فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

یهودیان و احکام تورات

یهودیان به دو دسته تقسیم شده اند: بنی قینقاع همپیمان قبیله خزرج هستند، و بنی نضیر و بنی قریظه همپیمان قبیله اوس هستند. وقتی جنگی میان اوس و خزرج در می گیرد بنی قینقاع در سپاه خزرج قرار می گیرند و بنی نضیر و بنی قرظه به سپاه اوس می پیوندند و هر یک از این دو طایفه یهودی از همپیمانان مشرک خویش علیه همکیشان یهودی خود پشتیبانی می کند و خون یهودیان طائفه دیگر را می ریزد، در عین حال تورات را در دست دارند و می دانند که چه کارهایی برای آنان جایز است و چه کابرای آنان نارواست، ومی دانند که دو قبیله اوس و خزرج مشرکند و بت می پرستند و از بهشت و دوزخ و رستاخیز و قیامت و کتاب آسمانی و حلال و حرام بی خبرند! وقتی هم جنگ تمام می شود بنا بر حکم تورات اسیران خویش را با دادن فدیه ای از همدیگر باز می ستانند و آزاد می کنند. بنی قینقاع برای آزادی یهودیانی از قبیله خویش که در چنگ اوس اسیرند فدیه می دهند، و بنی نضیر و بنی قریظه برای آزادی افراد خویش که در چنگ خزرج اسیرند فدیه می دهند، و خونهایی را که از طرفین ریخته شده است پایمال شده اعلام می کنند و در این کار از مشرکان خویش علیه طائفه یهودی مقابل پشتیبانی می نمایند. پس خداوند چنین وحی می فرستد: افتومنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض؟ یعنی به یک حکم تورات، اسیر یهودی را با دادن فدیه آزاد می کنی، ولی باز یهودی دیگری را که به حکم تورات نباید بکشی می کشی، هم می کشی و هم او را از خانه و سرزمینش بیرون می رانی و بمنظور بدست آوردن مال دنیا علیه وی با کسی متحد می شوی که مشرک است و بجای خدا بت می پرستد! (39)
اینک شما همان گروه، خودیهایتان را می کشید و گروهی از خودتان را از دیارشان بیرون می کنید، از ره گنهورزی و تجاوز کاری علیه آنان همپشت می شوید، و اگر اسیر شما شوند فدیه از آنان می خواهید حال آنکه بیرون کردن آنان بر شما حرام شده است. آیا بدینسان به بخشی از کتاب تورات ایمان می بندید و به بخشی دیگر کافر می شوید؟ پس کفر کسی از شما که چنان می کند جز ننگ و رسدایی در زندگی دنیا نیست، و در دوران قیامت بسوی شدیدترین عذابها باز برده خواهند شد، و خدا از آنچه می کنید غافل نیست. اینها هستند کسانی که زندگی دنیا را در ازای آخرت خریدند، بر اثرش عذاب از آنها کاستی نگیرد و نه آنان یاری شوند. و چنین رخ داد که به موسی کتاب تورات دادیم وازپی او پیامبرانی فرستادیم و عیسی بن مریم را دلایل روشن یا معجزه ها آوردیم و او را با روح القدوس تأیید کردیم. آیا با اینهمه، هرگاه پیامبری چیزی یرای شما بیاورید که به میلتان نباشد استکبار می ورزید و تنی چند را تکذیب می کنید و چندتنی را می کشید؟ و گفتند: دلهای ما در پوششی است. واقع این است که خداآن را بسبب کفرشان لعنت کرده است و بر اثرش اندک گاه ایمان می آورند! (40)

اعزام گروه رزمی سعدبن ابی وقاص به خرار

هشت ماه از هجرت گذشته، در ماه ذیقعده، پیامبر پرچمی برای سعد بن ابی وقاص ترتیب می دهد و او را به خرار می فرستد که آبگاهی است در جحفه نزدیک به غدیر خم. پیامبر به او دستور می دهد تا در خرار موضع بگیرد زیرا کاروانی از آن قریش از آنجا عبور خواهد کرد. او با بیست یا بیست ویکتن پیاده به راه می افتند. شب راه می پیمایند و روز استتار می کنند تا صبح روز پنجم به آنجا می رسند و می بینند که کاروان دیروز عبور کرده است. چون پیامبر دستور داده است که از خرار پیش تر نروند به تعقیب کاروان قریش نمی پردازند.

یهودیان و انتظار ظهور

یهودیان پیش از بعثت رسول خدا مدعی هستند که به مددپیامبری که بزودی مبعوث خواهد گشت بر قبائل اوس و خزرج پیروز خواهندشد.
وقتی خداوند پیامبر مورد انتظار را از میان عرب بر می گزیند به وی کافر می شوند و آنچه را قبلاًبر زبان داشته اند انکار می کنند. معاذ بن جبل و بشر پسر براءبن معرور- از عشیره بنی سلمه- به آنها می گویند: ای گروه یهود! از خدابترسید و مسلمان شوید. شما قبلاًو زمانی که ما مشرک بودیم می گفتید بوسیله محمد پیامبر آینده بر ما پیروز خواهید شد و پیشگویی می نمودید که بزودی مبعوث خواهد گشت، و خصوصیات او را برای ما شرح می دادید! سلام بن مشکم- یکی از یهودیان بنی نظیر- می گوید: او چیزی را که از نظر ما پسندیده و شناخته باشد نیاورده است. این آن کسی نیست که ما برای شما درباره اش سخن می گفتیم! در این باره چنین فرود می آید:
ولما جاءهم کتاب من عندالله مصدق لما معهم و کانوا من قبل یستفتحون علی الذین کفروا فلما جاءهم ما غرفوا کفروا به، فلعنه الله علی الکافرین. (41)
و چون برای آنان کتابی از جانب خدا آمد که تصدیق کننده همان است که همراه ایشان است و پیشتر نیز پیروزی می جستند بر کسانی که کافر شدند به تورات، پس وقتی آنچه که بشناختند در رسیدنشان به آن کافر شدند، پس لعنت خدا بر کافران باد. بد چیزی است آنچه که خویشتن بدان فروختند بدین ترتیب که به آنچه خدا فرو فرستاد کافر می شوند ازره حسد به این که خدا از فضل خویش بر هر که از بندگانش کهخواهد فرو می فرستد. پس به خشمی از پی خشمی گرفتار آمدند و کافران عذابی خوار کننده دارند. و چون به آنان گفته شود: بدانچه خدا فرو فرستاد ایمان آورید، گویندن بدانچه بر ما فرو فرستاده شد ایمان می آوریم. و بدانچه ازپی آنست و آن حق است و تصدیق کننده آنچه همراه دارند کافر می شوند. بگو: پس اگر مومن بودید چرا پیشتر پیامبران خدا را می کشتید؟ و به یقین، موسی با دلایل روشن یا معجزه ها نزد شما آمد آنگاه در غیاب وی گوساله را به پرستش گرفتید در حالی ستمکار بودید. و چون پیمان شما را گرفتیم و طور را بر فرازتان بالابردیم که آنچه را برای شما آوردیم محکم بگیرید و گوش بسپارید، گفتند: گوش سپردیم و فرمان نبردیم. و بسبب کفرشان گوساله پرستی در دلهایشان نوشیده شد. بگو: چه بد است آنچه ایمانتان- اگر مومن بوده باشید- بآن دستور می دهد. بگو: اگر سرای آخرت نرد خدا از میان آدمیان خاص شما باشد پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می گویید. و هرگز آن را آرزو نکنید هیچگاه بسبب آنچه بدست خویش کرده اند، و خدا به حال ستمکاران داناست. و البته می بیند که از همه آدمیان بر آن نوع زندگی دلبسته ترند و از کسانی که هم که شرک آوردند. هر یک از آنان آرزو می کند که یکهزار سال عمر کند، حال آنکه او را اینکه عمر کند از عذاب دور نکند، و خدا بدانچه می کنند بیناست. (42)