فهرست کتاب


مهدی (عج) معجزه جاودان

محمد حسین طسوجی

تعداد نواب حضرت مهدی (عج) در غیبت صغری چهار نفر بودند که به ترتیب:

1- عثمان بن سعید عمری
2- محمد بن عثمان عمری
3- حسین بن روح نوبختی
4- علی بن محمد سمری
1- عثمان بن سعید عمری: او را عثمان بن سعید عسگری هم می گویند زیرا او از قریه عسکر سامره بوده است.
او را سمان هم می گویند زیرا به خاطر پنهان داشتن منصب نیابتی که از جانب امام زمان (عج) داشت روغن فروشی می کرد روش وی چنین بود که شیعیان اموالی را که برای امام حسن عسگری (علیه السلام) می آوردند بوی می دادند و او از ترس آنها را میان خیک روغن پنهان می نمود و بدین گونه به خانه امام می رساند .
آن مرد بزرگوار مورد اطمینان امام هادی (علیه السلام) و امام حسن عسگری (علیه السلام) بوده است و از عرب بنی اسد بوده است. احمد بن اسحاق قمی می گوید: روزی خدمت امام هادی (علیه السلام) رسیدم عرض کردم: آقا من گاهی سعادت درک حضورتان را دارم و گاهی از این فیض بی نصیب می مانم در اینجا همه اوقات این فیض برایم میسر نمی گردد سخن چه کسی را بپذیرم و از چه کسی پیروی نمایم فرمود: این ابو عمرو و عثمان بن سعید مردی مورد اطمینان و امین است آن چه وی برای مشا نقل کند از طرف من می گوید و آن چه به شما می رساند از جانب من می رساند. احمد بن اسحاق می گوید بعد از رحلت آن حضرت روزی به خدمت امام حسن عسگری (علیه السلام) شرفیاب شدم و همان سوال را از آن حضرت نیز کردم آن حضرت هم فرمودند: عثمان بت سعید عمری مردی مورد اطمینان و امین است هم مورد اطمینان امام گذشته (امام هادی (علیه السلام)) بود و هم نزد من در زمان حیات و ممات مورد اطمینان می باشد آن چه به شما برساند از جانب من می گوید و از طرف من می رساند.
عثمان بن سعید پیش از ولادت حضرت ولی عصر (عج) به مدت 5 سال از طرف امام هادی (علیه السلام) و امام حسن عسگری (علیه السلام) وکیل و نماینده بود و در اینجا متذکر این نکته باید باشیم که موقعیت این دو امام بزرگوار طوری بود که با مردم نمی توانستند براحتی ارتباط داشته باشند به همین جهت از طریق شاگردان خاص و شیعیان با ایشان ارتباط برقرار می کردند و از فواید این وضعیت این بود که مردم برای غیبت امام عصر (عج) آماده می شدند تا امر غیبت حضرت مهدی (عج) به یکباره صورت نپذیرد و مردم پیش از حد حیران و سرگردان نشوند و تحت فشار قرار نگیرند و این امر تدریجاً انجام شود. و همواره امام هادی (علیه السلام) و امام حسن عسگری (علیه السلام) از عثمان بن سعید هنگامی که عثمان بن سعید الطاف و بزرگواری را از حضرت مهدی (عج) در حق خود شنید به سجده شکر افتاد و خدا را سپاس گفت و اشک شوق از دیدگانش جاری گشت عثمان بن سعید عمری از دوران کودکی حضرت مهدی (عج) به مقام سفارت و نیابت از طرف آن حضرت منصوب شد. او از جمله کسانی بود که در مراسم غسل و کفن و نماز و دفن امام حسن عسگری (علیه السلام) شرکت نمود.
و از جمله توقیعات که از ناحیه امام عصر (عج) که به وسیله عثمان بن سعید عمری برای شیعیان صادر شد. توقیعی می باشد که به جهت به شک افتادن جمعی از شیعیان درباره وجود مقدس آن حضرت بوده که آن حضرت مردم را نصیحت می فرمایند.
هنگامی که نایب اول حضرت ولی عصر (عج) دیده از جهان فروبست شیعیان در غم و اندوه قرار گرفتند و خاطر شریف ولی عصر (عج) نیز در سوگ او محزون گردیدند و طبق نامه شریفی که به افتخار فرزند بزرگوارش محمد بن عثمان از ناحیه مقدسه صادر شد به فرزندش تسلیت فرمودند در این نامه چنین آمده است:
ما برای خدائیم و بازگشتمان به سوی اوست تسلیم فرمان خدا به قضای الهی هستیم پدرت سعادتمندانه زیست و نیک از این جهان دیده بربست خدا رحمتش کند و او را به اولیاء و موالی خود ملحق سازد که همواره در راه آنها کوشا بود و در چیزهائی که او را به خدا نزدیک سازد تلاش فراوان داشت خدای تبارک و تعالی رویش را سفید و درخشنده گرداند و لغزشهایش را ببخشد.
در نامه دیگری که به عنوان تسلیت از آن ناحیه مقدسه حضرت ولی عصر (عج) صادر شده است نشانگر حزن و اندوه زیاد حضرتش در فقدان نایب گرامیش و نیز موقعیت او نزد امامش می باشد که ضمن بشارت بر جانشینی پسرش محمد بن عثمان عمری به جای پدرش این چنین مرقوم می فرمایند:
خداوند به تو اجر جزیل و صبر جمیل مرحمت فرماید ما و شما در این حادثه دچار غم و اندوه شدیم از جدائی و فراق او احساس وحشت نمودیم خدایش او را شاد و مسرور گرداند از کمال سعادت او این بود که خدای تبارک و تعالی فرزندی چون تو به او عنایت فرموده است که در جای او بنشینی و منصب او را به عهده بگیری و از خدا برایش رحمت و مغفرت بطلبی.
عثمان بن سعید عمری فردی بزرگوار بوده که نزد امام هادی و امام حسن عسگری (ص) بسیار اعتبار داشت ، و همواره آن دو امام می فرمودند: که عثمان بن سعید و فرزندش محمد بن عثمان عمری مورد اطمینان هستند. و همگان به بزرگواری او پی برده بودند.
امام حسن عسگری (علیه السلام) هنگامی که از یمن برایشان اجناسی آورده شده بود (به عثمان بن سعید) فرمودند: او وکیل فرزندم مهدی (عج) است اموال را تحویل به او دهید.
حضرت امام حسن عسگری (علیه السلام) حضرت مهدی (عج) را به چهل نفر معرفی نموده و فرمودند، بعد از مدتی فرزندم غائب می شود، پس، از سخنان عثمان بن سعید عمری پیروی کنید.
2- محمد بن عثمان عمری:
محمد بن عثمان نایب دوم حضرت ولی عصر (عج) در غیبت صغری بود، نیابت ایشان مصادف با ایام خلافت معتمد عباسی، معتضد عباسی، مکتفی عباسی و ده سال از خلافت مقتدر عباسی مصادف شد و در حدود چهل سال مقام والای نیابت خاصه را به عهده داشت و در سال 305 دیده از جهان بربست. امام حسن عسگری ( ) خطاب به یکی از یاران درباره او چنین می فرماید و
عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان هر دو مورد اعتماد هستند و هر چه بگویند از من گفته اند و هر چه روایت می کنند از من روایت کرده اند سخنان ایشان را بشنو و فرمانشان را اطاعت کن که هر دو امین و مورد وثوق هستند.
و امام عصر (عج) نیز در توقیع شریفشان در حق محمد بن عثمان عمری می فرمایند: او در هر حال مورد وثوق و اعتماد ماست و او در پیش ما مقام و منزلتی دارد که او را دلشاد می سازد خداوند لطف و کرمش را در حق او افزون کند که او مولای تواناست و همه ستایشها مخصوص خداوند است که شریکی ندارد و صلوات و سلام و درودهای فراوان بر رسول گرامی حضرت محمد (ص) و اهل بیت او باد..
توقیعات (نامه های) مبارک حضرت با همان خطی که در زمان پدرش عثمان صادر می شد بدست او صادر می گشت و به شیعیان می رسید و شیعیان جواب سوالات خود را از طریق ایشان از امام عصر (عج) می گرفتند و واسطه بین آن حضرت و مردم بود. محمد بن عثمان پس از چهل سال افتخار خدمت و افتخار تصدی پست رفیع نیابت سرانجام در سال 305 هجری به دار آخرت شتافت و جهان تشیع را در سوگ خود به ماتم نشاند خدای رحمتش کند و ما را از شفاعتش محروم نسازد.قبر آن بزرگوار در شهر بغداد می باشد، علائم و کرامات زیادی از وی ظاهر شد معجزات امام زمان (عج) بدست او آشکار می گردید و امور بسیاری را از جانب امام مهدی (عج) به شیعیان خبر می داد که همه باعث بصیرت شیعیان در خصوص وجود امام دوازدهم می گردید.
محمد بن عثمان قبری برای خود حفر نموده بود که هر روز داخل آن می شد و یک جزء قرآن را تلاوت می کرد سپس بیرون می آمد وقتی علت آن را سوال می کنند می فرماید: برای مردن اسبابی هست بعداً که از او سوال می کنند می فرماید: مامور شدم که خود را جمع و جور کنم. سپس دو ماه بعد وفات می کنند که در کتاب غیبت شیخ طوسی نوشته شده که در آخر ماه جمادی الاولی سال 305 وفات می کنند.
3- ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی:
سومین نائب خاص امام عصر (عج) است که حدود بیست و یک سال متصدی مقام مقدس نیابت بود که دوران نیابتش با دو خلیفه عباسی (مقتدر و راضی) مصادف شد و در گذشت آن بزرگوار سال 326 هجری قمر بوده است. محمد بن عثمان که در سال آخر عمر با برکتش بسیار پیر و ناتوان شده بود در دو سال آخر (304 و 305ه ق) زندگی قبض (گرفتن) اموال شیعیان حاضر در مجلس فرمود: به من امر شده که به ابوالقاسم حسین بن روح وصیت نمایم.
یکبار حسین بن روح به پیشگاه ولی عصر (عج)نامه نوشت و اجاره تشرف به حج خواست از ناحیه مقدس چنین پاسخ صادر شد: (لا تخرج هذه السنه)، امسال نرو، حسین بن روح بسیار اندوهگین گردید و در فرصت دیگری اجازه خواست در پاسخ چنین فرمان رسید: (اذا کان لا بد فلن فی القافلة الاخیر.).
اگر ناگزیر از رفتن باشی با آخرین قافله حرکت کن. او نیز با آخرین قافله به راه افتاد بعد حکمت آن معلوم شد زیرا همه قافله های قبلی با راه زنان روبرو شدند و فقط قافله آخر جان به سلامت برد که آن سال به تئاثر کواکب معروف شد زیار صدها نفر از حجاج میان عراق و حجاز به دست غارتگران کشته شدند و فقط قافله آخر از قتل و غارت مصون ماند حسن بن روح بیست و سه سال نیابت را بر عهده گرفت و سرانجام در شعبان 326 هجری قمری از جهان دیه بربست و شیعیان را در غم و اندوه فراوان برد.
نخستین توقیعی (نامه ای) که به دست حسین بن روح از ناحیه مقدسه صادر شده بود به این شرح بود: امام زمان (عج)خطاب- حسین بن روح چنین می فرماید:
(ما او (حسین بن روح) را می شناسیم خدا همه خوبیها و رضای خود را به او بشناساند و او را با توفیق خود سعادتمند گرداند از نامه او اطلاع یافتیم و به وثوق او اطمینان داریم در نزد ما مقام و جایگاهی دارد که او را مسرور می گرداند خداوند احسان خود را درباره او افزون گرداند.) این توقیع در روز یکشنبه که شش شب از ماه شوال گذشته بود در سال 305 ق به دست حسین بن روح رسید.
4- ابوالحسن علی به محمد سمری:
چهارمین و آخرین نایب حضرت ولی عصر (عج) که بعد از رحلت حسین بن روح به مقام نیابت منصوب شد و مدت سه سال عهده دار این منصب بود در نیمه شعبان 329 هجری قمری دار فانی را وداع گفت و با رحلت او باب نیابت بسته شد و دیگر کسی ادعای نیابت خاصه نمی کند مگر این که دروغگو بشد علی بن محمد سمری از اصحاب نزدیک امام حسن عسگری (علیه السلام) بوده در دوران نیابتش با دو خلیفه عباسی (راضی و متقی) مصادف شد از توقیعات شریفی که در اواخر نیابت او توسط حضرت مهدی (عج) خطاب به او صادر شد توقیع ذیل می باشد.
و اما الحوادث الواقعة فارجعوا بها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة علیهم...
امام در موارد حوادثی که روی می دهد به راویان حدیث ما رجوع کنید که آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنها هستم..
و بدین سان پایه های مرجعیت و غیبت کبری استوار شد تا شیعیان در این مقطع حساس از نظر احکام اسلام بی سر پرست نمانند و با مراجعه به مراجع عالی قدر تقلید وظائف شرعی خود را دریافته و عمل کنند.
در روزهای بیماری علی بن محمد سمری از وی پرسیدند که به چه کسی ما را توصیه می کنی؟ که بعد از تو در مسائل شرعی و حقوقی به او مراجعه کنیم؟ فرمود:
خدا مشیتی دارد که آن را انجام خواهد داد
آن گاه نامه ای را که از ناحیه مقدسه رسیده بود در آورد مهر آن را شکافت و برای حاضران قرائت نمود متن توقیع شریف به خط حضرت بقیه الله ارواحنا فداه چنین بود:
بسم الله الرحمن الرحیم یا علی بن محمد السمری اعظم الله اجر اخوانک فیک فانک میت ما بینک و بین ستةایام، فاجمع امرک و لاتوص الی احد فیقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبة التامة، فلا ظهور الا بعد یاذن الله تعالی ذکره، و ذلک بعد طول الامد و قسوة القلوب و امتلاء الارض جوراً و سیاتی من شیعتی من یدعی المشاهدة الافمن ادعی المشاهدة قبل خروج السفیانی و الصیحة فهو کذاب مفتر و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
بنام خداوند بخشنده خدا پاداش برادرانت را در سوگ تو افزون سازد که شش روز دیگر رحلت خواهی کرد کارهایت را فراهم سار و کسی را بر جانشینی خود بر نگزین و به کسی وصیت مکن که غیبت کامل- کبری فرا رسیده دیگر تا روزی که خدای تبارک تعالی بخواهد ظهوری نخواهد بود و آن مدتی بس دراز خواهد بود که دلها را قساوت خواهد گرفت و زمین پر از ظلم و ستم خواهد شد در این دوران برخی از شیعیان ادعای مشاهده (نیابت خاصه) خواهند نمود آگاه باشید که هر کس ادعای مشاهده کند (نیابت خاصه) پیش از خروج سفیانی و وقوع صیحه آسمانی دروغ گفته است که هیچ کار و اراده ای صورت نگیرد مگر به خواست خداوند بزرگ و بزرگوار.

اکنون ارادت خالصانه چندی از علماء شیعه را در مورد حضرت مهدی (عج) بیان می کنیم:

شیخ مفید: ابو عبدالله محمد نعمان حارثی اکبرائی مشهور به شیخ مفید در یازدهم سال 336 هجری قمری تقریباً هفت سال بعد از غیبت کبری در سویقه ابن بصری از توابع اکبری شمال شهر بغداد چشم به جهان گشود و در دامان پدر و مادری عاشق و دلباخته مکتب اهل بیت عصمت و طهارت پرورش یافت شیخ مفید در کودکی به همراه پدر به بغداد آمد و فراگیری علوم اسلامی را نزد دانشمندان بزرگ آن زمان آغاز کرد تا این که خود از بزرگترین عالمان و متفکران تاریخ اسلام شد ایشان با پنج واسطه به سعید بن جبیر می رسد که از شاگردان و پیروان امام چهارم حضرت امام سجاد (علیه السلام) بوده او نخستین کسی است که در علم تفسیر کتاب نوشته است او به دست حجاج بن یوسف ثقفی شیهد شد به علت عقیده به تشیع.
شیخ مفید نیز همانند جد خود در جهاد و کوشش برای حق و روشن کردن حقیقت به مقامی رسید که در رواج دین خدا از هیچ چیز پروا نداشت زندگی او آکنده بود از علم و عمل و کوشش و تلاش و بهره گرفتن و بهره رساندن تا آن جا که همه فضیلتها در او جمع شد. بیشتر زندگیش در ترویج مذهب و دفاع از حق و مبارزه علمی با مخالفان گذشت او با فرقه هایی مانند معتزله، مرحبه، اشاعره، خوارج، زیدیه و واقفیه و... مبارزه علمی می نمود. شاگردان بزرگی از جمله سید مرتضی علم الهدی، سید رضی سیخ الائفه طوسی و... تربیت نمود.
لقب شیخ مفید را نیز حضرت بقیه الله (عج)به او عنایت فرمودند و حقاً او برای شیعیان و دیگران مفید بود از ویژگیهای شیخ مفید مقامات روحی و معنوی او بوده او با پاک کردن باطن خود از تیرگیها و ظلمتها و خلاصه از رذائل روحی قلب و روح خود را آماده برای کسب اسرار و معارف الهی نمود. در سال 393 ق بدست بهاء الدوله دیلمی تبعید گردید شیخ مفید در اثر تبعیدها و گرفتاریها استقامت و صبر را از دست نداد تا جایی که نام او پر آوازه شد. تالیفات آن مرد بزرگ به دویست جلد می رسد که نیمی از آنها در تبیین عقائد حقه و امامت و ولایت می باشد و چون عاشق و شیدای امام زمانش حضرت ولی عصر (عج)بود کتب و رسائل متعددی راجع به آن حضرت به رشته تحریر در آوردند مانند کتاب الغیبه- منحصر فی الغیبه جواب الفارقین فی الغیبه و... حضرت ولی عصر (عج) به پاس این زحمات از ایشان تجلیل نموده و مفتخر به نامه ها و توقیعاتی کردند چنانچه که در فرازی از آن توقیعات می فرمایند: نامه ای به برادر با ایمان و دوست رشید ما ابو عبدالله محمد بن نعمانی- شیخ مفید که خداوند عزت وی را مستدام بدارد. بعد در قسمتی دیگر نامه می فرمایند: از آن جا که در راه یاری حق و بیان سخنان و نصایح ما صادقانه کوشیدی خداوند این افتخار را به شما ارزانی داشته و به ما اجازه فرموده است که با شما مکاتبه کنیم. خداوند او را با موالیانش محشور فرماید.
علاقمندان را جهت اطلاع بیشتر از زندگانی پر برکت وی به کتاب امام زمان (عج) و شیخ مفید ارجاع می دهیم.
اکنون حکایتی را از یکی از عاشقان وجود مقدس بقیة الله الاعظم حجة ابن الحسن العسگری روحی فداه نقل می نمائیم.
مرحوم آیة الله العظمی حاج شیخ عباس طسوجی می فرمود: در یکی از شبها که تا پاسی از شب طبق معمول (کتاب شریف جامع الاثر فی حالات حجة ثانی عشر) (83) را تدوین و جمع آوری می نمودم، از سقف اطاق صدایی بی نهایت زیبا و دلنشینی را شنیدم که فرمود: دو مقام از مقامات سید ابن طاووس به تو داده شد.
1- استجابت دعا 2- تاثیر نفس در موعظه.
و از آن به بعد هر چه از خداوند طلب نمودم مستجاب شد و هر کسی را نصیحت می کردم قبول می نمود.
و اما در مورد استجابت دعا، ایشان می فرمودند: در صبح جمعه ای یکی از سادات بزرگوار ما را به منزل خود به میهمانی دعوت نمود وقتی صبحانه تمام شد و خواستند سفره را جمع کنند، دوستان اصرار کردند شما دعا کنید من هم برای تعجیل در فرج حضرت و رفع گرفتاری از مومنین و برای صاحب منزل دعا نمودم. آن گاه در پایان دعا گفتم خداوندا برای این که به میهمانان نشان دهی که دعای ما مستجاب شده بارانی را نازل کن که این درختی که در منزل آیة الله مفتی الشیعه، قرار دارد برگ های شسته شود، و ما منظره زیبای را ببینیم. همین که کلامم تمام شد، باران شروع به باریدن گرفت به طوری که آب باران از باغچه لبریز شد و حیاط را پر کرد.
به صاحب خانه گفتم منزل ما قدیمی است و با باریدن این باران ترس این را دارم که ناودآنها بگیرد و ضرری به منزل ما برسد.
از صاحب خانه خداحافظی نموده، به قصد حرکت به طرف منزل به راه افتادم، با کمال تعجب دیدم تکه ابری فقط بر روی منزل آیة الله مفتی الشیعه قرار گرفته و باران بر بام چند همسایه و قسمتی از مدرسه حجتیه که در کوی حرم واقع است می بارد. شخصی که تازه از شهرستان به قم آمده بود و او هم میهمان صاحب خانه بود، با دیدن این اوضاع، درخواست نمود که دعایی برای او بنمایم تا در نزدیکی حرم حضرت معصومه (س) صاحب مغازه و منزلی شود من هم دعا نمودم و او هم در مدت کوتاهی به حاجت خود رسید. و این واقعه ای بود که اینجانب شخصاً از پدر بزرگوارم شنیده بودم و در اینجا فرصت را مناسب دیدم تا دیگران را نیز از اثرات و برکات یاد نمودن و توجه خالصانه داشتن به وجود مقدس قطب عالم هستی بقیة الله الاعظم روحی فداه آگاه سازم.
سید بن طاووس: خاندان ابن طاووس از بزرگترین خاندان علماء شیعه می باشند که شخصیتهای بزرگی که همگی آنان از فقهای محدثین متکلمین، ادبان و فرزانگان و دانشمندان بنام جهان اسلام بوده اند که بعضی از آنها در کتاب امام زمان (عج)و سید بن طاووس نوشته آقای سید جعفر رفیعی آمده است. یکی از بزرگان رضی الدین علی بن موسی بن جعفر بن طاووس حسنی حسینی معروف به سید ابن طاووس می باشد البته از این خاندان سه نفر دیگر هم مشهور به سید ابن طاووس بوده اند که یکی فرزند و دیگر برادر وی و سومی از برادر زادگان او می باشند همگی از جانب مادر نواده شیخ طوسی پیشوای مجتهد شیعه هستند.
زیرا جعفر جد رضی الدین و داماد شیخ طوسی بوده است.
خود او در مورد ولادتش می فرماید: ولادتم قبل از ظهر روز پنجشنبه نیمه ماه محرم سال 580 در حله سیفیه بوده است از استعداد درخشان و نبوغ کم نظیر برخوردار بود لذا علوم آن زمان را در اندک زمانی فرا گرفت و بی نیاز گشت تالیفات زیادی داشته است وی سعی می کرد تمام اعمالش مورد رضای حضرت ولی عصر (عج) بوده باشد از کتب سید بن طاووس بجز قلیلی از آنها به ما نرسیده است. و بعضی در اثر گذشت زمان و طوفان حوادث از بین رفته اند و بعضی دیگر از آنها هنوز خطی اند و به چاپ نرسیده است فهرست حدود شصت جلد از تالیفات وی در کتاب امام زمان (عج)و سید بن طاووس ذکر شده است.
او چنان حقوق امام زمان (عج) را رعایت کرده تا این که به مقامات والائی رسید زیرا رعایت حق حضرت مهدی (عج) مایه بزرگ شدن و تقرب جستن نزد خداوند است هر چه معرفت و محبت نسبت به آن حضرت بیشتر شود و رعایت حقوق آن جناب نیز بیشتر و منزلت شخص نزد حضرتش می گردد و چنان که سید بن طاووس عمل کرد و به مقامی رسید که آن حضرت در ملاقات اسماعیل هرقلی او را فرزند خود می خوانند و می فرمایند: به فرزندم رضی (اسم دیگری از سید بن طاووس) بگو که نامه ای به علی بن عوض درباره تو بنویسد و من به او سفارش می کنم که هر چه بخواهی به تو بدهد. اصل قضیه اسماعیل هرقلی در کتاب امام زمان و سید بن طاووس موجود می باشد.
سید ابن طاووس مسئله انتظار را یک ویژگی بسیار مهم می دانست و آن را ضامن ساختار شخصیت بشر و جامعه می شمرد چنان که امام هادی (علیه السلام) می فرماید: هر گاه امام زمانتان زندگی غائبانه را شروع کرد چشم به راه منتظر ظهورش باشید لذا و در نوشته های خویش دائم سخنی از انتظار و یا حضرت ولی عصر (عج)آمده و به عنوان وصیت و سفارش به فرزندان و تمام فرزندان مکتب تشیع پیام انتظار و یاد آن امام عزیز برای نسلهای آینده به یادگار می گذارد تا آنان نیز بخود آیند. از تشرفات آن جناب خدمت مقام مقدس حضرت ولی عصر (عج) که در کتاب نجم الثاقب آورده بدین شرح است:
سید بن طاووس قدس الله سره می فرماید:
در یک سحرگاه در سرداب مطهر از حضرت صاحب الامر (عج) این مناجات را شنیدم که می فرمود: (اللهم ان شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا و...) یعنی خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه طینت ما خلق کرده ای آنها گناهان زیادی به اتکاء بر محبت به ما و ولایت ما کرده اند اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با تو است از آنها بگذر که ما را راضی کرده ای و آن چه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان و مردم هست خودت بین آنها را اصلاح کن و از خمسی که حق ما است به آنها بده تا راضی شوند و آنها را از آتش جهنم نجات بده و آنها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما.
آن بزرگوار در هفتاد و پنج سالگی سال 644 قمری دار فانی را بدرود گفت و قبر مطرش در جوار جد بزرگوار حضرت علی (علیه السلام) می باشد. (84)

چرا از اول غیبت کبری واقع نشد؟

زیرا باور کردنش برای مردم ممکن نبود و باید کم کم این موضوع بر مردم نشان داده می شد، که مردم آگاهی داشته باشند. و غیبت صغری و نواب اربعه که مدتی واسطه میان مردم و حضرت بودند مردم را آماده به قبول غیبت کبری نمودند.
و حضرت هادی (علیه السلام) هم با مردم کمتر معاشرت می نمود که مردم عادت کنند. و امام حسن عسگری (علیه السلام) هم از پشت پرده با مردم صحبت می کردند، که مردم عادت کرده و ایمانشان از دست نرفته و منحرف نشوند، و هنگامی که مردم آماده شده و زمینه مساعد گشت، حضرت غیبت کبری را شروع نمودند. غیبت کبری حد و اندازه ای ندارد ولی به قدری طولانی می شود که عده ای منحرف می شوند، مثلاً حضرت علی (علیه السلام) فرمود: بقدری غیبت حضرت مهدی (عج)طولانی می شود که مردم می گویند: خداوند نیازی به خاندان (آل محمد (علیه السلام)) ندارد.
امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: یکی از ویژگیهای امام زمان، طول عمر اوست که از ویژگی های حضرت نوح (علیه السلام) بوده است.