فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

اعزام گروه رزمی حمزه بن عبدالمطلب

(ره) ماه از هجرت، در رمضان، نخستین گروه رزمی را به فرماندهی حمزه بن عبدالمطلب تشکیل می دهد و اعزام می دارد. پرچمی که رسول خدا برای وی گره می زند نخستین پرچم جنگی است. گروه رزمی وی مرکب است از سی سوار که دو بخشند: پانزده مهاجر و پانزده انصاری. عده ای از مهاجران عبارتنداز: ابو عبیده بن جراح، ابو حذیفه پسر عتبه بن ربیعه، سالم آزاد شده ابو حذبفه، عامر بن ربیعه، عمروبن سراقه، زید بن حارثه، کناز بن حصین، پسرش- مرثد بن کناز- انسه آزاد شده رسول خدا. از انصار این نامها در تاریخ هست: ابی بن کعب، عماره بن حزم، عباده بن صامت، عبید بن اوس، اوس بن خولی، ابودجانه، منذر بن عمرو، رافع بن کعب، عبدااله پسر عمروبن حرام، وقطبه پسر عامر بن حدیده. (34)
این گروه رزمی چون به سیف البحر می رسد راه بر کاروان قریش که از شام آمده و رو به مکه دارد می بندد. ابوجهل با سیصد سوار از مردم مکه همراه این کاروانند. دو سپاه برای جنگیدن آرایش می گیرند. اما مجدی بن عمرو که با هر دو طرف همپیمان است میانجی می شود و آنقدر با این دسته آن دسته گفتگومی کند تا از هم جدا می شوند. حمزه با یارانش به مدینه باز می گردند، و ابوجهل و دار ودسته اش با کاروان خویش رو به مکه رو منهند. بدون این که جنگی میان آنان در گیرد. حمزه به پیامبر خبر می دهدکه مجدی میانجی شده و در کارایشان انصاف بخرج داده است. هیأتی از طرف مجدی به خدمت پیامبر می آید، ایشان را خلعت می پوشد و به گرمی پذیرایی می کند، و از مجدی بن عمرو یاد کرده می فرماید: تا جایی که بیاد می آورم همواره همایون سیرت و فرخنده کردار بوده است. (35)

یهودیان وعذاب آخرت

یهودیان این گفته را بر زبان دارند که دوره زندگی دنیا هفت هزار سال است. مردم در ازای هر یکهزار سال از روزهای دنیا یکروز از روزهای آخرت در آتش می مانند. بنابراین حساب، آتش فقط هفت روزخواهدبود آنگاه عذاب قطع خواهدگشت! پس این آیت اشاره به آن گفته، فرود می آید: و قالوا لن تمسناالنار الا ایاما معدوده... (36)
و گفتند: آتش هرگز با ما تماس نیابد مگر چند روزی: بگو آیا از نزد خدا پیمانی گرفتید و خدا هرگز پیمانش را خلاف نکند؟ یا چیزی را که نمی دانید بر عهده خدا می گویید. آری، هر کس کار بدی کند و گناهش او را فرا گیرد پس آنان همدم دوزخ باشند، آنان در آن ماندگارند. و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند آنان همدم بهشتند، آنان در آن جاویدانند. و آنگاه که پیمان بنی اسرائیل گرفتیم که جز خدای یگانه مپرستید و به پدرومادر نیکی کنید و به خویشاوندان و یتیمان و بیچارگان، و به آدمیان سخن خوش بگویید و نماز به پا دارید و زکات بپردازید. آنگاه پشت کردید به حق مگر عده کمی از شما در حالی که رو گردان بودید. و آن هنگام را که پیمان شما را گرفتیم که خونهای خود را بریزید و خودیهاتان را از دیارتان بیرون کنید، سپس در حالی که گواهی می دادید اقرار نمودید. (37)

اعزام گروه رزمی عبیده بن حارث

هفت ماه از هجرت گذشته، در ماه شوال، پرچمی برای عبیده بن حارث گره می زند و او را در رأس یک گروه رزمی به رابغ- درده میلی جحفه بطرف قدید- می فرستد. وی همراه با شصت سوار- که همه از قریشند- حرکت می کند. بر سر آبی بنام احیاء با ابو سفیان پسر حرب که در رأس یکدسته دویست نفره است بر می خورد. سعد بن ابی وقاص پیشاپیش همرزمانش قرار می گیرد و در حالیکه تنی چند او را در پناه گرفته اند شروع به تیر اندازی می کند تاترکش او خالی می شود. و او نخستین کسی است در تاریخ اسلام که تیر می اندازد. هر تیری هم که می اندازد یکی از دشمنان یا ستورش را می کشد یا مجروح می کند. شمشیر از نیام نمی کشند و برای جنگیدن آرایش نمی گیرند و جز همین تیر اندازی دو طرفه کاری صورت نمی گیرد و دو سپاه به اردوی خویش باز می گردند. سعد بن ابی وقاص می گوید: به عبیده گفتم: دشمن از ترس رو به هزیمت نهاده است. اگر آنان را تعقیب کنیم می توانیم به آنها صدمه یا تلفاتی وارد کنیم. اما او با رأی من موافقت ننمود، و ما به مدینه باز گشتیم. (38)