مسجد نمونه

رحیم نوبهار

ج-ویژگیهای فرهنگی-آموزشی مسجد نمونه

اکنون به بررسی نقش فرهنگی - آموزشی مسجد نمونه می پردازیم.
می توان گفت: این نقش مسجد پس از جنبه های عبادی آن، سر آمد دیگر ابعاد است.
در حقیقت بنای مسجدالنبی که مسجد نمونه اسلام است، تنها تأسیس یک عبادتگاه نبود؛ که به شهادت مورخان و حتی خاورشناسان، پی ریزی یک مدرسه بزرگ اسلامی بود.
کشورهای اسلامی از آغاز اسلام تا چند قرن پس از آن، با پدیده ای به نام مدرسه روبرو نبودند.
در این باره سخن مشهور آن است که در سال 459 ه ق اولین مدرسه توسط نظام الملک طوسی وزیر آلب ارسلان سلجوقی در بغداد بنا شده است.(29) ولی پاره ای محققان بر آنند که پیش از تاریخ یاد شده نیز مدارسی مانند مدرسه بیهقی و سعدیه در نیشابور و مدرسه ابن حبان بستی در بست - که شهری میان سیستان، غزنه و هرات بوده - وجود داشته است. (30)
به هر رو تاریخ تأسیس مدارس هر وقت که باشد، محققان و مورخان پذیرفته اند که پیش از پیدایش مدرسه، مسجد یگانه مرکز مهم آموزشی - فرهنگی در کشورهای اسلامی بوده است.
هر چند برخی محققان از جایگاههای آموزشی دیگری مانند مکتبهای خانگی و دارالقراء نیز یاد کرده اند.(31)
اما فعالیتهای آموزشی در این مراکز چنان محدود بوده است که ما امروزه اطلاعات قابل توجهی درباره چند و چون آموزش در این جایگاهها در اختیار نداریم. حال آنکه نام مساجد مهم اسلامی که عرصه گاه فعالیتهای آموزشی بوده، در تاریخ ثبت و ضبط شده است.
حتی نام مدرسان این مساجد همراه با اطلاعات قابل توجه دیگری پیرامون مطالبی که در آنجا تدریس می شده، در اختیار ماست.(32)
به سخنی دیگر، در حقیقت مدرسه فرزند مسجد به شمار می آید. پس از پیدایش مدرسه نیز تا سالها، مدرسه در دامان مسجد بنا می شد. از همین رو بخش قابل توجهی از کتابهایی که پیشتر پیرامون مسجد به نگارش در می آمد، به بحث از مدرسه اختصاص می یافت. این به سبب ارتباط تنگاتنگی است که میان مسجد و مدرسه وجود داشته است.(33)
شاید خوانندگان عزیز تعجب کنند روزگاری این مسأله در میان فقیهان مطرح بوده که آیا تأسیس مدرسه جایز است یا نه؟(34)
گر چه طرح این مسأله در فضای کنونی برای ما شگفت انگیز می نماید؛ ولی این مسأله در زمان خود که مسجد یگانه پایگاه آموزشی بوده و به ناگاه سخن از ایجاد مدارس به میان آمده، دست کم مسأله ای قابل طرح بوده است.
البته فقیهان اعم از شیعه و سنی هیچ گاه منعی در احداث مدارس ندیده اند؛ آنان همواره گسترش مدارس را مورد تأیید قرار داده اند؛ بلکه برخی از آنان به بنای مدارس مهمی دست زده اند.
غرض از طرح این نکته، تنها تأکید بر این است که روزگاری مسجد، یگانه پایگاه مهم آموزشی در کشورهای اسلامی بوده است. نقطه آغازین این حرکت نیز - همان گونه که گذشت - بنای مسجدالنبی بوده است.
ترسیم فضای آموزشی حاکم بر این مسجد تا حدود زیادی سیمای مسجد نمونه را در ابعاد فرهنگی - آموزشی برای ما روشن می کند.
پیامبر صلی الله علی و آله در مسجد خویش آیه های قرآن، احکام و معارف دینی و حتی مسائل تاریخی را به مردم آموزش می داد.(35)
مطالبی که در این جلسات ارائه می شد، متناسب با میزان توان فکری شنوندگان بود. (36)
این جلسات از نظر فاصله زمانی به گونه ای تنظیم شده بود که باعث خستگی و ملال شنوندگان نشود. عبدالله بن مسعود گفته است:پیامبر صلی الله علی و آله جلسات سخنرانی را همه روزه برگزار نمی کرد؛ زیرا بیم آن داشت که شنوندگان خسته شوند.(37)
شواهد نشان می دهد که این جلسات پس از برخی نمازها مانند نماز صبح و شام که شمار بیشتری از مردم در مسجد حضور می یافته اند، بیشتر برگزار می شده است.(38) شور و نشاط فراوانی در حفظ و ثبت مطالبی که رسول خدا صلی الله علی و آله بیان می نمود، در میان شنوندگان وجود داشت.
افرادی که احیاناً به دلیلی توفیق حضور در این جلسات را نمی یافتند، به دیگران سفارش می کردند تا گفته های پیامبر صلی الله علی و آله را کلمه به کلمه ثبت و حفظ کنند و در فرصت مناسب برای آنان بازگو نمایند.(39)
علاوه بر جلسات رسمی سخنرانی، جلسات آموزشی و پرسش و پاسخ نیز در مسجد پیامبر تشکیل می شد. در این جلسات تنها یک نفر سخن نمی گفت؛ بلکه به صورت گفتگو و محاوره ای ادامه می یافت.
آن حضرت بسیاری اوقات پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب در مسجد می ماندند. بخشی از این وقت صرف پاسخگویی به پرسشهای دینی و حتی تعبیر خوابهایی که مسلمانان دیده بودند، می شد.(40)
پیامبر صلی الله علی و آله همچنین برای تازه مسلمانان - که طبعاً به آموزشهایی ویژه نیاز داشتند - جلساتی جداگانه تشکیل می دادند.(41) گاه در حضور آن حضرت مراسم مسابقه شعر و سخنرانی بر پا می شد و پیامبر صلی الله علی و آله جوایز برگزیدگان را به آنان اهدا می فرمود.(42)
فعالیتهای آموزشی مسجد پیامبر در غیاب آن حضرت و هنگامی که ایشان در جبهه های جنگ حضور می یافتند، تعطیل نمی شد؛ بلکه کسانی چون عبدالله بن ام مکتوم و عبدالله بن رواحه، اداره امور مسجد را بر عهده می گرفتند.(43)
جلسات آموزشی نیز با نبود آن حضرت ادامه می یافت؛ زیرا استاد و مدرس کلاسهای آموزشی مسجدالنبی تنها پیامبر صلی الله علی و آله نبود. افراد دیگری نیز که از صلاحیتهای علمی لازم برخوردار بودند، اداره این جلسات را بر عهده داشتند. عبدالله بن رواحه که یک چهره علمی بود، جلسات مربوط به توحید و معاد و مسائل اعتقادی را اداره می کرد.(44)
پیامبر صلی الله علی و آله حتی در هنگام حضور، گاه در چنین مجالسی شرکت می نمود و به عنوان شنونده و تماشاگر، گفت و شنودهای علمی را نظاره می کرد.
آن حضرت در باره چنین مجالسی می فرمود:من نشستن در چنین مجالسی را بر نشستن در جلسات دعا و نیایش - که در گوشه ای دیگر در مسجد بر پا بود - ترجیح می دهم؛ زیرا من برای آموزش و تعلیم مردم، به پیامبری مبعوث شده ام.(45)
عباده بن صامت، نوشتن و قرآن خواندن را به اصحاب صفه می آموخت.(46) جابر بن عبدالله نیز حلقه درس مخصوصی داشت که جمعی دانشهای دینی را از او فرا می گرفتند.(47)
در تاریخ از شخص دیگری به نام ثابت بن قیس نام برده شده که گاه در مسجد برای مردم به ایراد سخنرانی می پرداخت.(48)
امیر المؤمنین علیه السلام نیز گاه در حالی که یک پله پایین تر از جایگاه پیامبر صلی الله علی و آله می نشست، بر منبر برای مردم سخن می گفت.(49)
پیامبر صلی الله علی و آله کوشش می نمود تا دامنه این تلاشهای آموزشی به دیگر مساجد نیز سرایت کند. بر پایه شواهد تاریخی، مسجد قبا نیز دارای
شور و نشاط علمی و فعالیتهای فرهنگی بوده است.(50)
پیامبر صلی الله علی و آله در برهه ای از زمان، معاذ بن جبل را که یک چهره علمی به شمار می آمد، به امامت جماعت آن مسجد منصوب نموده بود.(51)
در سال هشتم هجری نیز پس از آن که مکه توسط مسلمانان فتح شد، پیامبر صلی الله علی و آله بی درنگ معاذ بن جبل و ابو موسی اشعری را مأمور کرد تا در مسجدالحرام به مردم مکه، قرآن، فقه، و دیگر مسائل دینی را آموزش دهند.(52)
شور و نشاط علمی حاکم بر مسجدالنبی تا سالها پس از رحلت پیامبر صلی الله علی و آله ادامه داشت. امیر المؤمنین علیه السلام با حضور در مسجد، مشکلات قضایی و علمی مسلمانان را رفع می کرد. تا آن جا که از خلیفه دوم نقل شده که گفته است:با حضور علی علیه السلام در مسجد کسی حق فتوا دادن ندارد.(53)
به دلیل شرایط خاص سیاسی، حضور علمی امام باقر و امام صادق علیه السلام در مسجدالنبی نسبت به دیگر امامان رشدی فزاینده یافت.(54)
شاگردان آن دو امام بزرگوار همچون: ابان بن تغلب، معاذ بن مسلم، حمران بن اعین و زراره بن اعین نیز دارای جلسات علمی بودند.(55)
محمد بن حکیم یکی از شاگردان امام موسی کاظم علیه السلام در مسجدالنبی به بحث و گفتگوهای علمی می پرداخت.(56)
امام رضا علیه السلام نیز با حضور در مسجد پیامبر به آن دسته از مشکلات علمی که همگان از حل آن درمانده بودند، پاسخ می گفت.(57)
اینها همه به ما می فهماند که مسجد برای همیشه جایگاه آموزش و فراگیری معارف اسلامی است.

نکاتی چند پیرامون ابعاد فرهنگی مسجد نمونه

در این جا لازم است چند نکته را پیرامون ابعاد فرهنگی - آموزشی مسجد مورد تأکید بیشتری قرار دهیم:
1- همان گونه که اشاره شد، ابعاد فرهنگی آموزشی مسجد، یک رسالت اساسی و بنیادین این نهاد در تمامی عرصه ها و مکانهاست.مسجد با ویژگیهایی که دارد، برای همیشه آموزشگاه مبانی دینی و معارف اسلامی است. از این رو، مسجدی که نقش مؤثر خود را در زمینه های فرهنگی - آموزشی ایفا نکند، در حقیقت از ادای بخش مهمی از رسالت خویش باز مانده و از مسجد نمونه بسی فاصله گرفته است.
بر پایه همین ارزیابی است که امیر المؤمنین علیه السلام مسجدی را که در آن خبری از هدایت، تبلیغ و ترویج دین نباشد، مسجد خراب بر شمرده است.(58)
2- بی تردید شکوفایی علمی مسجد و طرح دانشهای گوناگون در آن، کمالی برای مسجد به شمار می آید؛ ولی پرداختن به این امور، نباید سبب شود تا رسالت اولیه مسجد که پرداختن به دانشهای دینی است، فراموش شود.
از نگاه امیر المؤمنین علیه السلام یکی از رسالتهای مهم و اساسی مسجد آن است که به معنای حقیقی کلمه،کانون هدایت مسلمانان باشد.(59)
طبیعی است هر گاه مسجد بخواهد چنین باشد باید عواملی که مایه هدایت انسان و دوری او از ضلالت و گمراهی است، به صورتی چشمگیر در آن مطرح شود.
بویژه آنکه تا کنون هیچ آموزشی مبانی دینی به مسلمانان را بر عهده نگرفته است. گرچه امروزه بخشی از مواد درسی آموزشگاهها به تعلیم مبانی دینی اختصاص دارد، ولی هیچ یک از آنها وظیفه آموزش دین را به طور کامل بر عهده نگرفته است.
اگر گمان کنیم با اختصاص درسی به عنوان تعلیمات دینی، بینش و یا معارف اسلامی در دبستانها، دبیرستانها و دانشگاهها می توان ابعاد گوناگون مکتب اسلام را با آنهمه غنا و گستردگی به نسل نو آموزش داد، سخت در اشتباهیم.
پس بار هدایت فکری جوانان و مسلمانان همچنان بر دوش مساجد سنگینی می کند و اگر چنین است، آیا آنچه اکنون عمل می شود تأمین کننده نیازهای امروز و فردای ماست؟
البته تردیدی نیست که در این زمینه همواره تلاشهای خالصانه ای از سوی عالمان دین پرور در جریان بوده و هست. اما هنوز تا رسیدن به نقطه ای مطلوب فاصله ای دور داریم.
3- دانشهای دیگر جز علوم اسلامی را در صورتی می توان در مسجد مورد بحث و گفتگو قرار داد که دست کم دارای دو ویژگی باشند: اول آنکه آموختن آن شرعاً روا باشد.
دوم اینکه سودی دنیوی داشته باشد؛ یعنی لغو و بی فایده نباشد.
بر همین اساس، پیامبر صلی الله علی و آله به مردمی که در مسجد، گرد شخصی جمع شده بودند و با او درباره شعرهای جاهلیت و رخدادهای آن زمان سخن می گفتند، فرمود:اینها دانشی است که دانستن آن سودی ندارد و ندانستن آن نیز ضرری در بر ندارد.(60)
این گفتار پیامبر صلی الله علی و آله در حقیقت یک ضابطه و معیار به ما ارائه می دهد.
همچنین نقل شده که امیر المؤمنین علیه السلام قصه گویی را که در مسجد برای مردم قصه می گفت، از مسجد بیرون راندند.(61)
البته ما تردیدی نداریم که آن قصه گو داستانهای غیر سودمند و یا مثلاً همراه با دروغ را برای مردم بیان می کرده است؛ زیرا قرآن مجید نیز خود شمار زیادی از قصه ها و سرگذشت پیشینیان را برای ما بازگو می کند.
پیامبر صلی الله علی و آله خود در مسجد، رخدادهای مربوط به قوم بنی اسرائیل را برای مردم بیان می نموده است.(62) همچنین از آن حضرت نقل شده که فرموده است:کسی که به قصد یاد دادن یا فراگرفتن امر نیکی به مسجد ما وارد شود، همچون رزمنده راه خداست.(63)
این سخن نیز به ما می فهماند که هر کار نیکی را می توان در مسجد آموزش داد.
4-در میان همه مباحث و علوم دینی، پرداختن به علوم قرآنی در مسجد دارای اهمیتی ویژه است؛ زیرا قرآن و مسجد پیوندی خاص با یکدیگر دارند
پیامبر صلی الله علی و آله در این باره فرموده است:انما نصبت المساجد للقرآن(64): مساجد را برای (خواندن و فهمیدن) قرآن بنا کرده اند. و نیز: من احب القرآن فلحیب المساجد(65): دوستدار قرآن، دوستدار مسجد نیز هست.
شواهد تاریخی به روشنی نشان می دهد که در مسجدالنبی جلسات قرائت و تفسیر قرآن از گرمی و رونق خاصی برخوردار بوده است.
چنانکه پیشتر گذشت، عباده بن صامت از سوی پیامبر صلی الله علی و آله مأمور بود تا قرآن را به مردم آموزش دهد.(66) جلسات مربوط به قرآن و علوم قرآنی حتی شبها تا دیروقت نیز در مسجدالنبی بر پا بود.(67)
چندی قبل، خبر برپایی کانونهای نور در مساجد کشورمان، نور امیدی در دل دوستداران قرآن و مسجد بر افروخت. انتظار می رود با گسترش کمی و کیفی این طرح، پیوند مسجد با قرآن هر چه استوارتر گردد و بذر انس و آشنایی با کلام خداوند در خانه او که مسجد است، در دلهای جوانان و نو نهالان کاشته شود.
5- مطالعه تاریخ مساجد از آغاز تا کنون، نشان می دهد که مسجد و کتابخانه همواره همراه بوده اند. از همان آغاز که قرآن به صورت مکتوب در آمد، مسلمانان قرآنهای نوشته را به مسجد اهداء و یا وقف می کردند.
با افزایش شمار کتابها، کتابخانه های مساجد نیز رشدی فزاینده یافت. این کتابخانه ها نقشی بزرگ در شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی داشته اند.(68)
در شرایط کنونی، نمی توان مسجدی را که فاقد کتابخانه و قرائت خانه است، مسجد نمونه نامید؛ از این رو لازم است در زمینه تأسیس و تجهیز کتابخانه های مساجد گامهای مهمی برداشته شود. رسیدن به این مهم، ایجاب می کند که تحولی نیز در زمینه چگونگی ساختمان و بنای مسجد صورت گیرد و از آغاز فضایی مناسب به کتابخانه و قرائت خانه اختصاص یابد.
6- روایتهایی که مسجد زن را خانه او دانسته،(69) بر آن نیست که زنان را از آمد و شد به مسجد باز دارد؛ بلکه همان گونه که بسیاری از فقیهان فرموده اند، مقصود این روایات، تأکید بر لزوم رعایت حجاب و پاکدامنی است.(70)
زنان بخش عظیمی از هر جامعه را تشکیل می دهند. حضور آنان در مسجد، فرصت مناسبی برای بهره گیری معنوی از این جایگاه مقدس و آشنایی با معارف اسلامی است. بلکه برای برخی از آنان، این تنها فرصت است.
متأسفانه از این زمینه آنگونه که باید بهره برداری نمی شود. اهمیت مسأله ایجاب می کند که برای زنان برنامه هایی آموزشی - فرهنگی متناسب با وقت و نیاز آنان در نظر گرفته شود. همان گونه که پیامبر صلی الله علی و آله در موارد مقتضی برای زنان حاضر در مسجد، مجلسی جداگانه تشکیل می دادند.(71)

د-ویژگیهای اجتماعی - سیاسی مسجد نمونه

آنچه اکنون به عنوان معبد در دیگر ادیان مطرح است، ارتباطی عمیق و ریشه دار با جامعه و مسائل اجتماعی ندارد.
به عنوان نمونه کلیسا تنها مکانی است برای اعتراف کردن نزد کشیشان و به دست آوردن خشنودی خداوند. مراسمی که در آنجا برگزار می شود، تنها جنبه فردی دارد. حتی کلیساهایی که دارای مؤسسات امور خیریه است، نیز با مسائل مهم اجتماعی بیگانه است. این گفته درباره خانقاهها، زاویه ها و جاهایی مانند آن نیز صادق است. اما مسجد در ارتباط با مسائل اساسی و بنیادین جامعه، نهادی مؤثر و دارای موضع است.
ما در این نوشتار از مجموع نقشهایی که مسجد نمونه باید در رابطه با مسائل مهم اجتماعی و سیاسی ایفا کند، زیر عنوان ابعاد سیاسی - اجتماعی مسجد بحث می کنیم. در اینجا پاره ای از این ابعاد را به اختصار مورد بحث قرار می دهیم.