مسجد نمونه

رحیم نوبهار

ه-ابعاد نظامی مسجد نمونه

جامعه ای که در راه تحقق ارزشهای اسلامی گام بر می دارد، هیچگاه از دستبرد و تجاوز دشمنان دین ایمن نمی ماند؛ این رهنمود قرآن است که: ولا یزالون یقاتلونکم حتی یردوکم عن دینکم(101) کافران همواره با شما می جنگند، تا آنگاه که شما را از دینتان برگردانند.
از سوی دیگر، در جهاد اسلامی رسیدن به پیروزی، همواره در گرو برخورداری از نیروهای رزمنده مؤمن، معتقد و مکتبی است.
مسجد در این زمینه، نقشی حیاتی را ایفا می کند؛ زیرا در حقیقت رزمندگان مدافع اسلام، پرورش یافته مساجدند.
این مسجد است که در فضای قدس و طهارت و شکوفایی علمی، فرهنگی و تربیتی خود، بذر ایمان، آگاهی و روشن بینی را در جان و دل جوانان حق جو می پرورد.
دست پرورده های مسجد، گاه چنان به بار می نشینند که حتی مربیان خود را هم دچار شگفتی می کنند. آنان در نهایت خار چشم دشمنان دین و مایه عزت و آبروی مسلمانان می شوند. خدای تعالی، ستم ستیزی این گونه مسلمانان پارسا را چنین ترسیم می نماید: و مثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطئه فازره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار مثل پیروان راستین پیامبر همچون نهالی است که جوانه خویش را از زمین بیرون می آورد، رفته رفته نیرومند و استوار می شود و بر پای خویش می ایستد تا آنکه سرانجام مایه خشم و غضب کافران می شود.
در دوران ما نیز بوستان مسجد، چنین گلهایی را پرورد و امام خمینی درباره آنان فرمود: شما ما را با فداکاریها و خدمتتان خجل کرده اید. شما با کارهای خودتان سبب مباهات و افتخار پیامبر اکرم صلی الله علی و آله شده اید. شما امام زمان (عج) را رو سفید کردید. شما در پیشگاه خداوند متعال مقامی دارید که ما باید به شما غبطه ببریم.(102)
پس مسجد از یک سو، مهد و پرورشگاه نیروهای مدافع اسلام و میهن اسلامی است. پایگاهی است که سربازان اسلام، آموزشهای عقیدتی را در آنجا سپری می کنند.
از سوی دیگر به هنگام بروز جنگ و پیدایش ناامنی در جامعه، مسجد بسان پایگاه و سنگری استوار برای رزمندگان اسلام عمل می کند.
ما این نقش مسجد را در مسجد نمونه اسلام یعنی مسجدالنبی آشکارا مشاهده می کنیم واقدی در کتاب مغازی در شرح حوادث جنگ احد چنین می گوید: بزرگان اوس و خزرج مانند سعد بن عباده، سعد بن معاذ و اسید بن حضیر همراه با عده ای، در حالی که مسلح بودند، شب جمعه را در مسجد و کنار خانه پیامبر صلی الله علی و آله گذراندند. چون از شبیخون مشرکان بیم داشتند، شب جمعه از مدینه پاسداری کردند تا آنکه صبح شد.(103)
پس از جنگ احد نیز که خطر حمله قریش به مدینه همچنان وجود داشت، سران اوس و خزرج همراه با عده ای دیگر چون حباب بن منذر، اوس بن خولی، قتاده بن نعمان و دیگران در مسجد به پاسداری مشغول بودند.(104) همین ماجرا در جنگ بنی قرظیه و غابه نیز تکرار می شود.(105)
بی گمان کاوش در تاریخ مسلمانان صدر اسلام، مواردی دیگر از چنین عملکردی را به ما نشان خواهد داد.
از آغاز اوج گیری انقلاب اسلامی ایران تا کنون، جلوه های پر فروغی از نقش مسجد در این زمینه رخ نموده است. بنابراین می توان گفت: مسجدی که در آن نیروهای بسیج مردمی گرد هم می آیند، تا از امنیت و آسایش مردم پاسداری کنند، در واقع یکی از شاخصه های مسجد نمونه را داراست.
مسجد در بعد نظامی - افزون بر آنچه گذشت - محل برافراشته شدن پرچم سپاه اسلام، و اعزام آنان به جبهه های نبرد است. ما این نکته را در کتابهای سیره و مغازی در موارد متعدد می یابیم.(106)
امام خمینی در یکی از سخنان خویش به همین نقش مسجد اشاره کرده؛ می فرماید: در صدر اسلام هر وقت مسلمین می خواستند به جنگ عزیمت کنند، از مساجد تجهیز می شدند.(107)
مسجد همچنین جایگاه گفتگو و مشورت پیرامون مسائل نظامی بوده است. پیامبر اکرم صلی الله علی و آله در آستانه جنگ احد، در مسجد پیرامون چگونگی رویارویی با مشرکان قریش، با یاران خود به تبادل نظر پرداخت.(108)
مسجد پایگاه استواری است که از رزمندگان جبهه ها پشتیبانی می کند؛ کمکهای مردمی به جبهه ها را شامان می بخشد؛ کمبودهای جبهه و سربازان اسلامی را بر طرف می کند و حامی خوبی برای خانواده های رزمندگان و ایثارگران است. پیامبر صلی الله علی و آله گاه از مسجد همراه با اصحاب خود از خانواده های شهیدان سرکشی می کردند.(109)
تبلیغات مسجد، مسأله جنگ را به عنوان یک مسأله اولی در ذهن و فکر مسلمانان زنده نگه می دارد و همزمان فرهنگ ایثار و جهاد و شهادت را که مایه برپایی و پایداری جبهه هاست، شکوفایی می بخشد.
مسجدیان با دعاهای خالصانه خود پشتوانه ای عظیم برای جبهه های نبرد فراهم می آورند. آنان با دعاهای خود از یک سو باران عنایتها و الطاف الهی را بر جبهه ها نازل می کنند و هم با این کار همراهی و همدلی خود را با رزمندگان نشان می دهند؛ تا آنان با شور و دلگرمی بیشتری به جهاد مقدس خود ادامه دهند.
آنچه گذشت گوشه هایی از نقشهای مثبت و سازنده ای است که مسجد می تواند در ابعاد نظامی و دفاع مقدس ایفا نماید. بنابراین هر اندازه مسجد در زمینه های یاد شده از نقشی مؤثرتر و کارآمدتر برخوردار باشد، در حقیقت به مسجد نمونه اسلام نزدیکتر است.

عوامل مؤثر در نمونه شدن مسجد

پرسشی که در پایان این نوشتار باید بدان پاسخ گفت، این است که اسباب و عوامل مؤثر در همسویی و هماهنگی مساجد، با مسجد نمونه چیست؟ به سخنی دیگر چه عواملی سبب می شوند تا این کانون مقدس بتواند رسالت خود را در ابعاد گوناگون به خوبی ایفا کند؟
به طور اجمالی می توان گفت: بنیانگذاران مسجد، اداره کنندگان آن، خدمتگزاران، نمازگزاران مسجد و در یک کلام کسانی که آنان را اهل مسجد می نامیم، نقش مهمی در شایستگی و صلاح مسجد دارند.
قرآن کریم، در آیاتی چند ما را بدین مطلب رهنمون می شود.
خداوند متعال از یک سو شدیداً مشرکان و غیر مؤمنان را از هر گونه دخالتی در امور مساجد بر حذر داشته؛ می فرماید: ما کان للمشرکین ان یعمروا مساجد الله شاهدین علی انفسهم بالکفر(110) مشرکانی که (با گفتار و کردار) به کفر خویش گواهی می دهند، حق دخالت در امور مساجد را ندارند.
توجه کنیم که عمارت مسجد هم از نظر معنای لغوی و هم با توجه به آنچه مفسران گفته اند، تنها به معنای بنای ساختمان مسجد و تعمیر آن نیست؛ بلکه واژه عمارت دارای معنایی گسترده است. در واقع هر گونه اقدامی که مایه گرمی و رونق مسجد باشد، عمارت و آبادانی آن به شمار می آید. پس از نگاه قرآن کریم، ساحت قدس مساجد باید از هر گونه دخالت کافران و مشرکان منزه باشد.
آنگاه خداوند متعال، عمارت و اداره امور مساجد را منحصراً در اختیار مؤمنانی که دارای شرایط ویژه باشند قرار داده؛ می فرماید: انما یعمر مساجد الله من امن بالله والیوم الاخر و اقام الصلوه و آتی الزکوه و لم یخش الا الله (111)
از مجموع دو آیه یاد شده نتیجه گیری می کنیم که اداره کنندگان مسجد باید دارای ویژگیهای زیر باشند:
1- ایمان به خداوند و روز آخرت.
2- بپاداشتن نماز که در واقع به معنای انجام دادن همه واجبات عبادی است.
3- پرداخت زکات که نماد و نشانه عمل به وظایف اقتصادی است.
4- توجه کامل به خداوند؛ به گونه ای که در کارها تنها خداوند را در نظر داشته باشد.
قرآن کریم در جای دیگری نیز سرپرستی و اداره امور مسجدالحرام را - که مادر و اساس همه مسجدهاست - تنها در قلمرو صلاحیت تقوا پیشگان قرار داده؛ فرموده است: ان اولیاوه الا المتقون(112)
گرچه آیه یاد شده درباره مسجدالحرام سخن می گوید، ولی می توان از آن فهمید که همه مساجد باید از متولیان و سرپرستانی متقی برخوردار باشند؛ زیرا هر مسجدی خانه خدا بر روی زمین است.
البته اهمیت مسجدالحرام اقتضا می کند که سرپرستان و اداره کنندگان امور آن، دارای مراتب والاتری از تقوا و پرهیزگاری باشند.
آری اگر سرپرستان مسجد نالایق باشند، قرآن خواندن در مسجد، گناه شمرده می شود؛ چنانکه یاران پیامبر صلی الله علی و آله مانند ابوذر و عبدالله بن مسعود به جرم قرآن خواندن در مسجدالحرام مورد آزار و ضرب و شتم مشرکان قرار می گرفتند(113) و کعبه و مسجدالحرام که آکنده از نشانه های روشن و روشنگری الهی است، به جایگاه گردآوری انواع بتها و معبودهای دروغین تبدیل شده بود.
جلب توجه است که خداوند متعال حتی هنگام مدح و ستایش از مسجد قبا، ابتدا از بنیانگذاران آن تمجید کرده؛ می فرماید: لمسجد اسس علی التقوی من اول یوم احق ان تقوم فیه(114) مسجدی که از آغاز بر پایه تقوا بنا شده، سزاوارتر است که در آن نماز بگزاری.
قرآن کریم با این کلام به روشنی به ما می فهماند که آنچه مسجد قبا را در خور مدح و ستایش کرده، تقوا و اخلاص مؤسسان آن بوده است. همان گونه که مسجد ضرار نیز به دلیل انگیزه های ناسالم بانیان آن، مورد خشم و غضب خداوند متعال و پیامبر او قرار گرفت.
بر پایه همین نگرش قرآنی است که امام صادق علیه السلام یکی از عوامل با برکت شدن مسجد غنی در شهر کوفه را ایمان بنیانگذار آن دانسته است.(115) حال آنکه برخی از مساجد کوفه را از آن رو که با انگیزه هایی ناسالم بنا شده بود، مسجد نامبارک و ملعون نام نهادند.(116)
آن گاه قرآن کریم، در ادامه آیه یاد شده به مدح و ستایش از نمازگزاران مسجد قبا پرداخته؛ می فرماید: فیه رجال یحبون ان یتطهروا والله یحب المطهرین(117) در این مسجد، مردانی حضور می یابند که دوستدار پاکیزگی هستند و خداوند پاکیزگان را دوست می دارد.
پس راز فضیلت مسجد آن است که بنیانگذارانش از سر صدق و صفا آن را بنا نهاده اند و نمازگزاران آن نیز دوستدار پاکی و پاکیزگی بوده اند.
واقعیت خارجی و معیارهای عقلی نیز همین را می گوید: زیرا زمین و سنگ و چوب و ابزاری که در بنای مسجدی همچون مسجد قبا به کار می رود، با آنچه در ساخت مسجد ضرار مورد استفاده قرار می گیرد، تفاوت ماهوی با یکدیگر ندارند. ایمان، تقوا و صفای درون بنیانگذاران مسجد است که سبب می شود مسجدی، مسجد قبا شود و برای همیشه دو رکعت نماز در آن، پاداش یک عمره را داشته باشد.(118)
البته آنچه گذشت هرگز به معنای نفی ارزش ذاتی برخی از مساجد و این که آنها در مکانهایی فوق العاده مقدس قرار گرفته اند، نیست؛ سخن در این است که صدق و صفا و پاکی بنیانگذاران، نمازگزاران و اراده کنندگان مسجد، نقشی بس بزرگ در اصلاح آن ایفا می کند.
برخی از مفسران گفته اند آیه: ان الله یأمرکم ان تودوا الامانات الی اهلها(119) خداوند به شما فرمان می دهد که امانتها را به اهل آن بسپارید. درباره کعبه معظمه و حق سرپرستی آن نازل شده است.(120) به راستی کعبه و مسجدالحرام و هر مسجدی امانتهای خداوند در دست مسلمانان است. این نشانه های خداوند بر زمین آن گاه در ایفای نقش خود توانمند خواهند بود که اداره امور آنها در دست صالحان و برگزیدگان باشد.

نقش امام جماعت در نمونه شدن مسجد

در میان کسانی که به گونه ای در اداره امور مسجد دخالت دارند، امام جماعت، دارای نقشی ممتاز و ویژه است؛ زیرا او بار هدایت فکری، تربیتی و فرهنگی مسجد را بر دوش دارد. از این رو صلاحیتها و شایستگیهای او به طور مستقیم بر مسجد اثر می گذارد و آن در راستای رسیدن به مسجد نمونه یاری می کند.
البته تردیدی نیست که این مهم بی آنکه امام جماعت دارای خصلتها و ویژگیهای لازم باشد، تحقق نمی یابد. بر پایه منابع اسلامی، برای آنکه امام جماعت بتواند مسجد را در زمینه های گوناگون به پیش برد باید از ویژگیهای زیر برخوردار باشد:
1- عدالت؛ یعنی نیروی درونی که او را از دست یازیدن به هر گونه گناه و آلودگی باز دارد.(121)
2- مروت؛ یعنی پرهیز از کارهایی که شخصیت او را در دیدگان خوار و بی مقدار سازد؛ هر چند آن کارها گناه نباشد.(122)
3- برخورداری از مراتب علمی لازم تا بتواند بار هدایت علمی - فکری مسجد را بر دوش گیرد. از همین روست که در روایات اسلامی، تأکیدی خاص بر نمازگزاردن پشت سر عالم و دانشمند شده است.
در حدیثی از پیامبر صلی الله علی و آله آمده است: کسی که پشت سر عالمی نماز بگزارد، همچون کسی است که در نماز به پیامبر صلی الله علی و آله اقتدا کرده است.(123)
پیامبر صلی الله علی و آله خود در نصب امامان جماعت همواره برخورداری آنان از دانش را مورد توجه قرار می داد. آن حضرت، معاذ بن جبل را که یک چهره علمی بود به امامت مسجد قبا برگزید(124) و عثمان بن ابی العاص را نیز با وجود کمسالی به دلیل این که از نظر علم و دانش، از دیگر مردم قبیله خویش برتر بود، به امام جماعت آنان گمارد.(125)
4- برخورداری امام جماعت از تقوا و فضیلتهای اخلاقی تا بتواند مسجد را در زمینه های تربیتی بارور نماید. بر همین اساس، از دیدگاه فقه اسلامی، نمازگزاردن با امامی که پرهیزگارتر، مورد اطمینان و دارای فضیلتهای بیشتری باشد، برتر است.(126)
5- پرهیز از افرط و تفریط و رعایت اعتدال در همه زمینه هایی که به اداره مسجد بر می گردد.
در حدیثی از پیامبر صلی الله علی و آله آمده است: کسی که امامت گروهی را بر عهده گیرد و در برخورد با آنان و قرائت و رکوع و سجده و نشست و برخاست خود، راه اعتدال و میانه روی را در پیش نگیرد، نمازش مورد پذیرش خداوند قرار نمی گیرد و از کتفان او تجاوز نمی کند. چنین امامی نزد خداوند، همچون پادشاه ستمگر و متجاوزی است که برای خیر و صلاح زیر دستان خود تلاشی نکرده و فرمان خدا را در میان آنان بپای نداشته است...(127)
6- اهتمام جدی به مسجد و برنامه های آن؛ زیرا مسجد هرگاه بخواهد نقش خود را به خوبی ایفا کند نیازمند آن است که امام جماعت از نظر وقت و برنامه ریزی به اندازه کافی سرمایه گذاری کند طبیعی است که حضور چند دقیقه ای در مسجد و تنها برای ادای نماز نمی تواند مسجد را در ابعاد گوناگون شکوفا کند.
عمل پیامبر صلی الله علی و آله در این زمینه الگوی خوبی برای ماست. آن حضرت پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب در مسجد می نشست و بخشی از این وقت را صرف پاسخ گویی به پرسشهای مسلمانان می نمود.(128)
ابن سعد در الطبقات آورده است که: پیامبر صلی الله علی و آله در مسجد آن قدر برای هیئت نمایندگی قبیله ثقیف سخن گفت که پاهای مبارکش از خستگی به درد آمد.(129)
7- استفاده از افراد دارای صلاحیت به عنوان معین و یاور امام جماعت؛ تا مسجد در غیاب امام جماعت اصلی دچار تعطیلی نشود.
مسجد پیامبر هیچگاه در غیاب آن حضرت تعطیل نشد. آن حضرت همواره به هنگام مسافرت یا شرکت در جنگها کسی را به امام جماعت مسجد خویش بر می گزید.(130)
پیامبر صلی الله علی و آله در موقع حضور نیز در اداره کارهای آموزشی و فرهنگی مسجد، به گونه ای چشمگیر از دیگران کمک می گرفت
این رویه که یک مسجد باید یک امام جماعت داشته باشد، بویژه در مورد مساجد مهم و پر جمعیت، محل تأمل و قابل تجدید نظر است.
8- سعه صدر و گشاده رویی در برخورد با قشرهای گوناگون و توان جذب آنان به اسلام و مسجد؛ بجز کسانی که دارای مشکل اساسی باشند؛ که: آله الریاسه سعه الصدر.(131) ابزار ریاست، سعه صدر است.
9- اسلام علاوه بر عنصر عدالت، شرایط دیگری را نیز برای امام جماعت مقرر نموده است؛ مانند: عدم ابتلاء به بیماری جذام و پیسی، حد نخوردن هر چند توبه کرده باشد، حلال زاده بودن و... .(132)
اسلام با در نظر گرفتن چنین شرایطی به ما می فهماند که امام جماعت، باید فردی وجیه، خوشنام و دارای مقبولیت اجتماعی باشد و با نمازگزاران انس و الفت و پیوندی صمیمی داشته باشد.
فراتر از این، در سخنان پیشوایان دین، امام جماعتی که نمازگزاران به امامت او خرسند نیستند، در ردیف مانع الزکاه، سلطان ستمگر و مانند آن قرار گرفته است.(133)
بنابراین می توان گفت: یکی از عوامل موفقیت امام جماعت برخورداری از مقبولیت اجتماعی در میان نمازگزاران است. این امر سبب می شود تا او بتواند با همراهی و همیاری نمازگزاران، مسجد را در راستای دستیابی به اهداف مقدسش به پیش برد.
10- حضور منظم در مسجد به ویژه برای اقامه نماز.
11- خودداری از طولانی کردن برنامه ها مخصوصاً خود نماز. پیامبر صلی الله علی و آله همواره امامان جماعت را به رعایت این نکته ترغیب می نمود.
در کتاب معالم القرابه از بخاری نقل کرده که ابومسعود گفته است: مردی به پیامبر صلی الله علی و آله در مورد امام جماعتی که نماز را طولانی برگزار می نمود شکایت کرد. ابو مسعود می گوید: پیامبر صلی الله علی و آله در این باره برای مردم سخنرانی کرد. من هیچ گاه پیامبر صلی الله علی و آله را در سخنرانی این چنین خشمگین ندیده بودم. آن حضرت به حاضران فرمود: برخی از شما مردم را گریزان می سازید؛ امام جماعت باید از طولانی کردن نماز خودداری کند؛ زیرا در نماز جماعت، افراد ناتوان، بزرگسال و کسانی که کار دارند حضور می یابند.(134)
امام علی علیه السلام نیز می فرماید: آخرین سخن محبوبم پیامبر صلی الله علی و آله با من این بود که: علی جان! در نماز جماعت حال ضعیفترین مأموم را مراعات کن.(135)
آری آخرین سخن پیامبر رحمت، سفارش در باره نمازگزاران و مسجد و نماز جماعت است؛چه او می داند که نماز، اصلی ترین عنصر خیمه ای است که او سالها در راه بر پایی آن تلاش کرده است.
از خداوند بزرگ می خواهیم که به ما و نسلهای پس از ما توفیق دهد تا در راستای بر پایی نماز - این فریضه الهی - تلاش کنیم و مساجد، این خانه های خدا و انوار تابناک الهی بر گستره زمین را بیش از پیش شکوه و رونق بخشیم.
از باب حسن ختام، این نوشتار را با حدیثی نبوی به پایان می بریم. انس می گوید: پیامبر صلی الله علی و آله فرمود:
خداوند در روز قیامت، مساجد دنیا را در چهره مرکبهایی نفیس، نورانی و سفید به عرصه محشر وارد می کند. پاهای آنها از عنبر، سرهاشان از مشک و افسار آنها از زبرجد سبز است. مؤذنان از پیش رو و امامان جماعت پشت سر آن در حرکتند. آباد کنندگان مسجد نیز از هر سو خود را بدو آویخته اند. مسجد در این حال با همراهان خود، همچون برقی گذرا عرصه های قیامت را می نوردد. مردم می گویند: بی گمان اینها فرشتگان مقرب الهی و پیامبرانند ناگهان ندا می رسد: اینان نه فرشته اند و نه پیامبر؛ بلکه اینها اهل مسجد و گروهی از امت پیامبرند که به نماز اهتمام داشته اند.(136)
لمثل هذا فلیعمل العاملون والحمدلله اولاً و آخراً
رحیم نوبهار
20 صفر الخیر - 1417 ه ق.
مصادف با اربعین سالار شهیدان امام حسین علیه السلام.

...................) Anotates (.................
1) بحارالانوار، علامه محمدباقر مجلسی، ج 82، ص 164، مؤسسه الوفاء، بیروت، دوره 110 جلدی، چاپ دوم، 1403 ه. ق.


2) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی ، ج 3، ص 422، باب 1 از ابواب مکان المصلی، روایت 2، دوره 20 جلدی، اسلامیه، تهران، چاپ ششم، 1403 ه. ق.
3) حج(22)؛ آیه 40.
4) بقره(2)، آیه 114.
5) جن(72)، آیه 18.
6) اعراف(7)، آیه 29.
7) اسراء(17)، آیه 1.
8) توبه(9)، آیه 108.
9) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 1، ص 268، باب 10از ابواب وضو، روایت 5.
10) همان.
11) همان.
12) اشاره به حدیث: من اختلف الی المسجد اصاب احدی الثمان. . . او رحمه منتظره-(همان، ج 3، ص 480، باب 3 از ابواب احکام المساجد، روایت 1. )
13) اشاره به حدیثی در مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 3، ص 361، باب 3 از ابواب احکام المساجد، روایت 13. تحقیق و نشر مؤسسه آل البیت، چاپ اول، 1408 ه. ق، مشهد.
14) همان.
15) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 5، ص 372، باب 1 ازابواب صلاه الجماعه، روایت 7.
16) مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 3، ص 361، باب 3 از ابواب احکام المساجد، روایت 14.
17) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 5، ص 263، باب 31 از ابواب بقیه الصلوات المندوبه، روایت 3.
18) من لا یحضر الفقیه، شیخ صدوق، ج 1، باب فضل المساجد و حرمتها، ص 237، حدیث 713، موسسه نشر اسلامی، قم، چاپ دوم 1404ه. ق.
19) ر. ک: کشف الغطاء، شیخ جعفر جناحی حلی، کتاب الصلاه، ص 211، دار الطباعه سید مرتضی، 1317.
20) اشاره به حدیثی در بحار الانوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج 80، ص 377.
21) اشاره به حدیثی درروضه الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ص 39، دارالتعاریف، بیروت، 1411ه. ق.
22) اشاره به حدیثی در وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 3، ص 85، باب 2از ابواب المواقیت، روایت 4.
23) اشاره به حدیثی در همان منبع، ص 86، روایت 8.
24) همان، ج 3، ص 493، باب 14 از ابواب احکام المسجد روایت 4.
25) مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 3، ص 446، باب 54 از ابواب احکام المساجد، روایت 18.
26) ر.ک:بحار الانوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج 81، ص 1.
27) اعراف(7)، آیه 31.
28) ر.ک: وسائل الشیعه،محمد بن حسن عاملی، ج 6، ص 12،باب 3 از ابواب ما تجب فیه الزکاه و ما تستحب فیه، روایت 7.
29) تاریخ آموزش در اسلام، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، ص 100، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران 1361 ه ش
30) ر.ک: همان، پیوست 2 (نقدی بر کتاب تاریخ آموزش در اسلام)، از: مصطفی جواد، ص 238-341.
31) همان، ص 40 به بعد.
32) همان، ص 89 به بعد.
33) به عنوان نمونه نگاه کنید: همان کتاب و نیز: فرائدالفوائددر احوال مدارس و مساجد، محمد زمان بن کلبعلی تبریزی، تصحیح و تحقیق: رسول جعفریان. تهران، احیای کتاب و دفتر نشر میراث مکتوب، 1373.
34) ر.ک:همان کتاب، ص 217 به بعد.
35) ر.ک: الترتیب الاداریه، عبدالحی الکتانی، ج 2، ص 221-222 و ص 345، دوجلد، دارالکتاب العربی،بیروت (بی تا)
36) بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج 1، ص 85، شماره 7.
37) الترتیب الاداریه، عبدالحی الکتانی، ج 2، ص 232.
38) همان، ص 218 و 237.
39) همان، ص 236.
40) ر.ک: الطبقات الکبری، محمد بن سعد، ج 2، ص 445، دوره هشت جلدی، دار بیروت، بیروت، 1405 ه ق.
41) ر.ک: سیمای مسجد، تالیف و نشر نگارنده، ج 2، ص 110-115، قم، چاپ اول، 1373 ه ق.
42) همان، ص 115-119
43) همان، ص 123-125.
44) الترتیب الاداریه، عبدالحی الکتانی، ج 2، ص 221.
45) همان، ص 220-221.
46) همان، ج 1، ص 48.
47) همان، ج 2، ص 220-221.
48) همان، ج 1، ص 218.
49) بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج 40، ص 45.
50) ر.ک: سیمای مسجد، تألیف نگارنده، ج 2، ص 125.
51) تاریخ المدینه المنوره، عمر بن شبه، ج 1، ص 44، چهار جلد در دو مجلد، دارالفکر، قم، تحقیق: فهیم محمود شلتوت، چاپ اول، 1410 ه ق.
52) السیره النبویه، ابن هشام، ج 4، ص 143، دوره چهار جلدی، دارالقلم، بیروت، (بی تا)
53) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، ج 1، ص 18، دوره 20 جلدی، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، مصر، 1383 ه ق.
54) ر.ک:سیمای مسجد، تالیف نگارنده، ج 2، ص 150-154.
55) همان منبع.
56) اختیار معرفه الرجال(معروف به رجال کشی)، شیخ طوسی، ص 449، شماره 844، دانشگاه مشهد، تصحیح: حسن مصطفوی، 1348 ه ش
57) بحارالانوار، علامه محمدباقر مجلسی، ج 49، ص 100، شماره 17.
58) نهج البلاغه (خطبه ها، نامه ها و کلمات علی بن طالب (ع))، تنظیم: صحبی صالح، ص 540، حکمت شماره 369، مرکز الحبوث الاسلامیه ایران 1359، افست از چاپ بیروت، 1387 ه ق.
59) همان و نیز: من لا یحضر الفقیه، شیخ صدوق، ج 1، باب فضل المساجد و حرمتها، ص 237، حدیث 713.
60) اصول الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 1، ص 32، کتاب فضل العلم، باب صفه العلم و فضل العلماء، حدیث 1، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ سوم، 1388 ه ق. تصحیح: علی اکبر غفاری.
61) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 3، ص 515، باب 38 از ابواب احکام المساجد، روایت 1 .
62) الترتیب الاداریه، عبدالحی الکتانی، ج 2، ص 345.
63) به نقل از: اعلام الساجد بأحکام المساجد، محمد بن عبدالله زرکشی، ص 328، قاهره، 1384 ه ق.
64) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 3، ص 493، باب 14 از ابواب احکام المساجد، روایت 1.
65) مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، ج 3، ص 355، باب 1 از ابواب احکام المساجد، روایت 2.
66) الترتیب الاداریه، عبدالحی الکتانی، ج 1، ص 48.
67) همان، ص 477-478 و نیز: مغازی، محمد! عمر واقدی، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ص 255، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1369 ه ش، چاپ دوم.
68) ر.ک: نقش کتابخانه های مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامی، محمد مکی السباعی، ترجمه: علی شکویی، تهران، 1373، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی.
69) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 3، ص 510، باب 30 از ابواب احکام المساجد، روایات 1-5.
70) برای ملاحضه بحثی در این باره ر.ک: سیمای مسجد، تألیف نگارنده، ج 1، ص 113-117.
71) ر.ک: صحیح بخاری، ج 1، کتاب الصلاه، باب 78، شماره 99، نه جلد در 4 مجلد، دارالقلم، بیروت، 1407 ه ق، تحقیق: قاسم الشماعی الرعافی.
72) آل عمران (3)، آیه 159.
73) مغازی، محمد بن عمر واقدی، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ص 152-156.
74) صحیفه نور، سید روح الله موسوی خمینی، ج 18، ص 67، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران 1361 ه ق.
75) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 5، ص 372، باب 1 از ابواب صلاه الجماعه، روایت
76) العوره الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی، ص 300، فی مستحبات الجماعه، نشر وجدانی، قم، 1400 ه ق.
77) السیره النبویه، ابن هشام، ج 3، ص 111.
78) توبه (9)، آیه 19.
79) ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، سیدمحمد حسین طباطبایی، ج 9، ص 215.
80) اشاره به آیه 40 از سوره حج.
81) توبه(9)، آیه 108.
82) مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، ج 5، ص 110، 10 جلد در 5 مجلد، دارالمعرفه، بیروت، چاپ اول، 1406 ه ق.
83) ر.ک: وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 3، ص 513، باب 35 از ابواب احکام المساجد، روایت 1 و 3 و ج 5، ص 460 و 471، باب 58 و 70 از ابواب صلاه الجامعه.
84) العوره الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی، فی صلاه الجماعه، ص 283.
85) وسائل الشیعه محمد بن حسن عاملی، ج 3، ص 477، باب 1 از ابواب احکام المساجد، روایت 1 و نیز: همان، ج 5، ص 381، باب 5 از ابواب صلاه الجماعه.
86) همان، ج 5، ص 382، باب 5 از ابواب صلاه الجماعه، روایت 7.
87) الاحتجاج، احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی، ص 258، دو جلد در یک مجلد، نشر مرتضی، مشهد 1403، تحقیق: محمد باقر الموسوی الخراسان، افست از چاپ مؤسسه الجواد، بیروت 1401 ه ق.
88) بحار الانوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج 53، ص 9و10.
89) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 3، ص 524، باب 44 از ابواب احکام المساجد، حدیث 10.
90) العوره الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی، ص 298، فی شرائط امام الجماعه.
91) ر.ک: جواهر الکلام، محمد حسن نجفی، ج 40، ص 23 - 34، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ ششم، 1398 ه ق.
92) قانون آیین دادرسی مدنی ایران، باب هشتم - در داوری، ماده 632 به بعد.
93) تحف العقول، حسن بن علی بن حسین بن شعبه، ص 347-348، اسلامیه، تهران، 1402 ه ق.
94) وسائل الشیه، محمد بن حسن عاملی، ج 12، ص 129-130، باب 42 از ابواب ما یکتسب به روایت 8.
95) همان، ج 5، ص 372، باب 1 از ابواب صلاه الجماعه، روایت 9.
96) علل الشرایع، شیخ صدوق، ج 2، ص 325، باب 18، عله الجماعه، دارالبلاغه، بیروت، دو جلد در یک مجلد.
97) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی ج 3، ص 477، باب 1 از ابواب احکام المساجد، روایت 2.
98) اشاره به حدیثی در مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری ج 3، ص 361، باب 3 از ابواب احکام المساجد، روایت 14.
99) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 5، ص 372، باب 1 از ابواب صلاه الجماعه، روایت 9.
100) همان.
101) بقره(2)، آیه 217.
102) در جستجوی راه از کلام امام، (بیانات و اعلامیه های امام خمینی)، دفتر دوم (جنگ و جهاد)، ص 192، امیر کبیر، تهران، 1363، چاپ دوم.
103) مغازی، محمد بن عمر واقدی، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ص 152.
104) همان، ص 245-246.
105) همان، ص 345، 350-351 و 413-414.
106) برای آشنایی با شواهدی تاریخی در این زمینه ر.ک: سیمای مسجد، تألیف نگارنده، ج 2، ص 172-182.
107) صحیفه نور، سید روح الله موسوی خمینی، ج 17، ص 54.
108) مغازی، محمد بن عمر واقدی، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ص 152-156.
109) همان، ص 241-243.
110) توبه(9)، آیه 17.
111) توبه (9)، آیه 18.
112) انفال(8)، آیه 34.
113) السیره النبویه، ابن هشام، ج 1، ص 336 و نیز: الصحیح من سیره النبی الاعظم (ص)، سید جعفر مرتضی عاملی، ج 1، ص 263، قم.
114) توبه(9)، آیه 108.
115) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ص 519، باب 43 از ابواب احکام المساجد، روایت 1.
116) ر.ک: همان، باب 43 از ابواب احکام المساجد، روایت 1-5.
117) توبه(9)، آیه 108.
118) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 10، ص 278، باب 12 از ابواب المزار، حدیث 5.
119) نساء(4)، آیه 58.
120) ر.ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، ج 3، ص 98-99.
121) العروه الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی، ص 298، فی شرائط امام جماعه.
122) همان، ص 299، مسأله 12.
123) ویائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 5، ص 416، باب 26 از ابواب صلاه الجماعه، روایت 5 .
124) تاریخ المدینه المنوره، عمر بن شبه، ج 1 ص 45.
125) مغازی، محمد بن عمر واقدی، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ص 736-737.
126) العروه الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی، ص 284، فی فضیله صلاه الجماعه.
127) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی ج 5، ص 470، باب 69 از ابواب صلاه الجماعه، روایت 6.
128) وفاء الوفاء بأخبار دارالمصطفی، علی بن احمد سمهودی، ج 2، ص 444-445، دارالکتب العلمیه، بیروت، چاپ چهارم، 1404 ه ق، چهار جلد در سه مجلد.
129) الطبقات الکبری، محمد بن سعد، ج 1، ص 313.
130) ر.ک: مغازی، محمد بن عمر واقدی، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ص 5.
131) نهج البلاغه (خطبه ها، نامه ها و کلمات علی بن ابی طالب (ع))، تنظیم: صبحی صالح، ص 501، حکمت شماره 176.
132) ر.ک: العروه الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی، ص 298، فی شرائط امام الجماعه.
133) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 5، ص 417، باب 27 از ابواب صلاه الجماعه، روایات 1، 3، 4 و 6.
134) معالم القربه فی احکام الحسبه، ابن اخوه، باب 47، ص 266، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، افست از چاپ مصر(1976)، تحقیق:محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی المطیعی.
135) وسائل الشیعه، محمد بن حسن عاملی، ج 5، ص 469، باب 69 از ابواب صلاه الجماعه، روایت 2.
136) الجامع لا حکام القرآن، محمد بن احمد قرطبی، ج 12، ص 268، انتشارات ناصر خسرو، تهران، افست از چاپ دارالکاتب العربی، قاهره، 1387 ه ق، 20 جلد در 10 مجلد.