فهرست کتاب


مهدی (عج) معجزه جاودان

محمد حسین طسوجی

اجر یاوران امام قائم (عج)

جابر می گوید: گروهی بودیم که بعد از انجام مناسک حج، بر امام باقر (علیه السلام) وارد شدیم و با ایشان خداحافظی کرده عرض کردیم: یا بن رسول الله!توصیه ای بفرمائید. پس امام (علیه السلام) فرمود: امر ما و آن چه از جانب ما به شما رسیده است مراعات کنید، اگر آن را موافق قرآن یافتید به آن عمل کنید و اگر آن را موافق قرآن نیافتید رد کنید و اگر امر بر شما مشتبه شد و ندانستید چه کنید، تاویل کنید و آن را به ما برگردانید تا این که برایتان تفسیر کرده مطلب را روشن نمائیم. اگر آن طور که ما توصیه کردیم عمل نمودید و از آن تخطی نکردید، در این صورت هر یک از شما، قبل از خروج قائم ما از دنیا برود شهید به حساب می آید و اگر قائم ما را درک کند و در رکاب او کشته شود اجر دو شهدی را دارد و هر کس در کنار او، دشمنی از دشمنانش را بکشد پاداش بیست شهید دارد. (315)
عبدالحمید واسطی می گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: خداوند سالمت بدارد، ما در انتظار فرج مهدی (عج) ، بازارها و کسبمان را ترک کردیم تا جایی که نزدیک است بعضی از ما، به احتیاج و درخواست بیفتد. فرمود: ای عبدالحمید!آیا فکر می کنی کسی که خود را برای خدا در گرفتاری و مشقت افکنده است، خداوند، راه خلاصی برایش قرار نمی دهد؟ آری به خدا قسم، خدا برایش گریزگاهی از گرفتاری قرار خواهد داد، رحمت خداوند بر کسی که به خاطر ما، خود را به گرفتاری بیندازد، رحمت خداوند بر کسی که امر ما را زنده بدارد. عرض کردم: اگر قبل از این که قائم را درک کنم از دنیا بروم چطور؟
فرمود: هر کس از شما که بگوید: اگر من قائم آل محمد را درک کنم او را یاری می کنم، او مثل کسی است که در کنار امام شمشیر زده است. و کسی که در کنار او شهید شود، دو شهادت نصیبش شده است- یا ثواب دو شهادت را دارد- (316)
ابی الجارود از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند: بدان که بنی امیه، سلطنتی دارند که مردم نمی توانند آن را از ایشان بگیرند و اهل حق، دولت و حکومتی دارند که وقتی زمان برقراری آن برسد، خداوند هر کس از ما اهل بیت را که بخواهد، ولایت می دهد، هر کس از شما که آن دولت و ولایت را درک کند، با ما در اوج اعلی است، و هر کس که قبل از رسیدن آن، خداوند جانش را بگیرد، خیر و نیکویی را برای او اراده فرموده است. (317)
ابو حمزه از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند: از مسائل حتمی و تغییر ناپذیر در نزد خداوند، قیام قائم ماست و هر که در آن چه می گویم، شک کند، در حال کفر خدا را ملاقات خواهد کرد. تا این که فرمود: ای ابا حمزه!هر کس او را درک کند و همان طور که تسلیم و در اختیار محمد (ص) و علی (علیه السلام) بوده است، تسلیم و در اختیار او باشد، بهشت بر او واجب است و هر که تسلیم او نباشد از بهشت محروم است و جایگاهش جهنم است، و جایگاه ستمکاران، بد جایگاهی است. (318)

نزول حضرت عیسی (علیه السلام) برای یاری حضرت مهدی (عج)

معمر بن راشد از امام صادق (علیه السلام) از پیامبر (ص) نقل می کنند که فرمود: مهدی از نسل من است، وقتی خروج کند عیسی بن مریم برای یاریش فرود می آید، او را پیش رو قرار داده و پشت سرش اقتدا می کند. (319)
ابوبصیر می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: آن چه از سنتهای الهی در مورد غیبتهای آنان جریان پیدا کرده است درباره قائم ما اهل بیت نیز جاری می شود... سپس خداوند عزوجل او را ظاهر می کند و شرق و غرب عالم را!دست او فتح می نماید، عیسی بن مریم روح الله نازل می شود و پشت سر او نماز می خواند... (320)
جابر بن عبدالله انصاری از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: ... مهدی از نسل من است، بین رکن و مقام ظهور می کند، پیراهن ابراهیم و ردای اسماعیل را به تن و کفش شیث نبی (علیه السلام) را به پا دارد و دلیل این مطلب، فرمایش پیامبر است که فرمود: عیسی بن مریم، از آسمان فرود می آید و همراه مهدی (عج) است، وقتی ظهور کرد او را بشناسید. (321)
در روایت مرفوعه جعفر بن محمد از امام باقر (علیه السلام) آمده است: ای چشم!زمانی خواهد آمد که مردم از خدا و توحید، شناختی نداشته باشند، تا این که عیسی بن مریم از آسمان فرود آید و خداوند به دست او دجال را بکشد، مردی از اهل بیت من پیشاپیش مردم نماز گزارد، آن موقع عیسی پشت سر ما نماز می خواند و اگر چه او پیامبر است اما ما از او برتر(322) هستیم.
شهر بن حوشب می گوید: حجاج بن یوسف (لعنة الله علیه) به من گفت: آیه ای در قرآن هست که مرا عاجز کرده است. گفتم: ای امیر!آن کدام آیه است؟ حجاج گفت: (و ان من اهل الکتاب الا لیومنن به قبل موته) (323) هیچ یک از اهل کتاب باقی نمی ماند مگر این که قبل از مرگ به او ایمان می آورد. به خدا قسم من دستور می دهم که یهودی و نصرانی را بکشند، وقتی آنها گردن زده می شوند با دقت به آنها می نگرم نمی بینم لبهایشان تکان بخورد- و شهادتین بگویند- تا این که خاموش می شوند. گفتم: خدا امیر را سلام بدارد، تاویل این آیه این طور نیست. حجاج گفت: تاویل آیه چیست؟ گفتم: عیسی (علیه السلام) قبل از روز قیامت به دنیا فرود می آید و هیچ یک از یهودیان و مسیحیان باقی نمی ماند مگر این که قبل از مرگش به او ایمان می آورد، و پشت سر حضرت مهدی (عج) نماز می خواند. حجاج گفت: وای بر تو! از کجا چنین تاویلی آوردی؟ گفتم: محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب (علیه السلام) این را به من فرمود. حجاج گفت: به خدا قسم از سرچشمه ای زلال، آن را گرفته ای. (324)
عباراتی که گواه آن است که عیسی (علیه السلام) پشت سر مهدی (عج) نماز می خواند، در روایات زیاد است، و شاید- البته خدا می داند- علت اصرار و تاکید امامان معصوم (علیه السلام) بر این مطلب، این باشد که چون پیروان عیسی (علیه السلام) که جمعیت زیادی از اهل زمین را هم تشکیل می دهند، گمان می کنند که عیسی (علیه السلام)، آخرین پیامبر است و نمرده است، ظهور خواهد کرد و زمین را از فساد پاک خواهد نمود و اوست که بشر را از فسا و تباهی و ظلم و آلودگیهای دیگر نجات خواهد داد، و این بیانات به منظور نفی این خیال و باطل نمودن آن است، چنان که در روایات به این مطلب اشاره شده است.
دقت در زوایای این روایات نشان می دهد که مقصود روایات، همان چیزی است که ما بیان نمودیم نه این که مقصود آنها، بیان اصل رجعت حضرت عیسی (علیه السلام) باشد.
اما نزول و فرود آمدن حضرت عیسی (علیه السلام) به یکی از دو معنی است:
الف) اگر مقصود از آیه (بل رفعه الله الیه) (325) خداوند او را به سوی خود برکشید. این باشد که خداوند او را به آسمانها بالا برد، در نزول و فرودش اشکالی نیست و همان معنای اصلی نزول و فرود آمدن را خواه داشت.
ب) اگر مقصود از آیه، وفات آن حضرت و قبض روحش باشد، نزول یعنی بازگشت روح مبارکش به بدن و حضورش در کنار قائم (عج) (326)خواهد بود.

تخلف ناپذیر بودن رجعت بعد از ظهور حضرت مهدی (عج)

امیرالمومنین (علیه السلام) خطاب به کمیل می فرماید: ... ای کمیل!گذشتگان شما بی تردید به این عالم باز می گردند و آیندگان شما بدون شک- در کنار مهدی (عج)- بر دشمنان پیروز خواهند شد. (327)
زراره می گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره امور مهمی مثل رجعت و شبیه آن سوال کردم. حضرت فرمود: آن چه سوال می کنی هنوز وقتش نرسیده است و خداوند تعالی فرموده است:
بل کذبوا بمالم یحیطوا بعلمه و لما یاتهم تاویله (328)(329)
بلکه آن چه را به آن دانشی ندارند دروغ شمردند و هنوز باطن آن برای آنها روشن نشده است.
ابوبصیر می گوید: امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: آیا مردم عراق رجعت را انکار می کنند؟ عرض کردم: آری، فرمود: آیا قرآن نمی خوانند که می فرماید: (ریوم نحشر من کل امة فوجاً)(330)(331)؛ روزی که از هر امتی گروهی را محشور نمائیم .
ابوبصیر و محمد بن مسلم، در تفسیر آیه
و حرام علی کل قریة اهلکناها انهم لایرجعون (332)
و بر هر قریه ای که آنها را نابود ساختیم رجعت حرام است و آنها رجعت نمی کنند. از امام صادق و امام باقر (علیه السلام) نقل می کنند که فرمودند: هر قریه ای که خداوند مردمش را با عذاب نابود سازد، مردم آن قریه در رجعت بر نمی گردند، و این آیه محکمترین دلیل بر رجعت است، زیرا هیچ مسلمانی بازگشت و رجعت همه مردم را در قیامت انکار نمی کند، چه آنها که هلاک شده باشند و چه آنها که هلاک نشده باشند، بنابراین (لایرجعون) یعنی در رجعت بر نمی گردند اما در قیامت بر می گردند تا این که وارد جهنم شوند. (333)
حسن بن جهم می گوید: مامون به امام رضا (علیه السلام) گفت: ای ابالحسن درباره رجعت چه می فرمائید؟ امام (علیه السلام) فرمود: رجعت حق است، در ادیان گذشته هم بوده و قرآن از آن یاد کرده است... (334)
احمد بن عقبه از پدرش نقل می کند- از امام صادق (علیه السلام) سوال شد که آیا رجعت حق است؟ امام (علیه السلام) فرمود: آری... (335)
احمد بن ابی عبدالله برقی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: هر کس به هفت چیز اعتراف کند مومن است و از جمله آنها ایمان به رجعت را نام برد. (336)
فضل بن شاذان از امام رضا (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: هر کس... به رجعت اعتراف کند... او واقعاً مومن و از شیعیان ما اهل بیت است. (337)
امام صادق (علیه السلام) فرمود: ایام الله سه روز است، روز ظهور، روز رجعت و روز قیامت. (338)
و همین نکته، یعنی یکی بودن حقیقت این سه روز و اختلافشان در مراتب و درجات، باعث شده است که امامان معصوم (علیه السلام)، بعضی از آیات را گاه به قیامت، گاهی به رجعت و گاهی به ظهور حضرت مهدی (عج) تفسیر نمایند.
از آن چه ذکر شد- که ما به خاطر رعایت اختصار از نقل آنها خودداری کردیم معلوم شد که این روز- رجعت- امکان دارد و بلکه وقوع آن حتمی است و کسی که آن را انکار می کند، هیچ دلیلی برای انکارش ندارد. (339)
مطلب دیگر این که، آن چه از روایات رجعت بر می آید این است که محل وقوع آن همین جهان طبیعی و مادی است که ما در آن زندگی می کنیم و به عوالم دیگر مربوط نیست.
زنده شدن بندگان برگزیده و بازگشتشان به این دنیا و جنگ با ابزارهای مادی و کشتن دشمنان خدا، یا شهدید شدن آن بندگان برگزیده و مسائلی از این قبیل، چیزهایی است که در همین جهان اتفاق می افتد و در واقع، خداوند سبحان، قبل از این که قیامت واقع شود و تمام مردگان اعم از نیکوکار و بدکردار را زنده نماید، گوشه ای از قدرت بی حد و حساب خود را در این عالم به نمایش می گذارد.