فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

یهودیان و انتظار ظهور

یهودیان پیش از بعثت رسول خدا مدعی هستند که به مددپیامبری که بزودی مبعوث خواهد گشت بر قبائل اوس و خزرج پیروز خواهندشد.
وقتی خداوند پیامبر مورد انتظار را از میان عرب بر می گزیند به وی کافر می شوند و آنچه را قبلاًبر زبان داشته اند انکار می کنند. معاذ بن جبل و بشر پسر براءبن معرور- از عشیره بنی سلمه- به آنها می گویند: ای گروه یهود! از خدابترسید و مسلمان شوید. شما قبلاًو زمانی که ما مشرک بودیم می گفتید بوسیله محمد پیامبر آینده بر ما پیروز خواهید شد و پیشگویی می نمودید که بزودی مبعوث خواهد گشت، و خصوصیات او را برای ما شرح می دادید! سلام بن مشکم- یکی از یهودیان بنی نظیر- می گوید: او چیزی را که از نظر ما پسندیده و شناخته باشد نیاورده است. این آن کسی نیست که ما برای شما درباره اش سخن می گفتیم! در این باره چنین فرود می آید:
ولما جاءهم کتاب من عندالله مصدق لما معهم و کانوا من قبل یستفتحون علی الذین کفروا فلما جاءهم ما غرفوا کفروا به، فلعنه الله علی الکافرین. (41)
و چون برای آنان کتابی از جانب خدا آمد که تصدیق کننده همان است که همراه ایشان است و پیشتر نیز پیروزی می جستند بر کسانی که کافر شدند به تورات، پس وقتی آنچه که بشناختند در رسیدنشان به آن کافر شدند، پس لعنت خدا بر کافران باد. بد چیزی است آنچه که خویشتن بدان فروختند بدین ترتیب که به آنچه خدا فرو فرستاد کافر می شوند ازره حسد به این که خدا از فضل خویش بر هر که از بندگانش کهخواهد فرو می فرستد. پس به خشمی از پی خشمی گرفتار آمدند و کافران عذابی خوار کننده دارند. و چون به آنان گفته شود: بدانچه خدا فرو فرستاد ایمان آورید، گویندن بدانچه بر ما فرو فرستاده شد ایمان می آوریم. و بدانچه ازپی آنست و آن حق است و تصدیق کننده آنچه همراه دارند کافر می شوند. بگو: پس اگر مومن بودید چرا پیشتر پیامبران خدا را می کشتید؟ و به یقین، موسی با دلایل روشن یا معجزه ها نزد شما آمد آنگاه در غیاب وی گوساله را به پرستش گرفتید در حالی ستمکار بودید. و چون پیمان شما را گرفتیم و طور را بر فرازتان بالابردیم که آنچه را برای شما آوردیم محکم بگیرید و گوش بسپارید، گفتند: گوش سپردیم و فرمان نبردیم. و بسبب کفرشان گوساله پرستی در دلهایشان نوشیده شد. بگو: چه بد است آنچه ایمانتان- اگر مومن بوده باشید- بآن دستور می دهد. بگو: اگر سرای آخرت نرد خدا از میان آدمیان خاص شما باشد پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می گویید. و هرگز آن را آرزو نکنید هیچگاه بسبب آنچه بدست خویش کرده اند، و خدا به حال ستمکاران داناست. و البته می بیند که از همه آدمیان بر آن نوع زندگی دلبسته ترند و از کسانی که هم که شرک آوردند. هر یک از آنان آرزو می کند که یکهزار سال عمر کند، حال آنکه او را اینکه عمر کند از عذاب دور نکند، و خدا بدانچه می کنند بیناست. (42)

یهودیان وفرشته وحی

یهودیان به خدمت پیامبر آمده می گویند: ای ابوالقاسم، درباره چند چیز از تو می پرسیم، اگر جواب درست دادی پیرو تو می شویم. بگو: کدامیک از فرشتگان پیش تو می آیند؟ چون برای هر پیامبری یکی از فرشتگان درگاه پروردگار عزوجل پیامی را از طریق وحی می رساند. بنابراین، فرشته ای که با تو تماس می یابد کیست؟ می فرماید: جبرئیل. می گویند: همان که امر جنگ و کشتن را می آورد! او دشمن ماست. اگر گفته بودی میکائیل، آن که باران و رحمت را فرود می آورد، ما از تو پیروی می کردیم! در این باره، خداوند متعال این آیت را فرو می فرستد:
قل من کان عدوالجبرئیل فانه نزله علی قلبک باذن الله مصدقالما بین یدیه و هدی و بشری للمومنین. (43)
هر کس دشمن جبرئیل باشد بداند که او آن قرآن را به اذن خدا بر دل تو فرو آورد که تصدیق کننده کتاب پیش از خویش است و هدایت است و مژده برای مومنان. هر کس دشمن خدا و فرشتگانش و پیامبرانش و جبرئیل و میکائیل باشد بداند که بیگمان خدا دشمن کافران است. و بیقین، آیاتی روشن بسوی تو فروفرستادیم، و جز زشتکاران منکر آن نمی شوند. آیا هر وقت پیمانی بستند دسته ای از آنان پشت پا به آن می زنند. واقعیت این است که بیشترشان ایمان نمی آورند. و وقتی پیامبری از جانب خدا نزدشان آمد که تصدیق کننده آن کتاب است که با ایشان است دسته ای از کسانی که کتاب آسمانی دریافت کرده اند کتاب خدا را پس پشت افکندندپنداری که آنان نمی شناسند. (44)

لشکرکشی به ابواء(45)

یازده ماه پس از هجرت، در ماه صفر، پیامبر خدا در رأس سپاهی به ابواءمی رود تا کاروان قریش را تهدید کند. در این سفر جنگی با عشیره بنی ضمره از قبیله کنانه پیمان صلحی می بندد بدین مضمون که به سپاه دشمن وی نپیوندد و هیچکس را علیه وی یاری ندهند. این پیمان را می نویسد و باز می گردد. این سفر پانزده روز طول می کشد. (46)