فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

لشکرکشی به ابواء(45)

یازده ماه پس از هجرت، در ماه صفر، پیامبر خدا در رأس سپاهی به ابواءمی رود تا کاروان قریش را تهدید کند. در این سفر جنگی با عشیره بنی ضمره از قبیله کنانه پیمان صلحی می بندد بدین مضمون که به سپاه دشمن وی نپیوندد و هیچکس را علیه وی یاری ندهند. این پیمان را می نویسد و باز می گردد. این سفر پانزده روز طول می کشد. (46)

دینسازی احبار یهود

پس از آنکه آصف بن برخیا از سلطنت بر کنار می شود احبار شیطان صفت یهودی جادو و نیرنگهایی را نوشته و آن را به آصف بن برخیا نسبت می دهند، و می نویسند: این دانشی است که سلطان آصف بن برخیا دارد! و آنها را در زیر جای عبادت وی به درون زمین می نهند. چون دوره رهبری سلیمان سپری می شود بدون این که بداند در آنجا چه نوشته پنهان شده است همان احبار آن نوشته ها را زیر خاک بیرون آورده به مردم می گویند: سلیمان بوسیله این معلومات بر شما رهبری و حکومت یافت،بنابر این باید اینهارا یاد بگیرند. علمای متعهد می گویند: پناه بر خدا! اینها معلومات وعلم سلیمان نیست! احبار پست و فرومایه می گویند: اینها معلومات وعلم سلیمان است! و بنا می کنند به تعلیم دادن آنها به مردم، و کتابهای پیامبران را ترک می کنند. در نتیجه، عده ای زبان به سرزنش سلیمان می گشایند. این اتهام همچنان بر سلیمان می ماند تا محمد صلی الله علیه و آله وسلم به رسالت بر انگیخته می شود و وحی بر تبرئه آن حضرت بر زبان پیامبر خدا روان می گردد:
واتبعوا ماتتلوا الشیطین علی ملک سلیمان. و ما کفر سلیمان و لیکن الشیطین کفروا یعلمون الناس السحر... (47)
و آنچه را که شیطانها در عهد سلیمان می خواندند پیروی کردند حال آنکه سلیمان کافر نگشت بلکه شیطانها کفر ورزیدند که جادو به آدمیان آموختند، و آنچه که بر آن دو فرشته- هاروت و ماروت- در بابل فرود آمد پیروی کردند حال آنکه به کسی تا نمی گفتند که ما برای آزمایشیم نبادا کافر شوی، نمی آموختند. پس عده ای از آن دو چیزی می آموختند تا بدان میان زن وشوهر جدایی افکنند حال آنکه آنان قادر به زیان رساندن به کسی بوسیله آن نبودند مگر به اذن خدا، و چیزی می آموختند که به آنان زیان می رسانید و سود نمی رسانید. و بیقین، وانستند که قطعاًکسی که آن را بفروشد در آخرت سود نصیبی ندارد، و البته بد چیزی است آنچه خویشتن بدان بفروختند اگر می دانستند. و اگر آنان ایمان آورده و پرهیزگار کرده بودند البته ثوابی که از جانب خدا باشد بهتر است اگر می دانستند. (48)

دشنام مزورانه

مسلمانان گاهی به پیامبر خدا عرض می کنند: راعنا- ملاحظه حال ما را بفرما، یا لحظه ای اجازه بفرما! یهودیان با شنیدن این سخن، خوشحال می شوند چون راعنا به زبان یهودی فحشی است! و با خود می گویند: تا کنون ما مخفیانه به محمد دشنام می دادیم. از حالا می توانیم آشکارا به محمد دشنام بدهیم، چون این دشنام از سخنان رایج است. پس وقتی به خدمت پیامبر خدا می آیند می گویند: ای محمد، راعنا! و پوزخند می زنند. سعد بن عباده که از انصار است و زبان یهودیان را بلد است به نیرنگ آنها پی می برد، و به آنها می گوید: ای دشمنان خدا! لعنت خدا بر شما باد نه بر دیگری. سوکند به آنکه جان محمد در دست اوست اگر یکی از شما بشنوم که این حرف را بر زبان آورده است گردنش را خواهم زد! می گویند: مگر خود شما همین کلمه را نمی گویید؟! پس خداوند این آیت را فرو می فرستد:
یا ایهاالذین آمنوا لا تقولوا راعنا، و قولوا انظرنا و اسمعوا و للکافرین عذاب الیم. (49)
هان ای کسانی که ایمان آوردند، مگویید راعنا و بگویید انظرنا و گوش کنید، و برای کافران عذابی دردناک است.نه کسانی که از اهل کتاب که کافر شدند می خواهند و نه مشرکان که خیری از پروردگارتان بر شما فرود آید، حال آنکه خدا هر که را بخواهد به رحمتش اختصاص دهد و خدا دارای فضل عظیم است. (50)