حضور قلب در نماز «علل و درمان حواسپرتی در نماز »

نویسنده : علی اصغر عزیزی تهرانی

مقدمه

یکی از شرطهای اساسی پذیرفته شدن نماز در نزد خدای متعال، مساله حضور قلب پیدا کردن در حین نماز است؛ از این رو آیات و روایات فراوانی در این باره وارد شده که همه بر این مطلب تصریح می کنند که میزان قبولی نماز، بستگی به میزان توجه انسان در نماز دارد و این در حالی است که متاسفانه بسیاری از ما عبادتهای خود را بدون حضور قلب و با حواسپرتی کامل انجام می دهیم و به همین جهت است که یک عمر نماز می خوانیم، اما اثری از آثار معنوی و روح نواز آن را در خود نمی بینیم.
در اهمیت حضور قلب همین بس که غالب بزرگان و اندیشمندان فصلی از کتاب خود را به این موضوع اختصاص داده اند، همانند کتاب آداب الصلوة امام خمینی قدس سره که بحق از کتابهای بی نظیری، در نوع خود است و هر فصلی از آن، گره های زیادی را باز می کند.
روش تحقیق در این کتاب
از آن جایی که تمام مباحثی که تاکنون درباره حضور قلب، در کتابهای بیان شده، کلی است و در خود فهم همگان نیست، بر آن شدیم تا با روشی جدید به این بحث بپردازیم.
امروز یکی از روشهایی که در آموزش و تحقیق مطرح است، روش کار بردی یا استقرایی است که در اصطاح منطق به آن تعریف به مثال گویند. این طریقه از بهترین روشهای آموزش و تحقیق است که برای فهم آسان تر و بهتر و سریع تر به کار گرفته می شود. در این روش موضوعات کلی به همراه مثالها و مصادیق روش، تعریف می شود.
مباحث اصلی این نوشتار عبارتند از:
الف) عوامل حواسپرتی و درمان آن؛
ب) عوامل حضور قلب؛
ج) علل ترک نماز و درمان آن.
که هر یک از این تقسیمات به یک سلسله عوامل اصلی و کلی بازگشت می کند، ولی برای روشن شدن مطلب و طولانی نشدن نوشتار، مثالها و مصادیق مهمی را که در روایات به آنها اشاره شده، ذکر می کنیم.
امید است این نوشتار، عاشقان و طالبان حضور را به یافتن و پرداخت دعوت نماید و برای آنان به مصداق انظر الی ما قال و لا تنظر الی من
قال(1) سودمند افتد.
پایان از خداوند طلب استغفار دارم و از شر وساوس شیطان و وهم و خیال و هوای نفس به او پناه می برم.
علی اصغر عزیزی تهرانی
حوزه علمیه قم
20 صفر 1416 ه. ق

فصل اول اهمیت و امکان حضور قلب

01لزوم تحصیل حضور قلب

الف) در ضرورت تحصیل حضور قلب همین بس که بدانیم: نماز بی حضور قلب، نماز حقیقی نیست و وقتی نماز از حقیقت و باطن خود جدا شد و به صورت یک عمل بی روح در آمده، در چنین نمازی وجود ندارد و چه بسا موجب دوری از خدا هم بشود.
احادیث فراوانی در این باره وارد شده که همه بر این مطلب تصریح می کنند که میزان قبولی نماز، بستگی به میزان حضور قلب در نماز دارد و به تناسب
وجود حضور قلب، نماز مورد قبول واقع می شود. امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
ان العبد لیرفع له من صلاته نصفها او ثلثها او ربعها او خمسها و ما یرفع له الا ما اقبل علیه بقلبه؛(2) همانا از نماز انسان، نصفش، ثلثش، ربعش یا خمسش بالا برده می شود و آن مقداری از نماز که توجه قبلی داشته باشد بالا برده می شود.
و در روایت دیگری امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
علیک بالاقبال علی صلاتک فانما یحسب لک فیها ما اقبک علیه منها بقلبک؛(3) بر تو است که توجه قبلی در نمازت داشته باشی، پس همانا محسوب می شود برایت از نمازت، آن مقداری که با قلبت، توجه به نماز داشتی.
همچنین روایات دیگری از رسول اکرم و ائمه هدی (علیه السلام) در این باره وارد شده که همه دلالت دارند بر این که حضور قلب در نماز امری ضروری است.
ب) در توضیح بیشتر مطلب، باید گفت از آن جای که روح و حقیقت نماز متوقف بر وجود حضور قلب است، آثار و فوایدی هم که در آیات و روایات آمده، برای نماز با حضور قلب است، نتیجه آن که با نبودن حضور قلب، آثار لازم بر نماز مترتب نخواهد شد.
دلیل این گفته، همین نمازی است که می خوانیم، ولیکن اثری از آن را در نفس خود مشاهده نمی کنیم؛ این گونه نمازها نه تنها عامل بازدارنده در برابر گناه نیست، چه بسا موجب خودبینی و خود بزرگ بینی هم بشود، چرا که با خواندن نماز، یک احساس کاذب، موجب بعد از خدا می گردد که بلایی عظیم است؛ یعنی آنچه که موجب نزدیکی به خداوند است، عامل دوری از او می شود. در همین زمینه امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
من احب ان یعلم اقبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعته صلاته عن الفحشاء و المنکر فبقدر ما منعته قبلت منه؛(4) هر کس دوست دارد بداند که نمازش مورد قبل واقع شده یا نه، باید نگاه کند که آیا نمازش او را از منکر و فحشا باز داشته یا نه، به مقداری که او را از منکرات و فحشا باز داشته از او قبول می شود.
با ضمیمه کردن این روایات با روایات دیگر، نتیجه گرفته می شود که میزان قبولی نماز بستگی دارد به مقدار حضور قلب در نماز؛ یعنی هر چه حضور قلب در نماز بیشتر باشد، باز دارندگی نماز از گناه نیز مؤثرتر خواهد بود، به طوری که حضور قلب کامل، موجب پاک سازی کامل روح آدمی می گردد، چنانکه در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده:
اذا قام العبد الی الصلوة فکان هواه و قبله الی الله فانصرف کیوم ولدته امه؛(5) هنگامی که انسان برای نماز می ایستد، باید تمام توجهش و قلبش به خدا باشد تا هنگام اتمام نماز مانند روزی باشد که از مادر متولد شده باشد.
نکته
حضور قلب از شرایط صحت نماز نیست؛ یعنی با نبودن حضور قلب نماز باطل نمی شود و از لحاظ فقهی اشکالی ندارد، ولیکن چنین نمازی، قالبی و بی فضیلت و غیر مقبول است، یعنی بالا نمی رود و اثر معراجی خود را از دست می دهد.
و دلیل آن که حضور قلب از شرایط صحت نماز نیست، احتمالا برای سختی و عسر و حرجی بود که برای اکثر مردم ایجاد می شد، چرا که اکثر مردم برای تحصیل حضور قلب به زحمت می افتند و از عهده انجام آن بر نمی آیند و چه بسا این امر را بهانه ای برای ترک نماز قرار می دهند.