فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

انفاق

پنهان و آشکار و شبانه روزی

علی ابن ابیطالب که چهار درهم بیش ندارد درهمی را در شب به نیازمندی می بخشد و درهمی دیگر را در روز، و درهم سوم را در پنهان و درهم چهارم را آشکارا. رسول خدا از وی می پرسد: چرا چنین کردی؟ عرض می کند: به این انگیزه که خداوند آنچه را به بنده وعده فرموده است مرحمت فرماید. رسول خدا می فرماید: بدان که آن موعود از آن توست پس خدای تعالی این آیت را فرو می فرستد:
الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سراًو علانیه فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون. (74)
کسانی که اموالشان را درشب و روز و در نهان و در آشکار انفاق می کنند پاداششان را نزد پروردگارشان دارند و نه بیمی برایشان هست و نه آنان اندوه خورند. کسانی که ربامی خورند از گور بپا نخیزند مگر چنان که کسی شیطان با دست مالیدن او را دیوانه کرده باشد، آن بدین سبب است که آنان گفتند که داد و ستد هم مثل ربا خواری است حال آنکه خدا داد و ستد را حلال کرده و ربا خواری را حرام کرده است. پس کسی که موعظه ای از پروردگارش به وی رسید و دست باز کشید آنچه در گذشته گرفته مال اوست و کارش با خداست، و کسانی که باز گردند به رباخواری آنان همدم آتشند، آنان در آن ماندگارند. خدا ربا را به نابودی میبرد و صدقه ها را رشد می دهد، و خدا هیچ بسیار نا سپاس گنهورزی را دوست نمی دارد. براستی، کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و نه بیمی برایشان هست و نه آنان اندوه خورند. (75)

رباخواری

عباس بن عبدالمطلب و عثمان بن عفان، خرمای نخلستانی را پیش خرید می کنند. چون فصل برداشت می رسد صاحب نخلستان به آنان می گوید: اگر همه آنچه را که خریده اید ببرید برای من و خانواده ام چیزی که با آن گذران کنیم نمی ماند. آیا موافقید که نیمی از محصول را بردارید و نیمی را برایم بگذارید تا در سر موعد با ربای آن به شما بدهم؟ آنها قبول می کنند وقتی موعد فرا می رسد می آیند و مطالبه ربا می کنند. خبر به رسول خدا می رسد. آنها را از این کار نهی می فرماید. و خدای متعال این آیت را فرو می فرستد:
یا ایهاالذین آمنوا اتقوالله و ذرواما بقی من الربوا ان کنتم مومنین... (76)
هان ای کسانی که ایمان آوردند، از خدا پروا گیرید و اگر مومن هستید آنچه را از ربا را که باقی مانده است واگذارید. پس اگر چنین نکردید بدانید که در حال جنگ با خدا و پیامبرش هستید، و اگر توبه آوردید در آن صورت سرمایه تان مال خودتان خواهد بود، نه ستم می کنید و نه ستم می بینید و اگر بدهکار تنگدست بود باید مهلتی تا بهنگام گشایش باشد، و در صورتی که طلبتان را صدقه دهید برایتان بهتر است اگر بدانید. و از دورانی پروا گیرید که در آن بسوی خدا باز برده می شوید آنگاه هر کس آنچه کرده است بتمامی پاداش گیرد در حالی که ستم نشوند. هان ای کسانی که ایمان آوردند، وقتی به نسیه معامله کردید به وامی برای مدتی معین، باید آنرا بنویسید و باید نویسنده ای میان شما به دادگری بنویسد، و نویسنده از نوشتن بدانگونه که خدا به وی آموخته است سر نپیچد، پس او باید بنویسد، و باید آنکه بدهکار است برای نویسنده املا کند و باید که از خدای پروردگارش بهراسد و هیچ از آن حق نکاهد. پس در صورتی که بدهکار نابخرد بود یا ناتوان یا نمی توانست املا کند باید که ولی او بدادگری املا کند، و دو شاهد از مردان بگیرد، و اگر دو مرد نبودند یک مرد و دو زن از آنگونه شاهدان که می پسندید تا اگر یکی از آن دو فراموش کرد دیگری آن را به یاد او دهد. و شاهدان چون فراخوانده شوند نباید از گواهی خودداری نمایند و نباید از نوشتن خرد وکلان آن تا به مهلتش خسته شوید. این روش شما نزد خدا به انصاف نزدیکترو برای گواهی استوارتر و به دوری از شبهه و تردید نزدیکتر است، مگر این که تجارتی نقد باشد که کالا وبها را میان خود دست بدست بگردانید که در آن صورت اگر ننویسند گناهی بر شما نخواهد بود. و چون خرید و فروش کردید گواه بگیرید. و به نویسنده یا به گواه نباید زیانی رسانده، و اگر برسانید بیشک آن زشتکاریی است در شما، و از خدا پروا گیرید، و خدا به شما می آموزد، و خدا به هر چیزی داناست. و اگر در حال سفر بودید و نویسنده ای نیافتید باید گروگانی بستانید. و هر گاه کسی از شما به دیگری اطمینان نمود باید آنکس که امنت به وی سپرده شده امانت او را به وی باز سپارد و از خدای پروردگارش پروا گیرد. و شهادت را کتمان مکنید، و هر کس شهادت را کتمان کند پس بیشک او دلش گناهکار است و خدا بدانچه می کنید داناست. آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمین است از آن خداست، و اگر آنچه را که در درون شماست آشکار کنید یا پنهان دارید خدا به حساب آن با شما می رسد، پس برای کسی که بخواهد می آمرزد و کسی را که بخواهد بر هر چیزی تواناست.پیامبربه آنچه از جانب یگانه و فرشتگان و کتابهایش و فرستادگانش ایمان آوردند: ما هیچیک از فرستادگانش را جدا نسازیم. و گفتند شنیدیم و فرمان بردیم، پروردگار ما، آمرزشت را خواهانیم و به سوی تو است پایان دگرگونی.خدا بر هیچکس جز باندازه توانش تکلیف ننهد، هر چه (نیکی) کرده است او را باشد و هر چه (بدی) کرده است بر عهده او نهاده باشد.پروردگار ما، اگر فراموش کردیم یا خطا کردیم برما مگیر. پروردگار ما، بندی بر مامنه چنان که بر کسانی که پیش از ما بودند نهادی.پروردگار ما، و آنچه ما تاب آن را نداریم بردوش ما منه، و از ما درگذر و ما را بیامرز و بر مارحمت آر، تو مولای مایی، پس ما را بر مردم کافر پیروزی بخش.