فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

فرمان روزه

مجموعه دیگری از آیات فرود می آید همراه با فرمان روزه:
هان ای کسانی که ایمان آوردند، قصاص در مورد کشتگان بر شما چنین مقرر گردید: آزاد به آزاد، و بنده به بنده، و زن به زن، پس هر کس که از برادرش چیزی به او بخشوده گشت قصاص را تبدیل به دیه کرد سزاوار است که شیوه ای پسندیده پیش گیرد و در پرداخت به وی نیکویی کند. آن، تخفیف و رحمتی است از پروردگاتان. از این پس هر کس تجاوز کند. عذابی دردناک دارد. و برای شما ای خردمندان در قصاص زندگیی است باشد که شما پرهیزگار شوید. بر شما مقرر گردید که چون یکی از شما را مرگ فرا رسد اگر مالی بر جا می نهد برای پدر ومادر و خویشاوندان به گونه پسندیده وصیت کند، حقی است بر عهده پرهیزگاران. پس کسی که آن وصیت را بعد از شنیدن تبدیل کرد گناهش تنها بر کسانی است که تبدیلش می کنند، زیرا که خدا شنوایی داناست. پس کسی که از وصیت کننده بیم آن کرد که رغبتی به یکی از ورثه در دادن سهم بیشتر یا گناهی کند یا اختصاص مالی به امری نامشروع آنگاه میان آنان میراث بران را به صلاح در آورد دیگر گناهی بر او نخواهد بود زیرا که خدا آمرزنده ای مهربان است. هان ای کسانی که ایمان آوردند، بر شما روزه مقرر گردید تا مگر پرهیزگار شوید، چند روزی معدود، پس هر که از شما بیمار یا در سفر باشد باید که چند از دیگر روزها روزه بدارد، و بر کسانی که تحمل آن برایشان دشوار باشد باندازه طعام یک بیچاره باید فدیه بپردازند، پس هر کس داوطلبانه مالی دهد آن برایش بهتر خواهد بود، و اگر روزه بدارید برایتان بهتر است اگر می دانستید. ماه رمضان که در آن قرآن فرود آمد که هدایت است برای آدمیان و دلایل روشنی است از هدایت وفرقان، پس هر کس از شما که آن ماه را دریافت باید که آن را روزه بدارد، و هرکس بیمار یا در سفر بود باید چندی از دیگر روزها روزه بدارد، خدا برای شما آسانی می خواهد و برای شما دشواری نمی خواهد، و باید که شمارهروزه ها را کامل کنید و باید که خدا را به بزرگی یاد کنید بشکرانه هدایتی که شما را کرد و باشد که شما سپاس گزارید. و چون بندگانم از تو درباره من پرسند بگو که من نزدیکم، دعای نیایشگر را چون مرا بخواند اجابت می کنم، پس باید که دعوت مرا اجابت کنند و باید که به من ایمان آورند باشد که آنان ره کمال پویند. برای شما آمیزش با زنانتان در شب روزه حلال گشت، آنان جامه مصونیت شمایند و شما جامه مصونیت آنان. خدا بدانست که شما با خویشتن خیانت می کردید، پس توبه شما بپذیرفت و از شما در گذشت. پس اینک با آنها بیامیزید و آنچه را خدا برایتان مقرر کرده است بجویید و بخورید و بیاشامید تا هنگامی که رشته سپیدگاه از رشته سیاه باز نموده شود، آنگاه روزه را تا به شب به پایان برید. و در حالیکه در مسجد معتکف هستید با زنان میامیزید. این، منع های خداست، پس به آنها نزدیک نشوید بدینسان خدا یا آتش را برای آدمیان روشن می سازد مگر پرهیزگار شوند. و اموال خود را بنا حق در میان خودتان مخورید که پاره ای به حکام می دهید تا بخشی از اموال مردم را از ره گناه بخورید در حالی که می دانید. از تو درباره ماههای نو می پرسند، بگو: آنها میقات هایی است برای آدمیان و برای حج، ونیکوکاری بدین نیست که به خانه از بامش در آیید، بلکه نیکوکار کسی است که پرهیزگاری کرد، و به خانه از درش در آیید واز خدا پروا گیرید مگر رستگار شوید. و در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند بجنگید و تجاوز مکنید زیرا که خدا تجاوز کاران را دوست نمی دارد. و هر جا که آنان را یافتید بکشیدشان و از هر جا که شما را بیرون کردند بیرون برانیدشان، و شکنجه از دین بیرون بردن بدتر از کشتن است. و نزدیک مسجدالحرام با آنان نجنگید مگر با شما در آنجا بجنگند، پس هرگاه با شما جنگیدند آنان را بکشید، چنین است جزای کافران. پس هرگاه باز ایستادند آنک خدا آمرزنده ای مهربان است. و با آنان بجنگید تا شکنجه از دین بیرون بردن نباشد و دین یا پرستش برای خدای یگانه باشد، پس چون باز ایستادند آنک دشمنی علیه ستمکاران نباشد. ماه به ماه حرام، و حرامها با هم برابرند. پس هر کس به شما تجاوز کرد بمانند تجاوزی که به شما کرد به او تجاوز کنید و از خدا بترسید و بدانید که خدا با پرهیزگاران است. و در راه خدا انفاق کنید و نیروهایتان را به نابودی نیافکنید، و نیکی کنید زیرا خدانیکوکاران را دوست می دارد. و حج وعمره را برای خدا بپایان برید، پس اگر باز مانده شدید هر چه از قربانی برای شما مسیر است بگذرانید و موی سرتان را نتراشید تا وقتی که قربانی به جایگاهش برسد. پس کسی از شما بیمار بود یا زخمی برسرش بود باید از روزه یا صدقه یا قربانی فدیه ای دهد. پس هنگامی که ایمن شدید هر که پس از عمره تمتع آهنگ حج کند باید که از قربانی آنچه مسیر باشد بگذراند، و کسی که نیابد قربانی باید سه روز در حج و هفت روز پس از برگشتن روزه بدارد، آن ده روزه کامل است. این حکم برای کسی است که خاندان وی نزدیک مسجدالحرام نباشند. و از خدا بترسید و بدانید که خدا سخت کیفر است. حج گزاردن در ماههای معینی است. پس هر کس در این ماهها احرام حج بست پس بداند که نه نزدیکی با زن هست در حج و نه زشتکاری و نه مجادله، و هر کار نیکی که بکنید خدا آن را می داند، و توشه بردارید که بهترین توشه پرهیزگاری است و از من پروا گیرید ای خردمندان. باکی بر شما نیست که در پی فزونیی از خدا روید. پس چون از عرفات روانه شوید باید که خدا را نزدیک مشعر الحرام یاد کنید و او را چنان یاد کنید که شما را هدایت کرد و گر چه پیش از آن از گمگشتگان بودید. آنگاه از آنجا که آدمیان روانه شوند روانه شوید و از خدا آمرزش بخواهید زیرا خدا آمرزنده ای مهربان است. پس چون اعمال حجتان را بپایان رساندید باید که خدا را چنان یاد کنید که پدرانتان را یاد می کنید یا یادی محکم تر. و از آدمیان کسی هست که می گوید: پروردگار ما، در دنیا به ما چیزی بده و او در آخرت نصیبی ندارد. و از آنان کسی هست که می گوید: پروردگار ما، در دنیا برای ما پیشامد خوب آور و در آخرت پیشامد خوب، و ما را از عذاب آتش در امان دار. اینان نصیبی از آنچه کرده اند دارند و خدا زود حساب است. و خدا را در روزهایی معین شده سه روز تشویق یاد کنید، پس کسی که بشتاب در دو روز بجای آورد گناهی بر او نباشد، و کسانی که تأخیر کرده باشند در بیرون آمدن از احرام بر آنکس که پروا گرفته باشدگناهی نباشد و از خدا پروا گیرید و بدانید که شما بسوی او فراهم بر انگیخته می شوید. و از آدمیان کسی هست که سخنش درباره زندگی دنیا تو را خوش آید و خدا را بر آنچه در دل دارد گواه می گیرد حال آنکه او سر سخت ترین دشمن است، و چون روی از تو بگرداند در روی زمین تلاش کند تا در آن فساد انگیزد و کشتزار و نسل را تباه گرداند، و خدا فساد را دوست نمی دارد. و چون به او گفته شود که از خدا بترس، او را غرور گنهکاری بگیرد. پس دوزخ او را کفایت کند و براستی چه بد بستری است. و از آدمیان کسی هست که خویشتن در طلب خشنودی خدا بفروشد، و خدا با بندگانش پر رأفت است. هان ای کسانی که ایمان آوردند، همگی به اطاعت در آیید و پیروی گامهای شیطان مکنید که او برای شما دشمنی آشکار است. هر گاه پس از آنکه دلایل روشن به شما رسید لغزیدید، بدانید که خدا مقتدری حکیم است. مگر جز این انتظار دارند که خداوند و فرشتگان در سایه هایی از ابر نزدشان بیایند و کاگزارده آید؟ و کارها بسوی خدا باز می گردد. از بنی اسرائیل بپرس چند از آیات روشن به ایشان دادیم؟ و هر کس نعمت خدا را پس از رسیدنش تبدیل کند پس بداند که خداوند سخت کیفر است. زندگی دنیا برای کسانی که کافر شدند جلوه آراست تا کسانی را که ایمان آوردند مسخره می کنند حال آنکه کسانی که پرهیزگاری نمودند در دوران رستاخیز بر فراز آنها هستند و خداوند هر که را بخواهد بیشمار روزی دهد. آدمیان امت واحد بودند، پس خداوند پیامبرانی مژده آور و بیم دهنده بر انگیخت و با ایشان کتاب آسمانی با حق فرود فرستاد تا آدمیان درباره آنچه بر سرش اختلاف داشتند حکم فرماید و درباره آن فقط کسانی اختلاف کردند که آن را دریافت داشتند آنهم پس از آنکه دلایل روشن به ایشان رسید و از ره تعدی بیکدیگر. پس خدا کسانی را که ایمان آوردند به اذن خویش بدانچه از حق که بر سرش اختلاف داشتند هدایت نمود، و خدا هر که را که بخواهد به راهی راست هدایت می کند. (63)

اذان

چون پیامبر در مدینه استقرار می یابد و برا دران مهاجرش به گرد وی فراهم می آیند و انصار متحد می شوند امر اسلام استحکام می پذیرد.
نماز بر پا می شود. زکات و روزه واجب می آید. قوانین کیفری به اجرا گذاشته می شود. حلال وحرام بر قرار می گردد. و آئین اسلام در میان آنان جریان می یابد. همین دسته از انصارند که در سرای هجرت و ایمان جای می گزینند.
ابتدای ورود پیامبر به مدینه، مردم بدون اینکه کسی آنان را بانگ دهد برای نماز به دور پیامبر گرد می آیند. سپس بر آن می شود که برای فراخواندن مردم به نماز مانند یهودیان بوقی فراهم آرد اما آن را نمی پسندد. آنگاه دستور می دهد تا ناقوسی بسازند تا بابصدا در آوردنش مسلمانان برای نماز گرد آیند، و می سازند. در این احوال، عبدالله بن زید بن ثعلبه از قبیله بلحارث بن خزرج در رویا پیامی دریافت می کند و به خدمت پیامبر آمده می گوید: ای رسول خدا، دیشب رویایی دیدم، مردی که دو جامه سبز در بر و ناقوسی در دست داشت بر من بگذشت. از او پرسیدم: ای بنده خدا، این ناقوس را می فروشی؟ گفت: به چه کارت می آید؟ گفتم: با آن نماز فرا می خوانیم. گفت: می خواهی بهتر از این را به تو سراغ دهم؟ گفتم: آن چیست؟ گفت: می گویی:
الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، اشهدان لا اله الاالله، اشهد ان لااله الاالله، اشهدان محمد رسول الله، اشهدان محمد رسول الله. حی علی الصلاه، حی علی الصلاه. حی علی الفلاح، حی علی الفلاح. حی علی خیر العمل، حی علی خیر العمل (64)الله اکبر، الله اکبر. لا اله الا الله.
چون رویای خویش را برای پیامبر باز می گوید، می فرماید: بیشک این رویای صادقی است ان شاءالله. اینک تو با بلال بر خیزید و این را به وی بیاموز تا آن را به اعلان بخواند زیرا صدای تو رساتر از تو است. چون بلال این اذان می گوید عمر بن خطاب که در خانه خویش است آنرا می شنود. پس بر خاسته در حالیکه پیراهنش بر روی زمین کشیده می شود به خدمت پیامبر می شتابد و می گوید: ای پیامبر خدا، سوگند به آنکس که ترا به حق بر انگیخت من نیز رویای مانند وی دیده ام. پیامبر می فر ماید: سپاس خدایرا بر این حادثه.
زنی از قبیله بنی النجار می گوید: خانه من بلندترین خانه اطراف مسجد بود. بلال هر سپیده دم از فراز آن اذان می گفت. او سحرگاه می آمد و بر فراز خانه می نشست به انتظار سپیده دم. و چون سپیده را می دید دستهای خویش را بلند کرده، می گفت: خدایا ترا می ستایم و از تو علیه قریش کمک می جویم که نگذاری بر دینت چیره شوند. (65)

تحکیم اراده

مسلمانان در شرایط دشواری بسر می برند. برای خشنودی خدا و پیامبرش ترک مال و خانه و کاشانه و خویشاوندگفته اند و دارایی خود را در دست مشرکان رها کرده اند تا ایمان خویش به سلامت برند. یهودیان هم آشکارا دشمنی و بد گویی می کنند و در پی آزار روحی مومنانند. عده ای از ثروتمندان هم رفتاری نفاق آمیز دارند و حاضر نیستند ثروت خویش را در خدمت اسلام و مهاجران تنگدست بگذارند. خداوند، مومنان را با تذکر رویدادهای سختی که بر نسلهای مومن گذشته است دلداری می دهد:
ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما یاتکم مثل الذین خلوا من قبلکم مستهم البأسا و الضراءو زلزلوا حتی یقول الرسول و الذین آمنوا معه متی نصرالله؟ أن ان نصرالله قریب. (66)
آیا پنداشته اید که به بهشت در می آیید حال آنکه هنوز سر گذشت کسانی که پیش از شما بودند برایتان پیش نیامده است، بینوایی کشیدند و بیماری و چنان زیرو زبر شدند که پیامبر و کسانی که همراهش ایمان آورده بودند می گفتند: یاری خدا کی خواهد رسید؟ هان! بیگمان یاری خدانزدیک است.