فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

تغییر قبله

روز دوشنبه پانزدهم رجب- سال دوم هجری- در حالیکه رسول خدا مشغول خواندن نماز ظهر است و در مسجد بنی سالم بن عوف- که نخستین نماز جمعه در آنجا اقامه شده است- فرمان خدا از راه وحی به پیامبر می رسد که روی از بیت المقدس به کعبه آورد. وی که رکعت دوم نماز ظهر را به پایان برده است روی به کعبه می گرداند و مسلمانان هم چنان می کنند و دو رکعت آخر نماز ظهر به سوی کعبه خوانده می شود. (58)
و این آیات کریمه فرود می آید:
بزودی از آدمیان، سبک مغزان گویند چه عاملی یا دلیلی آنان را از قبله ای که بر آن بودند بگردانید؟ بگو: مشرق ومغرب از آن خداوند است، هر که را که بخواهد به راهی راست هدایت کند. و بدینسان شما را امتی وسط قرار دادیم تا گواهان بر آدمیان باشید و پیامبر بر شماگواه باشد. و قبله ای را که بر آن بودی برقرار نکردیم مگر تا کسانی را که پیروی پیامبر کنند از کسانی که بر پاشنه پای خویش وا پس کی گردند باز شناسیم و گرچه آن قبله مسجدالاقصی سخت گران بود مگر بر کسانی که خدا هدایت کرد و خدا بر آن نبود که ایمانتان را ضایع کند زیرا که خدا به آدمیان البته پر رأفتی مهربان است، بیقین، گرویدن رویت را در آسمان می بینیم، پس تو را به قبله ای که می پسندی می گردانیم، اینک رویت را بسوی مسجدالحرام بگردان و هر جا که بودید رویتان را به جانبش بگردانید، و بیشک کسانی که کتاب آسمانی داده شدند البته می دانند که آن حقی است از پروردگار شان و خدا از آنچه می کنند بی خبر نیست. و اگر برای اهل کتاب هر آیتی بیاوری قبله تو را پیروی نکنند و تو پیروی کننده قبله آنان نیستی و آنان پیروی کننده قبله یکدیگرشان نیستند. و اگر پس از آن دانشی که به تو رسید از تمایلات آنان پیروی کنی تو بیشک در آن صورت از ستمکاران باشی. کسانی که کتاب آسمانی دریافت کرده اند او یعنی پیامبر را چنان می شناسند که پسرانشان را می شناسند. و بیگمان گروهی از آنان البته حق را در حالی که می دانند کتمان می کنند. حق از جانب پروردگار تو است، پس تو نباید از تردید کنندگان باشی. و هر گروهی را طریق و قبله ای است که روسوی آن کند، پس بسوی نیکویی ها بشتابید. هر کجا باشید خدا همه تان را فراهم می آورد زیرا که خدا بر هر چیز توانا است. و از هر جا بیرون آمدی رویت را به جانب مسجدالحرام بگردان. و بیگمان آن قرآن حقی است از جانب پروردگارت، و خدا از آنچه می کنید غافل نیست. و از هر جا بیرون آمدی رویت را به جانب مسجدالحرام بگردان. و هر جا که باشید رویتان را به جانب آن بگردانید تا آدمیان را بهانه ای علیه شما نباشد مگر کسانی از آنان که ستم کردند، و از آنان مترسید و از من بترسید، و برای این که نعمتم رابر شما تمام کنم و تا باشد که راه بیابید، چنانکه به میان شما پیامبری از خودتان فرستادم که آیات مرا برایتان تلاوت می کند و شما را پاکیزه می سازد و به شما کتاب آسمانی و حکمت می آموزد و به شما آنچه نمی دانستید می آموزد. پس یادم کنید تا یادتان کنم و مرا شکر گذارید و مرا ناسپاسی مکنید. هان ای کسانی که ایمان آوردند، از شکیبایی روزه و نماز یاری بجویید زیرا که خدا با شکیبایان است. و درباره کسانی که در راه خدا کشته می شوند مگویید مرده اند. در واقع زنده اند اما ادراک نمی کنید.و البته شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش اموال و جانها و میوه ها آزمایش می کنیم، و شکیبایان را مژده بده، آنانکه چون مصیبتی بایشان در رسد گویند: بیگمان ما از خداییم و براستی که بسوی او باز می گردیم. آنان هستند که درودها از پروردگارشان و رحمتی بر آنهاست و راه یافته هم ایشانند. بیگمان، صفاو مروه از شعائر خداست، پس هر کس حج آن خانه کعبه کند یا عمره کند باکی بر اونیست که بر آندو طواف کند، و هر کس داوطلبانه کار خیری کند بیشک خدا سپاس پذیری داناست. بیگمان، کسانی که آن دلایل روشن و هدایت را که فروفرستادیم پس از آنکه آن را برای آدمیان در کتاب آسمانی بیان نمودیم کتمان می کنند آنان را خدا لعنت می کند و هم ایشان را لعنت کنندگان لعنت می فرستند. مگر کسانی که توبه آوردند و شایسته کردار شدند و بیان کردند آنچه را که قبلاًکتمان کرده بودند پس اینان را من توبه بپذیرم و منم توبه پذیر مهربان. براستی کسانی که کافرشدند. و در حالی که کافر بودند مردندآنان هستند که لعنت خدا و فرشتگان و آدمیان همگی بر ایشان است، در آن آتش ماندگارند و عذاب آنان کاهش نگیرد و نه آنان مهلت یابند. و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشاینده مهربان نیست. بیگمان، در آفرینش آسمانها و زمین و آمد وشد شبو روز و کشتی هایی که در دریا بسود آدمیان در حرکت است و آن آبها که خدا از آسمان فرو بارید تا بوسیله اش زمین را پس از مردنش زنده کرد و در آن از هرگونه جنبنده ای بپراکند و گردش بادها و ابرهایی که میان آسمان و زمین مسخر است آیت هاست برای مردمی که می اندیشند. و از آدمیان کسانی هستند که بجای خدا همتایانی می گیرند، آنان را چنان دوست می دارند که خدا را بایسته است، و کسانی که ایمان آوردند عشقی شدیدتر به خدادارند، و اگر کسانی که ستم کردند عذاب را ببینند در یابند که نیرو همه از آن خداست و خدا سخت کیفر است، بدان هنگام که پیروی شدگان از کسانی که پیروی کردند بیزاری جویند و عذاب را ببینند و هر سبب و پیوندی از ایشان گسیخته باشد، و کسانی که پیروی کردند گویند: کاش بازگشتی به دنیا می داشتیم تا از آن بیزاری می جستیم همانگونه که آنان اینک از ما بیزاری جستند. بدینسان خدا کارهایشان را بصورت حسرتهایی برایشان می نمایاند در حالی که آنان از آتش بیرون آمدنی نیستند. هان ای آدمیان، از آنچه در روی زمین حلال و پاکیزه هست بخورید و از پی گامهای شیطان مروید که او برای شما دشمنی نمایان است، جز این نیست که شما را به بدی و فحشاءفرمان می دهد و به این که علیه خدا چیزهایی بگویید که نمی دانید. و چون به آنان گفته شود که آنچه که آنچه را خدا فرو فرستاد پیروی کنید گویند: نه، ما آنچه را که پدرانمان را بر آن یافته ایم پیروی می کنیم. آیا حتی اگر پدرانشان چیزی نفهمند و راه نیابند؟ و داستان کسانی که کافر شدند داستان کسیی است که بانگ بر گوسفندی زند که جز آواز و بانگ نمی شنود، کرندگنگند کورند بدینجهت در نمی یابند. هان ای کسانی که ایمان آوردند از پاکیزه هایی که روزیتان کردیم بخورید و خدا را سپاس برید اگر فقط او را می پرستید. جز این نیست که مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را که جز با نام خدا بر آن برده شده باشد بر شما حرام کرد، پس آنکس که ناچار شد بی آنکه زیاده طلبد یا از حد احتیاج در گذرد بر او گناهی نیست، زیرا که خدا آمرزنده ای مهربان است. بیگمان، کسانی که آنچه را که خدا از کتاب آسمانی فرو فرستاده است کتمان می کنند و بهایی اندک از این کار بدست می آورند آنان جز در آتش در شکمهای خود نمی خورند و خدا در دوران قیامت با آنان سخن نمی گوید و پاکشان نمی نمایاند و عذابی دردناک دارند. اینان هستند که گمراهی را ببهای هدایت، و عذاب را در ازای آمرزش خریده اند، پس چه شکیبایند بر آتش! آن بدین سبب است که خدا کتاب آسمانی را بحق فرو فرستاد و کسانی که درباره کتاب آسمانی اختلاف کردند در ستیزه ای دور و درازند. نیکوکاری این نیست که رویتان را سوی مشرق ومغرب بگردانید، بلکه نیکوکارکسی است که به خدای یگانه ایمان آورد و به دوران آخرت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران، و مال را در دوستی او یا با همه دوست داشتنی بودنش به خویشاوندان و یتیمان و بیچاره گان و راه ماندگان و گدایان و در آزادی بردگان داد و نماز را بپا داشت و زکات بداد، و کسانی که چون پیمان بندند به پیمان خویش وفا کنند و آنان که در بینوایی و بیماری و سختی کارزار شکیبایند، اینان هستند که راست گفتند و پرهیزگار اینان هستند. (59)

اعزام واحد رزمی به نخله (60)

در روزهای آخر ماه رجب، شبی پس از نماز عشاءپیامبر خدا عبیدالله بن جحش را فرا می خواند و به او می فرماید: صبح در حالی که سلاح خویش همراه داری بیا تا ترا به نقطه ای بفرستم. عبدااله بامدادان در حالیکه شمشیر و سپر و کمان و ترکش خویش همراه دارد به درب خانه پیامبر می رود. پیامبر نماز صبح را با مردم می خواند و به خانه باز می گردد. می بیندعبدالله آنجا همراه با تنی چند از قریش ایستاده است. نخست ابی بن کعب را احضار می کند و دستور می دهد. تا فرمانی را بنویسد. سپس عبدالله را احضار می کند و فرمانی را که بر چرمی خولانی نوشته است به وی می دهد و می فرماید: تو را به فرماندهی این عده گماشته ام. حرکت کن، وقتی دوشب پیمودی فرمان کتبی مرا بگشا و بخوان و به آن عمل کن. عبدالله می پرسد: ای رسول خدا، از کدام سو حرکت کنم؟ می فرماید: ازراه نجدیه آهنگ رکیه کن.
عبدالله دررأس آن گروه رزمی حرکت می کند. هشت نفرند: عبدالله بن جحش، ابو حذیفه پسرعتبه بن ربیعه، عامربن ربیعه، واقد بن عبدالله تمیمی، عکاشه بن محصن، خالد بن ابی بکیر، سعد ابی بن وقاص، و عتبه بن غزوان. چهار شتر بیشتر ندارند. هر دونفری بریک شتر سوارند. در بحران که از بخشهای تابعه قبیله بنی سلیم است فرود می آیند و شتران را رها می کنند. شتر عتبه بن غزوان که با سعدابی بن وقاص مشترکاًسوارند گم می شود. این دو در پی شتر می گردند و شش نفر دیگر به سفر جنگی خویش ادامه می دهند. عتبه و سعد پس از دو روز جستجو رد همرزمان خویش می گیرند ولی رد را گم می کنند.
گروه شش نفره چون به چاه ابن ضمیره می رسد عبدالله فرمان کتبی را می گشاید و می خواند. در آن چنین آمده است: برو تا به نام خدا و با برکاتش به نخله برسی. هیچیک از همزمانت را مجبور به حرکت با خویش مساز. با آنان که همراه تو شدند در جهتی که به تو فرمان داده ام پیش رو تا به نخله برسی. در آنجا حرکت کاروان قریش را زیر نظر بگیر.
وقتی فرمان را برای آنان می خواند می افزاید که من هیچیک از شما را مجبور به همراهی نمی کنم.
هر کس خواستار شهادت است در اجرای فرمان رسول خدا کمر بندد و هر کس می خواهد برگردد هم اینک برگردد. یکصدامی گویند: ما فرمانبردار خدا و پیامبرو توهستیم. با برکت الهی به هر سو که می خواهی به راه بیافت. حرکت می کند تا به نخله می رسد و کاروان قریش را می یابد که عمروبن حضرمی، حکم بن کیسان مخزومی، عثمان بن عبدالله مخزومی، و نوفل بن عبدالله مخزومی در آن هستند. کاروانیان چون چشمشان به اینها می افتد می ترسند و ناراحت می شوند. عکاشه سر خود را می تراشد تا کاروانیان آرامش پیدا کنند. نظر واقدبن عبدالله وعکاشه این است که به کاروانیان حمله برند، ولی می گویند: آنان برای عمره آمده اند و اینک ماه محرم است. عکاشه نزدیک می آید و مشرکان با دیدن وی با خود می گویند: اینها عده ای
هستند که بقصد عمره آمده اند، خطری از ناحیه آنان سر نخواهد زد. آرامش خاطر پیدا می کنند و شتران خویش را آزاد می سازند و به پختن غذا سرگرم می شوند. مسلمانان در کار خویش به مشورت می نشینند. روز آخر رجب یا روز اول شعبان است. یکی می گوید: اگر امروز را از دست بدهید آنها وارد منطقه حرم می شوند و در امان می مانند، و اگر دست به طرف آنها دراز کنید در ماه حرام جنگیده اید. دیگری می گوید: امروز را همواره از ماه حرام می شماریم و معتقدیم نباید به طمع مالی که دل به آن بسته اید حرمتش را پایمال کنید.
سرانجام کسانی که در پی مال دنیا هستند اکثریت پیدا می کنند و دیگران را تشویق به جنگیدن می کنند. واقدبن عبدالله پیشاپیش دیگران در حالیکه کمان در دست دارد و تیر در چله کمان نهاده است به راه می افتد و او که تیرش به خطا نمی رود تیری به طرف عمروبن حضرمی انداخته او را می کشد و دیگران بر سر کاروانیان می تازند. عثمان پسر عبدالله بن مغیره و حکم بن کیسان دستگیر می شوند و نوفل پسر عبدالله بن مغیره به چنگ آنان نمی آید. و بر کاروان دست یافته همراه خود می برند. بار آن شراب و چرم و مویز است که از طائف آورده اند.
حکم بن کیسان را مقداد بن عمرو به اسارت گرفته است. فرمانده گروه می خواهد او را گردن بزند. مقدادبه او می گوید: دست از او بردار، و بگذار تا او را به خدمت پیامبر ببریم...
به خدمت پیامبر می رسند. پیامبر، حکم بن کیسان را دعوت می کند که اسلام را بپذیرد. حکم می پرسد: اسلام چیست ک می فرماید: خدای یگانه بیشریک را بپرستی و گواهی دهی که محمد بنده او و پیامبر اوست. پیامبر به تبلیغ وی ادامه می دهد، و حکم پاسخ موافق نمی دهد. عمر بن خطاب می گوید: ای پیامبر خدا، تو با این حرف می زنی؟! بخدا این تا ابد مسلمان نخواهد شد. اجازه بده گردن او را بزنم تا به ژرفای دوزخ در آید!
پیامبر اعتنایی به عمر نمی کند، تا حکم بن کیسان می گوید: مسلمان شدم. آنگاه رو به عمر می گرداند که اگر پیشنهاد تو را در حق وی پذیرفته و او را کشته بودم به آتش دوزخ در می آمد.
عمر می گوید: وقتی دیدم او مسلمان شد ناراحت گشتم و با خود اندیشیدم که چگونه در مورد کاری که پیامبر بهتر از من می داند در برابر وی سخن می گویم. گفتم: من با آن حرفم پیشنهادی ازره خیرخواهی برای خدا و پیامبرش دادم. حکم بن کیسان مسلمان شد و مسلمان خوبی هم شد. در راه خدا جهاد کرد تا در جنگ چاه معونه به شهادت رسید در حالیکه رسول خدا از وی خشنود بود، و به بهشت در آمد.
قریش تبلیغات به راه می اندازند که محمد حرمت ماه حرام را پایمال کرد. هم خون ریخت و هم اموال ما را تصاحب کرد، در حالیکه قبلاًآن ماه را محترم می شمرد و بزرگ می داشت. بعضی از مسلمانان در جواب آنها می گویند: در شب ماه شعبان و نه در آخر رجب به شما آسیب وارد آمده است.
چون اسیران و کاروان را به مدینه می آورند پیامبر آن کالاهارا توقیف می کند و در آن تصرف نمی کند و دو اسیر را نگاه می دارد، و به افراد گروه رزمی می فرماید: من به شما دستور ندادم در ماه حرام بجنگید.
آنان سخت ناراحت می شوند و گمان می برند که به گمراهی رفته اند. کسانی هم که می آیند این کاررا کاری ناپسند می شمارند و به آنان پرخاش و سرزنش می کنند، و مدینه یکپارچه آتش می شود. یهودیان هم شایعه می سازند که واقد بن عبدالله تمیمی، عمروبن حضرمی را کشت! عمرو بنای جنگ ریخت! حضرمی جنگ را حاضر کرد! واقد افروزه جنگ آورد!(61)
قریش نماینده ای به خدمت پیامبر می فرستد تا با دادن فدیه ای دو اسیر خویش را آزاد کنند. پیامبر می فرماید تا دودوست ما- یعنی سعد ابی بن وقاص و عتبه بن غزوان- نیایند این دو اسیر را با گرفتن فدیه آزاد نخواهیم کرد، و اگرآندو را بکشید این دو رفیقتان را خواهم کشت.
وقتی سعد وعتبه، سالم به مدینه می رسند پیامبر با گرفتن چهل اوقیه نقره برای هر یک از دو اسیر آنها را تحویل نماینده قریش می دهد.
غنائم نخله را پیامبر نگاه می دارد و پس از جنگ بدر، آنها را همراه با غنائم بدر میان مسلمانان تقسیم می کند. (62)

فرمان روزه

مجموعه دیگری از آیات فرود می آید همراه با فرمان روزه:
هان ای کسانی که ایمان آوردند، قصاص در مورد کشتگان بر شما چنین مقرر گردید: آزاد به آزاد، و بنده به بنده، و زن به زن، پس هر کس که از برادرش چیزی به او بخشوده گشت قصاص را تبدیل به دیه کرد سزاوار است که شیوه ای پسندیده پیش گیرد و در پرداخت به وی نیکویی کند. آن، تخفیف و رحمتی است از پروردگاتان. از این پس هر کس تجاوز کند. عذابی دردناک دارد. و برای شما ای خردمندان در قصاص زندگیی است باشد که شما پرهیزگار شوید. بر شما مقرر گردید که چون یکی از شما را مرگ فرا رسد اگر مالی بر جا می نهد برای پدر ومادر و خویشاوندان به گونه پسندیده وصیت کند، حقی است بر عهده پرهیزگاران. پس کسی که آن وصیت را بعد از شنیدن تبدیل کرد گناهش تنها بر کسانی است که تبدیلش می کنند، زیرا که خدا شنوایی داناست. پس کسی که از وصیت کننده بیم آن کرد که رغبتی به یکی از ورثه در دادن سهم بیشتر یا گناهی کند یا اختصاص مالی به امری نامشروع آنگاه میان آنان میراث بران را به صلاح در آورد دیگر گناهی بر او نخواهد بود زیرا که خدا آمرزنده ای مهربان است. هان ای کسانی که ایمان آوردند، بر شما روزه مقرر گردید تا مگر پرهیزگار شوید، چند روزی معدود، پس هر که از شما بیمار یا در سفر باشد باید که چند از دیگر روزها روزه بدارد، و بر کسانی که تحمل آن برایشان دشوار باشد باندازه طعام یک بیچاره باید فدیه بپردازند، پس هر کس داوطلبانه مالی دهد آن برایش بهتر خواهد بود، و اگر روزه بدارید برایتان بهتر است اگر می دانستید. ماه رمضان که در آن قرآن فرود آمد که هدایت است برای آدمیان و دلایل روشنی است از هدایت وفرقان، پس هر کس از شما که آن ماه را دریافت باید که آن را روزه بدارد، و هرکس بیمار یا در سفر بود باید چندی از دیگر روزها روزه بدارد، خدا برای شما آسانی می خواهد و برای شما دشواری نمی خواهد، و باید که شمارهروزه ها را کامل کنید و باید که خدا را به بزرگی یاد کنید بشکرانه هدایتی که شما را کرد و باشد که شما سپاس گزارید. و چون بندگانم از تو درباره من پرسند بگو که من نزدیکم، دعای نیایشگر را چون مرا بخواند اجابت می کنم، پس باید که دعوت مرا اجابت کنند و باید که به من ایمان آورند باشد که آنان ره کمال پویند. برای شما آمیزش با زنانتان در شب روزه حلال گشت، آنان جامه مصونیت شمایند و شما جامه مصونیت آنان. خدا بدانست که شما با خویشتن خیانت می کردید، پس توبه شما بپذیرفت و از شما در گذشت. پس اینک با آنها بیامیزید و آنچه را خدا برایتان مقرر کرده است بجویید و بخورید و بیاشامید تا هنگامی که رشته سپیدگاه از رشته سیاه باز نموده شود، آنگاه روزه را تا به شب به پایان برید. و در حالیکه در مسجد معتکف هستید با زنان میامیزید. این، منع های خداست، پس به آنها نزدیک نشوید بدینسان خدا یا آتش را برای آدمیان روشن می سازد مگر پرهیزگار شوند. و اموال خود را بنا حق در میان خودتان مخورید که پاره ای به حکام می دهید تا بخشی از اموال مردم را از ره گناه بخورید در حالی که می دانید. از تو درباره ماههای نو می پرسند، بگو: آنها میقات هایی است برای آدمیان و برای حج، ونیکوکاری بدین نیست که به خانه از بامش در آیید، بلکه نیکوکار کسی است که پرهیزگاری کرد، و به خانه از درش در آیید واز خدا پروا گیرید مگر رستگار شوید. و در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند بجنگید و تجاوز مکنید زیرا که خدا تجاوز کاران را دوست نمی دارد. و هر جا که آنان را یافتید بکشیدشان و از هر جا که شما را بیرون کردند بیرون برانیدشان، و شکنجه از دین بیرون بردن بدتر از کشتن است. و نزدیک مسجدالحرام با آنان نجنگید مگر با شما در آنجا بجنگند، پس هرگاه با شما جنگیدند آنان را بکشید، چنین است جزای کافران. پس هرگاه باز ایستادند آنک خدا آمرزنده ای مهربان است. و با آنان بجنگید تا شکنجه از دین بیرون بردن نباشد و دین یا پرستش برای خدای یگانه باشد، پس چون باز ایستادند آنک دشمنی علیه ستمکاران نباشد. ماه به ماه حرام، و حرامها با هم برابرند. پس هر کس به شما تجاوز کرد بمانند تجاوزی که به شما کرد به او تجاوز کنید و از خدا بترسید و بدانید که خدا با پرهیزگاران است. و در راه خدا انفاق کنید و نیروهایتان را به نابودی نیافکنید، و نیکی کنید زیرا خدانیکوکاران را دوست می دارد. و حج وعمره را برای خدا بپایان برید، پس اگر باز مانده شدید هر چه از قربانی برای شما مسیر است بگذرانید و موی سرتان را نتراشید تا وقتی که قربانی به جایگاهش برسد. پس کسی از شما بیمار بود یا زخمی برسرش بود باید از روزه یا صدقه یا قربانی فدیه ای دهد. پس هنگامی که ایمن شدید هر که پس از عمره تمتع آهنگ حج کند باید که از قربانی آنچه مسیر باشد بگذراند، و کسی که نیابد قربانی باید سه روز در حج و هفت روز پس از برگشتن روزه بدارد، آن ده روزه کامل است. این حکم برای کسی است که خاندان وی نزدیک مسجدالحرام نباشند. و از خدا بترسید و بدانید که خدا سخت کیفر است. حج گزاردن در ماههای معینی است. پس هر کس در این ماهها احرام حج بست پس بداند که نه نزدیکی با زن هست در حج و نه زشتکاری و نه مجادله، و هر کار نیکی که بکنید خدا آن را می داند، و توشه بردارید که بهترین توشه پرهیزگاری است و از من پروا گیرید ای خردمندان. باکی بر شما نیست که در پی فزونیی از خدا روید. پس چون از عرفات روانه شوید باید که خدا را نزدیک مشعر الحرام یاد کنید و او را چنان یاد کنید که شما را هدایت کرد و گر چه پیش از آن از گمگشتگان بودید. آنگاه از آنجا که آدمیان روانه شوند روانه شوید و از خدا آمرزش بخواهید زیرا خدا آمرزنده ای مهربان است. پس چون اعمال حجتان را بپایان رساندید باید که خدا را چنان یاد کنید که پدرانتان را یاد می کنید یا یادی محکم تر. و از آدمیان کسی هست که می گوید: پروردگار ما، در دنیا به ما چیزی بده و او در آخرت نصیبی ندارد. و از آنان کسی هست که می گوید: پروردگار ما، در دنیا برای ما پیشامد خوب آور و در آخرت پیشامد خوب، و ما را از عذاب آتش در امان دار. اینان نصیبی از آنچه کرده اند دارند و خدا زود حساب است. و خدا را در روزهایی معین شده سه روز تشویق یاد کنید، پس کسی که بشتاب در دو روز بجای آورد گناهی بر او نباشد، و کسانی که تأخیر کرده باشند در بیرون آمدن از احرام بر آنکس که پروا گرفته باشدگناهی نباشد و از خدا پروا گیرید و بدانید که شما بسوی او فراهم بر انگیخته می شوید. و از آدمیان کسی هست که سخنش درباره زندگی دنیا تو را خوش آید و خدا را بر آنچه در دل دارد گواه می گیرد حال آنکه او سر سخت ترین دشمن است، و چون روی از تو بگرداند در روی زمین تلاش کند تا در آن فساد انگیزد و کشتزار و نسل را تباه گرداند، و خدا فساد را دوست نمی دارد. و چون به او گفته شود که از خدا بترس، او را غرور گنهکاری بگیرد. پس دوزخ او را کفایت کند و براستی چه بد بستری است. و از آدمیان کسی هست که خویشتن در طلب خشنودی خدا بفروشد، و خدا با بندگانش پر رأفت است. هان ای کسانی که ایمان آوردند، همگی به اطاعت در آیید و پیروی گامهای شیطان مکنید که او برای شما دشمنی آشکار است. هر گاه پس از آنکه دلایل روشن به شما رسید لغزیدید، بدانید که خدا مقتدری حکیم است. مگر جز این انتظار دارند که خداوند و فرشتگان در سایه هایی از ابر نزدشان بیایند و کاگزارده آید؟ و کارها بسوی خدا باز می گردد. از بنی اسرائیل بپرس چند از آیات روشن به ایشان دادیم؟ و هر کس نعمت خدا را پس از رسیدنش تبدیل کند پس بداند که خداوند سخت کیفر است. زندگی دنیا برای کسانی که کافر شدند جلوه آراست تا کسانی را که ایمان آوردند مسخره می کنند حال آنکه کسانی که پرهیزگاری نمودند در دوران رستاخیز بر فراز آنها هستند و خداوند هر که را بخواهد بیشمار روزی دهد. آدمیان امت واحد بودند، پس خداوند پیامبرانی مژده آور و بیم دهنده بر انگیخت و با ایشان کتاب آسمانی با حق فرود فرستاد تا آدمیان درباره آنچه بر سرش اختلاف داشتند حکم فرماید و درباره آن فقط کسانی اختلاف کردند که آن را دریافت داشتند آنهم پس از آنکه دلایل روشن به ایشان رسید و از ره تعدی بیکدیگر. پس خدا کسانی را که ایمان آوردند به اذن خویش بدانچه از حق که بر سرش اختلاف داشتند هدایت نمود، و خدا هر که را که بخواهد به راهی راست هدایت می کند. (63)