فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

یهودیان وفرشته وحی

یهودیان به خدمت پیامبر آمده می گویند: ای ابوالقاسم، درباره چند چیز از تو می پرسیم، اگر جواب درست دادی پیرو تو می شویم. بگو: کدامیک از فرشتگان پیش تو می آیند؟ چون برای هر پیامبری یکی از فرشتگان درگاه پروردگار عزوجل پیامی را از طریق وحی می رساند. بنابراین، فرشته ای که با تو تماس می یابد کیست؟ می فرماید: جبرئیل. می گویند: همان که امر جنگ و کشتن را می آورد! او دشمن ماست. اگر گفته بودی میکائیل، آن که باران و رحمت را فرود می آورد، ما از تو پیروی می کردیم! در این باره، خداوند متعال این آیت را فرو می فرستد:
قل من کان عدوالجبرئیل فانه نزله علی قلبک باذن الله مصدقالما بین یدیه و هدی و بشری للمومنین. (43)
هر کس دشمن جبرئیل باشد بداند که او آن قرآن را به اذن خدا بر دل تو فرو آورد که تصدیق کننده کتاب پیش از خویش است و هدایت است و مژده برای مومنان. هر کس دشمن خدا و فرشتگانش و پیامبرانش و جبرئیل و میکائیل باشد بداند که بیگمان خدا دشمن کافران است. و بیقین، آیاتی روشن بسوی تو فروفرستادیم، و جز زشتکاران منکر آن نمی شوند. آیا هر وقت پیمانی بستند دسته ای از آنان پشت پا به آن می زنند. واقعیت این است که بیشترشان ایمان نمی آورند. و وقتی پیامبری از جانب خدا نزدشان آمد که تصدیق کننده آن کتاب است که با ایشان است دسته ای از کسانی که کتاب آسمانی دریافت کرده اند کتاب خدا را پس پشت افکندندپنداری که آنان نمی شناسند. (44)

لشکرکشی به ابواء(45)

یازده ماه پس از هجرت، در ماه صفر، پیامبر خدا در رأس سپاهی به ابواءمی رود تا کاروان قریش را تهدید کند. در این سفر جنگی با عشیره بنی ضمره از قبیله کنانه پیمان صلحی می بندد بدین مضمون که به سپاه دشمن وی نپیوندد و هیچکس را علیه وی یاری ندهند. این پیمان را می نویسد و باز می گردد. این سفر پانزده روز طول می کشد. (46)

دینسازی احبار یهود

پس از آنکه آصف بن برخیا از سلطنت بر کنار می شود احبار شیطان صفت یهودی جادو و نیرنگهایی را نوشته و آن را به آصف بن برخیا نسبت می دهند، و می نویسند: این دانشی است که سلطان آصف بن برخیا دارد! و آنها را در زیر جای عبادت وی به درون زمین می نهند. چون دوره رهبری سلیمان سپری می شود بدون این که بداند در آنجا چه نوشته پنهان شده است همان احبار آن نوشته ها را زیر خاک بیرون آورده به مردم می گویند: سلیمان بوسیله این معلومات بر شما رهبری و حکومت یافت،بنابر این باید اینهارا یاد بگیرند. علمای متعهد می گویند: پناه بر خدا! اینها معلومات وعلم سلیمان نیست! احبار پست و فرومایه می گویند: اینها معلومات وعلم سلیمان است! و بنا می کنند به تعلیم دادن آنها به مردم، و کتابهای پیامبران را ترک می کنند. در نتیجه، عده ای زبان به سرزنش سلیمان می گشایند. این اتهام همچنان بر سلیمان می ماند تا محمد صلی الله علیه و آله وسلم به رسالت بر انگیخته می شود و وحی بر تبرئه آن حضرت بر زبان پیامبر خدا روان می گردد:
واتبعوا ماتتلوا الشیطین علی ملک سلیمان. و ما کفر سلیمان و لیکن الشیطین کفروا یعلمون الناس السحر... (47)
و آنچه را که شیطانها در عهد سلیمان می خواندند پیروی کردند حال آنکه سلیمان کافر نگشت بلکه شیطانها کفر ورزیدند که جادو به آدمیان آموختند، و آنچه که بر آن دو فرشته- هاروت و ماروت- در بابل فرود آمد پیروی کردند حال آنکه به کسی تا نمی گفتند که ما برای آزمایشیم نبادا کافر شوی، نمی آموختند. پس عده ای از آن دو چیزی می آموختند تا بدان میان زن وشوهر جدایی افکنند حال آنکه آنان قادر به زیان رساندن به کسی بوسیله آن نبودند مگر به اذن خدا، و چیزی می آموختند که به آنان زیان می رسانید و سود نمی رسانید. و بیقین، وانستند که قطعاًکسی که آن را بفروشد در آخرت سود نصیبی ندارد، و البته بد چیزی است آنچه خویشتن بدان بفروختند اگر می دانستند. و اگر آنان ایمان آورده و پرهیزگار کرده بودند البته ثوابی که از جانب خدا باشد بهتر است اگر می دانستند. (48)