فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

اعزام گروه رزمی عبیده بن حارث

هفت ماه از هجرت گذشته، در ماه شوال، پرچمی برای عبیده بن حارث گره می زند و او را در رأس یک گروه رزمی به رابغ- درده میلی جحفه بطرف قدید- می فرستد. وی همراه با شصت سوار- که همه از قریشند- حرکت می کند. بر سر آبی بنام احیاء با ابو سفیان پسر حرب که در رأس یکدسته دویست نفره است بر می خورد. سعد بن ابی وقاص پیشاپیش همرزمانش قرار می گیرد و در حالیکه تنی چند او را در پناه گرفته اند شروع به تیر اندازی می کند تاترکش او خالی می شود. و او نخستین کسی است در تاریخ اسلام که تیر می اندازد. هر تیری هم که می اندازد یکی از دشمنان یا ستورش را می کشد یا مجروح می کند. شمشیر از نیام نمی کشند و برای جنگیدن آرایش نمی گیرند و جز همین تیر اندازی دو طرفه کاری صورت نمی گیرد و دو سپاه به اردوی خویش باز می گردند. سعد بن ابی وقاص می گوید: به عبیده گفتم: دشمن از ترس رو به هزیمت نهاده است. اگر آنان را تعقیب کنیم می توانیم به آنها صدمه یا تلفاتی وارد کنیم. اما او با رأی من موافقت ننمود، و ما به مدینه باز گشتیم. (38)

عروسی

در ماه شوال، پیامبر که عائشه دختر ابو بکر را در مکه به عقد خویش در آورده است به خانه می آورد در حالیکه عائشه نه ساله است.

یهودیان و احکام تورات

یهودیان به دو دسته تقسیم شده اند: بنی قینقاع همپیمان قبیله خزرج هستند، و بنی نضیر و بنی قریظه همپیمان قبیله اوس هستند. وقتی جنگی میان اوس و خزرج در می گیرد بنی قینقاع در سپاه خزرج قرار می گیرند و بنی نضیر و بنی قرظه به سپاه اوس می پیوندند و هر یک از این دو طایفه یهودی از همپیمانان مشرک خویش علیه همکیشان یهودی خود پشتیبانی می کند و خون یهودیان طائفه دیگر را می ریزد، در عین حال تورات را در دست دارند و می دانند که چه کارهایی برای آنان جایز است و چه کابرای آنان نارواست، ومی دانند که دو قبیله اوس و خزرج مشرکند و بت می پرستند و از بهشت و دوزخ و رستاخیز و قیامت و کتاب آسمانی و حلال و حرام بی خبرند! وقتی هم جنگ تمام می شود بنا بر حکم تورات اسیران خویش را با دادن فدیه ای از همدیگر باز می ستانند و آزاد می کنند. بنی قینقاع برای آزادی یهودیانی از قبیله خویش که در چنگ اوس اسیرند فدیه می دهند، و بنی نضیر و بنی قریظه برای آزادی افراد خویش که در چنگ خزرج اسیرند فدیه می دهند، و خونهایی را که از طرفین ریخته شده است پایمال شده اعلام می کنند و در این کار از مشرکان خویش علیه طائفه یهودی مقابل پشتیبانی می نمایند. پس خداوند چنین وحی می فرستد: افتومنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض؟ یعنی به یک حکم تورات، اسیر یهودی را با دادن فدیه آزاد می کنی، ولی باز یهودی دیگری را که به حکم تورات نباید بکشی می کشی، هم می کشی و هم او را از خانه و سرزمینش بیرون می رانی و بمنظور بدست آوردن مال دنیا علیه وی با کسی متحد می شوی که مشرک است و بجای خدا بت می پرستد! (39)
اینک شما همان گروه، خودیهایتان را می کشید و گروهی از خودتان را از دیارشان بیرون می کنید، از ره گنهورزی و تجاوز کاری علیه آنان همپشت می شوید، و اگر اسیر شما شوند فدیه از آنان می خواهید حال آنکه بیرون کردن آنان بر شما حرام شده است. آیا بدینسان به بخشی از کتاب تورات ایمان می بندید و به بخشی دیگر کافر می شوید؟ پس کفر کسی از شما که چنان می کند جز ننگ و رسدایی در زندگی دنیا نیست، و در دوران قیامت بسوی شدیدترین عذابها باز برده خواهند شد، و خدا از آنچه می کنید غافل نیست. اینها هستند کسانی که زندگی دنیا را در ازای آخرت خریدند، بر اثرش عذاب از آنها کاستی نگیرد و نه آنان یاری شوند. و چنین رخ داد که به موسی کتاب تورات دادیم وازپی او پیامبرانی فرستادیم و عیسی بن مریم را دلایل روشن یا معجزه ها آوردیم و او را با روح القدوس تأیید کردیم. آیا با اینهمه، هرگاه پیامبری چیزی یرای شما بیاورید که به میلتان نباشد استکبار می ورزید و تنی چند را تکذیب می کنید و چندتنی را می کشید؟ و گفتند: دلهای ما در پوششی است. واقع این است که خداآن را بسبب کفرشان لعنت کرده است و بر اثرش اندک گاه ایمان می آورند! (40)