تو را به کلمه ای از خویش مژده میدهد بنام عیسی بن مریم که در دنیا و آخرت آبرومند است و از مقربان است، و در گهواره و در میانسالی با آدمیان سخن گوید و از شایسته کرداران باشد. گفت: پروردگارمن، مرا که هیچ انسانی نسوده کجا پسری تواند بود؟ گفت: چنانی، خدا هر چه که خواهد بیافریند، چون فرمانی براند جز این نیست که فرمایدش باش، پس میباشد. و به او کتاب آسمانی و حکمت و تورات و انجیل می آموزد و بسوی بنی اسرائیل برسالت می فرستد که اینک من برایتان آیتی از پروردگارتان آورده ام، اینک من برایتان از گل بمانند هیکل پرنده ای می سازم، بعد در آن می دمم تا باذن خدا پرنده ای شود، و کور مادرزاد و پیس را شفامی بخشم و مردگان را زنده می کنم باذن خدا، و به شما خبر می دهم که چه می خورید و چه ذخیره می کنید در خانه هایتان، بیگمان در آن البته آیتی است برای شما اگر مومن باشید. و تصدیق کننده توراتی هستم که پیش از من آمده است و تا پاره ای از آنچه را که برای شما حرام شده است برایتان حلال گردانم در حالیکه برایتان آیتی از پروردگارتان آورده ام، پس از خدا پروا گیرید و مرا فرمان برید، زیرا خدای یگانه پروردگار من و شماست، پس او را بپرستید، این راهی راست است. پس همینکه عیسی احساس کرد که کافرند گفت: یاوران من بسوی خدا چه کسانی هستند؟ حواریون گفتند: ما یاوران خداییم، به خدای یگانه ایمان آوردیم و گواه باش که ما تسلیم شده ایم. پروردگار ما، به آنچه فرو فرستادی گرویدیم و پیامبر را پیروی کردیم، پس تو ما را در ردیف شاهدان ثبت کن. و کافران تدبیر خصمانه کردند و خدا هم تدبیر کرد و خدا بهترین تدبیر کننده است. آنگاه که خدا فرمود: ای عیسی، من بر آنم که روح تو را بگیرم و ترا بسوی خویش فرا برم و تو را از کسانی که کافر شدند مبرا سازم و کسانی که پیروی تو کردند برتر از آنان قرادهم که کافر شدند تا به دوران رستاخیز، سپس بازگشتتان بسوی من است آنگاه میان شما درباره آنچه بر سرش اختلاف داشتید حکم خواهم راند. آنوقت کسانی را که کافر شدند در دنیا و آخرت عذاب خواهم کرد عذابی شدید و هیچ یاورانی نخواهند داشت. و اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند پاداششان را بتمامی خواهد داد و خدا ستمکاران را دوست نمیدارد. آن که بر تو می خوانیم از آیات است و از قرآن پندآموز محکم. بیگمان، داستان عیسی نزد خدا همچون داستان آدم است که او را از خاک آفرید سپس به او فرمود: باش، پس بود. این حق از جانب پروردگار تواست، از اینرو از تردیدکنندگان مباش. پس هر که با تو درباره آن به بهانه آوری برخاست پس از آن دلش که به تو ریسد بگو: بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانتان و خودمان و خودتان را فراخوانیم آنگاه مباهله نماییم و لعنت خدا را بر دروغگویان نهییم. بیشک این همان سرگذشتهای راست است و معبودی جز خدای یگانه نیست و خداست که مقتدر حکیم است. (273)
وقتی رسول خدا این حقائق و اطلاعات را از جانب پروردگار در این خصوص می آورد و آنچه که حل و فصل قطعی در اختلاف نظر میان وی و آنهاست بیان می دارد و فرمان مباهله را به اطلاعشان می رساند و آنها را دعوت به مباهله می کند، می گویند: ای ابوالقاسم، اجازه بفرما تا این موضوع را برسی کنیم و در مورد پیشنهادی که مطرح ساختی نظر قطعی خویش را بدهیم. و رفته با عاقب که صاحبنظر و رئیس آنهاست به مشورت می پردازند. از او می پرسند: ای عبدالمسیح، نظر تو چیست؟ می گوید: دوستان مسیحی! بخدا قسم شما می دانید که محمد بیشک پیامبر و فرستاده خداست و درباره پیامبرتان حقائق و یقینی آورده است، باز می دانید هر قومی که با پیامبری مباهله کرده است نه بزرگشان مانده است و نه کوچکشان به بزرگی رسیده است. و اگر شما هم مباهله کنید ریشه کن خواهید گشت. اگر هم بخواهید بر کیش خویش بمانید و عقیده ای را که درباره پیامبرتان داریداز دست ندهید با این مرد پیمان آشتی و ترک مخاصمه ببندید و به کشورتان برگردید. (274)
فردای آنروز، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حالیکه دست علی و فاطمه و حسن و حسین را گرفته است می آید و به دنبال آن دو نفر می فرستد تا برای مباهله بیایند. آنها حاضر به آمدن نمی شوند، و می پذیرند که به وی مالیات ارضی بپردازند. رسول خدا می فرماید: سوگند به آنکه مرا به حق بر انگیخت اگر مباهله کرده بودند باران آتش بر سراسر این دره می ریخت! (275)
پیامبر بدین کار باز نمود که فرزندانمان یعنی حسن وحسین، و زنانمان یعنی فاطمه، وخودمان یعنی علی ابن ابی طالب. (276)
پس چنین وحی می آید:
فان قولوا فان الله علیم بالمفسدین...
پس اگر روی گردانیدند بدانند که خدا به حال مفسدین داناست. بگو: ای اهل کتاب، بسراغ عقیده ای بیایید که میان ما و شما یکسان است این که جز خدای یگانه را نپرستیم و هیچ چیز را با وی شریک ندانیم و هیچیک از ما دیگری را بجای خدا ارباب نگیرد. پس اگر روی گردانیدند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم. ای اهل کتاب، چرا درباره ابراهیم جدال می کنید حال آنکه تورات و انجیل جز پس از وی فرود نیامده است آیا باز هم نمی اندیشید؟ اینک همین شما بودید که درباره آنچه بدان علم دارید جدال کردید، پس چرا درباره آنچه بدان علم ندارید جدال می کنید؟ حال آنکه خدا میداند و شما نمیدانید. ابراهیم یهودی نبود و نه مسیحی، بلکه پاکدین و مسلمان بود و از مشرکان نبود. بیشک، نزدیک ترین آدمیان به ابراهیم همان کسانی هستند که پیروی او کردند و این پیامبر و کسانی که ایمان آوردند، و خدا ولی مومنان است. گروهی از اهل کتاب آرزو دارند که شما را از راه بدر کنند و جز خویشتن را گمراه نکنند در حالیکه خود شهادت می دهید کافر می شوید. ای اهل کتاب، چرا حق را با باطل می پوشانید و حق را در حالیکه می دانید و آگاهانه کتمان می کنید؟ (277)

نیرنگ و توطئه یهود

دوازده نفر از احبار یهود خیبر توطئه می چینند و می گویند: بامدادان بدون اعتقاد و فقط به زبان وارد دین محمد شوید و شامگاهان به آن کافر شوید و بگویید ما در کتابهایمان مطالعه کردیم و با علمای خویش مشورت نمودیم و دیدیم محمد پیامبر نیست و دروغگویی وی و باطل بودن دینش بر ما آشکار گشت. چون اگر چنین کنید پیروانش در دین او دچار شک و تردید خواهند گشت و با خود خواهند گفت: اینها صاحب کتاب آسمانی هستند و بهتر از ما حقیقت پیامبری و پیامبران خبر دارند. و از دین خویش بدر گشته به دین شما در خواهند آمد. خداوند متعال در این خصوص آیه ای فرو فرستاده پیامبرش محمد ص و مومنان را از این توطئه آگاه می سازد:
و قالت طائفه من اهل کتاب آمنوا بالذی انزل علی الذین آمنوا وجه النهار و اکفروا آخره لعلهم یرجعون... (278)
گروهی از اهل کتاب گفتند: در آغاز روز به آنچه بر آنان که ایمان آوردند و فرو فرستاده شد ایمان آورید و در پایان روز بدان کافر شوید شاید آنان مومنان بر گردند، و جز کسانی را که دین شما را پیروی کردند باور مکنید- بگو: هدایت، هدایت خداست- و نه این را که به کسی مثل آن دهند که به شما داده شد یا کسانی بتوانند نزد پروردگارتان علیه تان حجت آورند. بگو: فزونی و برتری به دست خداست آنرا به هر که خواهد بدهد و خدا فراخی دهنده ای داناست، هر که را خواهد به رحمت خویش اختصاص دهد و خدا دارای دهشی بیکران است. و کسانی ازاهل کتاب هستند که اگر او را گنجینه ای به امانت بسپاری آنرا به تو باز می دهد، و از آنان کسانی هم هستند که اگر او را دیناری به امانت بسپاری آنرا به تو باز ندهد مگر تا زمانی که بالای سرش ایستاده باشی، این بدان سبب است که گفتد: در حق مردم بی کتاب آسمانی هر چه کنیم بر ما گناهی نباشد! و بر خدا دروغ می بندند در حالیکه آنان میدانند. آری، کسی که به عهد خویش وفا کند و پر هیز گاری نماید بیشک خدا پرهیزگاران دوست میدارد. (279)

دین فروشی یهود

عده ای از علمای یهود که فقیرند دچار قحطی می شوند و به مدینه پیش کعب بن اشرف می آیند. کعب از آنها می پرسد: بنظر شما بنابر نوشته کتابهایتان این مرد پیامبر خداست؟ می گویند: آری،، مگر تو این را نمی دانی؟ می گوید: نه! می گویند: ما گواهی می دهیم که او بنده خدا و فرستاده اوست. می گوید: با این حرف، خدا شما را از نعمت بسیاری محروم ساخت. وقتی شما پیش من آمدید من تصمیم گرفتم به شما خواروبار بدهم و به افراد خانواده تان لباس بدهم. اما خدا شما وافراد خانواده تان را محروم ساخت. می گویند: امر او بر ما مشتبه شده است. اجازه بده تا با او ملاقات کنیم! آنگاه رفته خصوصیاتی را در کتاب می نویسند که با خصوصیات پیامبر موعود تفاوت دارد، و به خدمت پیامبر آمده با او گفتگو کرده سوالهایی را مطرح می سازند. بعد پیش کعب برگشته می گویند: ما فکر می کردیم او فرستاده خداست. اما وقتی پیش او رفتیم دیدیم او خصوصیاتی را که برای ما شرح داده شده بود ندارد و دیدیم خصوصیات وی بر خلاف آن چیزهایی است که در کتابهای ما مکتوب است. و آنچه را بدست خویش نگاشته اند بیرون آورده و به او نشان می دهند. کعب، خوشحال می شود و به آنها خواروبار و پول خرجی می دهد. اشاره به این واقعه، چنین وحی می رسد:
ان الذین یشترون بعهدالله و ایمانهم ثمناًقلیلاًاولئک لا خلاق لهم فی الآخره و... (280)
بیگمان، کسانی که عهد خدا و سوگند هایشان را به بهای اندکی می فروشند آنان نصیبی در آخرت ندارند و خدا در دوران رستاخیز با آنان سخن نگوید و به آنان نظر نکند و آنان را بی آلایش نگرداند و عذابی دردناک دارند. و بیشک از آنان دسته ای هستند که زبان با کتاب چنان می چرخانند که شما آن را از کتاب آسمانی بپندارید در حالیکه آن از کتاب آسمانی نیست. و می گویند: این از جانب خداست، حال آنکه آن از جانب خدا نیست، و به خدا دروغ می بندند در حالیکه آگاهند. هیچ انسانی را نسزد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبری دهد آنگاه به آدمیان بگوید: بجای خدا بنده من باشید! بلکه باید بگوید: بخاطر این که کتاب آسمانی می آموختید و بخاطر این که مطالعه و تدریس می کردید باید خدا پرست باشید. و نه به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را ارباب خویش گیرید. آیا پس از اینکه شما مسلمان شده اید شما را به کفر فرمان می دهد؟! و آنگاه که خدا از پیامبران پیمان گرفت که آنچه از کتاب و حکمت به شما دادم آنگاه پیامبری نزدتان آمد که تصدیق کننده آن بود که با شماست باید که به وی ایمان آورید و باید که به وی کمک کنید، فرمود: آیا اقرار دارید و قید پیمانم را به گردن گرفتید؟ گفتند: اقرار داریم. فرمود: گواه باشید که من هم با شما گواهم. پس کسی که بعد از آن روی بگردانید، آنان هستند که زشتکارند. آیا با وجود این جز دین خدا دینی می جویند؟ حال آنکه هر کس در آسمانها و زمین است خواه و نا خواه تسلیم وی است و بسوی او باز گردانده میشوند. بگو: به خدا و آنچه بر ما فرود آمده و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از طرف پروردگارشان داده شده است ایمان آوردیم، میان هیچیک از آنان با دیگران جدایی قایل نمیشویم، و ما به او تسلیم هستیم. و هر کس دینی جز اسلام بجوید هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است. چگونه خدا قومی را که پس از ایمانشان و این که شهادت دادند به این که پیامبر حق است و دلائل روشن به ایشان رسید کافر شدند هدایت می کند؟ حال آنکه خدا قوم ستمکار را هدایت نمی کند. آنان کیفرشان این است که لعنت خدا و فرشتگان و آدمیان همگی بر آنان باشد. در آن آتش ماندگارند، عذاب از آنان کاستی نپذیرد و نه آنان مهلت داده شوند، مگر کسانی که پس از آن توبه آوردند و کار شایسته کردند که بیگمان خدا آمرزنده ای مهربان است. بیگمان کسانی که پس از ایمانشان کافر شدند آنگاه بر کفر خویش افزودند هرگز توبه شان پذیرفته نشود و ایشان همان گمراهانند. بیشک کسانی که کافر شدند و در حالیکه کافر بودند مردند هرگز از هیچیک از آنان اگر همه زمین را آکنده از طلا فدیه بدهد پذیرفته نشود، اینان عذابی دردناک دارند و هیچ یاری کننده ای ندارند. هرگز به نیکوکاری نرسید مگر آنگاه که از آنچه دوست میدارید انفاق کنید، و هر چیز که انفاق کنید بیگمان خدا به اان داناست. هر خوراکی برای بنی اسرائیل حلال بود مگر آنچه اسرائیل یعقوب پیش از آنکه تورات فرود آید بر خود حرام کرد. بگو: تورات را بیاورید آنگاه آنرا بر خوانید اگر راست می گویید. پس هر کس بعد از آن دروغی را به خدا بهتان بست آنان ستمکاران باشند. بگو: خدا راست گفت. پس کیش توحید گرایی ابراهیم را پیرویی کنید که از مشرکان نبود. بیشک، نخستین پرستشکده ای که برای این آدمیان بنا نهاده شد همان است که در بکه است، مبارک است. مقام ابراهیم. و هر که بدان در آید در امان باشد، و برای خدا بر عهده آدمیان حج آن خانه است بر هر کس که راه به سویش تواند برد. و کسی که کافر شود بیگمان خدا از عالمهای آفریدگان بی نیاز است. بگو: ای اهل کتاب، چرا به آیت های خدا کفر می ورزید حال آنکه خدا بر آنچه می کنید شاهداست؟ بگو: ای اهل کتاب، چرا کسی را که ایمان آورده از راه خدا باز میدارید و آن را کژ می خواهید حال آنکه شما گواهید و خدا از آنچه می کنید غافل نیست؟ (281)