فهرست کتاب


مهدی (عج) معجزه جاودان

محمد حسین طسوجی

تاریخچه مسجد جمکران

پیدایش این مسجد از اوائل غیبت صغری حضرت ولی عصر (ارواحنافداه) می باشد که در نوشتجات قدیمی این مسجد دارای سه نام است. 1- مسجد جمکران 2- مسجد حسن بن مثله 3- مسجد صاحب الزمان (عج) و هر کدام از این سه اسم به مناسبتی گفته می شود مسجد جمکران گفته شده چون متصل است به قریه جمکران که یکی از قریه های شهر مذهبی قم است این مسجد را مسجد حسن بن مثله می گویند نظر به این که در زمان او و به همت او این مسجد ساخته شده و مسجد صاحب الزمان (عج ) گویند چون به امر حضرت بنا شده و وجود مبارکش در این مسجد مکرر دیده شده است این مسجد شریف مورد احترام همه شیعیان از اول زمان غیبت تا امروز بوده است.
اما قضیه تشرف حسن بن مثله جمکرانی به محضر مقدس امام عصر عج شب سه شنبه هفدهمین شب ماه پر برکت و پر معنویت رمضان به سال 393 هجری قمری بود و من در روستای زادگاه خویش جمکران در خانه خود خوابیده بودم پاسی از نیمه شب گذشته بود که ناگاه گروهی به خانه من آمدند مرا از خواب بیدار کردند و گفتند: حسن مثله!بیدار شو و دعوت امام عصر عج را اجابت کن. چرا که حضرت مهدی (عج) شما را فرا می خواند. لحظات وصف ناپذیری بود به سرعت به پا خواستم و ناباورانه آماده دیدار شدم.
گفتم اجازه دهید تا لباسم را بر تن کنم و به خدمت شرفیاب شوم و کوشیدم که لباسی را به سرعت در همان تاریکی اتاق بر من کنم و بشتابم، گفتند: حسن آن لباس از آن تو نیست لباس خویش را بپوش آن لباس را رها کردم و لباس خود را یافتم زیر جامه ای داشتم آن را برای پوشیدن برداشتم که باز ندار سوی آنان برخواست که آن هم از آن تو نیست زیر جامه خود را در بر تن کن آن را دور افکندم و لباس دیگری را پوشیدم به سرعت به سوی کلید رفتم تا در خانه را بگشایم اما باز ندا آمد حسن بیا نیاز به کلید نیست چرا که در خانه گشوده است و ما منتظر تو هستیم.
شتابان به در خانه آمدم که با چهره های وزین و پر شکوه روبرو شدم آنان در کنار هم باوقار و ادب ایستاده و گویی در انتظار آمدن من بودند. سلام کردم و آنان نیز با لطف و محبت بسیار پاسخ مرا دادند و مرا تحسین کردند و با اشاره آنان حرکت کردیم و تا نقطه ای که اینک مسجد جمکران است مرا راهنمایی و همراهی نمودید.
با رسیدن به آن جایگاه مقدس هنگامی که به دقت نگاه کرد در آن جا تختی بسیار زیبا دیدم که فرشی جالب و تماشایی بر آن گسترده و پشتیهای زیبایی بر آن نهاده بودند و جوانی پر شکوه و پر صلابت که حدوداً سی ساله بودند و بسان خورشید نور افشانی می نمودند بر آن بساط مجلل تکیه زده و در برابرش پیرمردی وزین و بزرگوار نشسته و در حالی که کتابی در دست داشت برای او می خواند و در همان حال بیش از شصت نفر با جامه ای سفید و سبز با شکوه و نظم خیره کننده ای برگرد خورشید وجود او در آن مکان مبارک به نماز و نیایش ایستاده و دست نیاز به درگاه خداوند متعال برداشته بودند. آنان را نشناختیم اما به گونه ای بایم روشن شد که آن خورشید جهان افروز که در اوج کمال و جمال و... بر آن تخت تکیه زده است محبوب دلها پاک امام عصر (عج) است و آن پیرمرد نورانی که حضرت خضر (علیه السلام) بود مرا دعوت به نشستن کرد و پس از این که ناباورانه به دیدار کعبه مقصود و قبله موعود مفتخر شدم رو به من کرد و مرا به نام نشان خواند و فرمود: حسن!مثله آمدی؟ گفتم آری سرورم.
پس از لطف و کرامتی بسیار فرمود: اینک نزد کشاورز این زمین حسن بن مسلم برو و این پیام را از سوی ما به او برسان پرسیدم کدام پیام؟
فرمود: بگو شما اکنون سالهاست که این زمین را کشت می کنی و ما آن را از بین می بریم شما آن را آباد می کنی و ما آثار غاصبانه تو را محو می کنیم اینک سالی که در پیش است باز همان تصمیم را داری اما آگاه باش که اولاً بر این کار مجاز نیستی و نباید اقدام کنی بعلاوه باید استفاده ای را که تا کنون از این زمین کرده ای برگردانی تا در این مکان شریف مسجدی بر پا گردد چرا که این زمین پر شرافت و مقدس است و خداوند آن را از دیگر زمینها امتیاز بخشیده و تو آن را به زمینهای خود افزوده ای و با خیره سری آن را غصب نموده ای تو به کیفر این کارت دو فرزند جوانت را از دست دادی اما به خود نیامدی و اگر به خود نیایی و همچنان گستاخی و خیره سری کنی کیفری که بدان نیندیشیده ای بر تو فرود خواهد آمد.
پس از شنیدن سخنان دلنشین و حیاتبخش آن گرامی گفتم: سرورم به دیده منت برای انجام خدمت با همه وجود آماده ام اما باید همراه این پیام جانبخش نشانی باشد چرا که مردم، پیام بدون نشان و دلیل آشکار را از من نمی پذیرند و گفتارم را باور نمی دارند و سخنم را تصدیق نمی کنند.
فرمود: درست است نشان ما صداقت و راستی تو و عدالت و درستی پیام را در همین جا قرار خواهیم داد شما برو و پیام ما را برسان و در این مورد مطمئن باش و با قوت قلب کارت را انجام بده.
آن بزرگوار خطاب به من فرمود: 1- نخست نزد سید ابوالحسن در شهر قم بشتاب و به او بگو که به همراه تو حرکت کند و کشاورزان این زمینی را بخواهد و منافع سالهای گذشته را از او باز بستاند 2- پس از آن به کمک مردم خیر خواه و علاقمند بی درنگ طرح مسجد پر شکوهی را در این زمین بپا کنید 3- از منافع املاکی که در رهق در ناحیه اردهال می باشد و از آن ماست برای تکمیل ساختمان این مسجد استفاده کنید و به او بگو که ما نصف ملک رهق را وقف این مسجد نموده ایم بنابراین همه ساله استفاده آن را به ساختمان این مسجد برسانید و در راه شکوه و عظمت آن مصرف نماید. 4- به مردم بگو این مکان مقدس را گرامی دارند و عارفانه و با اخلاص به اینجا روی آرند و در این مکان پر معنویت و شریف این گونه به نیایش پروردگار بپردازند.
آن گاه حضرت فرمود: 1- کسانی که به اینجا مشرف می شوند نخست دو رکعت نماز تحیت مسجد بخوانند و آن بدین صورت است که در هر رکعت پس از سوره مبارکه حمد هفت بار سوره اخلاص و هفت بار ذکر رکوع و سجود مقرر شده است. 2- پس از نماز تحیت مسجد دو رکعت نماز به نیت نماز صاحب الامر عج بخوانند که آن هم بدین گونه مقرر شده است: پس از نیت و شروع سوره فاتحه تا جمله ایاک نعبد و ایاک نستعین بخوانند و آنگاه این جمله را یکصد بار با همه وجود و شور و اخلاص تلاوت و زمزمه کنند و بعد یک بار سوره اخلاص را بخوانند و ذکر رکوع و سجده ها را نیز هفت مرتبه بخوانند و رکعت دوم را نیز همین گونه ادامه دهند پس از نماز در برابر خدا سر تعظیم فرود آورده و او را بزرگ بدارند و ستایش کنند و تسبیحات حضرت فاطمه (س) را بگویند و آنگاه سر به سجده نهند و یکصد بار (صلوات بفرستند) بر پیامبر و خاندانش که سلام خدا بر آنان باد درود فرستند.
آن گاه فرمود: حسن مثله! هر کس دو رکعت نماز عارفانه و خالصانه و همراه با همه شرایط در این مکان شریف به جای آورد چنان است که گویی در کعبه این نماز را خوانده است.
من پیام آن حضرت را به دقت و با همه وجود به گوش جان سپردم و تا آخرین واژه همه را به جان خریدم آن گاه پس از پایان به خود گفتم که گویی آن مکان مورد نظر اینجاست و این مسجد همان مسجد با شکوه است... و با نوعی تصدیق و تایید اشاره فرمود که درنگ نکن و برای رسیدن پیام دقت کن از تماشای دل آرای او سیر نشده بودم همچنان بسان تشنه ای در عشقش بودم که با اشاره او بازگشتم.
با گامهای استوار می آمدم که دگر بار مرا خواند و فرمود حسن مثله!در گله گوسفند جعفر کاشانی چوپان بزی است ابلق و پر مو هفت علامت سیاه و سفید دارد این نشانه ها همانند سکه درهم هستند که سه علامت در یک طرف و چهار علامت در طرف دیگر آن حیوان است شما باید این بز را به کمک مردم با پول شخصی خریداری کنید آن را شب آینده به این مکان مقدس بیاورید و ذبح نمایید آن اه گوشت آن را روز چهارشنبه برابر با هجدهم ماه رمضان در میان بیماران تقسیم کنید که خداوند آنان را به وسیله این گوشت شفا خواهد بخشید... برای رساندن پیام و اجرای دستور حرکت کردم که برای سومین بار مرا فرا خواندند و آن خورشید جهان افزود فرمود: ما هفت یا هفتاد روز دیگر به اینجا خواهیم آمد تا پیشرفت کار را ملاحظه کنیم.
به سوی خانه آمدم با دمیدن طلوع بامداد نماز خویش را خواندم ماموریت خود را آغاز کردم نخست جریان را با یکی از دوستانم در میان نهادم و با او به مکان مقدسی که دیشب بدانجا دعوت شده بودم آمدیم و پس از بازدید از آن جا به برخی از نشانه هایی که امام عصر (عج) شب گذشته فرموده بود برخوردیم و آن عبارت بود از زنجیر و میخهایی که در آن جا نصب شده بود.
آن گاه همراه دوستم به منزل سید گرانقدری که امام دیشب دستور داده بود و من او را نمی شناختم شتافتیم هنگامی که به در خانه سید ابوالحسن رسیدیم برخی فرزندان و کارگزارانش گویی در انتظار ما هستند و با دیدن ما گفتند: آیا شما از جمکران آمده اید؟ گفتم: آری. گفتند سید ابوالحسن از طلوع فجر تا کنون منتظر شماست و برای آمدنتان بی صبرانه لحظه شماری می کند وارد خانه شدیم و ضمن تقدیم سلام و اظهار تواضع با پاسخ گرم و احترام او روبرو شدم او مرا در جایگاه خویش نشاند پیش از این که من سخن را شروع کنم گفت: حسن مثله!من شب گذشته خواب بودم که در عالم رویا بزرگ مردی را دیدم که به من فرمود: با مداد فردا مردی بنام حسن مثله از جمکران به خانه شما خواهد آمد آن چه او به تو گفت باور کن و به او اعتماد داشته باش چرا که سخن او پیام ما و نپذیرفتن آن در حقیقت نپذیرفتن پیام است در همان لحظه بیدار شدم و تا کنون در انتظار شما لحظه شماری می کردم.
حسن مثله می گوید: جریان دیشب را بطور دقیق با او در میان نهادم و سید دستور داد اسبها را آماده نمودند و سوار بر مرکبها حرکت کردیم در راه خویش و در نزدیکی روستای جمکران بود که به گله جعفر کاشانی رسیدیم و آن بزی را که نشانه های صداقت و درستی پیام من بود در میان گله یافتم و خواستم قیمت آن را بپردازم که چوپان گفت: به خدا سوگند این بر در گله من نبود تنها امروز آن را دیدم هر چه کوشیدم نتوانستم بگیرم که حالا این حیوان به آسانی به طرفتان آمد و شما آن را گرفتید و به این صورت بود که حیوان را به نقطه ای که حضرت فرمان داده بود آوردیم و ذبح کردیم و همان طوری که دستور داده شده بود به بیماران دادیم و هر کس که از آن گوشت مصرف نمود شفا یافت و خبرش به اطراف رسید. و طرح مسجد جمکران اجرا شد و با اموال و منافع و املاک منطقه اردهال سقف آن را برافراشتیم.
آن میخها و زنجیرها را سید ابوالحسن به خانه خود برد که هر گاه به بیماران آن را تماس می دادند به اذن خداوند بیماران شفا می یافتند پس از رحلت سید یکی از فرزندانش بیمار شد و برای شفای خویش سر صندوقی رفت که زنجیرها و میخها را نیافت آری بدینسان مسجد پر شکوه جمکران به فرمان قبله خوبان دوازدهمین امام نور و به لطف خود آن حضرت پایه گذاری شد تا محل عبادت عارفان گردد.
اکنون این واقعه را به روایت دیگری نیز نقل می نمائیم.
شیخ حسن مثله جمکرانی می گوید:
در شب سه شنبه 17 رمضان سال 393ه ق یا 373ه ق در خانه خود بودم که کسی درب منزل را زد و مرا از خواب بیدار کرد و گفت برخیز و امر مولایت امام مهدی عج را اجابت کن.
و مرا به محلی که اکنون مسجد است برد، حضرت را دیدم که بر تختی نشسته بود و پیرمردی هم که حضرت خضر (علیه السلام) بود کنارش نشسته بود، حضرت مرا با نام صدا زد.
و فرمود، برو به حسن مسلم بگو این زمینی را که در آن کشاورزی می کنی، محل مقدسی است و خداوند آن را برگزیده برای عبادت و محل مسجد و دیگر نباید در این مکان کشاورزی کنی و این مکان چهار رکعت نماز دارد.
دو رکعت نماز تحیت مسجد که در هر رکعت سوره اخلاص هفت مرتبه و ذکر رکوع و سجود هم هفت بار و دو رکعت نماز امام الزمان عج.
که در هر رکعت (ایاک نعبد و ایاک نستعین) صد مرتبه و سوره (قل هو الله احد) یک مرتبه و ذکر رکوع و سجود هفت مرتبه. در پایان نماز تسبیحات حضرت زهرا و در سجده صد مرتبه صلوات فرستاده شود. حضرت فرمود: که این نماز ثوابی به اندازه دو رکعت نماز در کعبه دارد. و این مسجد، حج فقیران است.
عرض کردم یا مولا، حتماً باید دلیلی و نشانه ای داشته باشم که مردم کلام مرا قبول کنند، و الا مردم مرا تکذیب می کنند.
فرمود، در گله گوسفند جعفر کاشانی بزی مو بلند و سیاه و سفید وجود دارد، آن را بگیرید و ذبح کنید و هر کس از گوشت آن بخورد اگر بیمار باشد شفا یابد.
صبح هنگام به قم برو، و سید ابوالحسن را پیدا کن، و به او بگو که حسن مسلم را احضار کند و سود و استفاده چندین ساله این زمین را از او بگیرد و با آن مسجدی در این مکان بر پا کند حسن مثله می گوید تا صبح نتوانستم بخوابم، صبح به اتفاق دوستم علی المنذر به همان مکان دیشب رفتیم. زنجیری دیدم که دور زمین کشیده شده بود، که طبق گفته حضرت حدود و اندازه مسجد را مشخص می کرد.
بعد به قم رفتیم تا جریان را به سید بگوییم، تا به درب منزل او رسیدیم خادمش گفت شما از جمکران آمده اید سدی از سحر در انتظار شماست.
به خانه سید رفتیم و بسیار به ما احترام گذاشت و فرمود، در خواب دیدم شخص والا مقامی که به من گفت حسن مثله از جمکران به نزد تو می آید، او را تصدیق کن و به صحبتش گوش فرا ده که سخن او سخن ماست.
از خواب بیدار شدم و تا بحال بیدارم تا تو بیایی. حسن مثله می گوید، ماجرای دیشب را برای سید تعریف کردم، سید بلافاصله دستور داد تا اسبها را زین کردیم و بسوی جمکران حرکت نمودیم. در بین راه گله گوسفند جعفر کاشانی را دیدیم و همان بر مو بلند و سیاه سفید در گله بود، گفتیم این بز را چقدر به ما می فروشی.
گفت این بز چند روز است در گله من آمده و بسیار چابک است، و هیچ کس نمی تواند آن را بگیرد اگر می توانید شما بگیرید.
حسن مثله، می گوید به طرف آن رفتم اصلاً فرار نکرد، در محل مسجد آن را ذبح کردیم و به هر کسی که بیمار بود دادیم و بلافاصله شفا یافت و خبرش در قم و شهرهای اطراف پیچید و همه این معجزه را شنیدند و از هر سو بطرف جمکران آمدند و جمعیت زیادی در محل جمع گردید.
سید، حسن مسلم را احضار کرد و منافع زمین را از او گرفت و مسجدی در آن مکان بر پا ساخت آن گاه سید، زنجیر و میخهایی را که در اطراف زمین بود با خود به قم آورد و در خانه خود گذاشت و هر بیماری که به آن زنجیر خود را می زد شفا می یافت.
تا زمینی که خود سید بیمار شد و خواست از آن استفاده کند زنجیر ناپدید گشت.
و دیگر کسی آن زنجیر را ندید و سید وفات نمود.
از آن زمان تا بحال این مکان مقدس محل عبادت عاشقان حضرت مهدی عج گشته است.

طریقه ملاقات با امام زمان عج

شیخ رجب علی خیاط با توسل به این آیه شریفه به خدمت امام زمان (عج)می رسید.
رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطاناً نصیراً (26)
ترجمه: خدایا مرا داخل وادی راستی و درستی کن و هنگام خروج از دنیا مرا با صدق خارج بگردان، و برای من از نیروی بی کران خودت فریاد رسی قرار بده.
صد بار تا چهل شب خوانده شود عده ای هم از شاگردان او این عمل را انجام دادند هر چند در هنگام دیدن حضرت او را نشناختند.
مثلاً: یکی از شاگردان شیخ به ایشان عرض کرد من این ذکر را طبق دستور انجام دادم ولی موفق به دیدن حضرت ولی عصر (عج)نشدم.
شیخ فرمود: هنگامی که در مسجد نماز می خواندی سید به شما فرمود، انگشتر در دست چپ کراهت دارد، و شما هم گفتید (کل مکروه جائز) ایشان همان امام زمان (عج)بودند.
آیا امام عصر (عج)همیشه به کی صورت دیده می شود؟ باید گفت خیر؟
زیرا اگر حضرت ولی عصر (عج)همیشه به یک صورت دیده شوند طبعاً وقتی یک شخص آن حضرت را در جائی ببیند ایشان را خواهد شناخت و به خصوص اگر آن شخص حضرت را به دیگران نیز معرفی کند همه خواهند شناخت و کم کم حضرت ولی عصر (عج)از غیبت بیرون می آیند لذا باید حضرت مهدی (عج)در چشم آن شخص دخل و تصرف کنند یعنی امام را طور دیگر ببیند که نتواند تشخیص دهد که حضرت مهدی (عج)است و یا در خودشان تصرف کنند یعنی به صورت های مختلف دیده شوند و آن چه که ظاهراً بیشتر بدست آمده و در احوال کسانی که خدمت حضرت مهدی (عج)شرفیاب شده اند گفته شده همان تصرف در چشم افراد است و البته اگر کسی سر نگهدار باشد بعید نیست حضرت را به شکل همیشگی شان ببیند زیرا که مسئله اصلی شناخته نشدن حضرت مهدی (عج)و خارج نشدن از صور، غیبت می باشد.
در کتاب شریف نجم الثاقب، نقل از شیخ ابراهیم کفعمی در حاشیه جنة الواقیه در دعائی ام داود بعد از صلوات بر محمد و آلش فرموده:
اللهم صل علی الابدال و الاوتاد السیاح و العباد و المخلصین و الزهاد و اهل الجد و الاجتهاد (27)
ترجمه: خداوندا درود فرست بر ابدال و اوتاد و بندگان مخلصت و بر زهاد و کسانی که اهل اجتهاد و کوشش هستند.
زمین هرگز خالی نشود از حجت خدا زیرا:
1- قطب: یعنی انبیاء و معصومین که در هر زمانی بوده اند تا به امروز که حضرت مهدی (عج)می باشد و اینان دارای عصمت هستند و از هر گونه اشتباهی مبرا و پاکند و حکم عمود خیمه را دارند.
2- اوتاد : (چهار نفرند) این چهار نفر غفلت نکنند و از دنیا جمع نکنند مگر به مقدار قوت و نیاز روزانه شان ولی دارای عصمت نیستند و حکم میخهای چهار طرف خیمه را دارند، از جمله آنان حضرت خضر است که هم اکنون ملازم و همنشین حضرت مهدی (عج)می باشد.
3- ابدال: (چهل نفرند) کسانی هستند که گاهی غفلت کنند ولی هرگز از روی عمد معصیت نکنند.
4- نجبا: (هفتاد نفرند) کسانی هستند- پرهیزکارند و غفلت اعیان بیشتر از ابدال است.
5- صلحا: (سیصد و شصت نفرند) کسانی هستند که در میان مردم معروف به عدالت هستند، و هر گاه گناهی کنند فوراً استغفار و توبه کنند.
هیچ گاه تعداد اوتاد از چهار نفر کمتر نشود و هرگاه یکی از این افراد وفات کند یک نفر از ابدال جای او را پر می کند (البته حضرت خضر از زمان حضرت موسی بوده و داستانی هم در این باره در سوره کهف در قرآن آمده. نهایت کلام اینست که حضرت خضر استثنی شده و وفات نخواهد کرد و تا حکومت مهدی (عج)در رکاب حضرت باقی خواهد بود.) و هر گاه یک نفر از ابدال وفات کند یک نفر از نجبا جای او را می گیرد. و هرگاه یک نفر از نجبا وفات کند، یک نفر از صلحا جای او را می گیرد.و وقتی یک نفر از صلحا وفات کند جای او را یک نفر از مردم عادی جامعه که از افراد دیگر ممتازتر باشد پر می کند.
عقیده به حضرت مهدی (عج)در نیمه دوم اسلام بوجود آمد و در این باره هم سنی و هم شیعه مطالبی را بیان کرده اند.

عبدالله ابن معود: از پیامبر نق می کند که دنیا تمام نخواهد شد، تا ای که مردی از اهل بیت من که نامش هم نام من است بر مردم حکومت کند (م ح م د) که در زمان غیبت حرامست کسی او را محمد بنامد، مگر این که ظهور کند و حکومت تشکیل دهد.
مسجدی را که آن حضرت از طرف ناحیه مقدسه خویش شخصاً امر به ساختن آن نموده، مسجد مقدس جمکران است که در شش کیلومتری شهر قم واقع است.
حضرت فرموده که شیعیان به این مکان مقدس رغبت داشته باشند، زیرا که زمینش مقدس است و موجب بر آورده شدن حوائج مومنین می گردد.
و تاکید شده که در آن مکان برای ظهور حضرت دعا شود که گشایش کارهای مردم در دعا کردن برای فرج آن حضرت است.
ابوالحجاف یکی از صحابه پیامبر اکرم بیان می کند رسول اکرم (ص) سه بار فرمود: بشارت باد بر شما از مهدی (عج) در هنگامی که گرفتاریها و مشکلات ظاهر شود و زمین پر از ظلم و ستم شود و او زمین را پر از عدل و داد می کند.
روایت دیگری از رسول اکرم (ص) وارد شده که فرمودند رستاخیز بر پا نشود تا قائم بر حق ما قیام کند، وقتی قیام کند که خداوند به او اذن دهد و هر کسی او را یاری کند نجات یافته و هر کسی تخلف کند، کشته خواهد شد، ای بندگان خدا، خدا را در نظر گرفته: هنگامی که مهدی (عج)ظاهر شد بسویش بشتابید اگر چه بر روی برف حرکت کنید. زیرا که او خلیفه خدا و جانشین من است و فرمود: هر کس مهدی (عج)را منکر شود من را منکر شده.

شباهت های انبیاء به حضرت مهدی (عج)

شباهت حضرت مهدی (عج)به خاتم النبیین صلی الله علیه و آله و سلم)
سخن جامع در این باب فرمایش رسول اکرم (ص) می باشد که فرمودند:
حضرت مهدی (عج)از فرزندان من است اسم او اسم من و کنیه اش کنیه من از نظر خلق و خوی شبیه ترین مردم به من است... نویسنده کتاب مکیال المکارم در این باره می گوید: از این سخن مبارک مطالب فهمیده می شود که شایسته است در آن به تفکر بیشتری نمائید.
شباهت حضرت مهدی (عج)به امام حسین (علیه السلام)
1- امام حسین (علیه السلام) در مورد حضرت مهدی (عج)فرمودند. (لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی) اگر او را درک می کردم تمام عمر خدمتگزارش می شدم. 2- امام زمان (عج)یا جدا من صبح و شب برای شما اشک می ریزم و بلکه به جای اشک بر شما خون گریه می کنم.
3- اهتمام پیامبران گذشته به گریستن برای حضرت امام حسین (علیه السلام) و بر پا نمودن مجالس سوگواری... نظیر اهتمام امامان (علیه السلام) گذشته است در دعا کردن برای فرج حضرت مهدی (عج)و طلب ظهور آن بزرگوار پیش از این که حضرت متولد شوند، برای این بود که مردم را آگاه به این مسئله کنند تا همه امام آخر الزمان خود را بشناسند.
4- نبودن بیعت طاغوت زمان بر آن دو وجود مقدس چنانچه امام حسین (علیه السلام) حاضر به بیعت نشدند. و مهدی (عج)نیز با هیچ حکومتی بیعت نمی کند.
5- در مظلومیت و غربت هر دو امام حسین (علیه السلام) و امام مهدی (عج)مثل هم هستند.
6- امام حسین (علیه السلام) ترسناک از مدینه بیرون رفتند و در مکه اقامت کردند و سپس به سوی کوفه حرکت فرمودند حضرت مهدی (عج)نیز نظیر همین بر ایشان اتفاق می افتد که سفیانی عده ای را به مدینه می فرست و حضرت مهدی (عج)از آن جا به سوی مکه کوچ می کند.
7- مصیبت آن دو سخت ترین مصیبتهاست مصیبت غربت و تنهایی امام حسن (علیه السلام) و مصیبت طولانی شدن غیبت و غربت و تنهایی و مظلومیت امام عصر (عج).
8- امام حسین (علیه السلام) ندای (هل من ناصر ینصرنی) سر دادند و طلب یاری از مردم نمودند امام عصر (عج)نیز هنگام ظهور طلب یاری می کنند و در قسمتی از روایت است که می فرمایند: خدا را خدا را، درباره ما، ما را یاری کنید، که خداوند شما را یاری کند. و هم اکنون هم اگر گوش دلمان را باز کنیم ندای (هل من ناصر ینصرنی) امام زمان (عج)بلند است که اهل ایمان را به یاری می طلبد انشاءالله که همه ما بتوانیم از یاران حقیقی حضرتش باشیم.