فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

دشنام مزورانه

مسلمانان گاهی به پیامبر خدا عرض می کنند: راعنا- ملاحظه حال ما را بفرما، یا لحظه ای اجازه بفرما! یهودیان با شنیدن این سخن، خوشحال می شوند چون راعنا به زبان یهودی فحشی است! و با خود می گویند: تا کنون ما مخفیانه به محمد دشنام می دادیم. از حالا می توانیم آشکارا به محمد دشنام بدهیم، چون این دشنام از سخنان رایج است. پس وقتی به خدمت پیامبر خدا می آیند می گویند: ای محمد، راعنا! و پوزخند می زنند. سعد بن عباده که از انصار است و زبان یهودیان را بلد است به نیرنگ آنها پی می برد، و به آنها می گوید: ای دشمنان خدا! لعنت خدا بر شما باد نه بر دیگری. سوکند به آنکه جان محمد در دست اوست اگر یکی از شما بشنوم که این حرف را بر زبان آورده است گردنش را خواهم زد! می گویند: مگر خود شما همین کلمه را نمی گویید؟! پس خداوند این آیت را فرو می فرستد:
یا ایهاالذین آمنوا لا تقولوا راعنا، و قولوا انظرنا و اسمعوا و للکافرین عذاب الیم. (49)
هان ای کسانی که ایمان آوردند، مگویید راعنا و بگویید انظرنا و گوش کنید، و برای کافران عذابی دردناک است.نه کسانی که از اهل کتاب که کافر شدند می خواهند و نه مشرکان که خیری از پروردگارتان بر شما فرود آید، حال آنکه خدا هر که را بخواهد به رحمتش اختصاص دهد و خدا دارای فضل عظیم است. (50)

لشکرکشی به بواط

درربیعالاول- یکسال پس از هجرت- در رأس سپاهی به بواط میرود که در سه منزلی مدینه قرار دارد، و کاروان قریش بفرماندهی امیه بن خلف از آن حمایت می کنند. بدون درگیری به مدینه باز می گردند.

نخستین لشکرکشی به بدر

در همان ماه ربیعالاول، کرزبن جابر فهری به رمه های مردم مدینه که در جماءو اطراف آن مشغول چرایند دستبرد مزند. پیامبر در رأس یکدسته سپاهی به تعقیب او میروند تابهبدر می رسند و چون مهاجم را نمی یابند به مدینه باز می گردند.