مسجد نمونه

رحیم نوبهار

الف-ویژگیهای عبادی مسجد نمونه

در فرهنگ دینی نام مسجد یاد آور بندگی و کرنش در پیشگاه خداوند متعال است. مسجد یعنی جایگاه سجده؛ و سجده او عبادت و بندگی انسان برای خداست؛ که: السجود منتهی العباده من بنی آدم. (1)
در حقیقت در آیین پاک محمدی صلی الله علی و آله با آنکه همه گستره خاک، مسجد است که: جعلت لی الارض مسجدا...(2)؛ ولی برترین و اصیل ترین محفل برای عبادت و تقرب جستن به خداوند متعال مسجد است.
از این رو، در قرآن کریم بر جنبه های عبادی مسجد بیش از هر بعد دیگر آن تأکید شده است. در آیاتی چند در صحیفه آسمانی از مسجد به عنوان جایگاه ذکر و یاد خداوند و به زبان آوردن اسمای حسنای او یاد شده است: و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیراً.(3) بدین سبب آنان که مردم را از ذکر و یاد خدا در مسجد باز می دارند، از ستم پیشه ترین مردمان به شمار آمده اند؛ که: و من اظلم من منع مساجد الله ان یذکر فیها اسمه.(4)
مسجد جایگاه عبادت و پرستش خالصانه خداوند است: و ان المساجد لله فلا تدعو مع الله احدا.(5)
مسجد جایگاه زمزمه و نجوای صادقانه با معبود است: و اقیموا وجوهکم عند کل مسجد و ادعوه مخلصین له الدین.(6)
مسجد پایگاه عروج انسان از خاک به افلاک است: سبحان الذی اسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام الی المسجدالاقصی.(7)
و شگفت آن که خداوند متعال به هنگام مدح و ستایش از مسجد قبا، به توصیف و تمجید از نمازگزاران آن پرداخته، می فرماید: در آن مسجد انسانهایی حضور می یابند که دوستدار پاکیزگی و طهارتند.(8)
بی گمان مقصود از طهارتی که در این آیه از آن یاد شده، تنها طهارت ظاهری نیست؛ بلکه تطهیر خانه دل از زنگار غفلت و صفا بخشیدن جان به عطر ذکر خداوند را نیز در بر می گیرد.
در گفتار معصومان علیه السلام - که ترجمان قرآن است - نیز بر این بعد مسجد فراوان تأکید شده است.
بر پایه حدیثی قدسی از پیامبر صلی الله علی و آله خداوند مسجد را زیارتگاه خویش بر شمرده؛ که: الا طوبی لعبد توضا فی بیته ثم زارنی فی بیتی(9):خوشا به حال بنده ای که در خانه خویش وضو بگیرد، آنگاه مرا در خانه ام زیارت کند.
این زیارت و انس و قرب در سایه عبادت خالصانه مؤمنان در مسجد فراهم می آید. انوار تابناک این پرستش پاک و بی آلایش، برای عرش نشینان پرتو افکنی می کند؛ آنسان که ستارگان برای ما خاک نشینان نور افشانی می کنند. که ان بیوتی فی الارض المساجد تضی ء لاهل السماء کما تضی ء النجوم لاهل الارض. (10)
این نور معنوی، برای مؤمن پشتوانه ای خوب و بشارت آمیز است. او در پرتو آن تاریکیهای جهان آخرت را می پیماید؛ الا بشر المشائین فی الضلمات الی المساجد بالنور الساطع یوم القیامه. (11)
حضور در مسجد و عبادت در خانه خدا افزون بر آن که خود توصیفی بزرگ و کمالی ارزشمند است، کمالات روحی دیگری را نیز در پی دارد. رحمت خاص خداوند،(12)آمرزش الهی(13)، بهشت برین(14)، همنشینی و همدمی با فرشتگان الهی(15)از آن جمله است.
کوتاه سخن آن که یکی از نقشهای اساسی مسجد آن است که زمینه را برای عبادت پر حضور و خالصانه فراهم نماید؛ تا مؤمنان در آنجا با پرداختن به نماز و ذکر و دعا، زنگار غفلت از دل و جان بشویند و با خداوند متعال به معنای واقعی کلمه انس بگیرند. پس هر اندازه مسجد در ایفای این نقش حیاتی موفقتر و کار آمدتر باشد، به مسجدی که قرآن و سنت آن را ترسیم نموده، یعنی همان مسجد نمونه نزدیکتر است.

ب-ویژگیهای تربیتی مسجد نمونه

پس از جنبه های عبادی مسجد، نوبت به بررسی ابعاد تربیتی آن می رسد.
البته از نگاهی آنچه در بخش پیشین تحت عنوان گرفت، نیز به گونه ای به ابعاد تربیتی مسجد - به معنای عام آن - باز می گردد؛ زیرا عبادت پرورش دهنده روح و روان آدمی و پاسخ گفتن به یک نیاز طبیعی و مهم اوست. کسی که نیاز جسمی و روانی خود را به طور منطقی پاسخ گوید، شخصیتی متعادل می یابد. بر عکس، عدم پاسخ منطقی به نیازهای واقعی و فطری، شخصیت انسان را دچار تباهی و یا دست کم، نقصان و کمبود می کند.
عبادت و راز و نیاز با خداوند، نیاز واقعی و فطری هر انسان و مکمل، بلکه مقوم شخصیت اوست. گرچه عبادت در هر مکانی این نیاز روحی را به طور نسبی تأمین می کند؛ ولی این نیاز در مسجد و عبادتگاه بهتر و کامل تر تامین می شود.
بر این پایه، انسان بنا به فطرت خویش معبد و مسجد را دوست می دارد و بدان عشق می ورزد. تاریخ نیز به درستی این سخن گواهی می دهد؛ پژوهشهای تاریخی نشان می دهد که معبد با انسان همراه و همزاد بوده است.
از همین رو معصومان علیه السلام در سخنان خویش، مسجد را آشیانه و پناهگاه مؤمن بر شمرده اند؛(16) پناهگاهی که انسان در آن جا از دغدغه و اضطراب فاصله می گیرد و به آرامش و سکون دست می یابد.
آری مسجد گرد ملال و اندوه را از چهره جان می زداید. افسردگی را که یک بیماری شناخته شده روحی است، بر طرف می کند و شادمانی و نشاط را که نشان سلامت و تکامل روحی است، جایگزین آن می کند.
از این رو، امام صادق علیه السلام به مسلمان سفارش می کنند که به هنگام رویارویی با مشکلات و اندوههای دنیوی، به نماز و مسجد پناه ببرند. (17)
پس از یک نگاه، جنبه های عبادی مسجد را می توان در شمار نقش تربیتی آن نیز به شمار آورد. با این همه، مقصود از ابعاد تربیتی مسجد در این جا، نقشی است که این نهاد مقدس در زمینه های روحی دیگری جز آنچه گذشت، ایفا می کند.
می دانیم که اسلام تنها به تنظیم رابطه انسان با خالق بسنده نمی کند؛ بلکه نیازهای روحی او را در زمینه های گوناگون، تأمین می نماید. طبیعی است که مسجد از آن رو که نماد و پایگاه اسلام است، در این باره سهمی بسزا داشته باشد و در راستای عملی شدن این مهم، نقش ارزنده ای ایفا نماید.
بر پایه حدیثی متواتر از امیر المؤمنین علیه السلام مسجد در جایگاه اصیل خویش، روح پرهیز از گناه و دوری از سرکشی را در جان و دل همدمان خود می دمد. آنان را به زیور حیای اسلامی آراسته می کند و جامه خشیت از خدا را بر اندام آنان می پوشاند؛ که: من اختلف الی المسجد اصاب احدی الثمان الی ان قال علیه السلام: او یترک ذنبا خشیه او حیاء(18).
راز این امر روشن است. آن گاه که مؤمن به مسجد وارد می شود، در فضایی آکنده از قدس و طهارت قرار می گیرد؛ خانه ای ساده و عاری از پیرایه های مادی اما انباشته از جلوه های معنوی و الهی.
با آن که گناه در همه جا نکوهید و زشت است، اما در مسجد قباحتی دو چندان می یابد؛ (19) پس مؤمن باید تلاش و کوشش بیشتری کند تا در آن مکان مقدس به گناه آلوده نشود؛ سخنان ظالمانه بر زبان نیاورد؛ (20)به آبروی دیگران تجاوز نکند؛ (21) غیبت(22) و سخنان لغو و بی فایده را کنار نهد(23) و از گفت و گوهایی که بوی دنیا پرستی و دنیا خواهی را می دهد، پرهیز کند.(24)
در حقیقت، مواظبت بر به کار بستن این گونه امور، خود نوعی تمرین بر کارهای خیر و دوری از بدیهاست. همان گونه که حاجی با احرام بستن، دوری از دنیا و گناه را تمرین می کند و نمازگزار آنگاه که تکبیره الاحرام را می گوید، در آزمون بریدن از خلق و پیوستن به خالق شرکت می کند.
پس حضور در مسجد، تمرین توجه به خداست. آزمون ترک دنیاست. امتحان مبارزه با نفس و ترک گناهانی همچون غیبت، سخن چینی، بیهوده گویی و مانند آنهاست. راستی آیا اهداف نظام تربیتی اسلام چیزی جز دستیابی به چنین فضیلتهای ارزشمندی است؟ مگر همین فضایل اخلاقی نیست که هر کس بدان دست یافت، در سایه آنها لذت ایمان را می چشد و هرگز به دامن فساد و تباهی در نمی غلطد؟
آثار سازنده و تربیتی حضور در مسجد، رفته رفته به دیگر اعمال مؤمن نیز سرایت می کند؛ زیرا حضور در مسجد، حضور در خانه خداست. به طور طبیعی کسی که با خانه خدا انس دارد، تلاش می کند تا در خارج از مسجد نیز عملکردی متناسب و همگون با حضور در مسجد داشته باشد.
بویژه اگر به یاد آورد که صاحب خانه کسی را که در خارج از مسجد به حدود دیگران تجاوز می کند، آنگاه با دستانی گنه آلود و عملکردی زشت به مسجد می آید، به محضر انس خویش راه نمی دهد؛ مگر این که ابتدا ظلم و ستمی را که روا داشته جبران کند.
در حدیثی از پیامبر صلی الله علی و آله آمده است که: او حی الله الی: ان یا اخا المرسلین و یا اخا المنذرین انذر قومک لا یدخلوا بیتا من بیوتی و لاحد من عبادی عند احدهم مظلمه، فانی العنه مادام قائما یصلی بین یدی حتی یرد تلک المظلمه.(25)
خداوند به من پیغام داد که: ای برادر پیامبران و ای برادر بیم دهندگان، مردم خویش را بیم ده تا مبادا در حالی که ستمی بر یکی از بندگانم بر عهده آنهاست، به خانه ای از خانه هایم وارد شوند؛ من چنین شخصی را حتی در حالی که نماز می گذارد لعن و نکوهش می کنم؛ جز آن که ابتدا ظلمی را که روا داشته، جبران کند.
چگونه ممکن است مؤمن به خاطر آورد فرمان خداوند آن است که:با دلهایی پاکیزه و دیدگانی خاشع و دستانی پاک به خانه هایم وارد شوید.(26) آنگاه نسبت به اصلاح اعمال و رفتار خویش اقدام نکند؟
این نقش تربیتی آنگاه مؤثرتر خواهد بود که مؤمن به یاد آورد که هنگام حضور در مسجد باید علاوه بر زینتهای مادی، زینتهای معنوی خویش همچون صدق و صفا و خلوص را نیز با خود برگیرد و فرمان: خذوا زینتکم عند کل مسجد(27) را با عمل پاسخ گوید و وگرنه پروردگار، او را به خانه خود راه نمی دهد؛ و اولیای بزرگ خدا نیز دست رد به سینه اش خواهند زد.(28)
از جنبه های دیگری که در حقیقت به ابعاد تربیتی مسجد بر می گردد، نقش مؤثری است که این کانون مقدس در پیوند دادن دلدادگان خود با انسانهای صالح و برگزیده ایفا می کند.امروزه از نظر آگاهان مسائل تربیتی، نقش دوست خوب در سعادت انسان، نقشی ممتاز به شمار می آید.
مسجد با ایجاد آشنایی و پیوند میان مؤمن با نخبگان و صالحان جامعه، بستری مناسب برای پرورش و تربیت روحی انسان فراهم می کند.
کسی که با خوبان پیوند خورد، حتی اگر به آن درجه از تکامل نرسد که به سبب ترس از خداوند به گناه دست نیازد، دست کم از سر حیا و شرم از برادران دینی خود، راه انحراف را در پیش نمی گیرد. چنانکه امیر المؤمنین علیه السلام در کلامی نورانی - که پیشتر گذشت - بدین نکته اشاره فرمودند.
در مقام شمارش آثار سازنده تربیتی مسجد، باید از نقش آن در پرورش روح جمع گرایی در مسلمانان نیز یاد کرد.
در مکتب تربیتی، انزواطلبی و جمع گریزی یک بیماری روحی شناخته می شود؛ در حالی که اجتماعی بودن و جمع گرایی - در حد معقول آن - نشان سلامت روح و روان انسان و تعادل فکری او به حساب می آید.
مسجد با فراخوانی پیوسته مسلمانان به جمع، روح جمع گرایی، انعطاف و نظم پذیری را در آنان تقویت می کند و درون گرایی افراطی و بیگانگی از جمع را از آنان می زداید.
افزون بر آنچه گذشت، مسجد معمولاً جایگاه طرح مشکلات و نارسایی های اجتماعی است. به طور طبیعی، حضور در چنین مکانی روح تعهد و دردمندی را در فرد می دمد. پرورش این خوی پسندیده در اشخاص، خود نوعی مبارزه با روح بی تعهدی و بی تفاوتی است؛ روحیه ای که هرگاه در افراد جامعه ای - بویژه در نسل جوان آن - پیدا شود، آسیبهای اساسی بر پیکر آن اجتماع وارد خواهد شد.
در این زمینه همچنین باید از نقش مسجد در پرورش روح تواضع و فروتنی در نمازگزاران یاد کرد. تکبر ورزیدن به دیگران و خود برتر بینی، یک بیماری روحی است؛ حال آن که تواضع و فروتنی در برابر همنوعان خلقی نیکوست،
مسجد در پرورش این خصلت و خوی پسندیده در مسلمانان سهمی بسزا دارد، زیرا آنان که با قشرهای گوناگون جامعه می آمیزند و از نشست و برخاست با اقشار متوسط و ضعفهای خودداری نمی کنند، معمولاً از رفتارهای و منشهای متکبرانه به دور می مانند.

ج-ویژگیهای فرهنگی-آموزشی مسجد نمونه

اکنون به بررسی نقش فرهنگی - آموزشی مسجد نمونه می پردازیم.
می توان گفت: این نقش مسجد پس از جنبه های عبادی آن، سر آمد دیگر ابعاد است.
در حقیقت بنای مسجدالنبی که مسجد نمونه اسلام است، تنها تأسیس یک عبادتگاه نبود؛ که به شهادت مورخان و حتی خاورشناسان، پی ریزی یک مدرسه بزرگ اسلامی بود.
کشورهای اسلامی از آغاز اسلام تا چند قرن پس از آن، با پدیده ای به نام مدرسه روبرو نبودند.
در این باره سخن مشهور آن است که در سال 459 ه ق اولین مدرسه توسط نظام الملک طوسی وزیر آلب ارسلان سلجوقی در بغداد بنا شده است.(29) ولی پاره ای محققان بر آنند که پیش از تاریخ یاد شده نیز مدارسی مانند مدرسه بیهقی و سعدیه در نیشابور و مدرسه ابن حبان بستی در بست - که شهری میان سیستان، غزنه و هرات بوده - وجود داشته است. (30)
به هر رو تاریخ تأسیس مدارس هر وقت که باشد، محققان و مورخان پذیرفته اند که پیش از پیدایش مدرسه، مسجد یگانه مرکز مهم آموزشی - فرهنگی در کشورهای اسلامی بوده است.
هر چند برخی محققان از جایگاههای آموزشی دیگری مانند مکتبهای خانگی و دارالقراء نیز یاد کرده اند.(31)
اما فعالیتهای آموزشی در این مراکز چنان محدود بوده است که ما امروزه اطلاعات قابل توجهی درباره چند و چون آموزش در این جایگاهها در اختیار نداریم. حال آنکه نام مساجد مهم اسلامی که عرصه گاه فعالیتهای آموزشی بوده، در تاریخ ثبت و ضبط شده است.
حتی نام مدرسان این مساجد همراه با اطلاعات قابل توجه دیگری پیرامون مطالبی که در آنجا تدریس می شده، در اختیار ماست.(32)
به سخنی دیگر، در حقیقت مدرسه فرزند مسجد به شمار می آید. پس از پیدایش مدرسه نیز تا سالها، مدرسه در دامان مسجد بنا می شد. از همین رو بخش قابل توجهی از کتابهایی که پیشتر پیرامون مسجد به نگارش در می آمد، به بحث از مدرسه اختصاص می یافت. این به سبب ارتباط تنگاتنگی است که میان مسجد و مدرسه وجود داشته است.(33)
شاید خوانندگان عزیز تعجب کنند روزگاری این مسأله در میان فقیهان مطرح بوده که آیا تأسیس مدرسه جایز است یا نه؟(34)
گر چه طرح این مسأله در فضای کنونی برای ما شگفت انگیز می نماید؛ ولی این مسأله در زمان خود که مسجد یگانه پایگاه آموزشی بوده و به ناگاه سخن از ایجاد مدارس به میان آمده، دست کم مسأله ای قابل طرح بوده است.
البته فقیهان اعم از شیعه و سنی هیچ گاه منعی در احداث مدارس ندیده اند؛ آنان همواره گسترش مدارس را مورد تأیید قرار داده اند؛ بلکه برخی از آنان به بنای مدارس مهمی دست زده اند.
غرض از طرح این نکته، تنها تأکید بر این است که روزگاری مسجد، یگانه پایگاه مهم آموزشی در کشورهای اسلامی بوده است. نقطه آغازین این حرکت نیز - همان گونه که گذشت - بنای مسجدالنبی بوده است.
ترسیم فضای آموزشی حاکم بر این مسجد تا حدود زیادی سیمای مسجد نمونه را در ابعاد فرهنگی - آموزشی برای ما روشن می کند.
پیامبر صلی الله علی و آله در مسجد خویش آیه های قرآن، احکام و معارف دینی و حتی مسائل تاریخی را به مردم آموزش می داد.(35)
مطالبی که در این جلسات ارائه می شد، متناسب با میزان توان فکری شنوندگان بود. (36)
این جلسات از نظر فاصله زمانی به گونه ای تنظیم شده بود که باعث خستگی و ملال شنوندگان نشود. عبدالله بن مسعود گفته است:پیامبر صلی الله علی و آله جلسات سخنرانی را همه روزه برگزار نمی کرد؛ زیرا بیم آن داشت که شنوندگان خسته شوند.(37)
شواهد نشان می دهد که این جلسات پس از برخی نمازها مانند نماز صبح و شام که شمار بیشتری از مردم در مسجد حضور می یافته اند، بیشتر برگزار می شده است.(38) شور و نشاط فراوانی در حفظ و ثبت مطالبی که رسول خدا صلی الله علی و آله بیان می نمود، در میان شنوندگان وجود داشت.
افرادی که احیاناً به دلیلی توفیق حضور در این جلسات را نمی یافتند، به دیگران سفارش می کردند تا گفته های پیامبر صلی الله علی و آله را کلمه به کلمه ثبت و حفظ کنند و در فرصت مناسب برای آنان بازگو نمایند.(39)
علاوه بر جلسات رسمی سخنرانی، جلسات آموزشی و پرسش و پاسخ نیز در مسجد پیامبر تشکیل می شد. در این جلسات تنها یک نفر سخن نمی گفت؛ بلکه به صورت گفتگو و محاوره ای ادامه می یافت.
آن حضرت بسیاری اوقات پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب در مسجد می ماندند. بخشی از این وقت صرف پاسخگویی به پرسشهای دینی و حتی تعبیر خوابهایی که مسلمانان دیده بودند، می شد.(40)
پیامبر صلی الله علی و آله همچنین برای تازه مسلمانان - که طبعاً به آموزشهایی ویژه نیاز داشتند - جلساتی جداگانه تشکیل می دادند.(41) گاه در حضور آن حضرت مراسم مسابقه شعر و سخنرانی بر پا می شد و پیامبر صلی الله علی و آله جوایز برگزیدگان را به آنان اهدا می فرمود.(42)
فعالیتهای آموزشی مسجد پیامبر در غیاب آن حضرت و هنگامی که ایشان در جبهه های جنگ حضور می یافتند، تعطیل نمی شد؛ بلکه کسانی چون عبدالله بن ام مکتوم و عبدالله بن رواحه، اداره امور مسجد را بر عهده می گرفتند.(43)
جلسات آموزشی نیز با نبود آن حضرت ادامه می یافت؛ زیرا استاد و مدرس کلاسهای آموزشی مسجدالنبی تنها پیامبر صلی الله علی و آله نبود. افراد دیگری نیز که از صلاحیتهای علمی لازم برخوردار بودند، اداره این جلسات را بر عهده داشتند. عبدالله بن رواحه که یک چهره علمی بود، جلسات مربوط به توحید و معاد و مسائل اعتقادی را اداره می کرد.(44)
پیامبر صلی الله علی و آله حتی در هنگام حضور، گاه در چنین مجالسی شرکت می نمود و به عنوان شنونده و تماشاگر، گفت و شنودهای علمی را نظاره می کرد.
آن حضرت در باره چنین مجالسی می فرمود:من نشستن در چنین مجالسی را بر نشستن در جلسات دعا و نیایش - که در گوشه ای دیگر در مسجد بر پا بود - ترجیح می دهم؛ زیرا من برای آموزش و تعلیم مردم، به پیامبری مبعوث شده ام.(45)
عباده بن صامت، نوشتن و قرآن خواندن را به اصحاب صفه می آموخت.(46) جابر بن عبدالله نیز حلقه درس مخصوصی داشت که جمعی دانشهای دینی را از او فرا می گرفتند.(47)
در تاریخ از شخص دیگری به نام ثابت بن قیس نام برده شده که گاه در مسجد برای مردم به ایراد سخنرانی می پرداخت.(48)
امیر المؤمنین علیه السلام نیز گاه در حالی که یک پله پایین تر از جایگاه پیامبر صلی الله علی و آله می نشست، بر منبر برای مردم سخن می گفت.(49)
پیامبر صلی الله علی و آله کوشش می نمود تا دامنه این تلاشهای آموزشی به دیگر مساجد نیز سرایت کند. بر پایه شواهد تاریخی، مسجد قبا نیز دارای
شور و نشاط علمی و فعالیتهای فرهنگی بوده است.(50)
پیامبر صلی الله علی و آله در برهه ای از زمان، معاذ بن جبل را که یک چهره علمی به شمار می آمد، به امامت جماعت آن مسجد منصوب نموده بود.(51)
در سال هشتم هجری نیز پس از آن که مکه توسط مسلمانان فتح شد، پیامبر صلی الله علی و آله بی درنگ معاذ بن جبل و ابو موسی اشعری را مأمور کرد تا در مسجدالحرام به مردم مکه، قرآن، فقه، و دیگر مسائل دینی را آموزش دهند.(52)
شور و نشاط علمی حاکم بر مسجدالنبی تا سالها پس از رحلت پیامبر صلی الله علی و آله ادامه داشت. امیر المؤمنین علیه السلام با حضور در مسجد، مشکلات قضایی و علمی مسلمانان را رفع می کرد. تا آن جا که از خلیفه دوم نقل شده که گفته است:با حضور علی علیه السلام در مسجد کسی حق فتوا دادن ندارد.(53)
به دلیل شرایط خاص سیاسی، حضور علمی امام باقر و امام صادق علیه السلام در مسجدالنبی نسبت به دیگر امامان رشدی فزاینده یافت.(54)
شاگردان آن دو امام بزرگوار همچون: ابان بن تغلب، معاذ بن مسلم، حمران بن اعین و زراره بن اعین نیز دارای جلسات علمی بودند.(55)
محمد بن حکیم یکی از شاگردان امام موسی کاظم علیه السلام در مسجدالنبی به بحث و گفتگوهای علمی می پرداخت.(56)
امام رضا علیه السلام نیز با حضور در مسجد پیامبر به آن دسته از مشکلات علمی که همگان از حل آن درمانده بودند، پاسخ می گفت.(57)
اینها همه به ما می فهماند که مسجد برای همیشه جایگاه آموزش و فراگیری معارف اسلامی است.