فهرست کتاب


مهدی (عج) معجزه جاودان

محمد حسین طسوجی

اکنون ارادت خالصانه چندی از علماء شیعه را در مورد حضرت مهدی (عج) بیان می کنیم:

شیخ مفید: ابو عبدالله محمد نعمان حارثی اکبرائی مشهور به شیخ مفید در یازدهم سال 336 هجری قمری تقریباً هفت سال بعد از غیبت کبری در سویقه ابن بصری از توابع اکبری شمال شهر بغداد چشم به جهان گشود و در دامان پدر و مادری عاشق و دلباخته مکتب اهل بیت عصمت و طهارت پرورش یافت شیخ مفید در کودکی به همراه پدر به بغداد آمد و فراگیری علوم اسلامی را نزد دانشمندان بزرگ آن زمان آغاز کرد تا این که خود از بزرگترین عالمان و متفکران تاریخ اسلام شد ایشان با پنج واسطه به سعید بن جبیر می رسد که از شاگردان و پیروان امام چهارم حضرت امام سجاد (علیه السلام) بوده او نخستین کسی است که در علم تفسیر کتاب نوشته است او به دست حجاج بن یوسف ثقفی شیهد شد به علت عقیده به تشیع.
شیخ مفید نیز همانند جد خود در جهاد و کوشش برای حق و روشن کردن حقیقت به مقامی رسید که در رواج دین خدا از هیچ چیز پروا نداشت زندگی او آکنده بود از علم و عمل و کوشش و تلاش و بهره گرفتن و بهره رساندن تا آن جا که همه فضیلتها در او جمع شد. بیشتر زندگیش در ترویج مذهب و دفاع از حق و مبارزه علمی با مخالفان گذشت او با فرقه هایی مانند معتزله، مرحبه، اشاعره، خوارج، زیدیه و واقفیه و... مبارزه علمی می نمود. شاگردان بزرگی از جمله سید مرتضی علم الهدی، سید رضی سیخ الائفه طوسی و... تربیت نمود.
لقب شیخ مفید را نیز حضرت بقیه الله (عج)به او عنایت فرمودند و حقاً او برای شیعیان و دیگران مفید بود از ویژگیهای شیخ مفید مقامات روحی و معنوی او بوده او با پاک کردن باطن خود از تیرگیها و ظلمتها و خلاصه از رذائل روحی قلب و روح خود را آماده برای کسب اسرار و معارف الهی نمود. در سال 393 ق بدست بهاء الدوله دیلمی تبعید گردید شیخ مفید در اثر تبعیدها و گرفتاریها استقامت و صبر را از دست نداد تا جایی که نام او پر آوازه شد. تالیفات آن مرد بزرگ به دویست جلد می رسد که نیمی از آنها در تبیین عقائد حقه و امامت و ولایت می باشد و چون عاشق و شیدای امام زمانش حضرت ولی عصر (عج)بود کتب و رسائل متعددی راجع به آن حضرت به رشته تحریر در آوردند مانند کتاب الغیبه- منحصر فی الغیبه جواب الفارقین فی الغیبه و... حضرت ولی عصر (عج) به پاس این زحمات از ایشان تجلیل نموده و مفتخر به نامه ها و توقیعاتی کردند چنانچه که در فرازی از آن توقیعات می فرمایند: نامه ای به برادر با ایمان و دوست رشید ما ابو عبدالله محمد بن نعمانی- شیخ مفید که خداوند عزت وی را مستدام بدارد. بعد در قسمتی دیگر نامه می فرمایند: از آن جا که در راه یاری حق و بیان سخنان و نصایح ما صادقانه کوشیدی خداوند این افتخار را به شما ارزانی داشته و به ما اجازه فرموده است که با شما مکاتبه کنیم. خداوند او را با موالیانش محشور فرماید.
علاقمندان را جهت اطلاع بیشتر از زندگانی پر برکت وی به کتاب امام زمان (عج) و شیخ مفید ارجاع می دهیم.
اکنون حکایتی را از یکی از عاشقان وجود مقدس بقیة الله الاعظم حجة ابن الحسن العسگری روحی فداه نقل می نمائیم.
مرحوم آیة الله العظمی حاج شیخ عباس طسوجی می فرمود: در یکی از شبها که تا پاسی از شب طبق معمول (کتاب شریف جامع الاثر فی حالات حجة ثانی عشر) (83) را تدوین و جمع آوری می نمودم، از سقف اطاق صدایی بی نهایت زیبا و دلنشینی را شنیدم که فرمود: دو مقام از مقامات سید ابن طاووس به تو داده شد.
1- استجابت دعا 2- تاثیر نفس در موعظه.
و از آن به بعد هر چه از خداوند طلب نمودم مستجاب شد و هر کسی را نصیحت می کردم قبول می نمود.
و اما در مورد استجابت دعا، ایشان می فرمودند: در صبح جمعه ای یکی از سادات بزرگوار ما را به منزل خود به میهمانی دعوت نمود وقتی صبحانه تمام شد و خواستند سفره را جمع کنند، دوستان اصرار کردند شما دعا کنید من هم برای تعجیل در فرج حضرت و رفع گرفتاری از مومنین و برای صاحب منزل دعا نمودم. آن گاه در پایان دعا گفتم خداوندا برای این که به میهمانان نشان دهی که دعای ما مستجاب شده بارانی را نازل کن که این درختی که در منزل آیة الله مفتی الشیعه، قرار دارد برگ های شسته شود، و ما منظره زیبای را ببینیم. همین که کلامم تمام شد، باران شروع به باریدن گرفت به طوری که آب باران از باغچه لبریز شد و حیاط را پر کرد.
به صاحب خانه گفتم منزل ما قدیمی است و با باریدن این باران ترس این را دارم که ناودآنها بگیرد و ضرری به منزل ما برسد.
از صاحب خانه خداحافظی نموده، به قصد حرکت به طرف منزل به راه افتادم، با کمال تعجب دیدم تکه ابری فقط بر روی منزل آیة الله مفتی الشیعه قرار گرفته و باران بر بام چند همسایه و قسمتی از مدرسه حجتیه که در کوی حرم واقع است می بارد. شخصی که تازه از شهرستان به قم آمده بود و او هم میهمان صاحب خانه بود، با دیدن این اوضاع، درخواست نمود که دعایی برای او بنمایم تا در نزدیکی حرم حضرت معصومه (س) صاحب مغازه و منزلی شود من هم دعا نمودم و او هم در مدت کوتاهی به حاجت خود رسید. و این واقعه ای بود که اینجانب شخصاً از پدر بزرگوارم شنیده بودم و در اینجا فرصت را مناسب دیدم تا دیگران را نیز از اثرات و برکات یاد نمودن و توجه خالصانه داشتن به وجود مقدس قطب عالم هستی بقیة الله الاعظم روحی فداه آگاه سازم.
سید بن طاووس: خاندان ابن طاووس از بزرگترین خاندان علماء شیعه می باشند که شخصیتهای بزرگی که همگی آنان از فقهای محدثین متکلمین، ادبان و فرزانگان و دانشمندان بنام جهان اسلام بوده اند که بعضی از آنها در کتاب امام زمان (عج)و سید بن طاووس نوشته آقای سید جعفر رفیعی آمده است. یکی از بزرگان رضی الدین علی بن موسی بن جعفر بن طاووس حسنی حسینی معروف به سید ابن طاووس می باشد البته از این خاندان سه نفر دیگر هم مشهور به سید ابن طاووس بوده اند که یکی فرزند و دیگر برادر وی و سومی از برادر زادگان او می باشند همگی از جانب مادر نواده شیخ طوسی پیشوای مجتهد شیعه هستند.
زیرا جعفر جد رضی الدین و داماد شیخ طوسی بوده است.
خود او در مورد ولادتش می فرماید: ولادتم قبل از ظهر روز پنجشنبه نیمه ماه محرم سال 580 در حله سیفیه بوده است از استعداد درخشان و نبوغ کم نظیر برخوردار بود لذا علوم آن زمان را در اندک زمانی فرا گرفت و بی نیاز گشت تالیفات زیادی داشته است وی سعی می کرد تمام اعمالش مورد رضای حضرت ولی عصر (عج) بوده باشد از کتب سید بن طاووس بجز قلیلی از آنها به ما نرسیده است. و بعضی در اثر گذشت زمان و طوفان حوادث از بین رفته اند و بعضی دیگر از آنها هنوز خطی اند و به چاپ نرسیده است فهرست حدود شصت جلد از تالیفات وی در کتاب امام زمان (عج)و سید بن طاووس ذکر شده است.
او چنان حقوق امام زمان (عج) را رعایت کرده تا این که به مقامات والائی رسید زیرا رعایت حق حضرت مهدی (عج) مایه بزرگ شدن و تقرب جستن نزد خداوند است هر چه معرفت و محبت نسبت به آن حضرت بیشتر شود و رعایت حقوق آن جناب نیز بیشتر و منزلت شخص نزد حضرتش می گردد و چنان که سید بن طاووس عمل کرد و به مقامی رسید که آن حضرت در ملاقات اسماعیل هرقلی او را فرزند خود می خوانند و می فرمایند: به فرزندم رضی (اسم دیگری از سید بن طاووس) بگو که نامه ای به علی بن عوض درباره تو بنویسد و من به او سفارش می کنم که هر چه بخواهی به تو بدهد. اصل قضیه اسماعیل هرقلی در کتاب امام زمان و سید بن طاووس موجود می باشد.
سید ابن طاووس مسئله انتظار را یک ویژگی بسیار مهم می دانست و آن را ضامن ساختار شخصیت بشر و جامعه می شمرد چنان که امام هادی (علیه السلام) می فرماید: هر گاه امام زمانتان زندگی غائبانه را شروع کرد چشم به راه منتظر ظهورش باشید لذا و در نوشته های خویش دائم سخنی از انتظار و یا حضرت ولی عصر (عج)آمده و به عنوان وصیت و سفارش به فرزندان و تمام فرزندان مکتب تشیع پیام انتظار و یاد آن امام عزیز برای نسلهای آینده به یادگار می گذارد تا آنان نیز بخود آیند. از تشرفات آن جناب خدمت مقام مقدس حضرت ولی عصر (عج) که در کتاب نجم الثاقب آورده بدین شرح است:
سید بن طاووس قدس الله سره می فرماید:
در یک سحرگاه در سرداب مطهر از حضرت صاحب الامر (عج) این مناجات را شنیدم که می فرمود: (اللهم ان شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا و...) یعنی خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه طینت ما خلق کرده ای آنها گناهان زیادی به اتکاء بر محبت به ما و ولایت ما کرده اند اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با تو است از آنها بگذر که ما را راضی کرده ای و آن چه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان و مردم هست خودت بین آنها را اصلاح کن و از خمسی که حق ما است به آنها بده تا راضی شوند و آنها را از آتش جهنم نجات بده و آنها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما.
آن بزرگوار در هفتاد و پنج سالگی سال 644 قمری دار فانی را بدرود گفت و قبر مطرش در جوار جد بزرگوار حضرت علی (علیه السلام) می باشد. (84)

چرا از اول غیبت کبری واقع نشد؟

زیرا باور کردنش برای مردم ممکن نبود و باید کم کم این موضوع بر مردم نشان داده می شد، که مردم آگاهی داشته باشند. و غیبت صغری و نواب اربعه که مدتی واسطه میان مردم و حضرت بودند مردم را آماده به قبول غیبت کبری نمودند.
و حضرت هادی (علیه السلام) هم با مردم کمتر معاشرت می نمود که مردم عادت کنند. و امام حسن عسگری (علیه السلام) هم از پشت پرده با مردم صحبت می کردند، که مردم عادت کرده و ایمانشان از دست نرفته و منحرف نشوند، و هنگامی که مردم آماده شده و زمینه مساعد گشت، حضرت غیبت کبری را شروع نمودند. غیبت کبری حد و اندازه ای ندارد ولی به قدری طولانی می شود که عده ای منحرف می شوند، مثلاً حضرت علی (علیه السلام) فرمود: بقدری غیبت حضرت مهدی (عج)طولانی می شود که مردم می گویند: خداوند نیازی به خاندان (آل محمد (علیه السلام)) ندارد.
امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: یکی از ویژگیهای امام زمان، طول عمر اوست که از ویژگی های حضرت نوح (علیه السلام) بوده است.

فلسفه غیبت حضرت مهدی (عج)

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: مهدی (عج)به ناچار غیبت خواهد نمود، بطوری که عده ای شک کنند. و حکمتی در این غیبتش وجود دارد، که حکمتش ظاهر نمی شود. مگر بعد از ظهورش، همچنان که سوراخ کردن کشتی و کشتن آن جوان بدست حضرت خضر برای موسی آشکار نشد، مگر در وقت جدا شدن از یکدیگر.
و حضرت صادق (علیه السلام) فرمودند: غیبت امام زمان (عج) سری از اسرار خداوند است، بعلت این که خداوند حکم است، هیچ کاری را بیهوده انجام نداده و این غیبت از روی حکمت است. و سه حکمت برای غیبت امام زمان بیان شده که بوسیله احادیث بدست آمده:
1- آزمانش مردم
2- محفوظ ماندن از بیعت با ستمگران
3- بوسیله غیبت حضرت از خطر قتل نجات می یافت.
و این کلام مطابقت دارد با کلام معصوم که فرمود:
غائب می شود زیرا از جان خود بیمناک است.
و همچنین امام حسن عسگری (علیه السلام) که فرمود: فرزندم مهدی (عج)را به چهل نفر بیشتر نشان نخواهم داد (یعنی اگر همه بدانند جانش در خطر خواهد بود).
از روایات معلوم است که با بیان پیامبر که حضرت مهدی (عج)ظلم و ستم را نابود می کند. دو گروه از مردم همواره حضرت مهدی (عج)را مورد توجه خاص قرار می دادند:
1- مظلومین که حق خود را طلب می کردند.
2- ظالمین که همواره مراقب بودند که چنین شخصی را شهید کرده و مانع محقق شدن عدل و داد شوند.
و حق مظلوم گرفته نخواهد شد، مگر با نابودی ظلم و ستم و آماده شدن شرایط آن و ایجاد حکومتی عدالت گستر، که به امر خداوند، بدست حضرت مهدی (عج) محقق خواهد شد.