فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

حدانفاق

عمرو بن جموح انصاری که پیرمردی کهنسال و ثروتمند است از رسول خدا می پرسد که چه مبلغ انفاق کند و به چه کسانی بدهد؟ این آیت فرود می آید:
یسلونک ماذا ینفقون؟ قل ماانفقتم من خیر فللوالدین و الاقربین و الیتامی و المساکین و ابن السبیل، و ما تفعلوا من خیر فان الله به علیم. (67)
از تو می پرسند چه چیز را انفاق کنند؟ بگو: آنچه از مال انفاق می کنید باید برای پدرو مادر و خویشاوندان نزدیک و پدر مردگان و بیچارگان و راه ماندگان باشد، و آنچه از کار نیک کنید بیگمان خدا به آن داناست.

امر جهاد مسلحانه

وظیفه جهاد مسلحانه مقرر می گردد:
پیکار بر عهده تان مقرر گشت حال آنکه آن را خوش نمی دارید، و بسا که چیزی راخوش نمی دارید و آن برایتان خیر است و بسا که چیزی را دوست می دارید و آن برای شما شر است، و خدا می داند و شما نمی دانید. (68)
باز مسأله جنگیدن در ماه حرام مطرح می شود و کاری را که گروه رزمی عبدالله بن جحش کرده است پیش می کشند و آن را بهانه ای می سازند برای متهم کردن مومنان به بی حرمتی نسبت به عرف جاری در جنگ وصلح: از تو درباره جنگیدن در ماه حرام می پرسند. بگو: جنگیدن در آن گناهی سهمگین است و بر بستن راه خدا و کافر شدن به آن و بر بستن راه مسجدالحرام و بیرون کردن اهالی آن از آن نزد خدا سهمگین تر است. و شکنجه از دین بیرون بردن سهمگین تر از کشتن است. و هنوز هم با شما می جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بر گردانند. و هر کس از شما که از دینش برگردد پس در حالی که کافر است بمیرد پس اینان کار هایشان در دنیا و آخرت بباد رفته باشد و اینان همدم آتش باشند، آنان در آن ماندگارند. بیگمان، کسانی که ایمان آوردند و کسانی که هجرت کردند و در راه خدا جهاد کردند آنان رحمت خدا را انتظار می برند، و خدا آمرزنده ای مهربان است. (69)

شراب، قمار، یتیمان، و...

عمر بن خطاب و معاذ بن جبل و چند نفر از انصار به خدمت رسول خدا آمده عرض می کنند: برای ما درباره شراب و قمار نظر بدهید، چون اینها هم عقل را از بین می برند و هم مال را به هدر می دهند. خداوند این آیت را فرو می فرستد:
یسلونک عن الخمر و المیسر. قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس، و اثمهما اکبر من نفعهما... (70)
از تو درباره شراب و قمار می پرسند. بگو: در آن دو، گناهی سهمگین و سودهایی برای آدمیان است و گناه آن دو از سود ان دو بزرگتر است. و از تو می پرسند که چه چیز را انفاق کنند؟ بگو: اضافه در آمدرا. بدینگونه خدا آیات را برای شما بیان می کند باشد که شما بیندیشید، در دنیا و آخرت. و از تو درباره یتیمان می پرسند. بگو: اصلاح کارشان نیکواست و اگر با آنان معاشرت کنید برادران شمایند و خدا مفسد را از مصلح باز می شناسد، و اگر خدا می خواست البته کار را بر شما دشوار می ساخت، بیگمان خدا مقتدری حکیم است. و با زنان مشرک ازدواج نکنید تا ایمانتان بیاورند، و البته کنیزی مومن بهتر از مشرک است گر چه از او خوشتان بیاید.و به مردان مشرک زن ندهید تا ایمان بیاورند. و ابته برده ای مومن بهتر از مرد مشرک است گر چه از او خوشتان بیاید. اینان بسوی آتش می خوانند و خدا بفرمانش بسوی بهشت و آمرزش می خواند، و آیاتش را برای آدمیان بیان می دارد مگر آنان پند گیرند. و از تو درباره حیض می پرسند. بگو: آن رنجوریی است، ازینرو از زنان بهنگام حیض کناره بگیرید و با آنان نزدیکی نکنید تا زمانی که پاک شوند. پس چون پاک شدند با آنان از آنجا که خدا فرمودتان بیامیزید، زیرا خدا توبه کنندگان را دوست می دارد و پاکی جویان را دوست می دارد. زنانتان برای شما کشتزارند، پس به کشتزارتان چنانکه خواهید در آیید و برای خویشتن پس انداز کنید و از خدا پروا گیرید و بدانید که شما دیدار کننده اویید، و مومنان را مژده بده. و خدا را به سوگندهایتان در میاورید که نکوکاری کنید و پرهیزگاری کنید و میان آدمیان به صلاح و آشتی آورید، و خدا شنوایی داناست. خدا شما را به سوگندهای بیهودهبی قصد و ناآگاهانه تان باز خواست نمی کند بلکه بدان سوگندها باز خواست کند که دلهایتان قصد آن کرده باشد، و خدا آمرزنده ای بردبار است. کسانی که سوگندمی خورند از زنان خویش کناره گیرند چهار ماه مهلت دارند، پس چون برگشتند از قصدشان بیگمان خدا آمرزنده ای مهربان است. و اگر تصمیم طلاق گرفتند بیگمان خدا شنوایی داناست. و زنان طلاق داده شده، خود سه پاکی درنگ کنند، و برای آنان- اگر به خدا و دوران آخرت باور داشته باشند- روا نباشد که آنچه را خدا در رحم آنان آفریده است پنهان سازند، و شوهرانشان اگر قصد اصلاح و آشتی داشته باشند ذیحق ترند باین که آنان را در آن فترت به خود باز گردانند و در آنصورت برای آن زنان حقوقی مشخص همسنگ وظائفشان خواهد بود و برای مردان بر عهده زنان یکدرجه بالاتر، و خدای مقتدر حکیم است. طلاق دوبار است، و پس از آن یا نگاهداشتن بخوشی یا روانه کردن با دهشی نیکو. و برای شما روا نباشد که چیزی از آنچه به زنان داده اید باز ستانید مگر هر دو بیم آن داشته باشند که نتواند حدود خدا را بر پای دارند. پس اگرتر سیدید از اینکه آن دو حدود خدا را بر پای ندارنددر آن صورت باکی بر آن دو نیست که زن با دادن مالی خود را برهاند. آن، حدود خداست، پس نیاید که از آن تجاوز کنید. و کسانی که از حدود خدا تجاوز کنند آنان هستند که ستمکارند. پس اگر زن را طلاق داد. بار سوم دیگر آن زن تا با همسری جز او زناشوئی نکند برای وی حلال نمی شود، و اگر شوهر جدید آن زن را طلاق دادباکی بر آن دو نیست که اگر می بیند می توانند حدود خدا را بر پای دارند بیکدیگر باز گردند. و آن، حدود خداست، آن را برای مردمی که می دانند بیان می کند. و چون زنان را طلاق دادید و به پایان مدت خود رسیدید پس آنان را بوجهی پسندیده نگه دارید یا بوجهی پسندیده روانه کنید. و مبادا آنان را برای زیان رساندن نگاه دارید تا به آنان تعدی کنید، و هر کس چنان کند بیقین بر خویشتن ستم کرده است، و مبادا آیات خدا را به مسخره بگیرید، و نعمت خدا بر خودتان را یاد کنید و آنچه از کتاب و حکمت بر شما فرو فرستاد تا شما را بدان پند دهد، و از خدا پروا گیرید و بدانید که خدا به همه چیز داناست. و چون زنان را طلاق دادید و به پایان مدت خود رسیدند از این که با شوهران خویش ازدواج کنند- در صورتی که با هم به وجهی پسندیده توافق نمودند- بازشان ندارید، این کار همان است که هر کس از شما که به خدا و دوران آخرت ایمان می آورد بدان اندرز داده می شود، این کارتان برایتان پاکی آورتر و پاکیزه تر است، و خدا می داند و شما نمی دانید. و مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند برای کسی که بخواهد شیر دادن را تمام کند، و خوراک وپوشاک مادران بوجهی پسندیده بر عهده پدر است. بر هیچکس تکلیفی جز باندازه تواناییش نمی شود، نه مادری بخاطر فرزند زبان ببیند و نه پدری بخاطر فرزندش. وچژبر عهده وارث همینگونه است. پس اگر پدر ومادر با رضایت و مشورت یکدیگر خواستند فرزند را از شیر بگیرند گناهی بر آن دو نیست، و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید گناهی بر شما نیست در صورتی که آنچه را بوجهی پسندیده قرار گذاشته اید بپردازید، و از خدا پروا گیرید و بدانید که خدا بدانچه می کنید بیناست. و کسانی از شما که می میرند و همسرانی بجا می گذارند آن همسران باید چهار ماه و ده روز انتظار کشند عده نگاهدارند، و چون به پایان مدت خویش رسیدند در این که آن زمان در مورد خویش کاری بوجهی پسندیده انجام دهند بر شما گناهی نیست، و خدا بدانچه می کنید آگاه است. در این که بکنایه از زنان خواستگاری کنید یا در ذهن خویش بگذرانید بر شما گناهی نیست، خدا می داند که شما از آن زنان یاد می آورید، ولی با آنان وعده مگذارید که در نهان دیدار کنید مگر سخنی پسندیده بگویید، و قصد عقد ازدواج مکنید تا آنکه مدت مقرر در کتاب بپایان آید و بدانید که خدا آنچه را در ذهن شماست می داند، پس از وی بر حذر باشید و بدانید که خدا آمرزنده ای بردبار است. گناهی بر شما نیست که زنان را تا با آنان نزدیکی نکرده اید یا مهری برایشان تعیین نکرده اید طلاق دهید، و به آنان مالی به خوشی بدهید، وظیفه توانگر باندازه توان اوست و وظیفه فقیر بقدر امکانش، مال دادنی بوجهی پسندیده که حقی است بر گردن نیکوکاران. و اگر آنان را پیش از نزدیکی با ایشان طلاق دهید و مهری برای آنان تعیین کرده بودید باید نصف آنچه را که تعیین کرده اید بدهید مگر این که زن گذشت کند یا آنکه عقد نکاح را بدست دارد گذشت کند، و اینکه گذشت کنید به پرهیزگاری نزدیک تر است، و بخشندگی یا برتری مالی را میان خویش از یاد نبرید، بیگمان خدا بآنچه می کنید بیناست. نمازها و نماز میانه نماز ظهر را نگاهدارید و برای خدا در حالی که دست بدعا دارید بر پای ایستید. پس هرگاه بیمی داشتید پیاده یا سواره باشید در نماز پس چون ایمن شدید خدا را یاد کنید چنانکه بشما چیزهایی آموخت که نمی دانستید. و مردانی از شما که می میرند و همسرانی بجا می گذارند سفارش خدا در مورد همسرانشان این است که بدون بیرون کردن از خانه یکسال بهره مندشان سازند، و اگر خود بیرون رفتند برای شما در آنچه که با خویشتن بوجهی پسندیده کردند گناهی نیست، و خدا مقتدری حکیم است. و برای زنان طلاق داده شده بهره مند شدن بوجهی پسندیده است، حقی است بر عهده پرهیزگاران. بدینگونه خدا آیاتش را برای شما بیان می دارد باشد که بیانیشید. آیا نیاندیشیدی به کسانی که چندین هزار بودند و باز از ترس مرگ از دیارشان بیرون رفتند و خدا به آنان گفت: بمیرید! آنگاه زنده شان ساخت؟ بیگمان خدا آدمیان را فزونی دهی است ولی بیشتر آدمیان سپاس نمی گزارند. و در راه خدا بجنگید و بدانید که خدا شنوایی داناست. کیست آن کس که خدا را وامی نیکو دهد تا خدا آن وام را برایش بسی چند برابر گرداند؟ و خدا می بندد و می گشاید و بسوی او باز گردانده می شوید. آیا به اشرف بنی اسرائیل پس از موسی، نیاندیشیدی که به پیامبری که داشتند گفتند: پادشاهی برای ما برانگیز تا درراه خدا بجنگیم. گفت: آیا ممکن است در صورتی که جنگیدن بر شما مقرر شود نجنگید؟ گفتند: چرا در راه خدا نجنگیم با اینکه ما وفرزندانمان از دیارمان رانده شده ایم؟ اما وقتی جنگیدن بر آنان مقرر گشت روی بر تافتند جز عده کمی از آنان، حال آنکه خدا به ستمکاران داناست. و پیامبرشان به آنان گفت: خدا طالوت را بعنوان شهریار شما بر انگیخت. گفتند: چگونه او را بر ما شهریاری باشد با آنکه ما سزاوارتر از او به شهریاری هستیم و او املاک وسیعی ندارد؟ گفت: خدا او را بر شما برگزید بر وسعت دانش و بر تنومندی وی بیافزود، و خدا شهریاری خویش به هر که خواهد ارزانی دارد و خدا گشایش دهنده ای داناست. و پیامبرشان به آنان گفت: بیگمان، آیت شهریاری وی آن است که آن صندوق چوبین آورده خواهد شد که در آن آرامشی از جانب پروردگار شماست و باقیمانده آنچه خاندان موسی و کسان هارون بمیراث نهاده اند، آن را فرشتگان حمل می کنند، بیشک در آن براستی آیتی است برای شما اگر مومن باشید. پس چون طالوت سپاهیان را از شهر بیرون ببرد گفت: خداوند بر آنست که شما را بوسیله جویباری بیازماید، پس هر کس از آن بنوشد دیگر از من نباشد و هر کس از آن نچشد از من خواهد بود مگر کسی که مشتی از آن بردارد. آنگاه از آن نوشیدند جز عده کمی از آنان. پس چون از آن جویبار در گذشتند او وکسانی که با وی ایمان آوردند گفتند: ما را امروز یارای همآوردی جالوت و سپاهیانش نیست. کسانی که معتقد بودند با خدا روبه رو خواهند گشت گفتند: چه بسا گروه کم شماری که باذن خدا بر گروهی بر شما غلبه کنند، و خدا با شکیبایان است. و هنگامی که با جالوت و سپاهیانش روبه رو گشتند گفتند: پروردگار ما، شکیبایی بر ما فروریز گامهای ما را استوار بدار و ما را بر مردم کافر پیروزی بخش. پس آنان را باذن خدا شکست دادند و داود جالوت را کشت و خدا به وی شهریاری و حکمت داد و از آنچه بخواست بیاموخت، و اگر نبود که خدا بعضی از آدمیان را بوسیله برخی از آنان دفع می کند البته زمین فاسد گشته بود، ولی خدا فزونی دهی است برای عالمهای آفریدگان. آن، آیت های خداست که بر تو بحق بر می خوانیم و بیگمان تو از فرستادگانی. آن فرستادگان را بعضی بر بعضی دیگر فزونی بخشیدیم، یکی از آنان هست که خدا با او سخن گفت و دیگری را مرتبه ها بالا برد، و عیسی بن مریم را دلایل روشن یا معجزه ها دادیم و او را با روح القدس تأیید کردیم، و اگر خدا خواسته بود کسانی که پس از ایشان پیامبران بودند پس از آنکه دلایل روشن به آنان رسید با هم نمی جنگیدند، اما با هم اختلاف پیداکردند و یکی از آنان ایمان آورد و دیگری کافر گشت، و اگر خدا خواسته بود با هم زد و خورد نمی کردند، اما خدا چنان که اراده فرماید کند. هان ای کسانی که ایمان آوردند از آنچه روزیتان کردیم انفاق کنید پیش از آنکه دورانی بیاید که در آن داد وستد نیست و نه دوستی و نه شفاعتی هست و کافرانند که ستمکارند. خدای یگانه، جز او که زنده بر پادارنده است معبودی نیست، چرت او را نگیرد و ونه خواب، هر چه در آسمانهاست و هر چه در زمین است از آن اوست. چه کسی در پیشگاهش جز باذن وی شفاعت کند؟ گذشته آنان را بداند و آینده شان را، و به هیچ از دانش وی احاطه نیابند مگر بدانمقدار که خواهد، جایگاهش آسمانها و زمین را در بر گرفته است و نگاهداری آنها بر او که برتر عظیم است گران نیاید. در دین یا پرستش اجباری نباشد، اینک راه رشد از بیراهه بر نموده گشته است، پس هر کس به طاغوت کافر گشت و به خدا گروید بیقین به پیوندی استوار چنگ آویخته باشد که گسستنی نیست و خدا شنوایی داناست. خدا ولی کسانی است که ایمان آوردند، آنان را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون می برد، حال آنکه کسانی که کافر گشتند اولیاء))آنان طاغوت است آنان را از روشنایی بسوی تاریکیها می برند، اینان همدم آتشند، آنان در آن ماندگارند. آیا نیاندیشیدی به آن کس که با ابراهیم درباره پروردگارش مجادله کرد از آنجا که خدا به او پادشاهی داده بود؟ آن زمان که ابراهیم گفت: پروردگار من آنست که زنده می کند و می میراند، گفت: من زنده می کنم و می میرانم. ابراهیم گفت: بیگمان، خدا خورشید را از مشرق بر می آورد پس تو آن را از مغرب بر آر. در این هنگام آنکه کفر ورزیده بود مبهوت ماند، و خدا مردم ستمکار را هدایت نکند. یا چنان مردی که بر شهری گذر کرد که سقف خانه هایش فروریخته بود، گفت: کجا خدا این شهر را پس از مردنش زنده کند! پس خداوند او را یکصدسال مرده نگهداشت آنگاه او را بر انگیخت، فرمود: چه مدتی درنگ داشتی؟ گفت: یک روز یا پاسی از روز درنگ کردم. فرمود: در حقیقت، یکصد سال درنگ داشتی، اینک به خوراکت و به آبت بنگر که فاسدنشده است و به الاغت بنگر، و باید تراآیتی برای آدمیان سازیم، و به این استخوانها بنگر که چگونه آنها را بهم می آوریم بعد آنها را با گوشت می پوشانیم. پس چون بر او آشکار گشت گفت: اینک می دانم که خدا بر هر چیز تواناست. و چون ابراهیم گفت: پروردگار من، به من بنما که چگونه مردگان را زنده می کنی؟ فرمود: آیا تو هنوز ایمان نیاورده ای؟ گفت: آری، ولی تا دلم قرارگیرد. فرمود: اینک چهار پرنده بر گیر و آهنا را پاره پاره کن، سپس از آنها بر هر کوهی پاره ای بنه، آنگاه آنها را فراخوان تا روان بسوی تو آیند، و بدان که خدای مقتدر حکیم است. داستان کسانی که اموالشان را در راه خدا انفاق می کنند مانند دانه ای است که هفت خوشه برویاند در هر خوشه ای یکصددانه، و خدا برای هر کس بخواهد دو چندان گرداند و خدا فراخی دهنده ای داناست. کسانی که اموالشان را در راه خدا انفاق می کنند و انگهی از پی آنچه انفاق کردند منتی نمی نهند یا نمی رنجانند پاداش آنان نزد پروردگارشان خواهد بود و نه بیمی بر آنان باشد و نه آنان اندوه خورند. گفتاری پسندیده و آمرزش خواستنی بهتر از صدقه ای است که رنجاندنی بدنبال داشته باشد و خدا بی نیازی بردبار است. هان ای کسانی که ایمان آوردند، صدقه هایتان را با منت نهادن و رنجاندن تباه مسازید مثل آن کس که مالش را برای نمایش به مردم انفاق می کند و به خدا و دوران آخرت باور نمی دارد. پس داستان او داستان آن سنگ خاره ای است که بر آن مشت خاکی است و باران تندی بر آن می بارد تا آن را صاف وامیگذارد، چنین کسانی هیچ از آنچه که بدست آورده اند در اختیار ندارند و خدا مردم کافر را هدایت نکند. و داستان کسانی که اموالشان را جویای خشنودی خدا و بمنظور تثبیت شخصیت خویش انفاق می کنند بمانند داستان بوستانی است بر تارک تپه ای که بارانی تند بر آن می بارد تا میوهایش دو چندان آید، و اگر باران تندی هم نبارد باران نرمی رسد، و خدا بدانچه می کنید بیناست. آیا یکی از شما دوست می دارد که بوستانی از خرما بن و تاک داشته باشد از زیر آن جویباران روان، در آن بوستان از همه میوه ها داشته باشد و خود به پیری رسیده فرزندانی ناتوان داشته باشد آنگاه گربادی سخت همراه با آتش بر آن بزند تا بسوزد؟ بدینگونه خدا آیات را برای شما بیان می دارد تا مگر بیاندیشید. (71)