فهرست کتاب


پیامبری و جهاد

استاد جلال الدین فارسی

اجتماعی- سیاسی- نظامی

پیامبر خدا میان مهاجران و انصار قرار دادی می نویسد و در آن با اموالشان تثبیت می کند و تعهداتی را نسبت به آنان می پذیرد و ضمناً تعهداتی از آنان می گیرد، بدین مضمون:

بسم الله الرحمن الرحیم

این قرارداد مکتوبی است از محمد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میان مومنان و مسلمانان که از قریش و یثرب مدینه اند و هر کس از آنان پیروی کرده به ایشان بپیوندد و همراه آنان جهاد کند، زیرا آنان در میان آدمیان یک امتند. مهاجرانی که از قریشند بر همان حال عشیره ای خویش در میان خود خونبها کی پردازند و فدیه اسیر خویش را بمقدار متداول و عادلانه به مومنان می دهند. بنی عوف بر همان حال عشیره ای خویش در میان خود همان خونبهای پیشین را به یکدیگر می پردازند و هر شاخه از آنان فدیه اسیر خویش را بمقدار متداول و عادلانه به مومنان می دهند. بنی ساعده... و بنی الحارث...و بنی جشم... و بنی النجار... و بنی عمروبن عوف... و بنی النبیت...
و بنی الاوسد بر همان حال عشیره ای خویش همان خونبهای پیشین را به یکدیگر می پردازند و هر شاخه از آنان فدیه اسیر خویش را به مقدار متداول و عادلانه به مومنان می دهند. و مومنان از این که فدیه یا خونبهایی را بجای مومن بدهکاری بمقدار متداول بپردازند دریغ نمی ورزند. و هیچ مومنی مومنی با آزاد شده مومنی جز بموافقت وی همپیمان نشود. و مومنان پرهیزگار علیه کسی از ایشان که اقدام به تجاوز مسلحانه کند یا در پی ستمی یا گناهی یا تعرضی فاحش یا افسادی میان مومنان باشد همدستند و همه نیرویشان یکپارچه علیه وی خواهد بود گر چه وی فرزند یکی از آنان باشد. و هیچ مومنی مومن دیگر را در ازای کافری نکشد و نه کافری را در برابر مومنی پشتیبانی کند. و بیگمان تعهدی که در برابر خدا شود یکپارچه است، کم رتبه ترین فرد مومنان از طرف آنان پناهندگی می دهد. و مومنان در برابر آدمیان کافران مولای یکدیگرند. و هر کس از یهودیان از ما پیروی کند حق یاری و همترازی بر ما خواهد یافت بطوریکه بر او ستم نرود و نه مخالفش یاری شود. صلح مومنان یکپارچه است بطوریکه هیچ مومنی بجای مومنی در جنگ راه خدا قرار صلح ننهد مگر بر عهده همه آنان یکسان باشد. هر جنگجویی که همراه ما بجنگد در جنگهای بعدی باید شرکت کند. مومنان خونهایی را که از آنان در راه خدا ریخته شود دسته جمعی خونخواهی کنند.
مومنان پرهیزگار بر بهترین و ارزشمندترین هدایتند. هیچ مشرکی و یهودیی مال یا جانی از آن قریش را در پناه خویش نگیرد و مانع دسترسی مومنی به آن نشود. هر کس مومنی را بی جنایت قتلی بکشد با آگاهی روشن از آن باید که قصاص شود مگر این که ولی مقتول راضی شود، و مومنان همگی علیه وی بایستند و برای آنان جز این که علیه وی بایستند روا نباشد. برای هیچ مومنی که بر آنچه در این قرار کتبی هست صحه گذارد و به خدا و دوران رستاخیز ایمان آورد روا نباشد که متخلفی را یاری یا پناه دهد. هر کس وی را یاری یا پناه دهد لعنت و خشم خدا در دوران قیامت بر او باشد و از او تبدیل و تاوانی پذیرفته نمی شود. شما درباره هر چیزی که اختلاف پیدا کردید باید آن را نزد خدای عزوجل و نزد محمد صلی الله علیه و آله و سلم باز برید. یهودیان وقتی که مومنان در حال جنگیدن باشند همراه آنان تأمین هزینه خواهند کرد. یهودیان بنی عوف گروهی هستند با مومنان. برای یهودیان دین آنان است و برای مسلمانان دین ایشان، چه برای خودشان و چه برای آزاد شدگان آنان، مگر کسی که ستم کند و گناه کند که وی جز خویشتن و خانواده خویش را به تباهی نبرد. یهودیان بنی نجار همان حقوقی دارند که یهودیان بنی عوف راست. یهودیان بنی ساعده همان را دارند که یهودیان بنی عوف دارند. یهود بنی جشم راهمان حقوقی است که یهودیان بنی عوف راست. یهودیان بنی الاوس نظیر حقوق یهودیان بنی عوف را دارند. یهودیان بنی ثعلبه همان حقوق یهودیان بنی عوف را دارند. مگر کسی که ستم کند یا گناه کند که در آن صورت جز خویشتن و خانواده خود را تباه نکند. جفنه که شاخه ای از قبیله ثعلبه است مانند ایشان باشد. برای بنی شطیبه حقوقی مانند یهودیان بنی عوف است. و نیکوکاری باشد نه تعدی. آزاد شدگان قبیله ثعلبه مثل خود ایشان هستند، و خانواده یهودیان مثل خود ایشان هستند. هیچیک از آنان بدر نشونداز عضویت قبیله مگر به اجازه محمد صلی الله علیه و آله و سلم. هیچکس مانع کیفر زخمی نتواند شد. و هر کس به دیگری آسیب رساند بر عهده خویش و خانواده خویش کرده باشد مگر کسی که ستم کندو با او در آسیب رسانی شرکت کند. و خداوند بر این قرار خشنود باشد. خرجی یهودیان بر عهده ایشان است و خرجی مسلمانان بر عهده آنان. قرار آنان این است که یکدیگر را در برابر کسی که با امضاء کنندگان این پیمان بجنگد یاری دهند. قرار آنان بر این است که یکدیگر را نصیحت و دلسوزی کنند و نیکوکاری کنند نه تعدی. و این که هیچکس بخاطر همپیمان خویش مرتکب گناهوتعدی نشود. و این که ستمدیده ای را یاری کنند. و این که یهودیان با مومنان- تا وقتی که در حال جنگ باشند- در مخارج شرکت کنند. و این که درون یثربمدینه برای امضاء کنندگان این پیمان محترم باشد. و این که پناهنده هر کس چون خود وی ایمن از گزند و تعدی باشد. و این که هیچ زنی را بدون اجازه خانواده اش پناه ندهند. و این که هر تخلف یا کشمکشی میان امضا کنندگان این پیمان رخ دهد که بیم آشوبی از آن رود باید که به آستان خدای عزوجل و آستان محمد صلی الله علیهو آله و سلم باز برده شود. و این که خدا از آنچه در این قرارداد مکتوب آمده است خشنود باشد. و این که هیچکس از قبیله قریش و پشتیبانان آنان پناه داده نشود. و این که در برابر هر کس که به یثرب هجوم آورد همدیگر را یاری دهند، و چون به صلحی خوانده شوند که آنان آن صلح بپذیرند ایشان نیز آن صلح را پذیرفته باشند، و ایشان چون به صلحی مانند آن خوانده شوند همین تعهد پذیری بر مومنان واجب آید مگر تعهد کسی که علیه دین جنگیده باشد. بر عهده هر دسته ای سهم آن بخشی است که در طرف ایشان است. یهودیان اوس- چه خودشان و چه آزاد شدگانشان- دارای همان حقوق و تعهداتی هستند که امضاء کنندگان این پیمان هستند بشرط نیکوکاری خالصانه با امضاء کنندگان این قرارداد مکتوب. و باید که نیکوکاری باشد نه تعدی. هر که کاری کند بمسوولیت خویشتن کرده باشد. خداوند از مفاد این قرارداد مکتوب خشنود است. این قرارداد مانع کیفر ستمکار یا تعدی کننده ای نخواهد بود. هر که در مدینه هست- چه در حال سفر و چه در حال اقامت- در امان باشد مگر کسی که ستم کند یا تعدی کند. و بیگمان خداوند و محمد پیامبر خدا صلی الله علیهو آله و سلم پناه دهنده هر نیکوکار و پرهیزگاری هستند. (11)

پیمان برادری میان مومنان

پیامبر میان یارانش- از مهاجران و انصار- پیمان برادری می بندد تا دو تن دو تن در راه خدا برادر می شوند. آنگاه دست علی ابن ابیطالب را گرفته می گوید: این برادر من است. بدینسان رسول خدا که سرور پیامبران و امام پرهیزگاران و فرستاده پروردگار عالمهای آفریدگان است و در میان بندگان خدا همتا و همانندی ندارد با علی ابن ابیطالب برادر می شود. حمزه پسر عبدالمطلب که شیر خدا و شیر پیامبر خدا و عموی او است با زید بن حارثه که آزاد شده پیامبر است برادر می شود چنانکه حمزه در جنگ احد وقتی کارزار آغاز می کند وصیت می کند که اگر کشته شد زیدبن حارثه میراث بر وی خواهد بود. جعفربن ابطالب ملقب به ذوالجناحین وپرنده بهشت با معاذبن جبل که از قبیله بنی سلمه است برادر می شود. ابوبکر پسر ابی قحافه با خارجه بن زهیر از قبیله بلحارث بن خزرج برادر می شود. عمرابن خطاب با عتبان بن مالک از قبیله بنی سالم بن عوف برادر می شود. ابوعبیده جراح که عامر بن عبدالله نام دارد با سعدبن معاذ از قبیله عبدالاشهل برادر می شود. عبدالرحمن بن عوف با سعد بن ربیع از قبیله بلحارث بن خزرج برادر می شود. زیبربن عوام با سلمه بن سلامه از قبیله عبدالاشهل یا بروایتی با عبدالله بن مسعود همپیمان بنی زهره برادر می شود. عثمان بن عفان با اوس بن ثابت از قبیله بنی النجار برادر می شود. طلحه بن عبیدالله با کعب بن مالک از قبیله بنی سلمه، سعدبن زیدبن عمرو با ابی بن کعب از قبیله بنی النجار، مصعب بن عمیر بن هاشم با ابو ایوب- خالد بن زید- از قبیله بنی النجار، ابوحذیفه پسر عتبه بن ربیعه با عبادبن بشر از قبیله عبد الاشهل، عمار بن یاسر- همپیمان بنی مخزوم- با حذیفه بن الیمان از قبیله عبد عیس- و همپیمان قبیله عبدالاشهل، ابوذر- که همان بریربن جناده یا جندب بن جناده غفاری باشد- با منذر بن عمرو از قبیله بنی ساعده، حاطب بن ابی بلتعه- همپیمان بنی اسد- با عویم بن ساعده از قبیله عمرو بن عوف، سلمان فارسی با ابودرداء- عویمر بن ثعلبه- از قبیله بلحارث بن خزرج، بلال- آزاد شده ابوبکر و موذن پیامبر- با ابورویحه عبدالله بن عبدالرحمن خثعمی برادر می شوند. عده ای از یاران پیامبرند که میانشان پیمان برادری می بندد و نامشان برده شده است. (12)
این پیمان برای یاران پیامبر چندان عزیز است که بعدها وقتی عمربن خطاب دیوان حقوق مجاهدان را تدوین می کند و بلال می خواهد به شام رفته جهاد کند عمر از او می پرسد حقوقت را ای بلال به که می سپاری؟ می گوید: به ابورویحه، من هرگز از او جدا نخواهم گشت! به احترام او به پاس آن پیمان برادری که رسول خدا میان آن دوبسته است... (13)